تبلیغات
دنیای فوتبال - پست های مصاحبه و گفتگو

منوی اصلی

  صفحه نخست
انجمنهای تخصصی
ایمیل به مدیر
اتاق چت وبلاگ
موتور جستجوی وبلاگ
درج در عـلاقه مندیـها
تبدیل به صفحه خانگی
ذخیره کردن این صفحه
خروج از وبلاگ

نویسندگان سایت

 

موضوع مطالب

 

دوستان

 
عکس/فیلم/بازی/نرم افزار/داستان/شعر عاشقونه/ترفند / فوتبال/هک

سایت مسخره ی علی کریمی

حوری حوری العین زنان مومن بهشتی

زمان پخش فوتبال های اروپا

باشگاه هواداران منچستر یونایتد

مرجع جدیدترین آهنگ ها

دنیای کامپیوتر

همه چیز در مورد کامپیوتر و اینترنت

وبلاگ هواداران بایرن مونیخ

دختری اهل فوتبال

کانون جک و لطیفه های جدید

وبلاگ هواداران تیم پرسپولیس تهران

آموزش افسونگری

عاشقی،علمی و...

مینا از همه چیز برای شما می گوید

اخبار و اطلاعات تاپ ورزشی


آرشیو سایت

 


نوشته شده در یکشنبه 10 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

مصاحبه یوفا دات کام با کاکا ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
 

سایت یوفا مصاحبه ای با کاکا ستاره برزیلی آث میلان انجام داده است !

کارلوس آلبرتو پریرا سرمربی تیم ملی برزیل از کاکا به عنوان یکی از بهترین استعدادهای برزیل نام برده است که در طی این 50 سال اخیر این کشور عرضه داشته است. از هنگامی که کاکا در سال 2003 از سائوپائولوی برزیل به آث میلان پیوسته است تاکنون توانسته است به خوبی ترکیبی از فوتبال زیبای برزیلی به همراه فوتبال تاکتیکی و نظم پذیر اروپایی را نشان دهد.
در اینجا این بازیکن 23 ساله آزادانه با یوفا دات کام صحبت می کند و نقطه نظراتش را درباره بازی و تفاوتهایی که از آمریکای جنوبی تا به اروپا است می گوید:


یوفا: شما از آکادمی مشهور جوانان سائوپائولو به اینجا آمدید. شما چگونه روند رشد بازیکن را در کشورتان نسبت به اروپا مقایسه می کنید؟
این مسئله ای است که در مقایسه برزیل و اروپا خیلی تفاوت دارد. باشگاههای برزیلی در هر جهت سیستم های پرورش جوانانشان بهتر است و آنها به استعدادهای داخلی شان بیشتر اعتماد می کنند. من چنین چیزی را در اروپا ندیده ام. من درباره کشورهای خاصی صحبت نمی کنم اما در ایتالیا سیاست شان واضح است که به جای پرورش دادن به خریدن بازیکن می پردازند. باشگاه های ایتالیایی برای پرورش یافتن یک بازیکن صبر ندارند. این بحث طولانی است که استعدادها اکثراً بخاطر این تصمیمات ضعیف از دست می روند .

یوفا: آیا شما فکر می کنید که این امر در بلند مدت جواب خواهد داد؟
بله، عدم توجه به جوانان می تواند منجر به صدمه به تیمهای ملی شود. برای مثال، بازیکنان جوان در ایتالیا فشاری مشابه آنچه که ما در این سن در برزیل داریم ندارند و این نمی تواند خوب باشد. ما در همه زمانها تست می دهیم، اما اعتماد بازیکنان را برای رفتار حرفه ای آماده می سازد. من عاشق این بودم که تیم ضعیفی با حرفه ای ها در سائوپائولو روبرو شود. شاید برخی قوانین باشگاهها را مجبور کند که حداقل تعدادی بازیکن پرورش داده خودشان را در تیم داشته باشند، همان چیزی که درباره اش بحث شد می تواند کمک کند.

یوفا: آیا این تصور که بازیکنان شرایشان را به باشگاهها تحمیل می کنند باور درستی است؟

من موافق این نیستم!برخی قوانین شبیه قانون بوسمن توازن را در چند سال گذشته تغییر داده اند. اگر شما هم مانع از عقد قرارداد برای انتقال به تیم دیگری شوید یا خواهان شرایط بهتری باشید آنها می توانند شما را بر روی نیمکت بنشانند. در این اوضاع هیچ قهرمان یا شروری وجود ندارد.

یوفا: آیا درامد بازیکنان خیلی زیاد است یا این که مناسب است؟ 

ببینید هواداران در هر بازی نمی آیند که برای رئیس یا هیئت مدیره هورا بکشند. آنها می خواهند نمایش ستاره شان را ببینند. من نمی خواهم تکبر داشته باشم، اما نگاه کنید به ورزشهای آمریکایی و نمونه اش بسکتبال NBA، جایی که برخی افراد می توانند 100 میلیون پوند در یک چشم بهم زدن بگیرند. درآمدهایی که فوتبال تولید می کند زیاد است ولی من فکر نمی کنم که پول زیادی بابت دستمزد بازیکنان در این بین خرج شود.

یوفا: شما درباره نقش مدیران برنامه ها در فوتبال چه فکر می کنید؟

اکثر آنها بد نام شده اند چرا که حرفه بدی است، اما مردم بد در زندگی ما در هر جایی هستند و تعداد زیادی از این افراد خوب وجود دارند که برای بازیکنان مفید هستند.

یوفا: نظرتان در رابطه با نقش رسانه ها و خبرنگاران در ورزش چیست؟


  رسانه ها برای هر مسابقه مهم هستند.اما بگذارید بگویم که فضولیها واقعا عذابم می دهند. پاپاراتزی ها(خبرنگارانی که در زندگی شخصی افراد تجسس می کنند) واقعاً اعصاب خراب کن هستند!

یوفا: آیا فکر می کنید تعداد بازیهای که بازیکنان در زمانه حاضر انجام می دهند زیاد و طاقت فرساست؟

این جوابش ساده است!این درست است که بازیها زیاد است اما بازیکن حرفه ای برای همین اینچنین تعریف شده است. هر چند که معتقدم تعداد بازیهای زیاد باعث شده استبازیکنان روحیه هیجان طلبی را که برای مسابقه هایی مانند داربی ها دارند از دست بدهند.


یوفا: نظرتان در موردمشکل دوپینگ در فوتبال چیست و  فکر می کنیدچه کاری می شود در این باره انجام داد؟

 دوپینگ و داروهای نیروزا در ورزش مشکلاتی هستند که نیاز به نظارت دائم دارند. خوشایند نیست که یک بازیکن سعی کند تا با تقویت کردن خود فیزیک طبیعی خود را تغییردهد. بازیکنان یک الگو برای بسیاری از مردم هستند و آنها باید به این تاثیرشان آگاه باشند. بنظر من معتاد شدن به داروها به بدی  اعمال غیر قانونی دیگر هستند.


 

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

هاشمیان:اگر به تیم ملی برگشتم,فقط به خاطر مردم بود ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
فیكس بودن در بایرن كار سختی است
هركس دلش می خواست به بلاژوویچ خط می داد

متین، با وقار و البته كم حرف و اخمو، این واژه هایى بود كه تا پیش از اینكه او را از نزدیك ببینم هر بار اسم وحید هاشمیان را مى شنیدم در ذهنم تداعى مى شد. او برخلاف تصورمان او هم مى خندید، هم شوخى مى كرد و خیلى رك و بى پرده هیچ سؤالى را بى جواب نمى گذاشت. «اگر به تیم ملى برگشتم تنها به خاطر مردم بود. تمام كسانى كه این روزها مى گویند عامل بازگشت وحید به تیم ملى بودند اصلاً تأثیرى در بازگشت ام به تیم ملى نداشتند.» این حرف وحید پاسخى شفاف به كسانى بود كه این روزها مى خواهند حضور دوباره او را در تیم ملى به نام خود تمام كنند.
وحید حرف هاى خواندنى دیگرى هم براى دلایل جدایى دو سال و نیمه اش از تیم ملى، دفاع از برانكو، گروه بندى ایران در جام جهانى و شانس تیم ملى براى صعود از گروهش داشت.
حرف هایى كه براى به زبان آوردن هر كدامشان یك استكان چاى از ما مى خواست!



ظاهراً نوى رورر براى تو خوش شانسى مى آورد حتماً خیلى دوست دارى كه او سرمربى تیم ملى شود!

وحید هاشمیان: باید از اینجا شروع كنم كه امسال من از نظر بدنى خیلى آماده بودم و هستم. نمى گویم لینن سرمربى قبلى هانوفر مرد خوب و واردى نیست اما تفكرات او دفاعى بود. لینن مى گفت وقتى تیم توپ را از دست مى دهد مهاجمان هم باید برگردند و توپ بگیرند. در واقع این كار براى تمام مهاجمان سخت و دشوار است.
اگر یك مهاجم برگردد عقب چطور مى تواند خودش را به دروازه نزدیك كند و گل بزند.با این سیستم ما تا رده سیزدهم جدول سقوط كردیم. چند مربى كاندید شدند كه سرانجام نوى رورر به عنوان جانشین لینن انتخاب شد.
مربى جدید كار هجومى را دوست داشت كه این براى همه راضى كننده بود. در واقع همین تفكرات اوست كه باعث مى شود هر بازیكنى براى كار با نوى رورر علاقه داشته باشد، با حضور این مربى حتى مدافعان ما هم توانستند گل بزنند.
تارنات 3 تا زد و سایر مدافعان هم پایشان به گلزنى باز شده. از روزى كه نوى رورر آمد ما 5 بازى در بوندس لیگا انجام دادیم كه اصلاً نباختیم. تازه 4 بازى هم خارج از خانه داشتیم كه ارزش كارمان را نشان مى دهد. امیدوارم نیم فصل دوم برایمان بهتر باشد. خودم كه انگیزه زیادى دارم چون مى دانم مى توانم گل بزنم.

برداریچ و اشتاینر زوج هاى خط حمله هانوفر هستند. با كدامیك راحت ترى؟

وحید هاشمیان: ما سعى مى كنیم بهترین بازیهایمان را انجام دهیم و در واقع مربى هرچه بخواهد همان مى شود. در حال حاضر ما 5 مهاجم داریم كه تشنه گلزنى هستند. برداریچ تلاش مى كند تا با گلزنى در بوندس لیگا به تیم ملى آلمان دعوت شود. اشتاینر هم مى خواهد در جام جهانى براى چك بازى كند. من هم كه براى حضورى بهتر و آماده تر در تیم ملى فقط تلاش مى كنم. همین مسأله باعث مى شود بعضى وقت ها كمتر به هم پاس بدهیم تا خودمان گلزن باشیم.

در مورد نیم فصل اول بوندس لیگا صحبت كن. هانوفر هشتم شد. از این وضعیت راضى هستید؟

وحید هاشمیان: فوتبال موقتى است یعنى یك زمان شما موفق هستید و در زمانى دیگر ناموفق. هانوفر امسال تا هفته دوازدهم ناموفق بود و از هفته سیزدهم تا هفدهم شرایط را تغییر داد.

تیم ما امسال پتانسیل لازم را دارد. استادیوم جدیدى براى رقابت هاى جام جهانى ساخته شده و على رغم بضاعت كم باشگاه، بازیكنان گرانقیمتى خریدارى شده اند.
هدف هانوفر این است كه خودش را به رقابت هاى بین المللى برساند و فكر مى كنم بتوانیم به جام یوفا راه پیدا كنیم.

وقتى اول فصل به هانوفر رفتى امید اول گلزنى این تیم بودى. چنین مسأله اى روى تو فشار ایجاد نمى كرد؟

وحید هاشمیان: این فشار همیشه روى من وجود دارد ولى هیچ وقت دوست ندارم ضعفم را به گردن كس دیگرى بیاندازم. قبول دارم قسمتى از ناكامى هایم تقصیر خودم بود اما نباید تاكتیك هانوفر را از یاد برد. ما جورى بازى مى كردیم كه اگر مساوى هم مى گرفتیم خودش هنر بود. هانوفر جرأت نداشت كار هجومى انجام دهد.

و در این مورد با مربى صحبت نكردى؟

وحید هاشمیان: این مشكلى است كه باشگاه هم از آن آگاه بود. به همین خاطر هیچ وقت روى من فشار نمى آورد. مسؤولان مى دانستند مشكل از تیم است نه من.

لینن هم همیشه مى گفت وحید وظایف خود را به درستى انجام مى دهد. انگار او هم از تو راضى بود.

وحید هاشمیان: بله، وقتى معلم به شما درس مى دهد باید همان درس را پس بدهید نه اینكه كار دیگرى بكنید. من وظایفم را به طور كامل انجام مى دادم. لینن در آلمان براى همه شناخته شده است. او همیشه دوست دارد تیم اش بسته بازى كند و روى ضد حملات به گل برسد. من نمى گویم این تاكتیك بدى است، اتفاقاً بعضى جاها جواب مى دهد ولى نباید همیشه از این تاكتیك استفاده كرد. او معتقد است كه خیلى مهم نیست مهاجمان گل بزنند حتى گلر هم مى تواند در نقش یك گلزن ظاهر شود. به هرحال تفكرات او هم براى خودش جایگاهى دارد.

اول فصل مى دانستى قرار است در چنین سیستمى بازى كنى؟

وحید هاشمیان: نه، به آن شكل نمى دانستم.

یعنى حدس نمى زدى؟

وحید هاشمیان: نه، تا به حال در زندگى ام نه فوتبال اینجورى دیده ام و نه فوتبال اینجورى بازى كرده ام. اگر مى دانستم شرایط این طور است شاید به این تیم نمى آمدم.

وقتى به هانوفر رفتى چقدر طول كشید باور كنى شرایط این طور است؟

وحید هاشمیان: راستش پیش از شروع فصل ما در بازیهاى تداركاتى هم با چنین سیستمى بازى مى كردیم. من فكر مى كردم در شروع بوندس لیگا چهره تیم فرق مى كند و هجومى مى شود ولى دیدم نه، اشتباه فكر كرده ام.

یعنى در بازیهاى تداركاتى هم دفاعى كار مى كردید؟

وحید هاشمیان: بله، هم در تمرین و هم در بازیهاى تداركاتى. حالا فرقى نمى كرد حریف تیم دسته چهارمى باشد یا دسته اولى.


روزهاى سخت
هاشمیان و خاطرات بایرن


و اما به اینجا مى رسیم كه تو حدود 8 ماه در بوندس لیگا گل نمى زدى و 6 ماه هم در تیم ملى. از آن روزهاى سخت حرف بزن.

وحید هاشمیان: فقط مى دانستم كه از نظر بدنى در شرایط بسیار خوبى هستم. از طرفى نباید گفت من 18 ماه در جریان بازیهاى بوندس لیگا گل نزدم. وقتى در بایرن بودم فقط در چند بازى اول فیكس بودم و بعداً خیلى كم به من بازى رسید. در مورد امسال هم كه از شرایط توضیحات لازم را دادم. ما دفاعى كار مى كردیم و نمى شد این طلسم را بشكنیم. از سویى من در بازیهاى چهارجانبه تهران همراه با تیم ملى بازیهاى خوبى انجام دادم و قبل از آن هم اگر بد بودم به خاطر این بوده كه ایران بد بازى كرده ، مثلاً در بازى با كره جنوبى كه 0- 2 باختیم تنها من ضعیف كار نكردم، بلكه مجموعه تیم ملى بد بود.

به این فكر كرده اى كه در نیم فصل دوم چند گل دیگر بزنى؟

وحید هاشمیان: من تجربه خوبى به دست آورده ام. هر بازیكنى كه خودش را تحت فشار بگذارد ضریب موفقیت اش كمتر مى شود. باید درست هدفگذارى كرد. مثلاً من امسال هدفگذارى كرده بودم كه خوب بازى كنم و همین مسأله باعث شده بود در تمرینات و بازیها تمام تلاشم را كنم. زمانى هم كه در بوخوم كار مى كردم نمى گفتم امسال باید 20 یا 22 گل بزنم. چون در این صورت بازیكن تحت فشار قرار مى گیرد و نمى تواند كارش را به درستى انجام دهد. چون ممكن است چندبازى اول گل نزند و از نظر روحى به هم بریزد. این فشار كاذب مى تواند از هر نظر تأثیرگذار باشد. در نیم فصل دوم هدف من این است كه بدنم را آماده نگه دارم و سعى كنم خوب بازى كنم و گل بزنم.

وقتى به بایرن رفتى چطور؟ فكر مى كردى فقط یك گل آن هم در جام حذفى بزنى؟

وحید هاشمیان: اصلاً. من حدس مى زدم كه حداقل 18 تا گل بزنم. ولى دیدید كه آن صورت به من بازى نرسید و نتوانستم موفق باشم.

یعنى فكر مى كردى در كنار ماكاى و پیزارو جزو فیكس ها باشى؟

وحید هاشمیان: راستش نه. فیكس بودن در بایرن كار سختى است. مگر اینكه نیرویى پنهانى پشت سر تو باشد! من مى دانستم شرایط سختى پیش رویم است ولى ناامید نبودم. سعى داشتم كم كم گل بزنم و خودم را جا بیاندازم كه متأسفانه نشد. اگر مى ماندم كار سخت تر مى شد به همین خاطر تصمیم گرفتم جدا شوم.

شاید تو حس جنگندگى نداشتى ، خیلى از بازیكنان نیمكت نشین مى مانند و مى جنگند تا یك روز به تركیب ثابت برگردند ولى تو این كار را نكردى؟

وحید هاشمیان: من بعد از چند سال تجربه به این نتیجه رسیدم كه باید بروم. مسائلى وجود داشت كه نشان مى داد راهى جز جدایى وجود ندارد. مثلاً همین روى ماكاى 5 هفته هم گل نزند دوباره فیكس است.

ولى گوئررو چطور؟ او موفق شد؟

وحید هاشمیان: او هم شانس زیادى براى بازى ندارد. از طرفى گوئررو 21 ساله بود و من 28 ساله. بایرن مى توانست تا 7 سال دیگر از این مهاجم استفاده كند ولى از من چى. مطمئن باشید یك مربى تمام این مسائل را در نظر مى گیرد.

چرا بایرن بازیكن ایرانى مى گیرد و به این راحتى همان بازیكن را از دست مى دهد. انگار آنها از روى برنامه خریدهاى ایرانى خود را انجام نمى دهند و بعد از یك سال اقدام به فروش آنها مى كنند.

وحید هاشمیان: ولى من چنین نظرى ندارم. مطمئن باشید تیمى مثل بایرن روى یك یورو هم حساب كرده. مثلاً آنها على دایى را زمانى مى خواستند كه نیاز به یك سرزن داشتند اما از شانس بد او یكهو یانكر رو شد و اوج گرفت.
وقتى من رفتم پیزارو و سانتاكروز آماده نبودند كه آنها هم یكدفعه مطرح شدند تا جا براى من تنگ و تنگتر شود. پس فكر نكنید بایرن بدون برنامه بازیكن ایرانى مى گیرد. الان هم على را به خاطر تكنیك اش به خدمت گرفته اند. در بایرن رقابت شدیدى وجود دارد كه اگر نتوانى در كورس باشى، بهتر است بروى.

شاید اگر به بایرن نمى رفتى، در بوندس لیگا موفق تر مى شدى.

وحید هاشمیان: من وقتى 23 گل براى بوخوم زدم چند پیشنهاد خوب از بوندس لیگا داشتم.

ظاهراً از انگلیس هم پیشنهاد رسیده بود؟

وحید هاشمیان: نه، اگر هم داشتم نمى رفتم چون من آلمان را خیلى دوست دارم. خب در آن زمان ماگات مرا براى اشتوتگارت مى خواست. بایرن هم به من پیشنهاد داده بود. بعد اتفاق جالبى افتاد. ماگات رفت بایرن و من هم به این باشگاه رفتم. یعنى هم سرمربى مرا مى خواست و هم بایرن ولى بعضى وقت ها آدم یك فكرهایى مى كند كه درست از آب درنمى آید.

شاید اگر از بوخوم به هانوفر مى رفتى و بعد به بایرن مى رسیدى، شرایط بهتر مى شد؟

وحید هاشمیان: اصلاً. این دیوانگى محض است كه بازیكنى پیشنهاد بایرن را رد كند و قطعاً به دویسبورگ برود. مى فهمید كه چه مى گویم.

پس از اینكه به بایرن رفتى، پشیمان نیستى.

وحید هاشمیان: اتفاقاً من تجربه خوبى به دست آوردم. در 7 سال و نیمى كه در آلمان هستم كلاً تجربیات خوبى كسب كرده ام. موافق این نیستم كه یك بازیكن باید 3 سال در یك باشگاه بماند. بلكه او باید به شهرها و تیم هاى مختلف برود تا كار با مربیان جدید را تجربه كند. الان من خودم چنین وضعیتى دارم و شاید سال بعد هم از هانوفر جدا شدم.

به این فكر نكرده اى كه روزى از فوتبال آلمان بیرون بزنى و به جاى دیگرى بروى؟

وحید هاشمیان: نه خیلى، ولى اگر پیشنهاد خوبى باشد چرا كه نه. منتظرم جام جهانى تمام شود. اگر پیشنهاد جالبى به دستم رسید به آن فكر مى كنم. راستش من در آلمان به سقف فوتبالى ام رسیده ام چون دیگر بالاتر از بایرن كه نداریم. اولویت بعدى من ایتالیاست، كشورى كه تیمى مثل میلان دارد. بعد هم انگلیس را دوست دارم. نمى دانم چه سرنوشتى در انتظار من است. فعلاً باید منتظر جام جهانى بمانم.


جوكثیف
و تیم ملى تمیز!


شاید بارها به این سؤال پاسخ داده باشى ولى چه شد كه تصمیم گرفتى دوباره به تیم ملى برگردى؟

وحید هاشمیان: راستش وقتى نمى آمدم مى گفتند چرا نیامدى و حالا كه آمده ام مى گویند چرا آمدى. (مى خندد)

واقعاً شرایط نسبت به گذشته چقدر تغییر كرد كه تصمیمت را عوض كردى؟

وحید هاشمیان: من سه سال و نیم براى تیم ملى بازى نكردم. علت اصلى خداحافظى ام باندبازى و پارتى بازیهایى بود كه صورت مى گرفت. این مسائل روى فوتبال من بسیار تأثیرگذار بود. مدیران بعضى از باشگاه ها به مربیان تیم ملى خط مى دادند تا بازیكنانشان در تركیب ثابت باشند. هركس دلش مى خواست به بلاژویچ خط مى داد. من وقتى این چیزها را دیدم تصمیم گرفتم خداحافظى كنم. واقعاً نمى گذاشتند براى تیم ملى كشورم بازى كنم. وقتى رفتم یكى از روزنامه ها نوشت حالا وحید مى نشیند و صعود ما را به جام جهانى مى بیند.
فكر نكنید من از حذف تیم ملى خوشحال مى شدم ولى مطمئن بودم كه تیم ملى با بازیكنانى كه داشت به جام جهانى صعود نمى كرد. بلاژویچ هم كه مدام در تلویزیون بود و فقط به درد كارهاى تبلیغاتى مى خورد. حالا كه برگشته ام به جرأت مى گویم برگرداندن من كار هیچكس نبودم.
خودم تصمیم گرفتم برگردم چون تیم ملى داشت از جام جهانى حذف مى شد و مردم غمگین مى شدند. با اینكه دوست نداشتم دیگر به تیم ملى بیایم اما سرانجام برگشتم.

در آن زمان تو با بلاژ صحبتى نكردى؟

وحید هاشمیان: اصلاً برایم قابل هضم نبود. من در دومین بازى بوندس لیگا براى بوخوم فیكس كار كردم و جزو بهترین بازیكنان زمین شدم ولى در ایران با نامهربانى هاى زیادى مواجه مى شدم. من از بازى دوستانه قطر تا بازى مقدماتى جام جهانى 2002 مقابل تایلند همراه تیم ملى بودم. ولى سرمربى مرا روى نیمكت مى گذاشت. تمام این مسائل به من ضربه زد چون همان زمان عضلات شكمم پاره شد و زجر زیادى كشیدم. به نظر شما باید چه كار مى كردم؟ خداحافظى تنها راه بود و حالا هم مى گویم كسى روى بازگشت من تأثیرى نداشت.

تو خیلى راحت تصمیم گرفتى. شاید اگر مى ماندى و مى جنگیدى موفق مى شدى؟

وحید هاشمیان: اینها حرف است. فضاى آن زمان تیم ملى جورى بود كه نمى شد ماند. خیلى ها ماندند و من تصمیم گرفتم بروم و فكر مى كنم كار درستى انجام دادم. تازه من اگر روحیه جنگندگى نداشتم كه نزدیك به 7 سال در آلمان طاقت نمى آوردم. همین نوى رورر مرا مدت ها روى نیمكت گذاشت ولى اینقدر جنگیدم كه به حقم رسیدم. بعضى وقت ها شرایط فرق مى كند. اگر واقعاً حقم باشد كه فیكس باشم اما مربى مرا روى نیمكت بگذارد ناراحت مى شوم ولى در صورتى كه شرایطى برعكس داشته باشم مى دانم كه نیمكت نشینى حقم است و حرفى نمى زنم.

وضعیت فعلى تیم ملى چطور است؟

وحید هاشمیان: خوب. فقط لازم است كه بدانید دیگر تیم ملى در حصار استقلال و پرسپولیس نیست.

پس قبلاً این دو باشگاه در تیم ملى باندبازى مى كردند!

وحید هاشمیان: منظور من این نبود. فضاى كلى تیم كثیف بود و بعضى از بازیكنان مسن سعى مى كردند جو تیم را به هم بریزند تا شرایط را به نفع خود تغییر دهند ولى الان اغلب بچه ها جوان هستند و نمى توانند از این كارها كنند. بچه هاى مسن تیم هم بازیكنان خوبى هستند كه حضورشان براى تیم بسیار مثبت است.

شاید الان برخى از بازیكنانى كه دیگر در لیست تیم ملى جایى ندارند مثل گذشته تو فكر كنند. مثلاً بعضى از آنها على رغم آمادگى یا روى نیمكت مى نشینند یا اصلاً دعوت نمى شوند. مثل كاظمیان، مبعلى و ...

وحید هاشمیان: من فكر نمى كنم مشكلى براى آنها وجود داشته باشد. اگر این بازیكنان در تیم ملى خوب باشند مطمئناً برانكو آنها را خط نمى زند. ببینید در زمان قدیم حتى ذخیره ها هم استقلالى و پرسپولیسى بودند ولى الان اغلب باشگاه ها در تیم ملى نماینده دارند، یعنى باندبازیهاى قبلى وجود ندارد. من فكر مى كنم برانكو با دعوت نكردن كاظمیان و مبعلى خواسته به آنها تلنگرى بزند. به نظر من كاظمیان نسبت به گذشته افت داشته و دعوت نشدنش مى تواند او را به مرز آمادگى برساند. ایمان مبعلى هم بى شك حالا تلاشش را بیشتر مى كند تا به تیم ملى برسد.

