قرار شد تا مناظره ای برای بودن یا نبودن برانکو داشته باشیم، با این امید که بر مبنای آن به نتیجه ای مناسب دست پیدا کنیم.
در آغاز سخن اعلام می کنیم مخالفت با برانکو و کادر فنی تیم ملی نباید به معنای مخالفت با تیم ملی قلمداد شود. این نکته اول این بحث است .نکته دوم اسا اخلاق گرایی در مناظره است چنانکه شاهد بودیم در این مدت عناوینی چون وطن فروش ، هو چی گر، مزدور دنیزلی و ... به منتقدان برانکو داده شد!
در آغاز مناظره بحث اینگونه شروع شده است که تعریف ما از فشار بر تیم ملی چیست؟همکار عزیزم ایمان موتمنی تعریف جالبی از تفاوت فشار با انتقاد عنوان نمودند ایشان می گویند اگر انتقاد همراه با راه حل باشد هیچگاه به معنای فشار نیست. معتقدیم اکثر انتقاد هائی که به برانکو وارد می شود همراه با راه حل است. مهمترین انتقاد ها نسبت به برانکو چیست ؟
1/ از برانکو پرسیده می شود چرا در جهت تقویت کادر فنی هیچ واکنشی انجام نمی دهد و این تمرکز بیش از اندازه بر روی او تیم ملی را دچار یک نواختی و عدم تاکتیک متنوع کند آیا این فشار است ؟برانکو با لجبازی و شاید هم ترس شاهرخی ، فرکی و سجادی را در تیم ملی نگاه داشته است ! همه می دانیم هیچ کدام از این گزینه ها نه مدیریت و نه دانش فنی و نه وجهه عمومی دارند به همین دلیل معتقدیم برانکو برای حفظ شغل خودش می خواهد نیمکت تیم ملی را تضعیف کند آیا این فشار به تیم ملی است ؟
2/ برانکو همین نگاه را بر روی بازیکنان تیم ملی هم ارائه می کند! او حاضر نیست دایره انتخاب بازیکنان را بیشتر کند و جالب اینجاست که بعد از چند سالی که تیم ملی ما تقریبا با همین نفرات بازی می کند باز از محدود بازیهای تیم ملی جهت هماهنگی همان نفراتی استفاده می کند که باید تا به حال هماهنگ شده باشند، اما شاهدیم که همین نفرات هیچ پیشرفتی از لحاظ هماهنگی پیدا نکرده اند! در طول بازیهای مقدماتی جام جهانی و حتی بعد از آن هرگز آن مثلث آتشین سمت راست ما در رقابتهای جام ملتهای آسیا شکل نگرفت !واقعا چرا؟ جناح چپ ما بعد از افت نیکبخت نتوانسته است شکل بگیرد !زارع و نصرتی و حتی نوید کیا بار ها آزمایش شده اند اما برانکو باز یا نمی تواند یا نمی خواهد(چرا؟) بازیکن جدیدی را آزمایش کند! در مورد زوج میانه میدان باید از علوی یا زندی یا نوید کیایی استفاده کرد!نویدکیایی که در تیم بو خوم که در دسته دوم بوندس لیگا است ذخیره است ! سوال این است که چرا از پاشازاده بهره نمی گیرند ؟ می گویند پاشازاده آماده نیست می پرسیم آیا عدم آمادگی پاشازاده (اگر صحت داشته باشد )کمتر از نوید کیا است ؟آیا برانکواز او یک بازی دیده است ؟آیا بازیکنی که در اروپا آماده نباشد بازی می کند که اگر این گونه است چرا مردانی نظیر میناوند از همان لیگ باز گشتند ؟ چرا مهدوی و یزدانی و امامی فر از بلژیک باز گشتند ؟