تو بعد از بازى با مقدونیه این بار به تماشاچیان اولتیماتوم دادى. بعد از آن بازى گفتى اگر تماشاچیان علیه تو شعار بدهند خداحافظى مى كنى. آن حرف را جدى زدى؟

وحید هاشمیان: بله، اما اینكار در شرایط خاصى عملى مى شود. زمانى كه احساس كنم واقعاً بد بازى مى كنم و طرفداران علیه من شعار مى دهند، مطمئن باشید از تیم ملى خداحافظى مى كنم و مى روم. ولى اگر احساس كنم خوب هستم و 2-3 هزار نفر كه علیه من شعارى مى دهد از فردى خط گرفته باشند هرگز این كار را نمى كنم.

به بحث بازیهاى تیم ملى مى رسیم و اینكه هیچكس از عملكرد تیم ملى راضى نیست. همه مى گویند تیم ملى زیبا بازى نمى كند. تو با این نظر موافق هستى؟

وحید هاشمیان: من نمى خواهم از تیم ملى یا فرد خاصى دفاع كنم. همه به اندازه خودشان فوتبال را مى فهمند و آن را بلدند. یك زمان هست كه ایران جلوى كره شمالى قرار مى گیرد، تیمى كه با یك دفاع فشرده و بازى بسته اجازه نمى دهد بچه ها حركت كنند.
مطمئن باشید اگر همین كره بیاید جلوى ما فوتبال بازى كند مى توانیم گل هاى بیشترى به حریف بزنیم. یا اینكه ما جلوى بحرین در تهران بدشانسى مى آوریم و همان ثانیه هاى اول یك توپ به تیر مى زنیم. مطمئناً اگر همین توپ گل مى شد، 3-4 تا به حریف مى زدیم.
بحث یك یا دو بازى نیست، مدت ها است كه تماشاچیان از تیم ملى بازى زیبا ندیده اند. آنها هم انتظاراتى دارند.
من یك سؤال دارم، اگر اوت مى شدیم سخت تر بود یا بد بازى مى كردیم.
ولى چرا نباید تیم ملى زیبا بازى كند و به جام جهانى برود.

یعنى ایران در بازى آخر مقابل بحرین با حمایت 80 هزار تماشاچى نمى توانست حریف را حداقل در زمین اش حبس كند. چون در همان بازى و در نیمه دوم بحرین اغلب توپ را در اختیار داشت.

وحید هاشمیان: شما فكر نكنید بحرین تیم ضعیفى است. آنها هم در چند سال اخیر به قدرت هاى آسیا پیوسته اند. اگر این تیم كمى تجربه داشت مطمئناً به عنوان تیم پنجم قاره به جام جهانى مى رسید. قبول كنید دیگر تیم ملى نمى تواند به قطر با بحرین 4 گل بزند.
آن دوران به پایان رسیده. مقابل همین قطر اگر در دقیقه 35 گل نمى زدیم كه در همان دور مقدماتى مقدماتى! حذف مى شدیم. ما همان روزها خدا خدا مى كردیم به جام جهانى برسیم ولى حالا این حرف ها و حدیث ها به راه افتاده. یادمان نرود كه آرزویمان بود فقط صعود كنیم.

به عنوان آخرین سؤال از جام جهانى صحبت كن. گروه بندى را چطور مى بینى؟ تیم ملى در چه شرایطى مى تواند در این تورنمنت مهم موفق باشد و حرف هایى كه مى توانى در این باره بزنى.

وحید هاشمیان: اهل پیش بینى نیستم ولى فكر مى كنم شرایط به نفع ما است. چون حریفان دیگر فكر مى كنند ما ضعیف هستیم و مى توانند شكستمان دهند. این پوئن مثبتى است چون حریفان ما را شل مى گیرند و فقط حمله مى كنند كه در این صورت مى توانیم روى ضد حملات موفق باشیم. فكر مى كنم تنها برگزارى اردوهاى مناسب مى تواند ضریب موفقیت ما را بالا ببرد گر چه تا شروع رقابت ها فرصتى براى برگزارى اردو نیست اما بازى با تیم هاى بزرگى چون اسپانیا مى تواند به آمادگى ما كمك كند. اردوى نهایى مان در آلمان هم مى توانند آمادگى كامل تیم ملى را به همراه داشته باشد.


نوشته شده در دوشنبه 12 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

باقرى: پروین بى دلیل نگفته یازده بى معرفت ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

غیبت او در بازى مقابل فجر شهید سپاسى باعث شد كه على پروین بهروز رهبرى فر را در كمال ناباورى جانشین او كند. كریم باقرى كه در هفته هاى گذشته یكى از چهره هاى شاخص تیم پرسپولیس بود به دلیل سه اخطاره بودن نتوانست تیم اش را در برابر فجر سپاسى همراهى كند. او گمان نمى كرد در غیابش هم تیم هایش اینگونه زمین بخورند. كریم باقرى زمان شكست پرسپولیس در دبى به سر مى برد.

بازى را دیدید؟
-متأسفانه در سفر بودم. وقتى سوار هواپیما شدم متوجه نتیجه بازى شدم.
فكرش را مى كردید اینگونه شكست بخورید؟
-به هیچ وجه. اصلاً انتظار چنین نتیجه اى را نداشتم. باورتان نمى شود اما وقتى یكى از مهمانداران هواپیما این خبر را به من داد از فرط ناراحتى سرم را نمى توانستم بالا بگیرم.
حالا چه اتفاقى مى افتد؟
-دقیقاً نمى دانم اما امیدوارم هر چه مى شود از این بدتر نشود.
خبردارى كه على اقا هم استعفا داده است؟


-این را هم شنیدم اما كار با استعفا درست نمى شود.
به عقیده تو مقصر این ناكامى ها چه كسى است؟
-نمى شود تقصیر را به گردن یك نفر انداخت، وقتى شكست به وجود مى آید همه مقصر هستند. این بى انصافى است كه تمام كاسه و كوزه ها را به سر یك نفر بشكنیم.
خط دفاعى خیلى بد عمل كرد. قبول دارى در این پست مشكل دارید؟
-نمى توانیم تمام نقص ها را به گردن خط دفاعى بیندازیم. در این باخت همه مقصر بودند.
به نظرت درد اصلى پرسپولیس كجا است؟
-درد پرسپولیس در بد بازى كردن تیم است. باید فكرى به حال بهبود بازى و كیفیت فنى بشود.
گمان مى كنى با آمدن گونش این مشكل برطرف شود؟
-حرف خاصى در این باره نمى توانم بزنم. من و دیگر بازیكنان تابع باشگاه هستیم و در این خصوص كه چه كسى بیاید یا نیاید نمى توانیم اظهار نظر كنیم.
به هر تقدیر هواداران پرسپولیس از این وضعیت راضى نیستند؟
-خب معلوم است. آنها تمام عشق و علاقه شان پیروزى و موفقیت پرسپولیس است. انتظار آنها بجا است. آنها زیادتر از حقشان را از ما نمى خواهند. تماشاچیانى كه در سرما و گرما ما را حمایت مى كنند حق دارند به این ناكامى ها اعتراض كنند.
آنها دوباره پروین را هو كردند؟
-نه، این تنها كار یك عده خاص است. هواداران واقعى پرسپولیس پروین را دوست دارند.
پروین بعد از بازى گفته است با یازده بى معرفت رو برو بودم. نظرت در این باره چیست؟
-على آقا نظر خودش را گفته است. این نظر حتماً دلیلى دارد.
سؤال آخر. آینده پرسپولیس را چگونه پیش بینى مى كنى؟
-امیدوارم اوضاع و احوال بهتر شود. با این وضع روزهاى آینده براى پرسپولیس روزهاى خوبى نخواهد بود.


نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1384 و ساعت 06:01 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

كاسیاس در جست وجوى جام هاى قهرمانى در 2006 ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

ایكر كاسیاس سنگربان پرطرفدار قوهاى سفید مادریدى از عملكرد خودش در سال ۲۰۰۵ خیلى راضى به نظر نمى رسد. بیشترین دلمشغولى وى براى سال جارى كسب مقام است و به هواداران خودش و تیم فوتبال رئال مادرید نوید تمدید قرارداد با این باشگاه را تا سال ۲۰۱۱ میلادى مى دهد. وى در مورد اهداف آتى اش گفته است...
۲۰۰۵ براى رئال به مثابه یك فاجعه بود. درست است؟

< اصلاً سال خوبى نبود. از شروع سال ۲۰۰۵ تا پایانش فقط بد آوردیم و هیچ مقامى هم كسب نكردیم. در ضمن از بارسا هم خیلى فاصله داریم.

انگار بهترین خبر از جانب تو فقط تمدید قراردادت مى باشد، نه؟
< شخصاً فقط همین را دارم. خانواده من از این خبر خیلى خوشحال شدند، خصوصاً كسانى كه من را دوست دارند. همه در كوچه و خیابان خوشحالى شان را به من ابراز مى كنند و فقط مى توانم از آنها تشكر كنم. همه به من لطف دارند و با گرفتن توپ هاست كه مى توانم محبت آنها را جبران كنم.


سال ۲۰۰۶ سال دیگرى براى شما خواهد بود. فكر مى كنى در این سال خوشحال تر باشى؟


< امیدوارم كه این طور باشد. هنوز زمان زیادى باقى مانده تا به جاهایى كه مى خواهیم برسیم. لیگ قهرمانان و جام قهرمانى جوایز ارزنده اى هستند كه پیش روى ما قرار دارند. در لیگ خودمان تاكنون خیلى موفق نبوده ایم. باید مثل گذشته فقط به صعود فكر كنیم و از بارسلونا بالا بزنیم.

فلورنتینو پرس گفته كه مادرید جهت ورزشى اش را از دست داده، این موضوع مشكل خیلى بزرگى خواهد بود، نه؟


< این طبیعى به نظر مى رسد به راهى كه ما در آن پیش مى رفتیم آسیب رسیده. تعویض چهار مربى در طول یك سال بسیار نامتعارف است. من امیدوارم كه لوپز كارو بتواند آرامش را دوباره به تیم برگرداند. من خودم را قانع كرده ام كه باید همه چیز را جبران كنیم.

رئال مادرید مثل یك تیم مرده به نظر مى رسد!


< این مسائل من را آزار نمى دهد. ما فعلاً باید سكوت كنیم و منتظر باشیم تا در آخر فصل همه چیز را درست كنیم. چیزهایى كه در مورد ما مى گویند فعلاً مهم نیست. باید امیدوار باشیم و از خودمان عكس العمل مثبت نشان بدهیم.

اما در این شرایط سخت باید خیلى قوى باشید تا از خودتان عكس العمل نشان بدهید، البته شما این كار را كرده اید...


< ما نباید چیزى را از دیگران مخفى كنیم. همه دنیا بازیهاى ما را تماشا مى كنند و هر چیزى را زیر نظر قرار مى دهند. نباید واقعیت ها را نفى كنیم. من به عنوان یك بازیكن و یك مادریدى همه چیز را از داخل مشاهده مى كنم تا از بیرون و معتقدم كه باید براى ما هنوز هم احترام قایل باشند. ما این اواخر خیلى ناامید شدیم. خصوصاً در دو بازى اخیرى كه داشتیم همه چیز خیلى عجیب بود. در بازى با رسینگ همه چیز اسفناك بود. ما فقط باید سال گذشته را فراموش كنیم.

تمرینات شما تغییر كرده، چه اتفاقى افتاده؟


< ما خودمان را خیلى زیر سؤال برده ایم و در حال حاضر در تیمى بسیار عالى كار مى كنیم. تمرینات ما سخت تر شده و مى خواهیم در بازیهاى آینده زیاده خواه باشیم، بازیهاى مهم مثل دیدار با اوساسونا هم بوده كه نباید فراموش كنیم آنها ده نفره بودند و ما هیچ كارى نمى توانستیم انجام بدهیم.

فعلاً رئال بزرگترین هدفش را جام حذفى قرار داده. خیلى كم نیست؟


< نه، به هیچ وجه. قهرمانى در جام حذفى از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است. من به شخصه تاكنون هیچ چیزى كسب نكرده ام و براى كسب مقام عطش فراوانى دارم. رقابت در جام حذفى بسیار زیباست ولى نباید جام لیگ قهرمانان را هم فراموش كنیم. فعلاً مشكل ما فقط در لیگ اسپانیا است. نتایج نامناسبى به دست آورده ایم. باید همه چیز را اصلاح كنیم. شاید بتوانیم از بارسا جلو بزنیم.

رئال در لیگ قهرمانان تیم مهمى نبوده، درست است؟


< خب، این درست است كه وضعیت ما بسیار بد بوده اما كارى مى كنیم كه همه حیرت كنند. رئال مادرید هنوز هم همان رئال سابق است. همه ما هنوز به اینكه پیراهن این تیم را به تن مى كنیم مفتخریم و باید نام باشگاه را بزرگ حفظ كنیم.


 

فكر نمى كنید كه مطبوعات مادریدى كمى در مورد رونالدو ناعادلانه برخورد كرده باشند؟


< مطبوعات عقاید مخصوص به خودشان را دارند. اگر ۸۰ هزار نفر تماشاچى در زمین داشته باشیم مطمئن هستم كه ۲۰ هزار نفر آنها به طور حتم با رونالدو مخالفند اما آنها با من و دیگران هم مخالفت دارند. آنها فقط با دیدن بازیها قضاوت مى كنند و موج انتقادات را به راه مى اندازند و به قابلیت كلى بازیكن توجه نمى كنند. بالاخره این هم طبیعى است كه در یك تیم ۲۲ نفره همه نمى توانند همزمان عالى باشند. به نظر من كمى باید عادلانه تر باشند.


یك سال را با ساكى و لوكزامبورگو گذراندى. نبود آنها را چطور تحمل مى كنى؟


< همان طور كه بتوانم. بالاخره همه چیز عوض مى شود و باید پذیرفت. بالاخره بنا بر تصمیم باشگاه باید پذیراى همه چیز باشیم.

نظر شما در مورد خرید بنیتو فلورو چیست؟


< براى من تا حد زیادى عجیب بود اما خب اگر او بتواند كارى بكند كه وضعیت ما بهتر شود من هم به نوبه خودم خوشحال خواهم بود. من مدت زیادى است كه در رئال هستم و شناخت خوبى هم از اینجا دارم. فكر مى كنم او هم باید بداند كه باشگاه ما در طول ده سال اخیر خیلى تغییر كرده است.

دوست دارى كه فرناندو ایه رو دوباره به جمع شما بپیوندد؟


< اگر باعث پیشرفت تیم ما بشود چرا كه نه. چیز زیادى از او به یاد نمى آورم اما شناخت كلى كه از او دارم این است كه همیشه خوب بازى مى كرده.


با اتمام سال فكر نمى كنى تا حدى اهداف تو هم به نقطه پایان رسیده باشد؟


< من درست نمى دانم. بالاخره گذشت زمان در تمام نقاط دنیا اتفاق مى افتد. من الان ۲۴ سال از سنم گذشته و هنوز هم روزهاى زیادى را پیش رو دارم كه بخواهم در آنها بازى كنم و درخشش داشته باشم. من به هیچ وجه نگران گذشت زمان و بالا رفتن سنم نیستم. همیشه باید امیدوار بود و تلاش كرد. به طور مثال مردم الان به زیدان و كارلوس دایماً انتقاد مى كنند اما من هنوز هم دلم مى خواهد افراد باتجربه اى مثل آنها در كنار من بازى كنند. على رغم سن بالایى كه دارند خیلى كارآمد هستند.

سرجیو روماس پوشش خوبى به تیم مى دهد، نه؟


< بله دقیقاً. او جوان با استعدادى است و در طول دو سال اخیر تجربه فراوانى كسب كرده و در آینده مى تواند جزو كسانى باشد كه نامشان در تاریخ ثبت خواهد شد.

امكان اینكه سرجیو روماس در طول سال هایى كم تبدیل به یك ستاره بشود وجود دارد؟


< احتمال وقوع این اتفاق وجود دارد. او با اهداف زیادى آمده و مى خواهد درخشش داشته باشد. بعید نیست كه خیلى زود به ستاره اى بزرگ تبدیل شود.

جام جهانى نزدیك است، نظر شما چیست؟


< ما مثل بقیه تیم ها خیلى پرطرفدار نیستیم اما این بد نیست. فكر مى كنم باید با یك تركیب كاملاً هماهنگ و تیمى بسیار متوازن به صحنه این رقابت ها وارد شویم. باید خودمان را به خوبى نشان بدهیم چون رقیبان بسیار سختى را پیش رو داریم.


جام جهانى را با رائول خواهید بود یا بدون او؟


< همیشه با او. بدون رائول اصلاً امكان پذیر نیست. ما به وجود او همیشه نیاز داریم. رائول بازیكن بزرگى است و چه در تیم رئال مادرید و چه در تیم ملى نقش بسیار مهمى را ایفا مى كند.


از سال ۲۰۰۶ چه خواسته اى دارى؟


< اول از همه اینكه مصدوم نشوم و بتوانم در كنار تمام هواداران باشم و رئال را به كسب مقام نزدیك كنم. در ضمن دعا مى كنم و از خدا مى خواهم كه هر چه سریع تر دى استفانو شفا پیدا كند. همه ما براى او نگران هستیم.


نوشته شده در جمعه 9 دی 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

كریمی: امیدوارم ایران در جام جهانی معجزه كند! ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 - علی كریمی در گفت‌وگویی با سایت رسمی رقابت‌های جام جهانی در طرح «سه پرسش، سه پاسخ» شركت كرد و نظرات خود را درباره‌ی این رویداد مهم بیان كرد. سایت رسمی جام جهانی همچون مراحل قبل سه پرسش را از این بازیكن مطرح كرده است:
1ـ چه انتظاری از برگزار كنندگان جام جهانی 2006 آلمان دارید و فكر می‌كنید كه این مسابقات چگونه برگزار خواهد شد؟
2 ـ بهترین خاطره‌ی شما از رقابت‌های جام جهانی چیست و چرا؟
3 ـ به تابستان آینده نگاه كنید. چه تیم‌هایی می‌توانند به بازی نهایی صعود كنند، كدام تیم قهرمان می‌شود و چه كسانی گلزن فینال خواهند بود.
سایت رسمی جام جهانی می‌نویسد:« بازیكن میانی تیم ملی ایران امیدوار به معجزه‌ی این تیم در جام جهانی است.»
علی كریمی در پاسخ به پرسش نخست می‌گوید:« هم اكنون در آلمان زندگی می‌كنم و كارهای زیربنایی انجام شده در این كشور را برای جام جهانی می‌بینم. اطمینان دارم كه آلمان‌ها، این مسابقات را به بهترین نحو برگزار می‌كنند.»
ستاره‌ی تیم ملی ایران، پیروزی برابر استرالیا و راه‌یابی به جام جهانی 1998 را بهترین خاطره‌ی فوتبالی خود عنوان می‌كند و می‌گوید:« آخرین صعودمان به جام جهانی پس از شكست استرالیا (در ملبورن ایران دو بر صفر از حریفش عقب افتاد اما در پانزده دقیقه‌ی آخر موفق به تساوی شد و به جام جهانی صعود كرد) بهترین خاطره‌ام است. امیدوارم كه ما بتوانیم معجزه‌ای این چنینی در جام جهانی پدید آوریم.»
كریمی نمی‌تواند پیش بینی از تیم‌های دیدار نهایی ارایه دهد. او می‌گوید:« جام جهانی رقابت بسیار نزدیكی خواهد بود و به واقع پیش بینی كردن ناشدنی است.»


نوشته شده در دوشنبه 5 دی 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

گفت‌وگوی اختصاصیبا سخنگوی بایرن مونیخ ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

  ماركوس هورویك، سخنگوی بایرن مونیخ به این موضوع پافشاری كرد كه علی كریمی به طور قرضی و همیشگی به باشگاهی فروخته نمی‌شود و هر اظهار نظری از سوی سران باشگاه در روزنامه‌های آلمانی ساختگی و بی‌پایه و اساس است.

هورویك كه این روزها درگیر كارهای پایان فصل بایرن است درباره‌ی آینده كریمی به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت:« ما تصمیم نداریم كریمی را بفروشیم و خبر انتقالش به كلن تنها شایعه روزنامه‌هاست. هیچ یك از نمایندگان بایرن مونیخ در این باره حرف نزده‌اند. پیشتر هم به شما گفته بودم پس از تعطیلات زمستانی با كریمی و نماینده‌اش برای بستن قرارداد جدیدی مذاكره خواهیم كرد. نمی‌توانم درباره‌ی شرایط و دیدگاه آنها اظهار نظر كنم. اما، باور دارم كه قراردادش را تمدید خواهد كرد. سال آینده همه چیز روشن خواهد شد. علی تاكنون عملكرد خوبی داشته است.»

مدیر روابط عمومی بایرن درباره‌ی پیشنهاد باشگاه به كریمی گفت: « مبلغ و مدت قرارداد پیشنهادی از اسرار باشگاه است و فاش نمی‌شود.»

سران بایرن از بازیكنان ایرانی كه خریده‌اند راضی هستند. اما، سیاست خریدن بازیكنان بیشتر از این كشور دست كم تا یكی دو فصل دیگر ادامه نخواهد داشت. هورویك در این باره گفت:« افزون بر علی ما بازیكنان دیگری مانند زی روبرتو، لوسیو و گره‌رو را داریم. به تازگی با بازیكن دیگری هم از پاراگوئه به توافق رسیده‌ایم. پس با این شرایط نمی‌توانیم با بازیكن غیر اروپایی دیگری قرارداد ببندیم.»

پس از نیمكت نشینی علی دایی و وحید هاشمیان در بایرن بعضی از روزنامه‌های آلمانی و ایرانی نوشتند خرید بازیكنان ایرانی نوعی سیاست درآمد زایی قهرمان بوندس‌لیگا است كه پس از یك فصل با قیمت بیشتر به باشگاه دیگری فروخته شوند. سخنگوی بایرن مونیخ به ایسنا گفت:« بایرن مونیخ هرگز چنین شیوه‌ای برای درآمدزایی ندارد. تنها نام بازیكنانی در بازار نقل و انتقالات وارد فهرست خریدهای باشگاه می‌شوند و به آنها پیشنهاد می‌شود كه بتوانند بایرن را برای به دست آوردن قهرمانی و پیشرفت یاری كنند. دایی و هاشمیان این ویژگی را داشتند.»


با توجه به بازیكنان ایرانی كه در بایرن به میدان رفتند این تیم هواداران فراوانی در ایران دارد آیا قهرمان آلمان برای داشتن بازاری در این كشور برنامه‌ای دارد؟ هورویك به ایسنا گفت: « این موضوع را بررسی می‌كنیم. ما به دنبال بازار ایران هم هستیم.»


ایران در گروه D جام جهانی 2006 در كنار حریفان نیرومندی مانند مكزیك، پرتغال و آنگولا قرار دارد. هورویك آینده خوبی را برای تیم برانكو ایوانكوویچ پیش بینی كرد:« چرا نباید با این بازیكنان و تماشاگران از این گروه بالا رفت؟ تیم خوبی دارید. ایران هم می‌تواند شگفتی‌ساز شود!»

ماه گذشته بعضی از شخصیت‌های سیاسی و ورزشی آمریكایی و آلمانی به بهانه اظهار نظر رییس جمهور درباره‌ی قتل و عام یهودیان در جنگ جهانی دوم و افسانه پنداشتن هولوكاست از سازمان ملل درخواست كردند، ایران را از جام جهانی محروم كنند. این واكنش ماركوس هورویك به پیشنهاد كنار زدن ایران از جام جهانی آلمان بود:« نمی‌توان با این پیشنهاد كاری كرد. فوتبال بویژه در جام جهانی از سیاست جداست، پیام این رقابت‌ها صلح و دوستی است و نمایندگان كشورهای جهان برای جشن بزرگ فوتبال به آلمان سفر خواهند كرد.»


نوشته شده در یکشنبه 4 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آخرین مصاحبه ی كریمی بعد از آخرین گل... ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
علی كریمی : گل زدن شانس می خواهد; دست خدا در گلدانهای فیفا بود; عدم استفاده از باقری كفران نعمت است; حق امثال فرشید در ایران پایمال می شود


اخبار ضد و نقیضی در مورد انتقال شما از تیم بایرن به كلن به گوش میرسد !

در این مورد تا آنجا كه به من مربوط می شود، بازیكن بایرن مونیخ هستم و با این تیم حد اقل به مدت یك سال قرارداد قطعی امضا كرده ام. تا روزی كه آنها بخواهند در خدمتشان هستم و هر زمان نخواستند آنگاه این من هستم كه تیم بعدی را انتخاب می كنم. تا كنون از سوی هیچ مقامی در بایرن مونیخ با من صحبتی نشده و آنها صریحاَ این حرفها و نوشته ها را تكذیب می كنند. ضمن آنكه هیچ كس از آینده و اتفاقات پیش رو خبری ندارد.
ما منتظریم تا باز هم از این گلها بزنی.

گل زدن شانس و اقبال میخواهد باید در مسیر مخصوص گل قرار داشته باشی و خیلی چیزها با هم چفت و جور شود تا افتخار گلزنی نصیبت شود. متاسفانه در فوتبال دنیا به خصوص در ایران چشم همه به گلزن و پاس گل دوخته شده است.




برنامه ی بعدی شما چیست ؟

چهارشنبه مقابل هامبورگ بازی بسیار مشكلی داریم به خصوص كه اینروزها حال و احوال بایرن هم چندان تعریفی ندارد. بعد از بازی به ایران می آیم و حدود یك هفته در ایران هستم و بعد به مونیخ باز می گردم. قرار است برای اردوی زمستانی به دبی برویم.

در مورد قرعه كشی جام جهانی، از قرعه ی ایران خوشحال هستی؟

قرعه شروع كار است. ما حالا فهمیده ایم كه با چه تیمهایی بازی داریم. كارهای بعدی مهم است كه در مقابل این تیمها چگونه آماده شویم. در فرصتی كه باقی است، فدراسیون فوتبال باید تداركات لازم را در جهت حریفان تداركاتی و رساندن تیم ملی به آمادگی مطلوب از دست ندهد. قرعه ی ایران یك قرعه ی متوسط بود.
از یك سو مكزیك در حد تیمهایی مانند آرژانتین، برزیل و آلمان و انگلیس نیست اما پرتغال در سید دوم یكی از قدرتمند ترین حریفان است. از آنگولا هم شناختی ندارم گو یا برای اولین بار به جام جهانی می آید و بازیكن سرشناسی هم در حد جهانی از این تیم نشنیده ایم. مجموعاَ دست خدا در گلدانهای فیفا با ما همراه بوده كه انشاالله تا آخرش هم باشد.

در مورد چهره های درخشان لیگ از جمله كریم باقری چه نظری دارید؟

امروزه خیلی ها از من در مورد كریم سوال می كنند. من نظر خود را گفته ام و باز هم تاكید می كنم كه این نظر شخصی من است. كریم باقری این روزها یكی از برجسته ترین چهره های روز فوتبال ایران است كه به خوبی توانسته در دفاع بحران زده ی پرسپولیس تحول مثبتی ایجاد نموده وضمن توانمندی و قدرت در كارهای دفاعی، آغازگر حملات تیم پرسپولیس نیز می باشد. او اگر همینطور ادامه دهد، و روند آمادگیهایش را حفظ كند، در خط دفاع و حتی خط میانی می تواند عصای دست مربی تیم باشد. در كنار كریم باقری چهره های دیگری نیز هستند كه خوب می درخشند و از آمادگی مطلوبی برخوردار هستند . انكار این چهره های آماده كفران نعمت است و همانطور كه برانكو قول داده است، درهای تیم ملی تا روز آخر باز است و هیچ مربی نمی آید كه از بازیكنهای آماده ای مثل باقری بی تفاوت بگذرد.

این روزها فرشید درخشش خوبی دارد، نظر شما در مورد او چیست؟؟

فرشید مظلوم و با تحمل است و او سالهای سال بدون آنكه حتی یك بار برای حق و حقوق خود معترض شود و یا كسی را برنجاند، همواره به سود دیگران گذشت كرده و در فوتبال ما حق چنین بازیكنانی با این خصوصیات اخلاقی پایمال می شود.
فرشید دارای شایستگی های به مراتب بیشتر از آنچه به او رسیده می باشد. امیدوارم تا كسانی باشند كه در مورد فرشید و بازیكنانی نظیر او عدالت را رعایت كنند.


خیلی ها می گویند چرا آن دریبل ها،نمایش ها، و فانتزی بازیها در بازی تو مشاهده نمی شود؟؟

یك زمان و در یك فرهنگ فوتبالی خاص از من می خواستند تا دریبل بزنم و با حركات فردی گره های دفاعی را باز كنم و چنین كارهایی را مورد تشویق و ستایش قرار می دادند. در زمان فعلی هم نوع و جنس فوتبال بایرن مونیخ سرعت پاسهای تكضرب درگیری های فیزیكی و حركات بدون توپ را از من می خواهند . باور كنید این تغییر و تبدیل كار ساده ای نیست . اینكه من گاهی موفق و گاهی ناموفق نشان دهم، و نوعی سردرگمی دارم یك امر طبیعی است كه باید این دوگانگی ها را در طول زمان و در فرصت كافی برای خود حل كنم.

در این مورد چرا بازیكنان دیگر چنین ترس و احتیاطی ندارند؟؟

اولاَ نوع فوتبال و جنس بازی من با دیگران متفاوت است. بعضی ها در همان ایران هم كه بازی می كنند جنس بازیشان فیزیكی ، پر جنب و جوش و نزدیك به فوتبال اروپایی است و هیچ بازیكنی هم مستقیماَ از فوتبال ایران یا امارات به بایرن مونیخ نرفته. آنها كه مد نظر شما هستند در طول زندگی فوتبالی خود دچار همین گرفتاریها و نوسانات شده و اگر خوب دقت كنید فراز و نشیبهای داشته اند و امروزه اگر سوار بر میدان و بازی هستند ، حاصل چندین سال تجربه است .

آ.ث. میلان چگونه حریفی است و از برخورد با میلان خوشحال هستید؟؟

در میان شانزده تیم طراز اول اروپا هر تیمی به هر تیمی بخورد، یك حریف قدر و در نوع خود بزر و سرشناس است. روی همین اصل چندان فرقی نمی كرد كه به جای آ.ث.میلان هر تیم دیگری بود.


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برای روزهای باقی مانده تا جام جهانی چه برنامه ای دارید؟ ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 مصاحبه  با افشین قطبی!
. صحبت های قطبی در مورد برنامه ریزی های کره ای ها و نحوه ی مدیریت دیک ادووکات، سرمربی این تیم حاوی نکات آموزنده است که همه ی اهالی فوتبال از جمله ی دکتر دادکان و برانکو را به خواندن آن دعوت می کنیم.
نوزاد: می خواهم صحبتم را از حرف های اسکولاری، مربی برزیل در جام جهانی 2002 شروع کنم. پس از قهرمانی برزیل از او پرسیدند چه عواملی تاثیر بسزایی در قهرمانی تیمتان داشت، اسکولاری در پاسخ گفت: "بسیاری از موفقیت تیم برزیل را مدیون روانشناس این تیم هستیم. حضور دو ساله او در کنار تیم و اطلاعاتی که در مورد خصوصیات روحی-روانی هر بازیکن در اختیارم گذاشت، سلطه ی پنهان من در آماده سازی تیم ملی برزیل بود."
این مقدمه را گفتم چون به اعتقاد من هیچ سرمربی در دنیای کنونی فوتبال نمی تواند به تنهایی عده ای بازیکن را دور هم جمع کند و از آن ها تیمی قوی بسازد. رهبری یک تیم حالا یک همکاری گروهی است. می خواهم بدانم در مجموعه مربیان تیم ملی کره جنوبی چه کسانی حضور دارند؟

 قطبی: به غیر از دیک ادووکات به عنوان سرمربی تیم، پیم و من به عنوان مربی، تیم کره دارای یک مربی دروازه بان، یک تیم پزشکی کامل و یک فیزیوتراپ است. اما شاید مهم ترین مسئله دعوت از هانگ یانگ بو، بازیکن سرشناس کره ای که به تازگی از فوتبال خداحافظی کرده، به کادر مربیان بوده است. بازیکنان کره ای برای او احترام خاصی قائلند و وی توانسته رابط بسیار خوبی بین ما و بازیکنان باشد. به عنوان مثال می توانید او را با علی دایی مقایسه کنید.

نوزاد: کره ای ها در برنامه ریزی وسواس عجیبی دارند. یادم میاید قبل از جام جهانی 2002 وقتی برای اردویی به آمریکا آمده بودید، ساعت پنج صبح بازیکنان را به کنار دریا میبردید تا تمرینات هوازی را انجام دهند. برای من و همه دوستداران فوتبال جالب است بدانیم تا جام جهانی آلمان چه برنامه ای دارید؟

قطبی: وقتی کادر جدید مربیان رهبری تیم کره را بدست گرفت، اولین کاری که انجام دادیم شناخت بازیکنان بود. بدلیل حضور چند ساله من و پیم وربک خیلی سریع تیم را جمع و جو کردیم. بازی با ایران برای ما اهمیت فوق العاده ای داشت چرا که در این بازی به دنبال کسب روحیه و آوردن نشاط به تیم ملی بودیم.
بعد از دیدار با ایران هر چهار نفرمان هر هفته هر کدام دو بازی لیگ را در نظر گرفتیم تا بازیکنی از قلم نیفتد و بتوانیم همواره بهترین ها را به اردو دعوت کنیم.
پس از انجام دو بازی سنگین در مقابل سوئد و صرب ها در حال حاضر برنامه اردوهایمان را تکمیل می کنیم. به طور خلاصه می توانم مراحل مختلف آماده سازی تیم ملی کره را چنین برشمرم:

ماه ژانویه

o اردوی یک هفته ای در دوبی
o دیدار دوستانه با تیم ملی امارات
o حضور در تورنمنت چهار جانبه عربستان
o دیدار دوستانه با دانمارک، روسیه و یا عربستان

ماه فوریه

o شروع اردو در آمریکا از روز دوم فوریه
o دیدار با تیم گالکسی در روز هشتم فوریه
o دیدار با تیم ملی مکزیک در روز دوازدهم فوریه
o دیدار با تیم ملی هندوراس یا کاستاریکا در روز پانزدهم فوریه
o حضور در تورنمنت هنگ کنگ
o دیدار با تیم کرواسی، پاراگوئه و یا هنگ کنک

ماه مارس و آوریل

o نظاره مستقیم دو ماهه بر لیگ کره و بررسی بازیکنان

ماه می

o تشکیل اردوی اروپایی از روز پانزدهم می

ماه ژوئن

o حضور در جام جهانی

تازه واردی که فیکس می شود

نوزاد: مرحله آخر یعنی یک ماه قبل از شروع جام جهانی مرحله ای حساس است. چه برنامه ای دارید؟

قطبی: سعی می کنیم در اروپا اردو بزنیم اما نه در آلمان. تا حد امکان خیلی دیر به آلمان می رویم چرا که اردوی زود هنگام در آلمان هیجان مسابقات را از ما می گیرد و در ثانی استرس بچه ها بیشتر می شود.

نوزاد: من اعتقاد دارم در ایران همه بازیکنان لیگ باید هر شب با رویای جام جهانی به خواب روند. این حس باید بوجود بیاید که هر بازیکن شانس دارد پیراهن تیم ملی را بپوشد. یک نوع آتش زدن به دل لیگ! حس رقابت سالم باید فوتبال ما را پویا کند. شما لیگ کره را چگونه دنبال می کنید؟

قطبی: جالب است مثالی بزنم. در مدتی که لیگ کره را زیر نظر داشتیم، پیم وربک یک جوان بیست و یک ساله را دید که عالی بازی می کرد. قرار شد من هم بروم چند بازی او را ببینم. وقتی برگشتم به ادووکات گفتم باید حتما او را دعوت کنیم. با این که شاید از ده مربی هشت مربی او را انتخاب نکردند چرا که نوع بازی اش تماشاگرپسند نیست اما حرکات بدون توپ، جایگیری و تاکتیک پذیریش بی نظیر است. او با شماره 17 اولین بازی ملی اش را مقابل ایران انجام داد و کم کم دارد خود را به عنوان یکی از ستون های اصلی تیم جا می اندازد. تا یادم نرفته بگویم که در بازی با ایران چهار بازیکن بیست ساله داشتیم که دوتای شان (لی وان هو و لی هو) برای اولین بار لباس تیم ملی را بر تن داشتند.

نوزاد: شما هم مثل ایران بازیکنانی دارید که در خارج از کره و لیگ های اروپایی بازی می کنند. برای آنها چه برنامه ای دارید؟

قطبی: در چند روز اول اردو برای بازیکنان اروپایی که کمتر در تیم های شان بازی می کنند، تمرینات ویژه ای می گذاریم و آنها جدا از تیم تمرین می کنند. بعد از چند روز تمرینات همگانی را آغاز می کنیم. ضمن اینکه در طول فصل ارتباط نزدیکی با آنها و مربیان شان داریم.

نوزاد: بسیاری از تست های فوتبال از جمله تست کوپر منسوخ شده اند Biptest جای آن را گرفته است. از طرفی کره ای ها معمولا تنوع غذایی خوبی دارند. یعنی میزبان سبزیجات و ماهی در غذاهای شان زیاد است که این برای یک ورزشکار خوب است. کمی از برآورد جسمانی بازیکنان و تغذیه آنها بگویید.

قطبی: پزشک تیم برنامه غذایی مرتبی به بازیکنان می دهد که بازیکنان آن را حتی در طول فصل و حتی خارج از اردو رعایت می کنند. بازیکنان کره فیزیک بسیار مناسبی دارند. ما هر روز وزن آنها را اندازه می گیریم. جالب است بدانید یک باسکول انتخاب کرده ایم که همه جا و حتی در سفر ها همراه مان است که میزان سنجش یکنواخت باشد. از ماه ژانویه یک متخصص بدنسازی به جمع ما اضافه می شود که برنامه کامل تری ارائه می کند.

نوزاد: تیم ملی ایران را از نزدیک دیدید. چه برداشتی دارید؟

قطبی: تنوع تاکتیکی تان کم است و اینطوری مقابل تیم های اروپایی به مشکل بر می خورید. باید توانایی روش بازی را در خودتان چند برابر کنید. فراموش نکنید شما به کارزار جام جهانی می روید!


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رومنیگه:ایران از «خوب»هاى جام جهانى خواهد بود! ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 كارل هاینز رومنیگه آلمانى به عنوان برنده دو توپ طلایى خوب مى داند عكس یادگارى با این جایزه چه لذتى دارد.اما سئوالاتى كه این روز ها از او مى شود بیشتر پیرامون بایرن مونیخ است كه او نایب رئیس آن است و همچنین تیم ملى آلمان كه او در معیت آن دو مقام نایب قهرمانى جهان در سال هاى ۸۲ و ۸۶ را كسب كرد و همه منتظرند ببینند در جام جهانى خانگى بعدى (۲۰۰۶) چه خواهد كرد. ببینیم خود او چه مى گوید.
• • •
• تیم فعلى آلمان را چگونه مى بینید؟
معتقدم پس از آمدن كلینزمن ما یك تیم رقابت جو و مثبت تر شده ایم و فكر مى كنم كه سال بعد با چنین حال و هوایى نتایج خوبى در جام جهانى بگیریم.


• به لحاظ اقتصادى این جام چه تاثیرى را بر آلمان خواهد گذاشت؟
در درجه اول ما به خاطر میزبانى و نیاز هاى آن صاحب یك سرى استادیوم نو و شیك در كشورمان شده ایم كه این خودش یك ثروت و منبع درآمد و پیشرفت است. من خودم اقتصاددان نیستم اما مى دانم كه میزبانى این جام ها یك كشور را صاحب فرصت هاى اقتصادى فوق العاده و مثبتى مى كند.

• اما تیم آلمان چه؟ آیا شانسى هم براى قهرمان شدن دارد؟
قبلاً هم به شما گفتم كه تیم خوبى داریم. در عین حال معترفم كه بدون عواملى مثل شانس و اقبال و قرعه خوب، هیچ تیمى به اوج نمى رسد و این شامل ما هم مى شود.

• در مورد بازیکنانان خارجى اى كه در بایرن به خدمت مى گیرید (و منجمله ایرانى ها) مجموعاً چه خط مشى و سیاست و نوع برخوردى دارید؟
خب، یك سرى كارهاى مشترك براى تمام آنها انجام داده ایم كه تلاش براى یاد دادن زبان آلمانى به آنان به قصد برقرارى ارتباط كارى بهتر با سایرین، از آن دست است. به علاوه كمك مى كنیم كه با شرایط زندگى در آلمان خو بگیرند و طبعاً به لحاظ فنى هم باید با تیم هماهنگ شوند كه این یكى از وظایف خودشان است.

• على كریمى چه؟
ما از او در بایرن بسیار راضى هستیم. او آدمى بسیار خوب و صاحب كاراكترى قوى است. ما او را در قبال قیمتى كم و بهتر بگویم مفت و بدون هیچ «پول پیش» و بدون مبلغى مستقیم براى قرارداد جذب كردیم و امروز همه در بایرن از سرعت وفق یافتن او با شرایط تیم حیرت زده اند. او كیفیت فنى بالایى هم دارد. آنقدر بالا كه به باور نمى آید. او بیهوده مرد سال آسیا نشده است.

• برداشت كلى شما از فوتبال ایران چیست؟
ابتدا به شما به خاطر راهیابى تان به جام جهانى تبریك مى گویم. دفعه سوم است كه مى آئید و این نشان مى دهد كه در مسیرى صحیح گام برمى دارید. ما قبلاً از ایرانى هاى دیگر (دایى و هاشمیان) هم در بایرن استفاده كرده بودیم و آنها را نیز بازیگرانى حرفه اى و توانا یافته بودیم. گمان مى كنم شما از «خوب»هاى جام جهانى باشید.

• توپ طلاى امسال اروپا هم اهدا شد، اما به نظر شما برترین بازیكنان تاریخ این قاره چه كسانى بوده اند؟
بدون هیچ شكى هموطنم فرانتس بكن باوئر و یوهان كرویف هلندى. آنها به لحاظ فنى كامل بودند و به اكثر افتخاراتى كه تصور كنید، رسیدند و از شخصیتى قوى هم بهره مى بردند.

• ...و سرانجام بگوئید بهترین و سخت ترین رقیبى كه روبه رویتان ایستاد، چه كسى بود؟
مارادونا. او از پله هم بهتر بود. وقتى مارادونا مى درخشید، فوتبال چند درجه سخت تر از دوران پله شده بود و كارهاى دفاعى و بازى هاى به شدت بسته و محتاطانه بیشتر از گذشته بود. او كسى بود كه به كابوس حریفان بدل مى شد.


نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رضاییان: فولاد زیبا بازی نمی‌كند، نظم تیمی هم ندارد ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
«در اوج خستگی لیگ را آغاز كردیم»
«حق پخش تلویزیونی در انحصار دو تیم پایتخت‌ است»


فولاد خوزستان با كسب عنوان قهرمانی چهارمین لیگ برتر فوتبال كشور انتظارات بسیاری از مردمان فوتبال دوست خوزستان را برای نخستین بار در یك آوردگاه ملی برآورده ساخت. با آغاز لیگ برتر پنجم، فولاد خوزستان آغاز خوبی نداشت و پس از گذشت بیش از یك سوم از بازیهای لیگ هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در جدول این پیكارها از آن خود كند.

صحبت های مسعود رضائیان، مدیر عامل باشگاه فولاد خوزستان درباره شرایط این تیم در لیگ امسال و لیگ قهرمانان آسیا در ادامه می‌آید.

در اوج خستگی لیگ امسال را آغاز كردیم

رضاییان در ابتدا گفت: دلایل متعددی وجود دارد كه نتایج بدست آمده مناسب نبوده است، از مهمترین آنها می‌توان به پیچیدگی و فشار بیش از حد تمرینات دوره بدنسازی در آلمان اشاره كرد كه زمان بندی آنها طوری انتخاب شده بود كه با شروع لیگ در 26 شهریور ماه به پایان برسد، ولی شاهد بودیم كه بازیها 15 روز زودتر شروع شد و تیم فولاد هفتم شهریور ماه نیز مقابل صباباتری بازی انجام داد. این امر باعث شد كه مجبور شویم حداقل سه هفته برنامه بدنسازی تیم را به جلو بیندازیم ، زمانی برای انجام این كار نداشتیم و در اوج خستگی لیگ را شروع كردیم.

غرور قهرمانی و شكست در سه بازی نخست

مدیرعامل باشگاه فولاد در ادامه‌ی دلایل عدم نتیجه‌گیری این تیم افزود: بیشترین ضرر و زیان را از عدم انطباق شروع لیگ در سه بازی آغازین لیگ داشتیم. ناهماهنگی بازیكنان ملی‌پوش با تیم نیز از جمله دیگر دلایل بود. در بازی آخر لیگ گذشته هم ملی‌پوشان را تا شب قبل از بازی صباباتری در اختیار نداشتیم. دلیل آخر هم غرور ناشی از قهرمانی و نبود انگیزه كافی بود كه باعث شد سه بازی اول را از دست بدهیم. اما از بخش دوم كه از هفته چهارم بود كم‌كم مشكلات پیش آمده برطرف شد و نتیجه این شد كه در شش بازی اخیر نتایج قابل قبولی كسب كنیم.

وی ادامه داد: بخش سوم مربوط به هفته دهم و دیدار با ذوب‌آهن بود. اگر بخواهیم با لیگ سال گذشته روند فولاد را مقایسه كنیم شاهد هستیم كه فولاد بعد از انجام پنج الی شش بازی خوب یك بازی بسیار بد را انجام می‌داد كه ناشی از افت مجموعه تیم به لحاظ جسمانی و روحی است و این بازی را امسال به ذوب آهن برخورد كردیم كه نتایج درخشانی را كسب كرده بود.

فولاد زیبا بازی نمی‌كند و نظم تیمی هم ندارد

رضاییان گفت: هواداران به فولاد به چشم یك قهرمان نگاه می‌كردند و به تبع این نگاه باعث می‌شد انتظارشان از تیم دو برابر شود، از سویی دیگر مسؤولین فولاد نیز همین انتظار را از تیم داشتند ضمن اینكه در این بین تیم فولاد ضعیف نشده بود، دو بازیكن را از دست دادیم و بجای آنها سه، چهار مهره خوب را جذب كردیم و انتظار می‌رود بچه‌ها بهتر از این بازی كنند. یكسری نقایص در تیم وجود دارد. یكنواختی در تمرینات، زیبا بازی نكردن، انگیزه پایین بازیكنان و عدم وجود انظباط تیم كه قاعده هر تیمی است، نسبت به سال گذشته كمتر شده است كه سعی داریم مشكلات فوق را با تغییراتی كه در كادر فنی انجام داده‌ایم بتوانیم رفع كنیم.

میزبانی آبادان با گذشت زمان بهتر شد

باشگاه فولاد خوزستان‏‏‏،‎‎ شهر آبادان را به عنوان میزبان دیدارهای این تیم در لیگ قهرمانان آسیا انتخاب كرد.

رضاییان در خصوص میزبانی آبادان گفت: نوع میزبانی آبادان را می‌توان به سه دسته تقسیم كرد. اول اینكه تیمی كه در شهر خودش بازی می‌كند از نوعی اعتماد به نفس برخوردار است و با گوشه گوشه زمین خود آشناست. بنابراین در زمین خود بازی كردن با بیرون تفاوت دارد. بحث دوم كیفیت زمین از لحاظ نور و چمن است. زمین آبادان در این دو مورد مشكل دارد، این بدین معنا نیست كه زمین اهواز مشكل نداشت ولی حداقل بازیكنان با زمین آشنا بودند. اما بحث آخر درباره هواداران است. ما در اولین بازی در آبادان به دلیل كارهای كه از قبل انجام شده بود و حمایتی كه فولاد نتوانست از صنعت نفت در مورد تحریم لیگ برتر انجام بدهد باعث شد مورد توجه مردم آبادان قرار نگیریم. اما در هفته دوم شرایط كاملا برعكس شد و هواداران یك صدا و یك نفس تیم فولاد را تشویق كردند و حتی احساس كردیم اگر در اهواز بودیم این همه هواداران یك طرفه تیم ما را تشویق نمی‌كردند، این امر در بازی با پیروزی در اوج قرار گرفت و مطمئنا شرایط بسیار خوبی بوجود آمده و با توجه به شرایط زمین اهواز حداقل تا پایان لیگ در این شهر بازیهایمان را دنبال می‌كنیم.

نقش نیكولیچ را پررنگ‌تر كردیم

مدیرعامل باشگاه فولاد در ادامه گفت: بعد از سه باخت اول لیگ، نیكولیچ را به تركیب اضافه كردیم و متاسفانه از وی استفاده مناسبی نشد و فقط بازیكنانی كه در تركیب 18 نفره نبودند و یا دچار آسیب‌دیدگی‌ شده ‌بودند را تمرین می‌داد. در یك جلسه سنگین و فشرده با كمیته های مختلف فنی تیم و انجام بحث‌های متعدد به این نتیجه رسیدیم كه نیكولیچ را به عنوان كسی كه فوتبال و تیم ما را می ‌شناسد و حداقل 14 بازیكن از تیم بزرگسالان شاگردهای قبلی وی بودند، باید به مجموعه اضافه شود و مسؤولیت بیشتری را به عهده بگیرد. نظر او در مورد طراحی، تعیین زمان و نوع تمرینات، تركیب تیم در بازیهای مختلف مطرح می شود اما در عین حال استقلال و آزادی عمل سرمربی تیم حفظ شده، یعنی تمام پیشنهادات مطرح می شود و سرمربی در بكارگیری آنها مختار است، با این تفاوت كه اگر مربی در پی عدم بكارگیری نظرات وی نتیجه نگرفت، باید جوابگو باشد.

بازیكنان كمكی در لیگ قهرمانان آسیا

رضاییان با اشاره به رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا در خصوص وضعیت تیمش گفت: بر خلاف گذشته كه همیشه به فكر بازیكن در خط حمله بودیم در حال حاضر شاهد تراكم زیادی در خط حمله هستیم. در حال حاضر به فكر اضافه كردن یك پیستون در سمت چپ و یك بازیكن در وسط زمین به عنوان طراح یا هافبك نفوذی هستیم. نفراتی را هم در نظر گرفته‌ایم كه در حال حاضر نمی‌توان نامی از آنها برد و منتظر هستیم زمان شروع بازیها و قرعه‌كشی مشخص شود و ببنیم دور اول با چه تیم‌هایی هم گروه می‌شویم. اگر احساس كنیم در دور اول با همین نفرات می‌توانیم خود را نشان بدهیم مطمئنا در دور اول بازیكن كمكی نخواهیم گرفت و در مرحله دوم كه بعد از لیگ برتر آغاز می‌شود، به جای گرفتن یار كمكی، نفراتی را جذب می‌كنیم.

فعالیت ده تیم در رده‌های مختلف سنی در باشگاه فولاد

مدیرعامل باشگاه فولاد اظهار داشت: پیش‌بینی بودجه برای یكسال ده تیم در رده‌های مختلف كه همگی در لیگ‌های برتر كشور مشغول به فعالیت هستند قطعا رقم بالایی را در بر دارد و به همین دلیل تیم فولاد به جایی اینكه سالانه 600 و 700 میلیون خرج آوردن بازیكن غیربومی كند بر روی تیم‌های پایه سرمایه‌گذاری می‌كند. با توجه به این موارد هزینه در نظر گرفته شده بالغ بر چهار میلیارد تومان بوده كه از این مبلغ شركت، دو میلیارد تومان آن را تقبل كرده است و مابقی از طریق فروش بازیكن ، اسپانسر و كارهای تبلیغاتی تامین می‌شود و تاكنون نیز چیزی نزدیك به 5/1 میلیارد تومان از طریق موارد یاد شده عاید باشگاه شده است كه اگر این رقم با خرید‌ بعضی از تیم‌ها مقایسه شود فقط به اندازه خرید چند بازیكن می‌شود.

باشگاه‌های ورزشی در آمدزا نیستند

رضاییان افزود: اگر بخواهیم تیم‌های صنعتی و غیرصنعتی را از نظر امكانات مقایسه كنیم باید گفت خیلی از تیم‌های صنعتی با امكانات بالا هم به دسته پایین‌تر سقوط كرده‌اند و این مقایسه قابل قبول نیست. اگر گفته می‌شود چرا باشگا‌هها كمتر به سمت خصوصی شدن می‌روند و فقط تیم ها از حمایت دولتی برخوردارند باید گفت تیم‌های باشگاهی كشور طوری طراحی نشده اند كه انتفاعی باشند بلكه وظیفه‌ای و دولت‌مندانه اداره می‌شوند، یعنی هزینه در قبال خدماتی كه به جامعه می‌دهند، ایجاد می‌كنند. ورزش ما هزینه بر است نه درآمدزا.

انحصار حق پخش تلویزیونی در اختیار دو تیم پایتخت‌

مدیرعامل فولاد با بیان اینكه هیچ باشگاه‌ حرفه‌ای در جهان زیر 40 درصد از حق پخش تلویزیونی دریافت نمی‌كند و این رقم حتی تا 80 درصد می‌رسد، گفت: باشگاههای مانند بایرن مونیخ، منچستر یونایتد و رئال مادرید سال گذشته ارقامی بین 150 تا 180 میلیون یورو سود مالی داشتند كه رقم بالایی از این مبلغ حق پخش تلویزیونی بوده ‌است و این در حالی است كه اغلب این تیم‌ها خودشان نیز شبكه خصوصی داشته‌اند. در كشور ما متاسفانه این حق به صورت انحصاری در اختیار دو تیم پایتخت نشین است. این حق پخش باعث می‌شود اسپانسر بیشتری جذب شود. سال گذشته بازی پاس و فولاد بطور زنده پخش شد و یك شركت خصوصی حاضر بود با پرداخت مبلغ 50 میلیون تومان فقط اسم كالای تولیدی خودش را بر روی پیراهن فولاد بزند. اگر بخواهیم 30 بازی لیگ را در نظر بگیریم رقمی بالای 5/1 میلیارد تومان فقط از اسپانسر عاید باشگاه می شود. اگر این موارد در نظر گرفته شود فوتبال به یك صنعت درآمدزا تبدیل می‌شود و نیازی به حمایت دولت ندارد و بخش خصوصی هم فقط هزینه نمی كند.