در حالیکه در قلب دفاع تیم ملی تنها گل محمدی و رحمان رضایی را داریم آیا نمی توان از آلترناتیو پاشازاده استفاده کرد ؟ در مورد سامره عنوان می شود که چون او در لیگ سطح پایین امارات بازی می کند قابل دعوت کردن نیست ؟ می پرسیم چرا لیگ امارات را سطح پایین می دانیم در حالی که همین لیگ سطح پاین به زعم آقایان امسال در فینال جام باشگاههای آسیا بود و همین تیم العین در فصل های پیش با مربیگری متسو قهرمان آسیا شد! اگر لیگ امارات سطح پایین است و نباید بازیکنی از آن دعوت کرد پس چرا کریمی به تیم ملی دعوت می شد ؟در مورد فرهاد مجیدی سوالی داریم چرا فرهاد به تیم ملی دعوت نمی شود ؟ می گویند چون به برانکو توهین کرده است!مگر نه اینست که در تمام دنیا برای ساختن یک تیم باید از تمام نیروهای خود استفاده کنند؟ نگارنده به عنوان کسی که رشته اصلیش مدیریت بوده اعلام می کند، اگر تیم ملی مدیریت صحیحی داشت می توانست باعث آشتی مجیدی با برانکو شود !در فرانسه دومنش با مدیریت صحیح انسانی خود باعث بازگشت ما کله له، تورام ، زیدان و آنلکا به تیم ملی شد، چرا جناب مدیر فنی که هیچ کاری جز چرت زدن بر روی نیمکت تیم ملی ندارد این کار نمی کند ؟
می پرسیم آیا این همه به این دلیل نیست که برانکو با لجبازی فقط می خواهد خود بر مسند کار باشد؟ آیا با وجود مسائلی همچون عدم دادن فرصت مناسب به بازیکنانی نظیر منیعی ،آل نعمه و ... در سمت چپ و نیمکت نشاندن بی دلیل کاظمیان، مبعلی و عنایتی در اداوار مختلف اردو های تیم ملی و عدم استفاده از دروازه بان دوم و حل نشدن ضعفهای مفرط میرزاپور باز می توان به عدالت برانکو در مورد بازیکنان اعتقاد داشت ؟ با وجود تعویضهای یکنواخت و بازی دادن هم زمان به دایی و هاشمیان باوجود داشتن خصوصیات مشابه فنی ،باز می توان امیدوار بود تا تیم ملی با وجود برانکو از این یکنواختی نجات پیدا کند ؟
3/ در مورد افتخارات تیم ملی به رهبری برانکو نظری داریم و برای بیان آن به ضرب المثلی اشاره می کنیم! می گویند آسیایی ها در گذشته سیر می کنند ،آفریقاییها در حال زندگی می کنند و اروپاییها و آمریکاییها به آینده چشم می دوزند !افتخارات برانکو برای ما قابل احترام است ولی آیا به صرف این افتخارات باید چشم بر کاستیها بست؟ آیا آلمان باید به دنبال بکن بائر برود چون با او قهرمان جام جهانی در سال 1990 شده است ؟آرژانتین باید به دنبال بیلاردو و منوتی رود یا انگلستان باید مرحوم سر الف رمزی را از قبر بیرون کشد تا به فتح جام جهانی خوش بین شود ؟
ما با برانکو به رتبه سوم جام ملتهای آسیا رسیدیم آیا چون با مایلی کهن و مرحوم دهداری هم به این مقام رسیده ایم باید به دنبال آنها برویم ؟ تیم ما در بازیهای پکن 1990 با پروین و در بانکوک 1998 با پور حیدری قهرمان بازیهای آسیایی شد باید پروین و پور حیدری را به این خاطر دو باره به تیم ملی آوریم ؟مسلما خیر و..بگذریم...
در مورد صعود به جام جهانی می گوییم در دوره های مقدماتی جام جهانی 1998 و 2002 به مانند این دوره تا روز ماقبل آخر در صدجدول بودیم و به یک باره در روز آخر درست به مانند این دوره به رده دوم رفتیم اما سهمیه مناسب فیفا برای آسیا این فرصت را داد که دو تیم از هر گروه به جام جهانی صعود کند!