انتقاد از صدا و سیما

وی افزود: بازی مقابل ذوب‌آهن در واقع بازی قهرمان و نائب قهرمان فصل گذشته بود و در روز بازی این دو تیم هیچ دیدار دیگری برگزار نمی‌شد كه متاسفانه بطور زنده پخش نشد. ولی از سویی دیگر در شرایطی كه دو تیم تهرانی در هر جای جدول هم كه باشند بازیهایشان پوشش داده می‌شود. نامه‌ای از طرف 14 باشگاه دیگر برای مهندس علی‌آبادی، رییس سازمان تربیت‌بدنی تنظیم شده است كه در آن دو درخواست گنجانده شده است، اول در مورد نحوه پخش بازیهای تیم‌های مختلف از جمله قهرمان فصل قبل ، نائب قهرمان و قهرمان جام حذفی كه خواسته شده یك تقسیم‌بندی عادلانه برایشان انجام شود و دوم اینكه برای پخش مسابقات درآمدی برای باشگاه در نظر گرفته شود. چگونه است كه برای پخش فوتبال خارجی مبلغی پرداخت می‌شود كه قاعدتا ملبغ بالایی هم است ولی از پرداخت این مبلغ به باشگاه‌های داخلی طفره می‌روند. این امر به ساختار فوتبال داخلی ضربه وارد می كند.


نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

روزی روزگاری پروین ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

  این بدترین دورانی نیست كه پروین از سر می گذراند. او روزهای تلخ تری هم داشته است. شكست در راهیابی به جام جهانی و بركناری از تیم ملی، سپس محو شدن از صحنة فوتبال. اتفاقی كه بار دیگر سه سال پیش تكرار شد؛ اگر چه كمرنگ تر. رفتن از پرسپولیس، دل خوش كردن به لیگ دسته یك و حسرت بازگشت.
اما آن چه حالا برای او در شرف وقوع است، اگر نه دردناك تر كه كاری تر است. حالا سرنوشت، او را بر سر تیغ به پیش می برد؛ ماندن یا رفتن. پروین با تیمی در هم ریخته، سودای ماندن دارد و بسیاری تقدیر رفتن را برایش رقم می زنند. چه آن ها كه روی سكوها نشسته اند و تنها پیروزی می خواهند و چه آن ها كه پشت میزهایشان به باشگاهی مدرن تر و سازمان یافته تر می اندیشند. این جا سرنوشت پروین است كه نوشته می شود. امروز یا یك هفتة دیگر. غیرقابل كتمان، این است كه گذشته برای او به باد رفته است و او تنها آینده را پیش رو دارد؛ مسیری دیگر، پروینی دیگر.

پروین: نقطه ضعف ما پرسپولیسه!

من لقبم سلطانه اون زمان ها كه كاپیتان تیم ملی بودم، یك بار با یك تاج و شنل طلایی عكس گرفتم. همین شد كه به ما گفتند سلطان
اكبر خان مهدی
علی پروین مثل هر بازیكن دیگری در آن روزها برای خودش لقب داشت. وقتی تیم آن ها در محله شان بازی داشت، همه می گفتند كه تیم علی زاغی آمده. اما بعد از گذشت چند سال، وقتی او با یك تاج و شنل و كفش طلا عكس گرفت، به سلطان معروف شد.
این گفتگو زمانی انجام شد كه اعضای جدید هیأت مدیره پرسپولیس تازه معرفی شده بودند و ماندن یا رفتن پروین در ابهام بود . شاید به همین دلیل او ترجیح داد گفت وگو را زیاد جدی نگیرد و بیشتر به سؤالات زرد(!) جواب دهد.
چرا به شما می گویند سلطان؟
هر كدام از فوتبالیست ها یك لقبی دارند. من هم لقبم سلطانه. چون اون زمان ها كه كاپیتان تیم ملی بودم، یك بار با یك تاج و شنل طلایی عكس گرفتم. همین شد كه به ما گفتند سلطان، چون اون زمان ها كسانی كه تاج و شنل داشتند، به سلطان معروف بودند. وقتی عكس گرفتم و تو یكی از مجله ها كار شد، به ما هم گفتند سلطان.
پس این لقب را از خیلی سال ها پیش دارید؟
بله. شاید شما تازه شنیده باشید، اما من خیلی وقت است كه سلطانم. هر كس یك لقبی داره. البته اون زمان ها بیشتر به لقب ها توجه می كردند تا الان. الان خیلی كم شده. دیگه كسی را با لقبش صدا نمی كنند.
از این لقب خوشتان می آید؟
بالاخره این سلطان، سلطان را خیلی وقت پیش می گفتند. الان هم روی ما مونده دیگه. نمی شه كاری بكنیم. اگه یك اسم روی كسی بمونه، تو زبان همه می افته و نمی شه كاری بكنی. حالا ما از این سلطان خوشمان بیاد، یا نه.
آقای پروین! اگر شما فوتبال را كنار بگذارید، چه درآمدی برای امرار معاش دارید؟
ما اصلا به خاطر پول تو فوتبال نیستیم كه!! من اگر بخوام همین الان مربیگری را ول كنم، وقت بیشتری برای كار كردن دارم. من هیچ احتیاجی به پول این فوتبال ندارم. تا الان هم فقط به خاطر این كه خاك این فوتبال رو خوردم، دارم مربیگری می كنم.
نقطه ضعف شما كجاست؟
داری می ری تو حاشیه!! نقطه ضعف ما هم پرسپولیسه. این تیم اگر بد بازی كنه نقطه ضعف ماس. حالا چه ما مربی باشیم، چه نباشیم. فرقی نمی كنه.
وقتی كه پرسپولیس می بازد، چه حسی پیدا می كنید؟
خب ما چند سال تو این تیم بازی كردیم. از اسمش گرفته تا آخرش، ما دوستش داریم. حالا شما خودت رو بذار جای ما. اگر این تیم ببازه، چی كار می كنی؟ كاری هم از دست ما برنمی آد. دنیا برای ما سوت و كور می شه.
اولین باری كه فوتبال بازی كردید، یادتان هست؟
خیلی سال پیش بود. فكر كنم 14 ـ 13 سال داشتم. اون زمان ها توپ پارچه ای بود. یادمه كه من یكی از این توپ ها رو داشتم و با خودم هر روز می بردم خونه. اون موقع، فوتبال این جوری نبود. هر محل برای خودش تیم داشت. من هم فوتبال رو از تیم محلمان شروع كردم. یادش به خیر.

زمانی كه بازی می كردید، كدام بازیكن را دوست داشتید؟ شاید بهتر باشد بپرسم كدام فوتبالیست را در تاریخ فوتبال ایران دوست دارید؟
زمانی كه ما فوتبال بازی می كردیم، من ناصر حجازی را دوست داشتم. هنوز هم به جرأت می گم كه دوستش دارم. اصلا وقتی می رفت تو گل، گل زدن به اش سخت بود.
به غیر از فوتبال، ورزش دیگری هم می كردید؟
آره. دوچرخه سواری و والیبال. والیبال هنوز هم بازی می كنم. پنج شنبه ها می رم با بچه ها والیبال بازی می كنم.
آقای پروین! چرا شما برای تمرین دادن تیم از ورزشگاه كارگران استفاده می كنید، در حالی كه پرسپولیس، زمین اختصاصی درفشی فر را دارد؟
ما به كارگران عادت كردیم. هر مربی برای تیمش یك زمین تمرین انتخاب می كند. ما هم كارگران را انتخاب كردیم.
زمانی كه شما فوتبال بازی می كردید، با این زمان كه دارید مربیگری می كنید، چقدر فرق دارد؟
خیلی. اون زمان ها هر محل 10 تا زمین فوتبال داشت. اما الان دیگه زمین فوتبال پیدا نمی شه. اون قدر ساختمان ها جای زمین فوتبال را گرفته اند كه تهران مثل یك كشور شده!
فكر می كردید روزی مربی شوید؟
اون زمان هر بازیكنی كه خوب بازی می كرد، بعد از چند سال می رفت مربی می شد. ما هم همین فكر را می كردیم. می دونستم یك روزی مربی می شم.
برای آن زمان ها دلتان تنگ نشده؟
چرا. خیلی دوست دارم برگردم اون زمان و دوباره فوتبال بازی كنم. بعضی وقت ها با بچه ها می رفتیم سالنی بازی می كردیم به یاد اون وقت ها.
فوتبال تا الان، لطمه ای به زندگی شما نزده؟
قبل از این كه ازدواج كنم، یك مقدار مشكل داشتم. اوایل، پدرم نمی گذاشت فوتبال بازی كنم. مثلا من اون زمان از یك تیم خارجی پیشنهاد داشتم كه بابام نذاشت برم. اما وقتی ازدواج كردم، همسرم با این موضوع مشكل نداشت. خودش هم فوتبال دوست داره. همین جا از همسرم تشكر می كنم!!
شما خیلی كم با موبایل تان حرف می زنید. حتی دوست ندارید وقت حرف زدن با موبایل، عكستان را بگیرند. چرا؟
دوست ندارم. هیچ علاقه ای ندارم كه با موبایل حرف بزنم. موبایل برای جاهای ضروریه. نه این كه ما بشینیم باهاش صحبت كنیم. فقط دوستام اگه بخواهند من رو پیدا كنند، به موبایلم زنگ می زنند.
بالاخره نگفتید بدترین روز زندگی شما كی بوده؟
روزی كه مادرم رو از دست دادم.
شنیده ام كه خیلی او را دوست داشتید.
هر بچه ای مادر و پدرش را دوست داره. مگه می شه كسی اون ها رو دوست نداشته باشه؟ اما نزدیكی من به مادرم اون قدر بود كه همه این موضوع را می دانند. وقتی كه پدرم فوت كرد، مادرم ما را بزرگ كرد. خیلی زحمت ما را كشید.
شنیدم هر پنج شنبه به بهشت زهرا می روید؟
بله. من هر پنج شنبه می رم سر خاك مادرم و كمی با اون درد دل می كنم.
یك خاطره از خانواده تان تعریف كنید؟
یك روز تیم ما بازی داشت، قرار بود داداش بزرگترم هم بیاد سر بازی. ما ساعت 5 بازی داشتیم و اون از ساعت دو تو ورزشگاه نشسته بود!



یادداشت هایی از موافقان و مخالفان حضور پروین در تیم پرسپولیس
سلطان بماند سلطان نماند
پای فوتبال كه وسط می آید، همه چیز فرق می كند. دسته بندی ها رنگ دیگری می گیرند، آدم ها از پشت چهره های رسمی شان بیرون می آیند و درباره تیم ها و بازیكن های مورد علاقه شان صادقانه حرف می زنند. فوتبال از آن چیزهایی است كه آدم ها را- وقتی ازش حرف می زنند- واقعی تر و دست یافتنی تر نشان می دهد. به همین خاطر هم سعی كردیم یادداشت هایی كه برای این پرونده جمع و جور می كنیم به قلم كسانی باشد كه فقط به عنوان كارشناس ورزشی مطرح نیستند. نادر داوودی مدیر مسؤول سابق هفته نامه تماشاگران است.جهانگیر كوثری را هم اگر با گزارش های فنی و زیبایش به خاطر ندارید، شاید نامش را به عنوان یك تهیه كننده معتبر سینما و همسر رخشان بنی اعتماد شنیده باشید. مسعود ده نمكی دیگر نیازی به معرفی ندارد. فعالیت های مطبوعاتی او را در سال های گذشته دیده و خوانده ایم و مستندهایی كه ساخته هم تا همین چند وقت پیش دست به دست می چرخید. به خصوص فیلم دومش قرمز یا آبی؟ توجه خاص او را به پدیده اجتماعی هواداران فوتبال و حساسیت های آنها نشان می داد. یادداشت سیامك رحمانی ّهمکارانمان در پارس فوتبال را هم به عنوان یكی از نگاه های منفی می بینید، هرچند خودش زیاد با چاپ مطلب با این عنوان موافق نبود!

نگاه +

مهم ترین نشانه روزگار سپری شده
نادرداوودی
علی پروین، مهم ترین نشانة یكی از مهم ترین دوره ها در تاریخ فوتبال ایران است. اما این دوران، خواهی نخواهی به پایان رسیده است. آموزنده، آن كه ما در ابتدای دوران جدید قرار داریم و پروین، خود، یكی از مهم ترین عوامل در پایان بخشیدن به دورة پیشین بوده است.
مشخصات عصری كه علی پروین در آن رشد كرد و به اوج رسید، عبارت بود از تعصب به تیم باشگاهی، وفاداری به عناصر ثابت، و بازی به خاطر عشق و علاقه. این مفاهیم در بستر فوتبالی كه امروزه آن را آماتور نام گذاری می كنیم، بیشتر معنا می دهد. دوران این مدل از ابتدای ورود فوتبال به ایران، تا چند سال پیش، كمابیش و با فراز و فرودهایی تجربه و سپری شد. در سال های پیش از پیروزی انقلاب در سال 1357، باشگاه پرسپولیس در یك دورة كوتاه، تلاش كرد تا تیمی حرفه ای به وجود آورد و از قضا، علی پروین یكی از اركان آن تیم بود. اما آن مدل آزمایشی، در همان روزگار نیز هرگز پاسخ نداد.
پروین در عین حال، نماد موفقیت تام و تمام در آن ایام است. او به تمام موفقیت های ممكن كه هر بازیكن ـ مربی ای آرزوی آن را دارد، رسیده است. به همة این موفقیت ها باید مزیت دیگری را نیز افزود، او در دوران پس از بازیگری فرسوده نشد و به سرنوشت بسیاری از همقطارانش كه تسكین موادمخدر را برگزیدند، گرفتار نیامد. علی پروین با وجود پایان یافتن عصری كه از آن نام بردیم، نماد اقتدار در كسوت مربیگری نیز بوده است. او مهم ترین مربی ای است كه در مقابل طغیان بازیكنانِ تازه به شهرت رسیده و یا به شدت مشهور، می ایستد و به آن ها باج نمی دهد. خصیصه ای كه حتی در فوتبال حرفه ای جهان نیز برای شخصیت یك مربی مقتدر، ضروری و ستودنی است.
علی پروین، سهم بزرگی بر گردن باشگاه پرسپولیس دارد كه به دفعات، از سوی مالكین دولتی باشگاه، برخی از مطبوعات و نیز مدیران گاه و بیگاه انتصابی، نادیده انگاشته شده است. او مهم ترین عامل بقا و دوام تیم در سال های بی ثبات پس از پیروزی انقلاب در ایران، با اتكا به محبوبیت بی مانندش، بوده است.

اما پروین، امروز به دلیل آن چه كه ندارد و آن چه كه به عناصر اصلی فوتبال در سال های اخیر تبدیل شده است، باید بیش از پیش به حاشیه رود و از متن جذاب اما پر از دردسر فوتبال، كناره گیری كند. فوتبال حرفه ای با ادعاهای بزرگ و بی رحمی ناگزیرش، كه سر در آخور سرمایه دارد، از راه رسیده است و اگرچه در قامتی ناموزون و با مدیریتی نه در حد ادعا، اما در ایران امروز، مستقر شده است. برای پروینی كه می شناسیم، عرصه روزبه روز تنگ تر می شود. این اتفاق، بر او عیب نیست و از مزیت های او كم نخواهد كرد، اما بر معایب او خواهد افزود؛ اگر ویژگی های این عصر نو را نشناسد و از مقابل هجوم آن نگریزد. ایستادن در مقابل این موج سهمگین، ممكن است تمام خاطره های خوب گذشته و افتخارات به یادماندنی را از میان بردارد.
مشخصات این عصر، عبارت است از سوداگری، به معنای محاسبة دقیق سود و زیان در جریان هر تصمیم و اراده ای كه در صحنة فوتبال شكل می گیرد. یعنی همطرازی با مباحث علمی و آموزشی كه با سرعتی زائدالوصف شتاب می گیرد و بسط می یابد. یعنی حركت به سمت مدیریت های جمعی و مشورتی، به منظور تقسیم مسؤولیت ها در مواقع بحرانی. و از همة این ها نه مهم تر، اما همچنان پراهمیت، نحوة تعامل با رسانه های جمعی است كه افكار عمومی را نمایندگی می كنند و شكل می دهند. مهم ترین آدمی كه در ایران می شناسیم و تا حدی، خود را به این دوران نزدیك كرده است، علی دایی است و یا شاید سایر جوانانی كه هنوز كامل نشده اند. ریشة تقابل این دو نشانه در این تفاوت هاست. با این حال، سلطانیسم پروین در شكل سنتی اش، با شهریاری دایی در هیبت جدیدش، گاه به غایت شبیه یكدیگرند. و این نیز از مشخصات كشوری است كه ما در آن زندگی می كنیم!




حرمت شیوخ واجب است
مسعود ده نمكی

دوران گذار، دورانی مبهم و پرفراز و نشیب است. گرچه كوتاه، اما پرحادثه است. مثل دوران گذار از توسعه نیافتگی به توسعه، مثل دوران گذار از سنت به مدرنیته، مثل دوران گذار از جنگ به صلح، و مثل دوران گذار بین نسلی!
اگر شرایط طبیعی این دوران، مهیا باشد، با تردستی قابله های كاركشته، زایمانی طبیعی در پیش خواهد بود. اما اگر عوامل خاصی، دخیل شوند، این زایمان، سخت و زودرس و یا دیررس با مخاطرات خاص خود خواهد بود.

من فوتبال را بی شباهت به سیاست نمی دانم. همان گونه كه در كشور ما دوران گذار نسل اول به نسل دوم در ساختار مدیریتی در حال تكوین است، در عرصه فوتبال نیز سنت و تجدد در جدال و دوران افول نسل اولی هاست.
پروین، سمبل نسل اول فوتبال كشور ما و نماد قرمزهای پایتخت است. من چنین می پندارم كه نسل جدید، می بایست در این دوران گذار، نردبانی را كه از آن بالا رفته، تخریب نكند. حتی اگر این نردبان و این پل ها، خوشایند امروزی ها نباشد. حرمت شیوخ، بر جوانان، واجب است. اگر این حرمت شكسته شود، فردایی نیز در پیش است كه دیگران از ما خواهند گذشت. البته نسل اولی ها می توانستند این زایمان را بی دردسرتر پشت سر بگذرانند. اما دیگر دیر شده و در همة عرصه ها، كشور ما در حال سزارین است.
فوتبال، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و پروین ها علی رغم پیش كسوتی، رنجور به خانه می روند.





نگاه -

پروین باشد، این جا نباشد!


جهانگیر كوثری
وقتی یك پسر چهارده ساله در استادیوم فریاد می كشد و به پروین توهین می كند، مسلما یك جای كار می لنگد. حتما یك جا مشكل داریم. مشكل به آن پسربچه برنمی گردد. پس از نیم قرن حضور پرسپولیس در فوتبال ایران، او توقع دارد تیمش بازی را با پیروزی تمام كند. مشكل ما در این جا، نشستن پروین روی نیمكت پرسپولیس است!
در آلمان بكن باوئر سرمربی بایرن مونیخ شد، پس از آن روی نیمكت تیم ملی آلمان نشست و این تیم را قهرمان جهان كرد. اما در سوی دیگر، گرد مولر، دیگر ستارة فوتبال آلمان، هیچ وقت پتانسیل مدیریت و مربیگری را پیدا نكرد.
پروین در فوتبال ایران، حكم یك نابغه را دارد. تداومی كه او در 35 سال اخیر فوتبال ایران داشته، انكارناپذیر است. پروین در دهه شصت شمسی، وقتی فوتبال ایران در حال گذر از فوتبال سنتی به فوتبال مدرن بود، موفقیت های زیادی داشت. اما حالا پس از تكامل فوتبال، دیگر سبك او جواب نمی دهد. پروین یا باید خودش را با اتفاقات روز دنیا هم سو كند، یا جایگاهش در فوتبال را تغییر دهد. اما او در این چند سال، روز به روز عقب تر رفته و علاقة چندانی هم به تعلیم گرفتن نداشته. در نتیجة این سرسختی هم هست كه سقوط پرسپولیس را تماشا می كنیم، فحاشی تماشاگران به او را می بینیم و اهانت به یكی از بزرگ ترین قهرمانان فوتبال را مشاهده می كنیم. در هلند با وجود این كه ستاره های بی شماری در تاریخ فوتبال این كشور درخشیده اند، اما غیر از كرایف، رایكارد و فان باستن، هیچ كدام نتوانستند در سرمربیگری موفقیتی كسب كنند. البته در هلند، باقی ستارگان سابق فوتبال بیكار نیستند. آن ها در مدارس فوتبال مشهور آمستردام، مشغول پرورش بازیكنان جوان هستند. خورخه والدانو، دی استفانو، سانتیاگو برنابئو و چند ستارة سابق دیگر رئال مادرید هم موقعیتی مشابه پروین در پرسپولیس دارند، اما هیچ وقت روی نیمكت تیمشان ننشسته اند. آن ها تنها در مدیریت تیم نقش داشتند و موفقیت های زیادی هم به دست آوردند.
با این مثال ها به راحتی می توان فهمید كه بهترین جایگاه برای پروین، نیمكت تیم نیست. او می تواند در بین اعضای هیأت مدیرة تیم باشد؛ در بین كسانی كه سرنوشت تیم در دستشان است، نه در بین افرادی كه سرنوشت شان در دست مدیران است.




و سلطان روی خاك قدم گذاشت
سیامك رحمانی

پیش از بازی پرسپولیس ـ استقلال كه همین چند روز پیش برگزار شد، یكی از پرسپولیسی های دوآتشه كه البته جزو مخالفان سرسخت پروین است و مدام از سلطة او بر این باشگاه ابراز انزجار می كند، در پاسخ به كركری رفقای آبی اش می گفت: اما یادتان باشد كه ما سلطان را داریم. او هر چقدر كه نباشد، برای بردن شما بس است! اما پرسپولیس، این بار به استقلال باخت و این یعنی كه... شاید در پایان افسانه باید نقطه ای گذاشت.
بت پرسپولیسی ها شكسته شده است. بی شك. این را می توان در چشم های مردی دید كه نام سلطان بر خود دارد. مردی كه همیشه در اوج بوده است، در آن بالا. بی آن كه موج ها او را تكان بدهند و طوفان ها حتی او را بلرزانند. اما حالا ناگهان اتفاقی افتاده است كه شاید فقط بدبین ترین ها می توانستند پیشگویی اش كنند. او دیگر، بزرگ و دست نیافتنی نیست. از هالة قدسی ای كه دربرش گرفته بود، به درآمده و شكننده و رنجور، بیش از همیشه قابل ترحم به نظر می رسد. این اتفاقی بود كه در همة این سال ها در زیر پوست حوادث، در حال رخ دادن بود. اما ناگهان زمانی رویه ترك برداشت كه برای اولین بار، ورزشگاه علیه او شورید. بر ضد علی پروین. همة آن چند ده هزار پرسپولیسی كه او روزی برایشان همه چیز بود؛ مقدس و خدشه ناپذیر. كسی كه روح یك باشگاه بود و حتی در اوج شكست و زبونی هم هیچ كس به خود اجازة تجاوز به ساحتش را نمی داد.
اما گذشت زمان، سرانجام، روزی را آورد كه او خشم هواداران بی شمارش را به چشم دید. خشمی كه سرانجام، سرریز شد و او را نیز با خود برد. پرسپولیس بزرگ، خوار شده بود و این پس از چند سال ادعای او برای بلند كردن این باشگاه، پس از چند سال نمایش یك نفره، انگشت های اتهام را به سوی او می برد. او هو شد و گفته شد كه باید از پرسپولیس برود. باید رها كند تاج و تخت را و نیمكت را و همة چیزهایی كه او را به آسمان رسانده است. باور نمی كرد. باور نكرد. مثل همة سلاطین دیگر. همة آن ها كه انقلاب ها را باور نمی كنند. همة آن ها كه به دنبال توطئه می گردند و دشمنی موهوم را در پشت فریادهای مخالف، جست وجو می كنند. ماجرا همین بود و با دیگر انقلاب ها، هیچ فرقی نداشت. دست هایی در كار است ، آن ها تحریك شده اند ، بعضی ها خط می دهند .
اما همة این ها بیهوده بود، مثل همة وقت های دیگر. او به پایان یك دوران رسیده بود و تلاش برای ماندن، مقاومت كردن و نرفتن، تنها زمان را كمی طولانی تر می كرد. افسانه به انتها رسیده بود و هر فصل دیگری به آن می افزودی، جز به تأخیر انداختن اتفاق و جز ناگوارتر كردن آن، حاصلی نداشت.
و او امروز، دیگر همان سلطان بزرگ نیست. نه احترام، نه شكوه و نه اقتدار. او حالا به یك مربی تبدیل شده است. یك مربی شكست خورده مثل همة مربیان دیگر. با گذشته ای حسرت انگیز و آینده ای مبهم. این كه او چرا به این جا رسید را، بیش و كم، همة آن ها كه باید بدانند، می دانند. این كه او به كجا باید می رسید را احتمالا نه خودش و نه هیچ یك از اولترا پروینی ها كه احاطه اش كرده اند، نمی دانند. اگر می دانستند او را این همه هل نمی دادند و او بیشتر و بیشتر در این باتلاق فرو نمی رفت.
او می توانست بزرگ باشد و بزرگ بماند و این روزهای قهوه ای را نبیند. می توانست در راهی دیگر قدم بگذارد و خودش و باشگاه محبوبش و هوادارانش را به سرنوشتی دیگر میهمان كند. اما نكرد. نتوانست. نمی توانست اصلا، شاید.
برای او و درباره اش كه هیبتی در اندازة تمام این فوتبال دارد، خیلی می شود نوشت. هویت این فوتبال، بدون نامش سخت تعریف می شود. از او كتاب می شود نوشت و این ها تنها چند كلمه است. برای او كه حالا لمس كردنی تر از همیشه است و غم انگیزتر از همیشه. باچشم هایی كه سرخی شان دیگر، هیچ ستاره ای را خاكستر نمی كند. از او بیشتر باید نوشت، چرا كه گفتن از او، گفتن از نَفَس این فوتبال است، گفتن از حقیقت این فوتبال است. حالا كه دیگر، حقیقت در انبوهی از خیال ها و قصه ها هم گم نشده است. حالا كه او از آسمان به روی زمین آمده است.

نقاط عطف۳۶ سال زندگی علی پروین در فوتبال ایران

مردی كه می خواست سلطان باشد



دیدار قهرمانان ورزشی با امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در اولین هفته های پس از پیروزی انقلاب پروین در مركزسمت چپ تصویر مشخص است

آذر سال 1350 چهره های خندان فوتبال ایران ایستاده از راست:كارد حق وردیان(تاج) اصغرشرفی(پاس)صفر ایران پاك(پرسپولیس)
نشسته از راست :علی جباری(تاج) علی پروین (پرسپولیس) همایون بهزادی(پرسپولیس)


تمرینات تیم ملی ایران برای شركت در جام جهانی 1978 آرژانتین
علی پروین در كنار پرویز قلیچ خانی.ستاره ها نگران اولین تجربه حضور در جام جهانی هستند


روزی كه پروین برای اولین بار، منجی پرسپولیس لقب گرفت روزی بود كه تیم، همراه او شاهین را شش- صفر برد
مهدی امیرپور
ساعت محمود خوردبین پیدا شد. گم شدن ساعت، داشت فضای اردوی تیم جوانان ایران در شهر مانیل را به هم می ریخت، اما با تیزهوشی یكی از بازیكنان به خیر گذشت. در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا، هر روز یكی از اشیای گران قیمت بازیكنان گم شد و حتی رایكوف سرمربی تیم هم نمی توانست مچ سارق را بگیرد. اما یكی از بازیكنان، گره را باز كرد. در رختكن تیم، ساعت را به محمود خوردبین داد تا همه بفهمند در بیست سالگی، قدرت مدیریت یك تیم را هم دارد. علی زاغی در مسابقات جوانان آسیا در فیلیپین، تنها بیست سال داشت. این بازی ها در سال 1969 در فیلیپین انجام می شد و برای علی، اولین مسافرت خارج از كشور به حساب می آمد. او در آن سفر، تیزهوشی خود را به همه ثابت كرد. این تیزهوشی، در سال 1384 و در آستانة شصت سالگی، باز هم در او دیده می شد. شاید ماجرای آن ساعت در مقایسه با دیگر اتفاقات زندگی علی زاغی، اتفاق مهمی نباشد، اما آن روز برای اولین بار، نام او به گوش خورد. علی پروین .
محبوبیت
پس از این كه بازیكنانِ كوچ كرده، به پرسپولیس برگشتند، یك چهرة جدید بین آن ها دیده می شد. كسی كه در پیكان با بچه های پرسپولیس جوش خورده بود و حالا با بازگشت آن ها به پرسپولیس، همراهشان بود. او در روزهای ابتدایی سال،۵۰ توانست پیراهن پرسپولیس را تنش كند. آن موقع، همایون بهزادی، تك ستارة پرسپولیس بود. با چهرة فتوژنیك، قامت بلند و كفش طلایی مسابقات فوتبال، دل همه را می برد و چندان عجیب نبود كه روی جلد هر مجله ای، عكس همایون بهزادی باشد. اما سال 54 وقتی بهزادی سرمربی تیم بود، اختلاف با علی عبده مدیر وقت پرسپولیس، دوران شیرین او را به پایان رساند.
یك سال بعد در بازی با تاج، وقتی بهزادی روی سكوهای استادیوم فریاد زد كه بازیكنان حریف، دوپینگ كرده اند و حتی از جیب كتش كلت درآورد، ستارة فوتبال ایران از صحنه محو شد. اگر بنا بود همچنان از دوپینگ بازیكنان تاج حرف بزند، احتمال داشت ایران از المپیك مونترال كنار گذاشته شود. برای همین، بهزادی كنار گذاشته شد.
این اتفاقات، دقیقا وقتی رخ داد كه بازیكن جوان تیم پیكان، پس از 4 سال بازی در پرسپولیس، توانسته بود خودش را در دل تماشاگران جا كند. پروین با این كه به بهزادی نمی رسید، اما در غیبت او، ستارة پرسپولیس شد. تبحر در زدن ضربات كاشته، محبوبیت او را روز به روز بیشتر كرد. طوری كه پس از چند سال، هر وقت داور به نفع پرسپولیس خطا می گرفت، تمام تماشاگران، یك صدا فریاد می زدند: علی پروین .
مظلومیت
سال 1360 در سفر پرسپولیس به شیراز، تیم، شب را در خانة علیرضا حیدری استراحت كرد. اما یكی از بازیكنان تیم با افشاگری اتفاقات آن شب، زیر پای محراب شاهرخی سرمربی تیم را خالی كرد. شاهرخی در یك چشم به هم زدن، اخراج شد و علی پروین، بازیكن ـ سرمربی تیم شد. پس از گذشت چند سال، خیلی ها شایع كردند كسی كه زیر پای شاهرخی را خالی كرد، علی پروین بود.
در اولین سالی كه پروین، بازیكن ـ مربی پرسپولیس بود، تیم در جام وحدت قهرمان شد. پس از آن، در سال 61 هم تیم با او قهرمان تهران و قهرمان جام حذفی شد. در همان سال، او كه در عمرش در پست مهاجم بازی نكرده بود، در نوك پیكان تهاجمی پرسپولیس قرار گرفت. او در 17 بازی، 15 گل زد تا در حضور علیدوستی، محمدخانی و چنگیز، آقای گل مسابقات شود.
در سال 62 پروین باز هم پرسپولیس را قهرمان تهران كرد! آن ها در آخرین بازی خودشان، پنج ـ دو شاهین را بردند اما با حكم كمیتة انضباطی، شاهین سه ـ صفر برد تا قهرمانی پرسپولیس به استقلال برسد. این حكم، پروین را كه هنوز بازیكن ـ مربی تیم بود، در موضع مظلومیت هم قرار داد. مظلومیتی كه به كمی هوش احتیاج داشت تا به محبوبیت تبدیل شود.
اما روزی كه پروین برای اولین بار، منجی پرسپولیس لقب گرفت، سال پس از این حكم بود. در آن روز، پرسپولیس با پروین در یك بازی انتقامی، شاهین را شش ـ صفر برد.
پس از آن مسابقه بود كه دیگر، تماشاگران، همایون بهزادی ستارة قبلی را فراموش كردند. پروین، جای او را پر كرده بود. این ماجرا تا دو سال بعد هم ادامه داشت. همه آن را مدیون یك نفر می دانستند. علی پروین .
اولین بازگشت 
او پس از سیزده سال، از پرسپولیس كنار رفت. در سال 67، تیم در جام باشگاه ها بازی اول خود را پنج ـ صفر از ساندرز سری لانكا برد. اما در مسابقة دوم، محمدان بنگلادش با سرمربیگری ناصر حجازی، دو ـ یك پرسپولیس را شكست داد. توجیه عوام فریبانة بازیكنان برای این باخت، پیش كشیدن نام پروین بود. تماشاگران پرسپولیس، احساس می كردند تیم به خاطر پروین، بازی را باخته. اما فكر نمی كردند كه اگر این ماجرا حقیقت داشت، تیم چرا بازی نخست را با 5 گل برده بود. به هر حال، با جوی كه بازیكنان به راه انداختند، پروین در چهارم تیر 66 به پرسپولیس بازگشت.
روز بازی پرسپولیس ـ پاس در استادیوم آزادی، هر یك از تماشاگران پرسپولیس، یك شاخه گل سرخ همراه داشت. 60 هزار گل سرخ، كنار زمین در اولین بازی پس از بازگشت پروین. آن بازی را پرسپولیس، سه ـ یك برد. شعار تماشاگران در آن مسابقه، فقط به یك نفر برمی گشت. علی پروین
آخرین بازگشت
در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1994، تیم ملی بین 5 تیم آسیا، چهارم شد. این شكست در كنار عزم راسخ صفی زاده رئیس فدراسیون فوتبال برای حذف پروین از فوتبال، پروین را از كار بركنار كرد. دومین حذف پروین از فوتبال در سال 72 اتفاق افتاد. این بار، او مدت زمان بیشتری را كنار گود بود. اما در مهرماه سال 77، امیر عابدینی مدیر وقت پرسپولیس، او را برگرداند. پس از این كه تیم از حمایت صنایع معادن و فلزات خارج شد، عابدینی، پروین را به تیم اضافه كرد تا با استفاده از او، بتواند تیم داری كند.
این بار، پروین در استادیوم كارگران تهران به فوتبال بازگشت. جایی كه هنوز برای او ارزش زیادی دارد. البته پروین در بازگشت خود به پرسپولیس، به دنبال گرفتن انتقام هم بود. در سال 72 وقتی پروین كنار رفت، عابدینی به این كه او تیم را در صندوق عقب یك پیكان و طبقة دوم یك بنگاه ماشین می چرخاند، اعتراض كرد. شاید برای همین بود كه پس از بازگشت پروین، عابدینی رفت و پروین ماند.




دفترچه خاطرات پروین

آن جملات ماندگار

معروف ترین نقل قول های سلطان


ما تو بازی برگشت با یه سیستم جدید بازی می كنیم. اسمش علی اصغریه! مطمئنم جواب می ده!
پس از پایان مسابقة رفت با الجزایر در جام بین قاره ای. این برای اولین بار بود كه در فوتبال ایران، كسی از اصطلاح علی اصغری استفاده كرد.
بابا این بچه با كاپشن هم 50 كیلو نمی شه!
وقتی حسین كعبی را برای بازی در پرسپولیس به او پیشنهاد دادند.
اتفاقی نیفتاده. من می مونم، تیمسار هم می مونه!
پس از حذف تیم ملی در جام ملت های 1993 در كنفرانس مطبوعاتی. در آن سال، پروین سرمربی تیم ملی و تیمسار نوآموز رئیس فدراسیون بود، اما این پروین بود كه از ماندن نوآموز حرف می زد!
این یارو بره تو اصفهان خیمه شب بازی اجرا كنه.
در روزی كه عباس بهروان گزارشگر مسابقة پرسپولیس بود و در گزارش اش به یكی از تعویض های پروین ایراد گرفت.
فعلا بچه ا س و پیش خودم می شینه رو نیمكت. هر وقت بزرگ شد، می ره رو سكوها.
پس از این كه فدراسیون، بابت نشستن غیرقانونی پسرش محمد پروین روی نیمكت ذخیره ها، او را توبیخ كرد.
40 كیلو؟ اگه 40 كیلو آتیش باشه هم به درد ما نمی خوره.
پس از این كه خداداد عزیزی در ابومسلم درخشید و همه در انتظار دعوت شدن او به تیم ملی بودند.
همیشه رو پله های شیرودیه! دنبال اینه كه یه تیم نتیجه نگیره تا خودش رو تو اون تیم جا كنه.
دربارة گودرز حبیبی. پس از این جملات پروین، دیگر هیچ تیمی حبیبی را برای مربیگری انتخاب نكرد.
تمرینات خوبی داشتیم. الان 85 درصد آمادگی داریم. 25 درصد بقیه رو هم تا مسابقه ها جبران می كنیم.
پیش از آغاز مسابقات فوتبال بازی های آسیایی پكن.
ازش یه چیزایی می دونم كه اگه بگم، باید از ایران فرار كنه.
پس از این كه عادل فردوسی پور در برنامة نود از پروین انتقاد كرد.
مامان نصرت كه مرد، عیدی هم مرد.
در گفت وگوی ویژة نوروز با یك روزنامة ورزشی.
فوتبال یعنی ضدفوتبال. باید بزنیم زیرش تا ببریم.
پس از پایان لیگ پارسال.
در جام باشگاه ها هیچی نمی شیم. بذار فعلا مردم با همین قهرمانی خوش باشن.
روز پایانی لیگ سال 81. پرسپولیس در آن روز قهرمان شد.
ایران فقط یك فوتبالیست داره، اون هم كریمیه!
سال 81. وقتی بلاژویچ سرمربی تیم ملی بود.
پرسپولیسی بسازم كه كیف كنید.
وعدة تكراری پروین پیش از آغاز هر فصل.
آقای محلوجی پول بیاره، قدمش رو چشم.
در اوج دعوای مدیریتی پرسپولیس. وقتی كه پروین و محلوجی سایة هم را با تیر می زدند.
به گربه لگد نزده.
تنها واكنش پروین به تمام منتقدانش. او آن ها را به این كه چیزی از فوتبال نمی فهمند متهم می كند.
اینا كه بازیكن نیستن. من یازده تا گرگ می خوام!
پیش از آغاز جام ملت های هیروشیما.







یك برش كوتاه از زندگی شخصی پروین

مانتو، ماكسیما، تركیه، تعمیرگاه!


چند سالی در خیابان یخچال قلهك زندگی می كرد، اما بالاخره از تهران دل كند. حالا هر شب پس از این كه كارهایش تمام می شود با ماكسیمای مشكی اش به سمت لواسان می رود. از آب و هوای آن جا خوشش می آید. یك دوره، آخر هفته ها در لواسان بود، ولی حالا هر شب آن جاست.
غیر از آن ماكسیمای مشكی رنگ، یك بنز الگانس سفید هم دارد كه گاهی آن را هم از پاركینگ درمی آورد. چندان اهل رانندگی نیست و مجتبی زمردی هر روز صبح تا شب پشت فرمان می نشیند.
ده سال پیش در ضلع جنوبی میدان هفتم تیر یك بنگاه خرید و فروش ماشین را می گرداند. اما حالا آن جا به یك مانتوفروشی تبدیل شده. اسم مانتوفروشی تا دو سال پیش پروین بود. اما حالا برای فرار از مالیات، اسمش را گذاشته مانتو فروشی سرخ پوشان . غیر از این، در یك تعمیرگاه اتومبیل های خارجی در خیابان آزادی هم با مهدی عرب شریك است.
دو دختر و یك پسر دارد. پسرش محمد پروین، الان بازیكن پرسپولیس و تیم جوانان است.ولی خب از این حرفا زیاد می زنند. پشت سرش می گویند كه مبلغ قرارداد امسالش با پرسپولیس، 50 میلیون تومان است. ولی خوب از این حرف ها زیاد می زنند.
دختر بزرگ تر پروین، همسر آرش فرزین است كه در آلمان زندگی می كرد و مدتی است كه با ازدواج با دختر پروین، در ایران ماندگار شده. حسام، داماد دیگر پروین است. هر دو دامادش از خانواده های پولدار هستند و این سلیقة پروین را در انتخاب داماد نشان می دهد. نازگل، دختر آرش و رضا پسر حسام، دو نوة پروین هستند. یك ویلا در رامسر دارد كه سالی یكی دو بار برای سر زدن به آن جا، تیم را به اردوی رامسر می برد. اهل مسافرت خارج از كشور هم هست. بیشتر با رفقایش به تركیه می رود.
رابطة چندان جالبی با پسرش ندارد. شب ها در خانه به او بند می كند و تا صبح، به شیوة بغل پا زدن و مدل موهای محمد گیر می دهد. برخلاف پسرش، هر دو دامادش را دوست دارد؛ جوری كه آن ها در هر بازی به استادیوم می روند. البته چندی پیش، آرش فرزین روی نیمكت تیم هم می نشست.

نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برای قهرمانی باید این روزها امتیازات را جمع كنیم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 برای آنكه در پایان فصل قهرمان لیگ شویم چاره ای جز جمع كردن امتیازات در این هفته ها نداریم.
"مجتبی جباری"، هافبك تیم فوتبال استقلال تهران،  ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: شهید قندی در مقابل استقلال با شیوه های كاملا دفاعی ظاهر شد تا جایی كه هدف این تیم كسب یك امتیاز بود.
وی افزود: از همان شروع بازی فرصت های خوبی برای گلزنی به دست آوردیم اما از آنها استفاده نكردیم تا اینكه در دقیقه 89 توسط سیاوش اكبر پور به گل برتری رسیدیم.
جباری ادامه داد: خود من در طول بازی چند موقعیت خوب گلزنی به دست آوردم كه نتوانستم آن را تبدیل به گل كنم.
وی افزود: ما اگر بخواهیم در پایان فصل قهرمان شویم باید در چنین دیدارهای تنها به دنبال سه امتیاز باشیم كه در مقابل شهید قندی هم به آن رسیدیم.
وی خاطر نشان كرد : استقلال در چند هفته اخیر نتایج خیلی خوبی را كسب كرده است ما باید این روند را ادامه دهیم تا اختلاف امتیازی خودمان را با تیم دوم جدول یعنی ذوب آهن اصفهان بیشتر از سه امتیاز كنیم.

نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

ایوانکوویچ: بعد از صعود به‌ جام‌جهانى‌ تیم‌ملى‌ صد "صاحب" پیدا کرد ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

نوشته شده در یکشنبه 29 آبان 1384 و ساعت 11:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 برانکو ایوانکوویچ‌ مصاحبه‌ مفصلى‌ انجام‌ داده‌ است‌ که‌ گوشه‌هاى‌ مهم‌ آن‌ را بدون‌ هیچ‌ توضیح‌ اضافه‌ با هم‌ مرور مى‌کنیم.
* من‌ باید به‌ اعصابم‌ مسلط‌ باشم‌ و سعى‌ کنم‌ به‌ حیثیت‌ منتقدانم‌ لطمه‌ نزنم‌ و بر خلاف‌ آنها ادب‌ را رعایت‌ کنم. * راهیابى‌ تیم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نه‌ خوب‌ بود و نه‌ عالى‌ بلکه‌ فوق‌العاده‌ عالى‌ بود. با این‌ وجود شش‌ ماه‌ است‌ که‌ مى‌نویسند باید کادر فنى‌ را برکنار کرد و هیچ‌ چیز در تیم‌ملى‌ سر جایش‌ نیست‌ و کادر فنى‌ به‌ درد نمى‌خورد. دادکان‌ مثل‌ پدر همه‌ چیز را براى‌ فرزندانش‌ فراهم‌ کرد و هر چه‌ خواستیم‌ براى‌ ما مهیا کرد.
فدراسیون‌ فوتبال‌ به‌ هیچ‌کس‌ بدهکار نیست. حالا من‌ نمى‌دانم‌ چه‌ چیز را باید توجیه‌ کنیم. مرا آورده‌اند که‌ کار را با یک‌ استیل‌ مناسب‌ انجام‌ دهم‌ و مى‌دهم.
* این‌ تیم‌ملى‌ و نسل‌ فعلى‌ فوتبال‌ ایران‌ ظرف‌ دو سال‌ گذشته‌ به‌ تنهایى‌ توانسته‌ بیش‌ از بیست‌ میلیون‌ دلار درآمدزایى‌ کند.
* زمانى‌ که‌ تیم‌ملى‌ را گرفتیم‌ هیچ‌ کس‌ جز ما چند نفر شجاعت‌ هدایت‌ تیم‌ملى‌ را نداشت، ما ریسک‌ کردیم‌ و با علم‌ به‌ اینکه‌ همه‌ منتظر غرق‌ شدن‌ ما هستند تیم‌ملى‌ را به‌ جام‌جهانى‌ رساندیم. حالا که‌ به‌ جام‌جهانى‌ صعود کردیم‌ صدها مالک‌ براى‌ تیم‌ پیدا شده‌ و هر کدام‌ سهمى‌ در هدایت‌ تیم‌ملى‌ مى‌خواهند تا یک‌ سرى‌ بازیکنانشان‌ در تیم‌ملى‌ بازى‌ کنند. دادکان‌ بهتر از هر کسى‌ به‌ این‌ قضیه‌ واقف‌ است. این‌ موضوع‌ باورکردنى‌ نیست‌ که‌ شش‌ ماه‌ تمام‌ در مورد مشکلات‌ بگویند در حالى‌ که‌ هیچ‌ مشکلى‌ نیست.
* بازیکنان‌ انسان‌ هستند با نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ مشخص. هیچ‌ بازیکنى‌ در سراسر سال‌ در فرم‌ عالى‌ نیست. شما بارسلونا را در نظر بگیرید افت‌ آنها در ابتداى‌ فصل‌ به‌ این‌ موضوع‌ برمى‌گردد.
* قبل‌ از بوسان‌ و قبل‌ از جام‌ ملت‌هاى‌ چین‌ شش‌ هفته‌ تمرین‌ مشترک‌ داشتیم. طبق‌ نظر کارشناسان‌ بازى‌ ما با کره‌جنوبى‌ بهترین‌ بازى‌ دوران‌هاى‌ اخیر جام‌ ملت‌ها لقب‌ گرفت.
* وقتى‌ جام‌جهانى‌ گذشته‌ را در ذهن‌ مرور مى‌کنم‌ به‌ سختى‌ به‌ یاد مى‌آورم‌ که‌ برزیل‌ در کدام‌ بازى‌ زیبا بازى‌ کرده. آنها در فینال‌ بدترین‌ بازى‌ را انجام‌ دادند و به‌ لطف‌ دو اشتباه‌ اولیور کان‌ قهرمان‌ شدند.
* من‌ نمى‌دانم‌ چرا مى‌گویند که‌ بازیکنان‌ سرخورده‌ به‌ باشگاه‌ها بازمى‌گردند. بازیکنان‌ در تیم‌ملى‌ بسیار با انگیزه‌ هستند، همه‌ دوست‌ دارند در تیم‌ملى‌ باشند، طبق‌ قوانین‌ ما در هر بازى‌ دوستانه‌ فقط‌ 6 تعویض‌ مى‌توانیم‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ در دو بازى‌ مى‌شود 12 تعویض‌ پس‌ نمى‌شود همه‌ را تست‌ کرد.
* نمى‌دانم‌ کدام‌ تیم‌ در دنیا توانسته‌ تاکنون‌ چنین‌ نتایجى‌ را به‌ دست‌ آورد. بدون‌ شش‌ ملى‌پوش‌ در خاک‌ ژاپن‌ بازى‌ کردیم، هیچ‌ کس‌ در این‌باره‌ چیزى‌ ننوشت‌ در برابر کره‌ هم‌ بسیار خوب‌ بودیم، شانه‌ به‌ شانه‌ آنها حرکت‌ کردیم‌ شانسهاى‌ کره‌ کمتر از ما بود و کسى‌ این‌ موضوع‌ را ندید. زمانى‌ مى‌توان‌ گفت‌ ضعیفیم‌ که‌ مثل‌ صربستان‌ توپ‌ها به‌ وسط‌ زمین‌ نمى‌رسید. نه‌ آن‌ که‌ 4 شانس‌ بیشتر از کره‌ داشته‌ باشیم‌ آن‌ هم‌ در برابر هشتاد هزار تماشاگر حریف.
* مهدى‌ مهدوى‌کیا و على‌ کریمى‌ وقتى‌ به‌ تهران‌ رسیدند سرشان‌ خیس‌ بود چرا که‌ بلافاصله‌ بعد از بازى‌ در بوندس‌لیگا خودشان‌ را به‌ هواپیما رساندند و به‌ تهران‌ و براى‌ تیم‌ملى‌ آمدند، آنها هم‌ حق‌ دارند گاهى‌ ضعیف‌ ظاهر شوند.
* باید هرچه‌ سریعتر تیم‌ را هماهنگ‌ کرد، آن‌ هم‌ با دو بازى‌ تدارکاتى‌ دیگر. پس‌ نمى‌توان‌ ارنج‌ را عوض‌ کرد، تیم‌ دارد به‌ سمت‌ تیم‌ شدن‌ پیش‌ مى‌رود.
* الان‌ در تیم‌ ملى‌ جنگ‌ است، فقط‌ 20 بازیکن‌ به‌ جام‌جهانى‌ مى‌روند، شما مى‌گوئید من‌ مهدوى‌کیا و کریمى‌ را صدا بزنم‌ و بگویم‌ روى‌ نیمکت‌ بنشینند، مى‌دانید مربى‌ هاشمیان‌ پیش‌ از دیدار برابر کره‌ جنوبى‌ التماس‌ مى‌کرد تا او را براى‌ دو جلسه‌ تمرین‌ و یک‌ تست‌ دیگر بگذارم‌ در آلمان‌ بماند، آن‌ وقت‌ شما مى‌گویید لژیونرهاى‌ بى‌انگیزه‌ را دعوت‌ نکن!
* در ایران‌ همه‌ چیز امکان‌پذیر است‌ چون‌ طبق‌ منطق‌ شما مربى‌ که‌ به‌ جام‌جهانى‌ راه‌ پیدا کرده، نباید در جام‌جهانى‌ روى‌ نیمکت‌ بنشیند، تاکنون‌ مربى‌ تیم‌هاى‌ انگلستان، کرواسی، هلند، صربستان، آرژانتین‌ و آلمان‌ باخته‌اند.
* فدراسیون‌ فوتبال‌ بحرین‌ به‌ خاطر نرفتن‌ به‌ جام‌جهانى‌ پاداش‌ مى‌گیرد، اما در ایران‌ براى‌ یک‌ باخت‌ در دیدارهاى‌ تدارکاتى‌ مى‌خواهند سرمربى‌ را عوض‌ کنند.
* من‌ شاد هستم‌ که‌ شادى‌ را به‌ مردم‌ ایران‌ هدیه‌ کرده‌ام، چهار سال‌ دور از خانواده‌ بهترین‌ نتایج‌ را کسب‌ کرده‌ام، اما به‌ جاى‌ آنکه‌ از من‌ بخواهند قراردادم‌ را تمدید کنم‌ از برکنارى‌ برانکو صحبت‌ مى‌کنند.
 