معتقدیم کارنامه برانکو خوب است اما عجیب و باور نکردنی نیست، ضمن آن که در جام جهانی دیگر با بحرین ،ژاپن ،کره جنوبی و مقدونیه بازی نمی کنیم و ضعیف ترین آنها تیمهائی نظیر ترینیدا تو باگویی است که شاهد بودیم در منامه -که ما آن گونه با ترس و لرز از آن بز گشتیم -پیروز می شود! به همین دلیل معتقدیم عیار برانکو برای رقابتهای بزرگتر در هاله ای از ابهام قرار دارد !
اما در مورد راه حل همان طوری که عنوان شد و همگان چه منتقدان تیم ملی چه طرفداران برانکو به آن اذعان دارند این است که تیم ملی در وضعیتی است که نیاز به دگر گونی دارد! حدود 7 ماه وقت برای ترمیم این تیم وجود دارد .7 ماهی که می تواند شوک به این تیم دهد شوکی که بنا به خصوصیت ما ایرانیها همواره موثمر ثمر بوده است.
این شوک می تواند تمامی بازیکنان را با انگیزه کند. این شوک می تواند دست ما را در برابر حریفان آتی خود روشن نکند !الان همگان می دانند برانکو چه بازیکنانی را با خود به جام جهانی می برد چگونه در آنجا بازی می کند و تعویضهایش چه خواهد بود ؟ بخاطر بیاوریم تیم ما در زمان کوتاهی با شوک رفتن مایلی کهن و آمدن وی یرا در برابر ژاپن و استرالیا فوق العاده بود !باز یاد داریم ایویچ با زمان بسیار کمی تیم ملی ما را متحول کرد و ابدون شک بازیهای فوق العاده ایران در جام جهانی ما حصل کار او بود.
تیم ملی ما می تواند کادر فنی بزرگی داشته باشد! مربی خارجی که می تواند اعتماد به نفس را به تیم ملی ما باز گرداند.
توقع بالائی نداریم! توقع داریم در جام جهانی شجاع و با تاکتیک بازی کنیم به نظر می آید یا برانکو باید با تغییر نگرشش و آوردن مردان بزرگتری نظیر مهاجرانی بعنوان مدیر فنی و جلالی بعنوان کمک مربی عوض شود و یا این که او را تعویض کنیم!
تیم ملی می تواند از دنیزلیبه جای برانکو بهره گیرد! به این دلیل که او گران است نمی توان او را نا دیده انگاشت .او شجاع با دانش و توصیه ناپذیر است. در روزنامه های امروز شاهد مصاحبه مهر علیزاده بودید که اعتراف کرده است در دعوت بازیکنان به تیم ملی دخالت می کرده است! دنیزلی مربی است که با فوتبال ما آشنا است. مشکل تیم ملی ما فقط نیازمند شوک است.
با این یکنواختی و حمایتهای خاله خرسه گونه به مانند آن چه در برنامه 90 هفته گذشته در مورد برانکو دیدیم به جایی نمی رسیم. معتقدیم عوض کردن هیچ مربی در دنیا به معنای تخریب تیم نیست !
اگر بخواهیم ساختمانی را تعمیر کنیم و ببینیم مهندس و بنا و یا عوامل فنی آن یکنواخت کار می کنند و آن ساختمان باز دچار همان مشکلات است چه باید کرد ؟ تیم ملی درد یک نواختی و زندگی مرداب گونه خود را دارد. تیم ملی ما از پشتیبانی مردمش بی بهره شده و در انزوا قرار گرفته است.
برانکو می گوید خوب کار می کند و تیم ملی خوب بازی می کند ولی همگان می دانند که این گونه نیست !آیا باید اجازه دهیم بقیه زمانمان هم با برانکو و طرز تفکر عجیبش هدر رود ؟