هاشمیان: خیلى‌ زود موقعیت‌هاى‌ ایوانکوویچ‌ را فراموش‌ کردیم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 - وحید بازیکن‌ بسیار حرفه‌اى‌ است، او بى‌دلیل‌ از مربى‌ دفاع‌ نمى‌کند. هاشمیان‌ در بدترین‌ شرایط‌ به‌ «لینن» مربى‌ سابق‌ هانوفر حمله‌ مى‌کرد و او را به‌ باد انتقاد مى‌گرفت، اما او اکنون‌ تنها حامى‌ برانکو در بین‌ بازیکنان‌ تیم‌ملى‌ است‌ و حمایت‌ همه‌ جانبه‌اى‌ از او مى‌کند.
نوع‌ رفتارت‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ زیاد انتقادپذیر نیستی؟
چطور به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدید، هر کس‌ که‌ انتقاد را نپذیرد مشکل‌ دارد و من‌ هم‌ مثل‌ سایر بازیکنان‌ نقطه‌ ضعف‌هایى‌ دارم. در مدتى‌ که‌ بازى‌ مى‌کنم‌ انتقادات‌ زیاد شنیده‌ام‌ و هیچ‌ وقت‌ از انتقاد فرار نکرده‌ام. ولى‌ بعضى‌ها انتقاد نمى‌کنند بلکه‌ با غرض‌ورزى‌ به‌ دنبال‌ اهدافى‌ خاص‌ هستند.
فکر مى‌کنى‌ چرا لینن‌ اخراج‌ شد؟
قبل‌ از بازى‌ با کلن، زمزمه‌هاى‌ جدایى‌ او شنیده‌ مى‌شد اما تفکرات‌ او با تفکرات‌ مدیریت‌ منطبق‌ نبود. این‌ فصل‌ هانوفر هزینه‌ زیادى‌ کرده‌ است‌ اما سیستم‌ دفاعى‌ تیم‌ برنامه‌هاى‌ ما را به‌ هم‌ زد. او در این‌ مورد با خود من‌ صحبت‌ کرده‌ است‌ و منظور او این‌ است‌ که‌ من‌ بیرون‌ زمین‌ زیاد با خبرنگاران‌ ارتباط‌ ندارم‌ و اهل‌ گفت‌وگو و حاشیه‌سازى‌ نیستم‌ اما در داخل‌ زمین‌ خصوصیات‌ مثبتى‌ از من‌ دید که‌ مرا به‌ بایرن‌ آورد.
حالا این‌ را قبول‌ دارى‌ که‌ افت‌ کرده‌ای؟
نه، چون‌ من‌ همانطور که‌ در بوخوم‌ بازى‌ مى‌کردم‌ در هانوفر هم‌ بازى‌ مى‌کنم‌ ولى‌ چون‌ تیم‌ خوب‌ بازى‌ نمى‌کند کار من‌ نیز به‌ چشم‌ نمى‌آید و همه‌ تیم‌ زیر سئوال‌ هستند.
چرا نتوانستى‌ گلى‌ را در این‌ فصل‌ بزنی؟
سیستم‌ تیم‌ ما دفاعى‌ است. مربى‌ تیم‌ از من‌ مى‌خواست‌ تا زمین‌ خودمان‌ عقب‌ بیایم‌ و به‌ خط‌ دفاع‌ تیم‌ کمک‌ کنم‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ من‌ تا هجده‌ قدم‌ خودمان‌ هم‌ عقب‌ مى‌آمدم.
حالا با آمدن‌ نوى‌روور باید احساس‌ خوبى‌ داشته‌ باشی؟
مطمئن‌ باشید با حضور او، موقعیت‌ من‌ در هانوفر بهتر شده‌ است. او شناخت‌ خوبى‌ از من‌ دارد و آمدن‌ نوى‌روور کار مرا سخت‌تر مى‌کند زیرا باید براى‌ موفقیت‌ بهترین‌ مربى‌ام‌ تلاش‌ کنم. جایگاه‌ هانوفر در اینجاى‌ جدول‌ نیست‌ و با نوى‌روور باید به‌ اوج‌ بازگردیم. آمدن‌ به‌ ایران‌ و حضور در بازى‌هاى‌ ملى‌ موقعیت‌ تو را در هانوفر متزلزل‌ نکرده‌ است؟ باید به‌ ایران‌ بیایم‌ چون‌ بازیکن‌ ملى‌ هستم‌ و وظیفه‌ خطیرى‌ در قبال‌ تیم‌ملى‌ کشورم‌ دارم. در بازى‌ با کره‌ جنوبى‌ 25 ساعت‌ در راه‌ بودم‌ و طى‌ این‌ مسیر طولانى‌ باعث‌ شد تا خسته‌ شوم‌ و در بازگشت‌ به‌ آلمان‌ مربى‌ مرا در ترکیب‌ هانوفر قرار نداد.
تیم‌ملى‌ در بازیهاى‌ تدارکاتى‌ نتایج‌ خوبى‌ کسب‌ نکرده‌ است. آیا این‌ امر ما را براى‌ حضور در جام‌ جهانى‌ نگران‌ نمى‌کند؟
خود شما مى‌گویید مسابقات‌ تدارکاتى‌ و این‌ بازى‌ها براى‌ شناخت‌ نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ تیم‌ است. در دنیاى‌ حرفه‌اى‌ چندان‌ به‌ نتایج‌ بازیهاى‌ دوستانه‌ اهمیت‌ نمى‌دهند اما در ایران‌ کمتر کسى‌ به‌ بازیها به‌ عنوان‌ دیدارهاى‌ تدارکاتى‌ نگاه‌ مى‌کند این‌ مسائل‌ سبب‌ شده‌ است‌ که‌ تیم‌ را تحت‌ فشار قرار دهند.
این‌ فشارها چقدر در روند تیم‌ تأثیر دارد؟
خیلى‌ زیاد، وقتى‌ انسانى‌ تحت‌ فشار باشد کارآیى‌ خود را از دست‌ مى‌دهد و نمى‌تواند وظیفه‌اش‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ دهد ما از این‌ همه‌ فشار لطمه‌ سختى‌ خواهیم‌ خورد زیرا این‌ نوع‌ رفتارها در فوتبال‌ ما در حال‌ اپیدمى‌ شدن‌ است. کار ما از یک‌ ماه‌ قبل‌ از جام‌ جهانى‌ آغاز خواهد شد و فکر نمى‌کنم‌ این‌ انتقادات‌ در این‌ مقطع‌ منطقى‌ باشد.
در مورد برانکو چه‌ نظرى‌ داری؟
برانکو مربى‌ بزرگى‌ است‌ و توانسته‌ ایران‌ را به‌ جام‌ جهانى‌ ببرد، گویا همه‌ در ایران‌ کارهاى‌ خوب‌ برانکو را فراموش‌ کرده‌اند طورى‌ با او برخورد مى‌کنند که‌ بدترین‌ نتایج‌ تاریخ‌ فوتبال‌ ایران‌ را گرفته‌ است. ایوانکوویچ‌ کمک‌ زیادى‌ به‌ فوتبال‌ ایران‌ کرده‌ است‌ خیلى‌ زود این‌ موقعیت‌ها را فراموش‌ نکنید! اگر به‌ آمار هم‌ نگاه‌ کنید او بهترین‌ نتایج‌ را براى‌ فوتبال‌ ایران‌ کسب‌ کرده‌ است‌ و چندین‌ قهرمانى‌ براى‌ ایران‌ آورده‌ و از همه‌ مهم‌تر ایران‌ را به‌ جام‌ جهانى‌ برده‌ است، پس‌ اگر من‌ از او حمایت‌ مى‌کنم‌ به‌ دلیل‌ کارنامه‌ موفق اوست.


نوشته شده در پنجشنبه 26 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

مهدوی‌كیا: شرایط فعلی به ضرر فوتبال است ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
«چنین انتقاداتی از برانكو بی‌انصافی است»
«آرزو دارم در جام جهانی در AOL بازی كنم»


مهدی مهدوی‌كیا پس از پشت سر گذاشتن دوران دشوار ابتدای فصل در هامبورگ اكنون به بازیكنی با تجربه، محكم و بسیار آماده تبدیل شده است.

بی‌مهری ابتدای فصل سران هامبورگ به «كیا»ی دوست داشتنی ورزشگاه AOL او را وادار كرد برای ماندن مبارزه كند و اكنون كه با نزدیك شدن بازار نقل و انتقالات ژانویه نه تنها نام مهدی در فهرست فروش باشگاه سرشناس آلمانی نیست بلكه یكی از امیدهای توماس دال برای رقابت‌های نیم فصل دوم و رقابت‌های جام یوفا است.

این تجربه مرد سخت‌كوش ایرانی بیشتر از خودش به سود تیم ملی است كه تا چند ماه دیگر در رقابت‌های جام جهانی آلمان به میدان می‌رود. مهدوی‌كیا از نظر روحی هم یك قهرمان است.
مهدی مهدوی‌كیا دوران سختی را در هامبورگ گذراند اما گذشت زمان نشان داد كه او بهترین تصمیم را در آن دوران گرفته است. با سابقه‌ترین بازیكن هامبورگ می‌گوید:« در مدت حضورم در فوتبال كمتر با مساله‌ای مشابه این اتفاق روبه‌رو شده بودم. اما برای من تجربه خیلی خوبی بود و به من ثابت كرد كه برای هر كس اگر مشكلی پیش بیاید باید به توانایی‌های خودش برگردد و تشخیص دهد كه در آن برهه بهترین گزینه چه چیزی می‌تواند باشد. در تمام آن روزهای سخت من به راه‌هایی فكر می‌كردم كه می‌توانست آن شرایط را تغییر دهد و بر روی آن راه‌ها تمركز كردم و از شانس‌های كوچكی كه به من داده شد سعی كردم استفاده كنم.»

وی ادامه داد:

« شرایط واقعا سختی به لحاظ روحی داشتم اما هم اكنون به دلیل تجربه‌ی بسیار خوبی كه كسب كردم بسیار راضی هستم. باید همواره با مشكلات جنگید و نباید هیچ گاه ساده‌ترین راه را برگزید و من به همین دلیل در آن دوران سخت‌ترین راه را برگزیدم.»

اما آن دوران سخت، به لحاظ فنی سودی را برای مهدوی‌كیا به همراه داشته است. او می‌گوید:« از نظر بعد فنی برای من بسیار پربار بود چرا كه در آن دوران متوجه شدم كه می‌توان به جز بازی در لب خط، در میانه‌ی زمین نیز بازی كنم و این چیزی بود كه مربی تیم از من می‌خواست. ضمن آنكه او از من می‌خواست تا در كارهای دفاعی شركت كرده و بیشتر از عمق حمله كنم و این موجب شد كه هم اكنون تجربه‌ی بسیار بزرگی را به دست بیاورم كه بتواند در تیم ملی نیز به من كمك كند.»

مهدوی‌كیا افزود:«اكنون تیم ملی نیز با سیستمی كه در هامبورگ بازی می‌كنیم، بازی می‌كند و حضور در مركز زمین به جای گوش راست كلاسیك در هامبورگ، در تیم ملی نیز به من كمك بزرگی كرده است. هم اكنون نیز با توجه به شرایط خوب بدنی كه داشتم به توماس دال پیشنهاد دادم كه در دفاع بازی كنم و توانستم رضایت مربی تیم را جلب كنم. او در تمام مصاحبه‌هایی كه انجام داده از عملكردم رضایت داشته است.»

** مرد محبوب هامبورگ به جدایی نمی‌اندیشد

شماره‌ی هفت HSV درباره‌ی اینكه آیا پیشنهاد قرارداد جدید بشود قبول می‌كند؟ می‌گوید:« در حال حاضر به این مساله فكر نمی‌كنم چرا كه هدف بزرگ من بازگشت به شرایط گذشته بود كه به آن دست پیدا كردم. من تا سال 2007 با هامبورگ قرارداد دارم و امكان تمدید آن وجود دارد، البته نمی‌توانم بگویم كه این تیم آخرین تیمی است كه من در آن بازی خواهم كرد. در حال حاضر به این فكر نمی‌كنم كه از هامبورگ جدا شوم چرا كه شرایط به قدری برای من در این تیم خوب بوده كه نمی‌توانم به جدا شدن از آن بیندیشم. هم اكنون تنها به این فكر می‌كنم كه امسال بتوانم نتایج خوبی را با این تیم كسب كنم چرا كه این شانس را داریم كه در هر سه جام (حذفی، یوفا، بوندس‌لیگا) موفق شویم. البته ما در جام حذفی با قرعه‌ی خیلی بدی مواجه شدیم اما تمام هدفم این است كه به تیم كمك كنم چون احساسم این است كه زمانی كه به تیم كمك می‌كنم خیلی راضی هستم.»

** علت پافشاری برای ماندن در هامبورگ؟

زمانی كه شرایط برای مهدوی‌كیا در هامبورگ سخت شد هیچ كس شك نداشت كه بهترین راه برای رهایی از این شرایط، جدا شدن مهدی از HSV است اما او ماند و تلاش كرد. مهدوی‌كیا می‌گوید:« علت این پافشاری به دلیل دوران خوبی بود كه با هامبورگ داشتم. به عنوان یك ایرانی خوشحالم كه محبوبیتی را بین تماشاگران هامبورگ كسب كرده بودم كه هیچ كدام از بازیكنانی كه تاكنون در این تیم بوده‌اند، نداشتند. نمی‌خواهم این را عنوان كنم اما اگر یك نفر به ورزشگاه AOL بیاید مشاهده می‌كند كه وقتی پا به توپ می‌شوم چه جوی ایجاد می‌شود. من نمی‌خواستم این محبوبیت و افتخاری را كه از هامبورگ با سعی و تلاش طی پنج شش سال به دست آورده بودم را به صورت سرد و كسل كننده از دست بدهم. همواره دوست داشتم زمانی كه در دوران اوج بودم از هامبورگ جدا شوم. به همین دلیل بر روی ماندن در هامبورگ پافشاری كردم و منتظر شانس ماندم كه مربی به من خواهد داد و هم اكنون از تصمیمی كه گرفتم بسیار خوشحالم.»

وی ادامه داد:« اگر به تیم دیگری می‌رفتم و در آنجا درخشش داشتم هیچ گاه لذتی كه این ماندن داشت را برای من به همراه نداشت. ماندم، تلاش كردم و توانایی‌های خود را اثبات كردم و هم اكنون شرایط بسیار خوبی برای من در باشگاه ایجاد شده است.»

** كاپیتانی در هامبورگ، چرا تو نه؟

هشت سال حضور در هامبورگ اما كاپیتان نبودن، آیا دلیل خاصی دارد؟ مهدوی‌كیا می‌گوید:« در فوتبال آلمان كاپیتان یا از سوی مربی انتخاب می‌شود یا مجموعه‌ی تیم كاپیتان را مشخص می‌كند. در سال اولی كه به هامبورگ رفته بودم جلسه‌ای در باشگاه تشكیل شد و از بازیكنان خواسته شد كه نام پنج نفر از بازیكنانی كه فكر می‌كنند می‌توانند كاپیتان باشند را یادداشت كنند و من و وحید هاشمیان اسم پنج نفر از بازیكنانی كه سن بیشتری نسبت به سایرین داشتند را انتخاب كردیم اما در آخر یكی از بازیكنان جوان تیم، به عنوان كاپیتان تیم انتخاب شد و ما متوجه شدیم كه در آلمان، مسایلی نظیر قدیمی بودن و پیشكسوت بودن ملاكی برای تعیین كاپیتان نیست. ضمن آن كه من به دنبال كاپیتانی نبوده‌ام و اعتقادم كمك به تیم است.»

** تیم ملی، جام جهانی، چه راهی را پیمودیم؟

مهدوی‌كیا درباره‌ی انگیزه‌ی صعود به جام جهانی 2006 معتقد است:« بعد از ناكامی برای راهیابی به جام جهانی 2002، هدف بزرگمان صعود به دوره‌ی بعدی این رقابت‌ها بود و راه خیلی سختی را برای رسیدن به این هدف طی كردیم. مجبور بودیم اردن و قطر را در خانه‌شان شكست دهیم و موفق شدیم به این مهم دست پیدا كنیم. خیلی‌ها معتقد بودند كه تیم ملی زیبا بازی نمی‌كند و این چنین نیز بود چرا كه هدف ما چیز دیگری بود. زیبا بازی كردن برای ما اصل نبود. در دوره‌ی گذشته برابر بحرین بسیار زیبا بازی كردیم و موقعیت‌های فراوانی داشتیم اما در نهایت باختیم اما این بار زیبا بازی نكردیم اما با هوشیاری امتیاز كسب كردیم كه در روز آخر به ما كمك فراوانی كرد.»

** دیدارهای تداركاتی و انتقاد از تیم ملی

مهدوی‌كیا درباره‌ی انتقاد از تیم ملی می‌گوید:« بسیاری انتقاد می‌كنند كه تیم ملی خوب بازی نمی‌كند و این كه مربی تیم در بازی‌های تداركاتی ترسو عمل می‌كند. به نظر من چیزی كه می تواند در این دوران به ما كمك كند این است كه از تیم ملی حمایت كنیم و شرایط را به گونه‌ای نكنیم كه فدراسیون برای برگزاری دیدارهای دوستانه ترس داشته باشد. پس از بازی تیم ملی برابر ژاپن، كره‌ی جنوبی و دیدارهای دوستانه در انگلیس، به قدری از تیم ملی انتقاد شد كه احساس كردم مسوولان فدراسیون از انجام دیدارهای تداركاتی با تیم‌های بزرگ واهمه دارند. این به ضرر فوتبال ماست. اگر تیم ملی در دیدارهای دوستانه با تیم‌های بزرگ بازی كند و ببازد، هیچ ایرادی ندارد اما اگر در جام جهانی نتایجی مانند نتایج عربستان را در جام جهانی كسب كنیم، افتضاحی است كه برای همیشه باقی می‌ماند. بازی‌های تداركاتی را برای محك زدن تیم و شناخت نقاط ضعف و قوت انجام می‌دهند اما متاسفانه جوی ایجاد شده كه مطبوعات تیم ملی را برای كسب نتایج ضعیف در بازی‌های دوستانه زیر فشار می‌گذارند. تنها خواهشی كه هست اینكه از تیم ملی حمایت بیشتری شود و بستری به وجود بیاید كه موجب رشد فوتبال كشور شود.»

مهدوی‌كیا ادامه داد:« هر كسی نظر خودش را دارد و نظر هر فردی قابل احترام است اما فكر می‌كنم اگر همه‌ی این نظرها به یك سمت و سو برود و آن هم حمایت از تیم ملی باشد، می‌تواند مفید باشد. امیدوارم شرایط به صورتی فراهم شود كه پیش از جام جهانی چند بازی تداركاتی با تیم‌های بزرگ انجام دهیم تا با پیش زمینه‌ی خوب به جام جهانی برویم. ایران تیمی جوان است و بازیكنان ما برای ریختن ترسشان نیاز به انجام دیدارهای دوستانه با تیم‌های بزرگ دارند.»

** آیا نباید در شرایط فعلی از تیم ملی انتقاد كرد؟

مهدوی‌كیا می‌گوید:« به نظر من باید همیشه از تجارب دیگران استفاده كرد و نظرم این نیست كه همه از تیم ملی تعریف كرده و كوركورانه حمایت كنند، صد در صد به انتقاد اعتقاد دارم اما انتقادی كه با انصاف همراه باشد. باید پذیرفت كه سرمربی در نهایت تصمیم نهایی را اتخاذ می‌كند و برانكو نیز به عنوان سرمربی تیم ملی ایران همین وظیفه را دارد. ما اگر شخصی را سرمربی انتخاب می‌كنیم، باید نظراتش را چه خوب و چه بد بپذیریم.»

** آینده‌ی روشن تیم ملی

مهدوی‌كیا آینده‌ی روشنی را برای فوتبال ملی ایران متصور است. او می‌گوید:« فوتبال ایران در سطح آسیا همواره نشان داده كه از قدرت‌های قاره است و تجربه نشان داده كه با تیم‌هایی كه مقابل ما خوب بازی می‌كنند با قدرت بازی می‌كنیم. هم اكنون وزنه تجربه در تیم ملی بسیار بالا رفته است و حضور بازیكنان در تیم‌های خارجی نیز موجب شده كه تیم ملی با قدرت بازی كند. آینده قابل پیش بینی نیست اما فوتبال ما توانایی این را دارد كه با انجام چند بازی تداركاتی با تیم‌های بزرگ دنیا در جام جهانی نیز موفق شود.»

** حضور بازیكنان ایرانی در آلمان

مرد میانی تیم ملی درباره‌ی تاثیر حضور چند تن از بازیكنان تیم ملی ایران در آلمان، می‌گوید:«این یك امتیاز بزرگ است كه بیشتر بازیكنان ایرانی كه در خارج بازی می‌كنند، در آلمان حضور دارند و این می‌تواند برای تیم ملی مثمرثمر باشد. این بازیكنان با شرایط ورزشگاه‌های آلمان آشنا هستند و این مساله می‌تواند در طول مسابقات جام جهانی به تیم ملی كمك فراوانی كند.»

** آرزوی مهدوی‌كیا

مهدوی‌كیا آرزوهای زیادی در ذهن خود دارد اما آرزوی فعلی او چیست. مرد سابق فوتبال آسیا می‌گوید:« بازی با تیم ملی در ورزشگاه AOL یكی از آرزوهای بزرگ من است. اطمینان دارم كه اگر یك بازی ایران در جام جهانی در هامبورگ برگزار شود از حمایت ایرانی‌های مقیم هامبورگ و هواداران هامبورگ برخوردار خواهیم بود. این آرزوی من است و می‌تواند تجربه‌ی خیلی خوبی باشد.»

وی تصریح كرد:« در قرعه‌كشی جام جهانی به طور قطع با یكی از تیم‌هایی نظیر برزیل، آرژانتین، ایتالیا هم گروه خواهیم بود. اما امیدوارم در گروهی باشیم كه شانس بیشتری برای صعود به مرحله‌ی بعد داشته باشیم، هر چند كه كار مشكلی است اما تمام تلاش خود را خواهیم كرد.»

** تغییر برانكو ایوانكوویچ

مهدوی‌كیا به رغم جوانی‌اش، با مربیان بزرگی كار كرده است. او درباره‌ی برانكو و انتقادی كه از وی می‌شود، می‌گوید:« من به عنوان یك بازیكن نمی‌توانم در كار فدراسیون فوتبال دخالت كنم و این طور مسایل از وظایف فدراسیون است. اما نتایجی كه تیم ملی با برانكو به دست آورده، نتایجی است كه كمتر مربی با تیم ملی موفق به كسب آن شده است. این بی‌انصافی است كه بعد از نتایجی كه برانكو با تیم ملی به دست آورده چنین انتقادهای تندی از وی شود. نمی‌توانم بگویم كه كادر فنی هیچ گونه ضعفی ندارد و كاملا تكمیل است اما نتایج نشان می‌دهد كه كادر فنی عالی كار كرده است.»

** بازیكنان ایرانی مقیم آلمان، بیایند یا نیایند؟

مهدوی‌كیا درباره‌ی بازیكنان ایرانی كه در فوتبال آلمان و دیگر كشورهای اروپایی حضور دارند می‌گوید:«هفت نفر از تركیب اصلی تیم ملی تركیه در آلمان بزرگ شده‌اند اما به دلیل تعصب به فوتبال خودشان به تركیه برگشته‌اند و در تیم ملی این كشور بازی می‌كنند. این مساله پس از حضور فریدون زندی می‌توانست در مورد چند بازیكن ایرانی دیگر اتفاق بیفتد. به هیچ وجه اعتقاد ندارم كه آنها حتما باید برای تیم ملی بازی كنند بلكه معتقدم كه باید آنها را محك زد، چرا كه ما برای حضور قدرتمندانه در جام جهانی باید از تمام ابزارهای خود استفاده كنیم. ضمن آن كه حضور بازیكنان قدرتمند در تمرینات تیم ملی، انگیزه‌ی بازیكنان داخلی را نیز بالا می‌برد و این مساله در نهایت به سود تیم ملی خواهد بود.»

** ‌كیا و پرسپولیس

چهار سال حضور در پرسپولیس، موجب شده كه مهدوی‌كیا نتواند بدون اظهار نظری درباره‌ی این تیم، گفت‌وگوی خود را با ما به پایان برساند. او درباره‌ی مشكلات این باشگاه می‌گوید:« عوامل بسیار زیادی می‌تواند ایجاد كننده مشكلات این باشگاه باشد اما من به دلیل دوری از بطن كار آن، نمی‌توانم اظهار نظر دقیقی داشته باشم اما نكته‌ای كه مشخص است مشكلات زیاد این باشگاه موجب عدم نتیجه‌گیری شده است. من عضو این تیم بوده و به آن شدیدا علاقه‌ دارم و دوست دارم مانند میلیون‌ها هوادار این تیم، آن را همیشه در اوج ببینم. این یك درد است كه پرسپولیس بعد از چندین سال هنوز زمین تمرینی ندارد. بسیاری از تیم‌های بزرگ آرزوی چنین هوادارانی را دارند اما متاسفانه در تیم‌های استقلال و پرسپولیس همه چیز در حد حرف و شعار است. متاسفانه باید بگویم از زمانی كه در پرسپولیس بودم تاكنون اتفاق خاصی در این تیم رخ نداده و هیچ چیز بهتر كه نشده بلكه در برخی از ابعاد بدتر نیز شده است. با پتانسیلی كه تیم‌های پرسپولیس و استقلال دارند می‌توانیم مردم را به ورزشگاه‌ها بكشانیم و جامعه را سالم‌تر نگاه داریم.»

حضور خانوادگی مهدوی‌كیا در پرسپولیس با حضور هادی برادر و مصطفی خواهرزاده ‌اش در این تیم ادامه پیدا كرد، مهدوی‌كیا در این باره می‌گوید:« من علاقه‌ی قلبی به پرسپولیس دارم. هادی نیز با جان و دل برای پرسپولیس بازی كرد اما متاسفانه زمانی كه مصدوم شد، هیچ حمایتی از او نشد اما این مساله‌ی تازه‌ای نیست و همواره در فوتبال ایران وجود داشته است. موقعی كه مصطفی قصد حضور در پرسپولیس را داشت به او گفتم حضور در پرسپولیس به شرطی می‌تواند مفید باشد كه با بازی تو در این تیم همراه باشد. او نیز از حضور در پرسپولیس خوشحال بود و من نیز خوشحال بودم. اما متاسفانه تا كنون فرصتی به او داده نشده كه بتواند توانایی‌های خود را ارایه كند. امیدوارم كه شرایطی فراهم شود تا بازیكنان جوان نیز در پرسپولیس فرصت حضور داشته باشند.»


نوشته شده در سه شنبه 24 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نیکبخت: به‌ خاطر یک‌ تصمیم‌ بچگانه‌ به‌ اسپانیا نرفتم‌ ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 علیرضا نیکبخت‌واحدى‌ هافبک‌ چپ‌پاى‌ تیم‌ استقلال‌ براى‌ شرکت‌ در تورنمنت‌ چهارجانبه‌ تهران‌ به‌ اردوى‌ تیم‌ملى‌ دعوت‌ نشد. در حالى‌ که‌ بسیارى‌ از کارشناسان‌ معتقدند برانکو باید از یک‌ بازیکن‌ چپ‌پا در دفاع‌ چپ‌ استفاده‌ کند، ولى‌ کماکان‌ سرمربى‌ ایران‌ عقاید خاص‌ خود را دارد تا نفراتى‌ چون‌ نیکبخت‌ و منیعى‌ از تیم‌ملى‌ دور باشند. با علیرضا نیکبخت‌واحدى‌ گفتگویى‌ انجام‌ دادیم‌ که‌ در ذیل‌ مى‌خوانید:
چرا برانکو در دفاع‌ چپ‌ از یک‌ بازیکن‌ چپ‌پا استفاده‌ نمى‌کند؟
نظر خاصى‌ ندارم. مربیان‌ سلیقه‌هاى‌ متفاوتى‌ دارند و برانکو هم‌ از بازیکنان‌ مورد نظر خود استفاده‌ مى‌کند، این‌ یک‌ موضوع‌ طبیعى‌ در فوتبال‌ به‌ شمار مى‌رود.
خیلى‌ها معتقدند که‌ تو باید به‌ تیم‌ملى‌ دعوت‌ مى‌شدی، اما نشدی، به‌ نظر خودت‌ آیا دوباره‌ به‌ تیم‌ملى‌ دعوت‌ مى‌شوی؟
نمى‌دانم‌ چرا این‌ سئوال‌ها را مى‌پرسید. برانکو در این‌ بازى‌ها مى‌خواهد چند بازیکن‌ جدید را محک‌ بزند ومطمئن‌ باشید در اردوهاى‌ بعدى‌ عضو تیم‌ملى‌ خواهم‌ بود. ضمن‌ اینکه‌ چرا نباید دیگر به‌ تیم‌ملى‌ دعوت‌ شوم؟
شایعه‌ شده‌ بود، از قصد خودت‌ را به‌ مصدومیت‌ زدى‌ تا تیم‌ملى‌ را در سفر طولانى‌ به‌ کره‌جنوبى‌ همراهى‌ نکنی. آیا این‌ موضوع‌ صحت‌ دارد؟
واقعاً‌ خنده‌دار است، چرا من‌ باید چنین‌ کارى‌ را بکنم، آن‌ هم‌ پس‌ از 5 سال‌ حضور در تیم‌ملی. من‌ واقعاً‌ مصدوم‌ بودم‌ و بنا به‌ نظر پزشک‌ تیم‌ به‌ کره‌ نرفتم. تمامى‌ مدارک‌ پزشکى‌ام‌ هم‌ موجود است‌ و حتى‌ مى‌توانید با پزشکان‌ تیم‌ملى‌ صحبت‌ کنید. من‌ واقعاً‌ نمى‌دانم‌ این‌ حرفها را چه‌ کسانى‌ درست‌ مى‌کنند.
به‌ دست‌ آوردن‌ جایگاه‌ اصلى‌ات‌ در تیم‌ملى‌ کار سختى‌ است. از عهده‌ این‌ کار برمى‌آیی؟
هرگز از رقابت‌ سالم‌ هراس‌ نداشته‌ام‌ و مطمئنم‌ که‌ دوباره‌ پیراهن‌ تیم‌ملى‌ را بر تن‌ خواهم‌ کرد. اگر قبل‌ از شروع‌ فصل‌ عاقلانه‌تر تصمیم‌ مى‌گرفتم‌ حالا وضعیت‌ بهترى‌ داشتم.
منظورت‌ چیست؟
من‌ ابتداى‌ فصل‌ از اسپانیا پیشنهاد داشتم، ولى‌ به‌ خاطر یک‌ تصمیم‌ بچگانه‌ به‌ اسپانیا نرفتم. چون‌ بر سر مسائل‌ مالى‌ با استقلال‌ کمى‌ اختلاف‌ نظر داشتم. به‌ هر حال‌ احساس‌ مى‌کنم‌ اشتباه‌ کردم‌ که‌ به‌ اسپانیا نرفتم. البته‌ هنوز دیر نیست، جام‌ جهانى‌ فرصت‌ مناسبى‌ است‌ تا دوباره‌ لژیونر شوم.
قضیه‌ درگیرى‌ با حسین‌ کاظمى‌ چه‌ بود؟
کدام‌ درگیری؟ ما اصلاً‌ درگیرى‌ نداشتیم. این‌ موضوعات‌ کذب‌ است‌ که‌ مى‌خواهند برایم‌ حاشیه‌ درست‌ کنند. در فوتبال‌ تمرینی، درگیرى‌ فوتبالى‌ پیدا کردیم‌ که‌ امیر قلعه‌نوعى‌ نیز به‌ عنوان‌ داور مرا از زمین‌ اخراج‌ کرد. متأسفانه‌ این‌ موضوع‌ را خیلى‌ بد و علیه‌ من‌ انعکاس‌ دادند.
و در آخر نظرت‌ پیرامون‌ مصاف‌ این‌ هفته‌ تیمت‌ مقابل‌ شموشک‌ چیست؟
شموشک، پرسپولیس‌ و پاس‌ را در نوشهر شکست‌ داد و با ذوب‌آهن‌ در اصفهان‌ مساوى‌ کرد. مطمئناً‌ بازى‌ سختى‌ را در پیش‌ خواهیم‌ داشت.

نوشته شده در دوشنبه 23 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

دکو:"الکلاسیکو؟! 3-1 می بریم" ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
"می بریم چون ما نه تنها بهتریم بلکه بهترین هستیم"

"از فصل قبل بسیار با تجربه تر شده ایم و این تجربه ما مطمئنا این الکلاسیکو را متفاوت تر از گذشته می کند"

درست در همان زمان که بیشترین نیاز به او احساس می شود توانست از بند مصدومیت خود را رها کند.پیش از بازی با اوساسونا بود که این مصدومیت لعنتی به سراغش آمد و اما حالا او با تلاش بسیار سعی می کند تا دوباره به همان دکوی دوست داشتنی تبدیل شود.تا همین چند روز پیش پزشکان از رسیدن او به الکلاسیکو مطمئن نبودند اما او با سخت کوشی مثال زدنی خود توانست در دقایق پایانی برابر ختافه بازی کند تا روحیه هلندی اش را به رخ همگان بکشد.مصدومیت بومل نیز مزید بر علت شد تا اکنون از بازی کردن خود در برنابئو اطمینان داشته باشد جایی که فصل قبل به علت مصدومیت نتوانست در آن به میدان برود.

*مادرید-بارسا رو چگونه می بینی؟

الکلاسیکو همیشه پیچیده و دشوار به نظر می آید.اینکه شما در طول نود دقیقه بسیار بهتر از رقیب عمل کنید کار دشواری نیست ولی مساله اینجاست که این بهتر عمل کردن پیروزی را تضمین نمی کند.رئال این برتری را دارد که در خانه خود بازی می کند ولی اگر ما بتوانیم همانی که همیشه هستیم باشیم مطمئنا کار دشواری را پیش رو خواهند داشت.

*برای تو مهم است که در این بازی حضور داشته باشی؟

نه...البته بدم نمی آید که بازی کنم ولی برای من پیروزی مهم تر است.

*نزدیک الکلاسیکو سایت های شرط بندی بر روی این بازی فعالیت زیادی می کنند.اگر بخواهی که روی این بازی شرط ببندی نتیجه رو چی پیش بینی می کنی؟

با 3-1 به نفع بارسا شرط می بندم...اممم نتیجه خوبه!

*خوب...پس فکر می کنی که بازی پر گلی باید باشد.

بله...اگر به کیفیت بازیکنان دو تیم توجه کنید و به افکار مربیان دو تیم روجوع کنید می بینید که به هیچ وجه دو تیم در پی دفاع نخواهند بود.من  قول می دهم که اگر 3-1 نشد 0-0 هم نتیجه پایانی نخواهد بود...به این اطمینان دارم.

*تو هم معتقدی این بازی سه امتیاز دارد یا اینکه...

اگر بخواهیم با دید ریاضی به بازی نگاه کنیم بله...تنها سه امتیاز دارد.ولی الکلاسیکو بازی است که غرور مردم بارسلونا و بازیکنان این تیم از آن متاثر می شود و ما نباید باعث شکسته شدن این غرور بشویم.الکلاسیکو یادآور بخشی از تاریخ مردم کاتالونیا بوده و هست.

*حق با توست.مردم در این بازی بیشتر از هر زمان دیگری انتظار پیروزی دارند، درسته؟!

بدون شک...این یک ضیافت ویژه است و ما بازیکنان بارسا باید این را به خاطر داشته باشیم و بهترین بازی هایمان را به نمایش بگذاریم.

*از آمار و ارقام اگر بپرسیم به ما شهادت می دهند که بارسا خیلی بهتر از رئال است.نظر شما چیست؟

بله، در تک تک خطوط، چون ما قهرمان لالیگا هستیم و ما بهترین بازیکنان جهان را در اختیار داریم.اما ما می دانیم که مادرید هم بازیکنان بسیار مستعدی دارد، مثل رونالدو و زیزو.

*نتایج اخیر دو تیم و نحوه بازی کردنشان را که می بینیم مطمئن می شویم که بارسا پیروز خواهد بود.آیا اینگونه محاسبات می تواند تضمینی برای برد باشد؟

به عقیده من ما دنبال ثابت کردن چیزی نیستیم.مردم می گویند که هنوز نتوانسته ایم مثل فصل قبل رویایی بازی کنیم.ما به این حرف ها فکر نمی کنیم و فقط می خواهیم هرچه زودتر به مادرید برویم، بازی کنیم و سعی کنیم برنده بیرون بیاییم و اگر موفق به انجام این کار شویم هیچ چیز تغییر نمی کند هنوز خیلی تا پایان لیگ مانده است و تمام تیم ها شانس قهرمانی دارند مهم این است که از این به بعد هم خوب عمل کنیم و بازی های این یازده هفته نخست نمی تواند تاثیر زیادی در آینده ما بگذارد.

*فصل قبل 4-2 در برنابئو مغلوب رئال شدید و با همین نتیجه هم در استامفورد بریچ بازی را واگذار کردید.در حالی که در طول فصل بهترین بودید اما آن دو بازی که باختید هر یک اهمیت خاص خود را داشت.در یکی الکلاسیکو را واگذار کردید و در دیگری جام قهرمانی اروپا را از دست دادید.نمی ترسی مجددا گرفتار اینگونه حوادث شوید؟

نه،این چیزی را ثابت نمی کند ما با تیم فصل قبل خیلی تفاوت کردیم.درست است که بازیکنان همان بازیکنان هستند و تنها وان بومل و سانتی ازکوئرو به ما اضافه شدند اما تیم ما عملکرد بهتری خصوصا در دفاع به نمایش گذاشته است.به نظر من تو خیلی عجله می کنی...بهتر است که چند روز صبر کنی و باور کنی که ما همچنان قوی ترین هستیم.

*کدام بازیکن را موثر تر از سایرین در داربی می دانی؟

همه بازیکنان.رونالدینیو،اتوئو،لئو (مسی)،... بله همه تیم موثر هستند.ما یک مجموعه ویژه هستیم.

*اتوئو بهتر است یا رونالدو؟

رونالدو بازیکن بسیار توانایی است و شاید روزی خیلی بهتر از اتوئو بازی می کرده اما زمان زمان اتوئو است.در حال حاضر سامی خیلی بهتر عمل می کند.

*لئو مسی جوان را چگونه می بینی؟

فوق العاده است!فقط همین را می توانم بگویم.تاکنون ندیدم جوانی به سن او تا این اندازه درک بالایی از فوتبال داشته باشد.به همین خاطر گاهی که با او شوخی می کنم می گویم:"هی لئو تو چند سالته؟ سی سال؟"

*بارسا از چه نظر از مادرید بهتر است؟!

در کار گروهی ما خیلی بهتریم.

*...و رئال از چه نظر بهتر از بارسا است؟!

آنها بازیکنان بزرگی دارند که هر یک به افتخارات بسیاری نیز دست پیدا کرده اند اما من مطمئن نیستم که آیا این یک امتیاز مثبت است یا نه!

*با مصدومیت رقیبت اکنون مجددا امیدوار به بازگشت به میدان هستی.

بله، بومل بسیار عالی عمل می کرد و خیلی خوب با تیم جفت شده بود.او همیشه در حال پیشرفت است و البته از نظر شخصیتی هم بسیار دوست خوبی برای من است.

*شنیدم که وقتی قبل از بازی با اوساسونا مصدوم شدی گریه کردی، درست است؟

آره، گاهی پیش می آد.اون روز گریه کردم چون واقعا احساس می کردم زمین و زمان بر علیه من بسیج شده اند.

*اگر گل بزنی آن را به شخص خاصی اهدا می کنی؟

در جهان انسان های بد هم وجود دارند اما باید اعتراف کنم که تمامی افرادی که پیرامون من را گرفته اند از بهترین ها هستند و همواره کمک حال من بوده اند.از بین "برایت" برادرم و "رونی" پسر عمویم و همینطور پدرم که همواره مرا حمایت کرده باید یکی را انتخاب کنم که گلم را به او اهدا کنم...شایدم به هر سه تقدیم کردم!

*...و در آخر یک سوال حاشیه ای...برای تو سخت نیست به کرایفی که مدام از تو انتقاد می کند عمیقا احترام می گذاری؟تا به حال نشنیده ام که راجع به او بد صحبت کرده باشی و همواره او را تایید کرده ای.

علاقه ای ندارم راجع به این موضوع صحبت کنم.انتقاد را هموراه چراغ پیشرفت دانسته ام و انتقاد های کرایف همیشه باعث شده تا در تمرینات جدی تر شرکت کنم.


نوشته شده در شنبه 21 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نیکبخت: من‌ سرباز این‌ وطنم‌ با کاظمى‌ هیچ‌ مشکلى‌ ندارم‌ ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 دلش‌ زلال‌ است، مثل‌ آب، مثل‌ برکه... و شاید هم‌ به‌ این‌ دلیل‌ دوست‌ دارد کسى‌ را نرنجاند! او علیرضا نیکبخت‌واحدى‌ است‌ همان‌ کسى‌ که‌ حرفهایش‌ را تحریف‌ نمودند و از قولش‌ نوشتند: «من‌ اگر نبودم‌ تیم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نمى‌رفت! اما او حتى‌ اگر دیگر به‌ تیم‌ملى‌ هم‌ دعوت‌ نشود باز هم‌ خود را سرباز وطن‌ مى‌داند، همان‌ کسى‌ که‌ روسفیدى‌ محبوب‌ سه‌ رنگ‌ را مهمتر از سربلندى‌ خودش‌ مى‌داند.
حرفهاى‌ چند روز پیش‌ تو درباره‌ تیم‌ملى‌ عجیب‌ بود!
باور کنید حرفهاى‌ من‌ اینگونه‌ نبود یعنى‌ تحریف‌ شده‌ بود من‌ فقط‌ گفتم‌ در امان‌ حماسه‌سازى‌ کردم‌ و مثل‌ خداداد گل‌ مهمى‌ را به‌ ثمر رساندم. گفته‌ بودند نیکبخت‌ ادعا کرده‌ اگر من‌ نبودم‌ تیم‌ملى‌ به‌ جام‌جهانى‌ نمى‌رفت، اما باور کنید چنین‌ حرفى‌ را نزده‌ام. من‌ اینقدر جرأت‌ دارم‌ که‌ اگر حرفى‌ زدم، آن‌ را تکذیب‌ نکنم.
حرفهاى‌ تو بازتاب‌ زیادى‌ داشت‌ و خیلى‌ها از آن‌ ناراحت‌ شدند؟
این‌ ناراحتى‌ به‌ خاطر آن‌ حرفهایى‌ است‌ که‌ از قول‌ من‌ به‌ دروغ‌ چاپ‌ شده‌ است‌ وگرنه‌ من‌ سرباز این‌ مملکت‌ هستم‌ و اگر تا به‌ حال‌ هر کارى‌ هم‌ براى‌ تیم‌ملى‌ انجام‌ داده‌ام‌ وظیفه‌ام‌ بوده‌ است‌ و ادعایى‌ ندارم.
آرزوى‌ هر بازیکن‌ ایرانى‌ است‌ که‌ پیراهن‌ مقدس‌ تیم‌ملى‌ کشورش‌ را برتن‌ کند و من‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثنى‌ نیستم.
از برانکو که‌ تو را دعوت‌ نکرده‌ شاکى‌ نیستی؟
خیر، او سرمربى‌ تیم‌ملى‌ است‌ و هر تصمیمى‌ که‌ بگیرد باید به‌ آن‌ احترام‌ گذاشت، حالا باید تلاش‌ کنم‌ تا دوباره‌ نظر ایشان‌ را براى‌ پوشیدن‌ پیراهن‌ تیم‌ملى‌ جلب‌ کنم.
فکر مى‌کنى‌ یکى‌ از بازیکنان‌ اعزامى‌ به‌ آلمان‌ باشی؟
حضور در بزرگترین‌ رویداد ورزشى‌ دنیا نهایت‌ خواسته‌ هر بازیکنى‌ است‌ براى‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ تمام‌ تلاشم‌ را به‌ کار خواهم‌ بست.
و فکر مى‌کنى‌ فیکس‌ باشی!
این‌ بستگى‌ به‌ نظر برانکو دارد، اما اگر دعوت‌ شدم‌ و در تمرینات‌ خوب‌ باشم‌ برانکو حتماً‌ از من‌ استفاده‌ مى‌کند.
دیروز در تمرین‌ استقلال‌ با حسین‌ کاظمى‌ درگیر شدی!
اتفاق‌ خاصى‌ نیفتاد در هر تیمى‌ چنین‌ اتفاقهایى‌ مى‌افتد یک‌ جر و بحث‌ ساده‌ بود که‌ خیلى‌ زود تمام‌ شد. من‌ با حسین‌ رفیقم‌ بعد از تمرین‌ هم‌ بلافاصله‌ با او تماس‌ گرفتم‌ و با هم‌ صحبت‌ کردیم. در دل‌ من‌ چیزى‌ نیست‌ و خودت‌ این‌ را بهتر از همه‌ مى‌دانی. یک‌ لحظه‌ عصبانى‌ شدم. در این‌ چند وقت‌ اخیر اتفاقاتى‌ برایم‌ افتاده‌ است‌ که‌ سخت‌ و ناراحت‌ کننده‌ بوده‌ است‌ اما درست‌ است‌ اشتباه‌ کردم‌ و سعى‌ مى‌کنم‌ دیگر از این‌ اتفاقات‌ برایم‌ نیفتد.
مى‌گویند بعد از این‌ اتفاق‌ امیر قلعه‌نوعى‌ تو را اخراج‌ کرد.
نه‌ بابا... اتفاق‌ خاصى‌ نبود و همانطور که‌ گفتم‌ تمام‌ شد. خودتان‌ مى‌توانید از قلعه‌نوعى‌ سئوال‌ کنید.
مقابل‌ شموشک‌ سه‌ اخطاره‌ هستی!
بازى‌ سختى‌ است‌ خصوصاً‌ اینکه‌ در نوشهر انجام‌ مى‌شود اما ما آنقدر پتانسیل‌ داریم‌ که‌ سه‌ امتیاز را به‌ دست‌ آوریم. حرفى‌ دیگر!
ممنون‌ از اینکه‌ زنگ‌ زدید

نوشته شده در شنبه 21 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رحمان رضایی: نباید هیچ حریفی را دست كم بگیریم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
«امیدوارم در فصل نقل و انتقالات مشكل مسینا حل شود»

مدافع تیم ملی فوتبال كشورمان و بازیكن تیم مسینا ایتالیا گفت: تیم‌های حاضر در تورنمنت تهران ممكن است حریفان ما در جام جهانی باشند.

رحمان رضایی تصریح كرد: در هر صورت بازی هر یك از تیم‌های حاضر در جام جهانی می‌تواند محك مناسبی باشد، حال می‌خواهد این تیم اروگوئه یا پاراگوئه باشد یا انگلیس و فرانسه، چرا كه ممكن است همین تیم‌ها در جام جهانی آلمان مقابل ما قرار گیرند.

وی افزود:

در صورتی كه با تیم‌هایی كه سطح فوتبالشان بالاتر است بازی كنیم بهتر خواهد بود. اما با توجه به نبود امكانات باید به همین تیم‌ها بسنده كنیم. البته تیم ملی پاراگوئه با اكثر نفرات اصلی‌اش آمده.

وی در مورد دیدار با تیم ملی مقدونیه نیز گفت: فوتبال غیر قابل پیش بینی است و نمی‌توان گفت كه چه تیمی در پایان پیروز می‌شود. تیم‌های خیلی ضعیف حریفان قدرتمند را شكست می‌دهند. ما نباید هیچ حریفی را دست كم بگیریم.

رحمان رضایی در ادامه در مورد وضعیت تیم مسینا ایتالیا تصریح كرد: تیم ما در امر گلزنی مشكل دارد و از فرصت‌هایش استفاده نمی‌كند. تصور می‌كنم با به خدمت گرفتن بازیكنانی كه در فصل نقل و انتقالات به تیم اضافه می‌شوند بتوانیم این مشكل را برطرف كن


نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نیکبخت‌واحدی: مى‌خواهید مرا ضایع‌ کنید! ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 در شماره‌ دیروز مطلبى‌ با عنوان‌ «دلیل‌ خط‌ خوردن‌ نیکبخت‌ از تیم‌ملى‌ فاش‌ شد» به‌ چاپ‌ رسید که‌ برخلاف‌ نظر خود علیرضاست.
گفتگوى‌ ما را با این‌ بازیکن‌ دوست‌داشتنى‌ بخوانید:
علیرضا، مطلب‌ مذکور را خوانده‌ای؟
بله‌ و به‌ نظر من‌ حقیقت‌ ندارد، ناخواسته‌ مى‌خواهید مرا ضایع‌ کنید این‌ حرفها درست‌ نیست. من‌ مصدوم‌ بودم‌ و با تیم‌ملى‌ به‌ کره‌جنوبى‌ نرفتم‌ و در این‌ زمینه‌ کادر فنى‌ تیم‌ملى‌ به‌ همه‌ مسائل‌ اشراف‌ دارند. آن‌ روز با دو پزشک‌ تیم‌ملى‌ نزد متخصص‌ رفتیم‌ و تمام‌ پزشکان‌ مرا از بازى‌ کردن‌ منع‌ کردند و...
الان‌ چی! مصدوم‌ هستی؟
نه.
پس‌ چرا دعوت‌ نشدی؟
سلیقه‌ مربیان‌ است.
در چند سال‌ اخیر به‌ سلیقه‌ همه‌ مربیان‌ تیم‌ملى‌ خورده‌اى‌ و مدتها هم‌ یکى‌ از ارکان‌ اصلى‌ تیم‌ برانکو بوده‌ای، افت‌ فنى‌ هم‌ نداشته‌اى‌ پس‌ چرا سلیقه‌اش‌ عوض‌ شده‌ است؟
نمى‌دانم‌ اما آن‌ مطلب‌ صحت‌ ندارد. براى‌ چه‌ باید از مسافرتها فرارى‌ باشم. اتفاقاً‌ از همراهى‌ تیم‌ملى‌ در مسافرتها خیلى‌ هم‌ لذت‌ مى‌برم. کدام‌ جوان‌ از مسافرت‌ دسته‌جمعى‌ با هم‌سن‌ و سال‌هایش‌ و درحالى‌که‌ لباس‌ تیم‌ملى‌ کشورش‌ را برتن‌ دارد بدش‌ مى‌آید که‌ من‌ دومى‌اش‌ باشم. آن‌ هم‌ با این‌ خلق‌ و خویى‌ که‌ خودتان‌ هم‌ مى‌دانید از مسافرت‌ و گردش‌ خیلى‌ خوشم‌ مى‌آید.
این‌ خبر را یکى‌ از اعضاى‌ کادر فنى‌ تیم‌ملى‌ به‌صورت‌ خصوصى‌ در اختیار ما گذاشته‌ است.
باورم‌ نمى‌شود!
نیازى‌ نیست‌ که‌ دروغ‌ بگویم.
همه‌ چیز را به‌ خدا واگذار مى‌کنم.
خودت‌ فکر مى‌کنى‌ چرا دعوت‌ نشدی، درحالى‌که‌ به‌ جاى‌ تو معدنچى‌ دعوت‌ شد آن‌ هم‌ با آن‌ اشتباهى‌ که‌ در بازى‌ شنبه‌ مقابل‌ استقلال‌ مرتکب‌ شد.
یک‌ اشتباه‌ داشت‌ ولى‌ مقصر به‌ ثمر رسیدن‌ گل‌ نبود. خداوکیلى‌ به‌ نظر من‌ که‌ توى‌ زمین‌ بودم‌ معدنچى‌ بهترین‌ بازیکن‌ پرسپولیس‌ بود و از تمام‌ همبازیانش‌ یک‌ سروگردن‌ بهتر بازى‌ مى‌کرد اما از شانسش‌ آن‌ توپى‌ که‌ توى‌ زمین‌ ما لو داد گل‌ شد و دعوت‌ به‌ تیم‌ملى‌ حقش‌ بود. در مورد خودم‌ هم‌ کادر فنى‌ تیم‌ملى‌ تصمیم‌گیرنده‌ است‌ و من‌ به‌ نظرشان‌ احترام‌ مى‌گذارم.
اما خداداد به‌ خاطر عدم‌ دعوت‌ تو به‌ برانکو اعتراض‌ کرد.
خداداد الگوى‌ من‌ است‌ و ممنونش‌ هستم.
به‌هرحال‌ ما تو را دوست‌ داریم‌ و انصافاً‌ از لحاظ‌ فنى‌ تو را در حد تیم‌ملى‌ مى‌دانیم‌ و فکر نکن‌ کسى‌ دنبال‌ ضایع‌کردنت‌ بوده‌ است.
ممنون‌ هستم‌ ولى‌ آن‌ مطلب‌ باعث‌ مى‌شود خیلى‌ها فکر کنند خبرى‌ بوده‌ است‌ و براى‌ اطمینان‌ خاطر بروید و از مربیان‌ تیم‌ملى‌ بپرسید که‌ آیا مصدوم‌ بوده‌ام
 

امیرآبادی: باید وضعیت ایده‌آلم راتا جام جهانی حفظ كنم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

  «تورنمنت تهران بهترین فرصت برای بازیكنان جدید است»

هافبك ملی‌پوش كشورمان در آستانه‌ی مسابقات چهار جانبه‌ی تهران گفت: باید باانجام تمرینات بیشتر تا زمان شروع جام جهانی وضعیت ایده‌آل خود را همچنان حفظ كنم.

مهدی امیرآبادی اظهار كرد: مسابقات تهران بهترین فرصت برای بازیكنان جدید است تا توانایی‌های خود را به مربیان تیم ملی نشان دهند. باید با انجام تمرینات بیشتر در فرصت باقی مانده تا شروع مسابقات جهانی وضعیت ایده آل خود را حفظ كرده و در لیست نهایی تیم ملی قرار داشته باشم.

وی ادامه داد: خوشحالم كه پس از مدتی دوری از اردوی تیم ملی دوباره به این جمع دعوت شدم و قصد دارم تا با تمرینات منظمی كه در اردوی تیم ملی انجام می‌دهم نظر مثبت مربیان را جلب كنم.

امیرآبادی با اشاره به تعطیلی لیگ برتر افزود:

پس از تعطیلی لیگ برتر فقط بر روی بازی‌های تیم ملی تمركز كرده‌ام و در حال حاضر شرایط خوبی دارم تا در دو بازی تورنمنت تهران موفق باشم.

وی در مورد تیم‌های حاضر در این مسابقات گفت: تیم توگو شگفتی‌ساز مقدماتی جام جهانی محسوب می‌شود ، این تیم موفق به شكست تیم‌های مطرح آفریقا شده است. پاراگوئه نیز در مسابقات مقدماتی جام جهانی با تیم‌های بزرگ آمریكای جنوبی بازی كرده و تیم بسیار قدرتمندی محسوب می شود. بازی با این دو تیم می‌تواند تجربه‌ی بسیار خوبی برای تیم ملی باشد. چرا كه این دو تیم دو سبك مختلف فوتبال را ارایه می‌كنند و شرایط جدیدی را پیش روی بازیكنان و مربیان ایران خواهند گذاشت.

امیرآبادی در پایان ابراز امیدواری كرد كه با اثبات شایستگی‌هایش در اردوی تیم ملی در جام جهانی نیز حضور داشته و برای كشورمان افتخارآفرینی كند


نوشته شده در سه شنبه 17 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برانکو: کریمى‌ بهترین‌ بازیکن‌ آسیاست‌ ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 تورنمنت‌LG تهران‌ لغو شد! مسابقاتى‌ که‌ پیش‌ از این‌ از نگاه‌ برانکو بهترین‌ تورنمنتى‌ بود که‌ در تهران‌ برگزار مى‌شد. البته‌ احتمالات‌ دیگرى‌ وجود دارد و هنوز برگزارى‌ این‌ مسابقات‌ به‌ طور کامل‌ منتفى‌ نیست، بهتر است‌ به‌ سراغ‌ برانکو برویم‌ و نظرات‌ او را بشنویم. برانکو امید دارد که‌ برنامه‌هایش‌ لطمه‌ نخورد و تیم‌ملى‌ ایران‌ در روز بازیهاى‌ ملى‌ بازیهاى‌ دوستانه‌ خود را انجام‌ دهد. بنابراین‌ این‌ مصاحبه‌ با فرض‌ برگزارى‌ مسابقات‌ صورت‌ گرفته‌ است. فرضى‌ که‌ نزدیک‌ به‌ یقین‌ است. هر چند که‌ اگر این‌ مسابقات‌ زیر نظر ایرانول‌ هم‌ برگزار شود، باز هم‌ براى‌ تیم‌ملى‌ مى‌تواند مفید واقع‌ شود.
آقاى‌ برانکو از اوضاع‌ تیم‌ملى‌ بگوید؟
تیم‌ تکمیل‌ شده، على‌ کریمى‌ از ظهر امروز (دوشنبه) به‌ تیم‌ملى‌ اضافه‌ شده، وحید هاشمیان‌ در تهران‌ است‌ اما به‌ دلیل‌ مشکلات‌ شخصى‌ از ما اجازه‌ گرفت‌ تا از سه‌شنبه‌ در تمرینات‌ حاضر شود، محرم‌ نویدکیا، رحمان‌ رضایى‌ و فریدون‌ زندى‌ هم‌ از روز چهارشنبه‌ در تمرینات‌ شرکت‌ مى‌کنند.
شرایط‌ بدنى‌ بازیکنان‌ در چه‌ سطحى‌ است؟
از بازیکنان‌ حاضر در لیگهاى‌ اروپایى‌ مطمئن‌ هستم، آنها با توجه‌ به‌ شرایط‌ در شرایط‌ جسمانى‌ خوبى‌ به‌ سر مى‌برند و نیاز نیست‌ با آنها کلنجار رفت، بازیکنان‌ داخلى‌ هم‌ در تمرین‌ امروز نشان‌ دادند که‌ لیگ‌ آنها را آماده‌ کرده‌ است.
سطح‌ کیفى‌ مسابقات‌ را چگونه‌ ارزیابى‌ مى‌کنید؟
سه‌ تیم‌ حاضر در این‌ مسابقات‌ در میان‌ تیم‌هاى‌ راه‌یافته‌ به‌ جام‌جهانى‌ هستند و در تاریخ‌ چنین‌ تورنمنتى‌ با این‌ سطح‌ بالا در ایران‌ برگزار نشده‌ است. چهار تیم‌ با چهار شیوه‌ مختلف‌ فوتبال‌ بازى‌ مى‌کنند که‌ این‌ مى‌تواند محک‌ و آزمایش‌ خوبى‌ براى‌ ما باشد. تماشاگران‌ مى‌توانند از این‌ مسابقات‌ لذت‌ ببرند.
فکر نمى‌کنید بازى‌ کردن‌ با دو تیم‌ پاراگوئه‌ و توگو بیشتر به‌ کار فوتبال‌ ایران‌ مى‌آمد تا بازى‌ با مقدونیه؟
مقدونیه‌ جانشین‌ رومانى‌ شد، برنامه‌ ما این‌ بود که‌ با رومانى‌ بازى‌ کنیم، تیمى‌ که‌ همه‌ از قدرت‌ آن‌ آگاه‌ هستند اما رومانى‌ نیامد، من‌ چه‌ کار کنم؟ من‌ هم‌ دوست‌ دارم‌ با تیم‌هایى‌ نظیر انگلیس‌ و فرانسه‌ بازى‌ کنیم‌ اما وقتى‌ شرایط‌ مهیا نیست‌ باید با تیم‌ مقدونیه‌ بازى‌ کنیم‌ و از آنها نهایت‌ استفاده‌ را ببریم.
از مقدونیه‌ چه‌ استفاده‌اى‌ مى‌توانیم‌ ببریم؟
ما با مقدونیه‌ بازى‌ مى‌کنیم‌ تا تاکتیک‌ خود را در تیم‌ جا بیندازیم. مقدونیه‌ یک‌ تیم‌ اروپایى‌ است‌ و حریف‌ خوبى‌ محسوب‌ مى‌شود.
به‌ لیست‌ تیم‌ملى‌ نگاه‌ مى‌اندازیم، انتقادهاى‌ فراوانى‌ در مورد آن‌ شنیده‌ مى‌شود؟
رقابت‌ در تیم‌ملى‌ بسیار شدید است‌ و راه‌ یافتن‌ به‌ این‌ تیم‌ کار بسیار دشوارى‌ است. در بعضى‌ پست‌ها چند بازیکن‌ بسیار بزرگ‌ داریم، شانس‌ براى‌ همه‌ بازیکنان‌ یکسان‌ است، توانایى‌ آنها در هنگام‌ مسابقه‌ مشخص‌ مى‌شود. اما به‌ عنوان‌ مثال‌ خیلى‌ها از دعوت‌ نشدن‌ ایمان‌ مبعلى‌ مى‌پرسند...
من‌ عادت‌ ندارم‌ در مورد بازیکن‌ خاصى‌ صحبت‌ کنم‌ اما ایمان‌ باید راه‌ ورود به‌ تیم‌ملى‌ را دوباره‌ پیدا کند. مبعلى‌ نیاز به‌ انگیزه‌ بیشترى‌ دارد. او در بازى‌ با ژاپن‌ و اردوى‌ انگلستان‌ افت‌ محسوسى‌ داشت، او انگیزه‌ لازم‌ را نداشت‌ اگر بازیکنى‌ خود به‌ دنبال‌ پیشرفت‌ نباشد بازیکن‌ دیگرى‌ جاى‌ او را خواهد گرفت.
مهرزاد معدنچى‌ هم‌ شرایط‌ مطلوبى‌ ندارد، پس‌ چرا او را در لیست‌ مى‌بینیم؟
معدنچى‌ در پنج‌ مسابقه‌ اخیر پرسپولیس‌ بهترین‌ بازیکن‌ این‌ تیم‌ بود، او بسیار آینده‌دار و با استعداد است‌ که‌ مى‌تواند براى‌ تیم‌ملى‌ مفیدباشد. معدنچى‌ دو سال‌ در برنامه‌هاى‌ تیم‌ملى‌ حضور داشته‌ و نمى‌توان‌ به‌ دلیل‌ یک‌ اشتباه‌ شایستگى‌هاى‌ او را نادیده‌ گرفت، پرسپولیس‌ در بازى‌ با استقلال‌ دو بازیکن‌ شاخص‌ داشت: جواد کاظمیان‌ و مهرزاد معدنچی.
آیا حامد کاویانپور در اندازه‌ این‌ دو ظاهر نشد؟
کاویانپور قبل‌ از مصدومیت‌ بازیکن‌ بسیار توانایى‌ بود اما هنوز نتوانسته‌ است‌ به‌ شرایط‌ گذشته‌ خود بازگردد. او انگیزه‌ بسیار بالایى‌ دارد و مى‌تواند شایستگى‌هاى‌ خود را به‌ اثبات‌ برساند.
دلیل‌ بازگشت‌ رضا عنایتى‌ چه‌ بود؟
وقتى‌ او را دعوت‌ نمى‌کنم‌ مى‌پرسید چرا، حالا هم‌ دوباره‌ این‌ سئوال‌ را تکرار مى‌کنید، رضا باید در میان‌ مهاجمان‌ تیم‌ملى‌ خود را جا کند و باید سعى‌ کند که‌ همواره‌ در سطحى‌ بازى‌ کند که‌ على‌ دایى‌ و هاشمیان‌ قرار دارند.
گفته‌ مى‌شود تورنمنت‌ تهران‌ لغو مى‌شود، درست‌ است؟
اگر بازیها لغو شود خیلى‌ بد است، امیدوارم‌ که‌ اینگونه‌ نشود. این‌ مسأله‌ به‌ برنامه‌هاى‌ ما ضربه‌ مى‌زند.
نظرتان‌ در مورد انتخاب‌ على‌ کریمى‌ و جواد نکونام‌ به‌ عنوان‌ نامزدهاى‌ توپ‌ طلا چیست؟
حضور جواد در لیست‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ او بازیکن‌ بسیار بزرگى‌ در قاره‌ آسیاست، به‌ نظر من‌ على‌ کریمى‌ بهترین‌ بازیکن‌ آسیاست، درست‌ است‌ که‌ پارک‌ سال‌ گذشته‌ و امسال‌ بسیار خوب‌ کار کرده، اما کریمى‌ هم‌ عالى‌ بود، مربیان‌ بایرن‌مونیخ‌ با کسى‌ تعارف‌ ندارند و به‌ راحتى‌ از بازیکنان‌ خود انتقاد مى‌کنند اما على‌ آنها را وادار کرده‌ که‌ از او تعریف

نوشته شده در سه شنبه 17 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رضا عنایتی: دیگر پیراهن تیم ملی را از دست نمی‌دهم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 - مهاجم تیم فوتبال استقلال تهران كه به اردوی آمادگی تیم ملی فوتبال ایران دعوت شده‌است ، گفت دیگر پیراهن تیم ملی را از دست نخواهم داد. "رضا عنایتی" با اشاره به دعوت شدنش به تیم ملی افزود: خوشبختانه تلاش‌هایم در هفته‌های گذشته نتیجه داد و مربیان تیم ملی متقاعد شدند كه من نیز می‌توانم برای این تیم موثر باشم. وی افزود: هر بازیكنی آرزو دارد كه پیراهن تیم ملی را بر تن كند و من نیز بسان دیگران آرزو داشته و دارم كه با پوشیدن پیراهن تیم ملی به كشورم خدمت كنم. به همین علت با افزایش تمریناتم دیگر اجازه نمی‌دهم كه فرصت خدمت به كشورم را از دست بدهم. این مهاجم تیم استقلال با رد شایعات مربوط به اختلافش با كادر فنی تیم ملی اظهارداشت : هیچ اختلافی میان من و كادر فنی تیم ملی از جمله ایوانكوویچ وجود ندارد. عناینی در ادامه تصریح كرد هر گاه ایووانكوویچ از من برای شركت در اردو دعوت كرده‌است ، با دل و جان برای خدمت به تیم ملی آماده بودم كه این امر نشان می‌دهد كه اختلافی بین من و سرمربی تیم ملی وجود ندارد.اگر ما اختلافی با هم داشتیم من نیز باید مانند برخی از بازیكنان از حضور در تیم ملی سر باز می‌زدم


نوشته شده در سه شنبه 17 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 
 

دیك ادووكات: ایران تیم قدرتمندی است ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

كره‌ی جنوبی با دیك ادوكات و پیم وربیك دستیارش هدف بزرگی درجام جهانی 2006 آلمان دارد.

كره‌ی جنوبی پدیده جام جهانی گذشته بود. این تیم در خانه تا مرحله‌ی نیمه نهایی بالا آمد. این بار در اروپا شرایط دشوارتر است. اما، هدف و انتظار كره‌ای‌ها تغییر نكرده است. وربیك كه دستیار گاس هدینك سرمربی پیشین كره در جام جهانی 2002 بود در گفت‌وگو با Ohmy news در این باره و دیدارهای تداركاتی با تیم‌های بزرگ مانند ایران سخن گفت.

در زیر گزیده‌ای از این گفت‌وگو آمده است:

- كره‌ی جنوبی چه تغییراتی كرده است؟

* 2001 كه این جا آمدم همه چیز مانند مردم، امكانات، شیوه‌ بازی فوتبال تازگی داشت. پس از بازگشتم، احساس كردم كه به خانه آمدم. شاید فكر كنید دیوانه‌ام. اما، حقیقت این است. بسیاری از مسوولان اتحادیه فوتبال كره‌ را می‌شناسم و تیم برای من بسیار آشنا است. نام‌ها را می‌شناسم. سئول هم دیگر شهر غریبه‌ای نیست.


- فوتبال چه تغییری كرده است؟

به عنوان نمونه در K لیگ (لیگ كره‌ی جنوبی) بزرگ‌ترین تغییر ورزشگاه‌ها هستند. هر جا كه می‌روی ورزشگاه زیبایی را می‌بینی. البته آنها بیش از اندازه بزرگ هستند و تنها با ده هزار نفر نمی‌توان جو آنچنانی داشت. پیشتر بیشتر ورزشگاه‌ها قدیمی بودند و پیست دوومیدانی داشتند دیدن بازی در این شرایط كه از صحنه‌ها دور بودی دشوار بود. اكنون احساس می‌كنیم در لیگ واقعی هستی.

- رویارویی با ایران، نخستین بازی شما بود. پیش بینی‌تان از این دیدار چه بود؟

* حتی برای دو هفته اینجا نبودیم. اتحادیه فوتبال كره‌ی جنوبی بیست DVD از بازی‌های گذشته را برای ما فرستاد، پس پیش زمینه‌ای داشتم اما بهتر این است كه با بازیكنان تمرین كنی. اردوی تمرینی خوبی داشتیم هر روز دو بار تمرین می‌كردیم. از آمادگی بازیكنان سر از پا نمی‌شناختیم. ورزشگاه تقریبا نیمه‌پر بود و گل زود هنگام بهترین حالت ممكن برای شروع بازی بود. برای تماشاگران و بازیكنان زمان آرمانی بود. ایران تیم قدرتمندی است و نیمه دوم می‌توانستند بازی را به تساوی بكشانند. اما ما دوباره گل زدیم و دو بر صفر پیروز شدیم.

- ادوكات بیشتر از هیدینك، كره‌ای است. اینطور نیست؟

* بله! با این موضوع موافقم. او آموخته است كه كار كردن اینجا با اروپا متفاوت است و این بسیار خوب است. این جا فرهنگ متفاوتی وجود دارد. شیوه‌ای كه این جا مربیان با بازیكنان ارتباط برقرار می‌كنند با الان اسكاتلند یا هلند متفاوت است.

- هدف حقیقی شما برای جام جهانی چیست؟

* فكر می‌كنم تمام مربیان برای پیروزی می‌آیند. ما هم چنین هدفی داریم. نمی‌توانیم بگوییم كه هدف ما رسیدن به مرحله‌ی دوم رقابت‌ها است. باید به بهترین نتایج ممكن را به چنگ بیاوریم. البته اگر با برزیل و فرانسه در مرحله‌ی نخست هم گروه شویم كارمان دشوارتر خواهد شد. اما، هر چیزی در فوتبال ممكن است. نمی‌توانیم بگوییم كه بار دیگر تیم چهارم جهان خواهیم شد. باید همان خوش شانسی جام جهانی 2002 را داشته باشیم اما، بازیكنان همه باید به طور كامل آماده باشند.



- این روزها داشتن بازیكنان بیشتر در لیگ‌های اروپایی امتیاز بزرگی است. همان بازیكنانی كه كمتر آنها زیر نظر شما هستند.

* برای من این امتیاز است، با آنها آشنا هستم. اما، ادوكات به زمان بیشتری نیاز دارد تا آنها را بشناسد. بازیكنانی مانند آن یونگ شاید هوآن، چادوری و سئول كی هیسون بهتر از چهار سال گذشته شده باشند چرا كه سه، چهار سال در اروپا بازی كرده‌اند. برای تاتنهام، ولور همپتون یا تیم‌های آلمانی و فرانسوی بازی كردن هنوز امتیاز بزرگی است.

- انتقادی كه این روزها اتحادیه فوتبال كره‌ی جنوبی را نشانه رفته تعداد كم بازی‌های دوستانه خارج از خانه است. در این باره چه نظری دارید؟

* بله. در جام جهانی ما خارج از كره به میدان خواهیم رفت و این نسبت به جام جهانی 2002 بسیار متفاوت است. اگرچه فكر می‌كنم جنبه مالی این موضوع را هم باید در نظر گرفت. شما از بازی‌های خانگی كه شصت هزار نفر به ورزشگاه می‌آیند درآمد بیشتری به دست می‌آورید. این بهتر است چرا كه می‌توانیم بازیكنان را در كنارمان داشته باشیم و تمرین كنیم. اگر خارج از خانه برویم، زمان زیادی را از دست می‌دهیم می‌خواهیم از تمام ساعت‌های ممكن را برای تیم صرف كنیم. البته ژانویه و فوریه بازی‌های دیگری خواهیم داشت.

- چه تیمی قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ البته اگر كره‌ی جنوبی به این عنوان نرسد.

* همیشه نام تیم‌های تكراری را به زبان می‌آوریم. از برزیل در جام كنفدراسیون‌ها عالی بود. آرژانتین هم خوب بود. فرانسه هم مانند ایتالیا به اوج بازمی‌گردد. در مورد آلمان هم هرگز نمی‌توان پیش بینی كرد. البته 2002 آلمان را اینجا در كره‌ی جنوبی دیدم و از آنها انتقادهای فراوانی می‌شد اما، به دیدار پایانی رسیدند. كشورهای آسیایی همیشه خواهان پیروزی تیم‌هایشان هستند. ادوكات هم باور دارد پیروزی مهم است اما، اكنون پیدا كردن بازیكن و چیدمان مناسب مهم است.





نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

رییس فدراسیون فوتبال: همان هستم كه بودم! ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

گفت و گویی 3 ساعته با دادكان

«اعلام كرده‌ام تنها روزنامه‌هایی را خریداری كنند كه ارزش خواندن داشته باشد»
«سعی می‌كنم صفحه اول هیچ روزنامه‌ای را نخوانم تا قضاوت عجولانه نکنم!»
«حاضرم از هر كلمه‌ای كه بر روی سایت قرار می‌گیرد، دفاع كنم»
«همیشه تیغ انتقادات بر گلوی من بود»
«اهل مدیریتم ، نه ریاست»
«منبع رفع هزینه‌های فدراسیون رمز و راز است»
«200 مانع بزرگ برای اداره این فدراسیون، بر سر راه ما قرار دارد»
«حتما برانكو تا پایان جام جهانی سرمربی ماست»
 

* امروز قریب به 50 سوال داریم كه احتمالا به پاسخ بسیاری از آنها نمی رسیم.

- من پاسخگو هستم. بپرسید

٭ آقای دادكان، شما اصلا روزنامه مطالعه می‌كنید؟

- خیلی كم روزنامه می‌خوانم. خواندن روزنامه را به همان‌ بریده جرایدی كه از طرف روابط عمومی آورده می‌شود، خلاصه كرده‌ام. ضمن آنكه اعلام كرده‌ام تنها روزنامه‌هایی را خریداری كنند كه ارزش خواندن داشته باشد.

* اما ما می دانیم كه كیهان ورزشی را شخصا خریداری می كنید

- نه ، گفتم كه خودم دنبال مطبوعات نیستم . روابط عمومی آّنها را در اختیارم می گذارد.

٭ از روزنامه‌هایی كه خریداری می‌شود، كدام را كامل مطالعه می‌كنید؟

- هیچ كدام از روزنامه‌ها را به صورت كامل نمی‌خوانم. بستگی به گزینش روابط عمومی دارد كه كدام بریده روزنامه را به دفتر من بیاورند. ضمن اینكه با شناختی كه از مطبوعات دارم، سعی می‌كنم صفحه اول هیچ روزنامه‌ای را نخوانم! متأسفانه جایگاه رسانه‌ها در كشور معلوم نیست و حد و حدود روزنامه‌ها مشخص نشده است.شنیدم كه حتی برخی رسانه‌ها، فدراسیون فوتبال را تحریم كرده‌اند. عزت و ذلت دست خداست. مگر با تحریم رسانه‌ها ما زمین خوردیم؟ برخوردهای قهری روزنامه‌ها هیچ تأثیری در روند حركتی ما نگذاشت.

٭ اما شما به محض ورود به فدراسیون مرزبندی تان با رسانه ها را عیان كردید ، مصاحبه معروف تان با ایران ورزشی را كه به خاطر دارید . برای اولین بار با چه مطلبی، از روزنامه‌نگاران دلخور شدید و تصمیم به برخورد با آنها گرفتید؟

- من بارها گفته‌ام ناحقی‌های شخصی را گذشت می‌كنم، اما روزنامه‌ها در حق فوتبال كشور ناحقی كردند. وقتی مشاهده كردم كه به چه راحتی با شخصیت بزرگان و پیشكسوتان ورزش بازی می‌شود، با روزنامه‌ها به چالش برخورد كردم. یادم هست خبرنگار روزنامه ایران تماس گرفت و گفت: آقای پروین گفته‌اند كه هیأت مدیره كارآمد نیست. من هم جواب دادم چرا سعی می‌كنید اعضای هیأت مدیره و كادر تیم را روبروی هم قرار دهید؟ این مشكل داخلی پرسپولیس است و به شما ربطی ندارد! حتی به خاطر می‌آورم كه آن خبرنگار باجسارت خاص خودش گفت: آقای دادكان صدای شما در حال ضبط شدن است! من هم گفتم مهم نیست چون خرج من را شما نمی‌دهید! و خوشحالم از اینكه آقای وصال مسؤول همین روزنامه بعد از 3 سال در نامه‌ای ضمن عذرخواهی اعلام كرد كه روزنامه 3 سال به فدراسیون جفا كرده است و به دنبال خیر و مصلحت فوتبال كشور نبوده است.

٭ در اوج درگیری ها قرار بود روزنامه ای با مدیریت خودتان منتشر كنید. به كجا رسید؟

- خوب به دلیل مشغله‌های فراوان فعلاً قادر به انتشار آن نیستم. ضمن اینكه مجوز هفته نامه خودم را هم هنوز به روزنامه تغییر نداده‌ام.

٭ به یاد داریم كه در یك گفت و گوی خصوصی، هدف از راه‌اندازی سایت فدراسیون را هم مقابله با عملكرد خبرگزاری‌ها اعلام كرده بودید. آیا همچنان این هدف را دنبال می‌كنید؟

- هدف اصلی ما از راه‌اندازی سایت، ارتباط با كل دنیا از طریق ارائه اخبارمان بود.اما من نمی خواستم با خبرگزاری ها درگیر شوم ، اتفاقا به خاطر دارم كه به خود شما تلفنی گفتم كه شما اگر در رسانه‌تان مطلبی بنویسید، ما هم در سایت جواب تان را خواهیم داد. سایت را راه انداختیم تا پاسخ رسانه‌ها را در آن منتشر كنیم. هنوز هم می گویم كه اگر كسی مطلبی به گزافه راجع به فدراسیون بگوید، جوابش را می‌دهیم.

٭ پس نقطه هدف شما در سایت، رسانه‌ها هستند؟

- خیر، هدف ما افكار عمومی است. ضمن آنكه سایت ما هم اكنون بسیار فعال شده و استقبال خوبی هم از آن صورت گرفته است.

٭ برخی مطالب سایت اگر در روزنامه‌ تان به چاپ برسد، قطعاً پیگرد قانونی را در پی خواهد داشت. با این لحن روزنامه تان حتما توقیف می شد . ظاهرا خوشحالید از اینكه در قانون مربوط به سایت‌های اینترنتی این تبعات كمتر است؟

- اگر در سایت فدراسیون درخصوص فرد یا افرادی صحبت شده است، به طور قطع غیر واقع نبوده است. حاضرم از هر كلمه‌ای كه بر روی سایت قرار می‌گیرد، دفاع كنم ضمن آنكه اگر واقعیات، بی احترامی به شمار می‌رود، این مشكل مربوط به فدراسیون نیست!

٭ آقای دادكان، نظر ما این است كه حتی برخی از منتقدان اصلی فدراسیون هم قابلیت گفت و گو و حتی تعامل را دارند. آیا تلاشی در جهت جذب مخالفان و ایجاد رابطه تعاملی با آنها انجام داده‌اید؟

- برخی روزنامه‌ها بنای ناسازگاری دارند و در شأن ما نیست كه با این گونه افراد رابطه تعاملی برقرار كنیم. این گونه تفكرات قابل هدایت نیست، چون در مورد هیچ كدام از صحبت‌ها و اظهارات خودشان، تفحص و تحقیق نمی‌كنند. از زمان حضورم در رأس فدراسیون، بسیاری از حواشی و مشكلات به من ربطی نداشت، اما به نام من تمام شد و تهمت‌ها و نارواها را به من زدند! بسیاری از حاشیه‌ها هم ناخودآگاه پیش می‌آمد ولی باز تیغ انتقادات بر گلوی من بود.
یك بار هنگام پرواز به یكی از استان‌ها، خلبان از عملكرد فدراسیون انتقاد كرد و خواهان رسیدگی به این موضوع شد. به خلبان گفتم: ما ایرانی هستیم و خدا را شكر همه چیزمان به هم می‌آید. تا به حال نبوده كه من سوار هواپیما شوم و خلبان از نقص فنی، كثیفی سالن و یا تأخیر در پرواز از مسافران عذرخواهی نكند. پس انتظار نداشته باشید كه كارهای ما هماهنگ و دقیق انجام شود.

* این كه دلیل نمی شود !

ببینید ، من به مطبوعات و رسانه‌های سالم احترام می‌گذارم، حتی رسانه‌هایی كه با آنها ارتباط نداریم. واقعیت موجود این است كه در حال حاضر مطبوعات نقش چندانی را برای پیشرفت ورزش ایفا نمی‌كنند و در امور محدودی هم كه وارد شده‌اند، نقش بسیار ناچیزی دارند. اگر رسانه‌ها منطقی بودند، ادله ما را می‌پذیرفتند، همانطور كه هفته گذشته با یك ساعت نشست، مجلس را در خصوص مسئله صنعت نفت قانع كردیم. جنجال صنعت نفت یكی از نمونه‌های غرض ورزی مطبوعات نسبت به من بود. به ما چه ارتباطی دارد كه یك بازیكن به نام شاكر در تیم راه‌آهن شناسنامه‌اش را عوض كرده؟ مگر كمیته مسابقات فدراسیون در هر مسابقه‌ای باید شناسنامه‌ها را با سازمان ثبت احوال هماهنگ كند؟

*اما بسیاری از كسانی كه شما می گویید از دوستان و همكاران چند ساله من هستند ، ما به حرفه ای بودن آنها اعتقاد داریم. شاید در موضوعاتی با فدراسیون برخورد داشته باشند اما اهل استدلال هم هستند.

- مثلا چه كسانی؟

* مثلا آقایان احمدپور

- من مثل شما فكر نمی كنم . وقتی آنقدر سطح نقد را پایین می آورند كه به حركت صورت نگرفته یك ملی پوش در هواپیما استناد كرده و من را كه اتفاقا در آن پرواز نبوده ام را زیر سوال می برند دیگر انگیزه مثبت فكر كردن در مورد استدلال های به قول شما فنی شان را هم ندارم.

٭ فكر می‌كنید نگرانی‌های مطبوعات برای حضور یك سرمربی پرقدرت در رأس تیم ملی، غرض‌ورزی با فدراسیون است؟

- مدارك و اسنادی داریم كه تا همین 3 سال پیش برخی نویسنده‌های ورزشی برای دعوت از برانكو به عنوان سرمربی خودكشی می‌كردند. این افراد برانكو را فرشته نجات تیم ملی می‌دانستند و عدم ثبت قرارداد با برانكو را خیانت ما به كشور می‌خواندند. همین افراد حالا در مقاله و تحلیل‌های مختلف، بی لیاقتی و ناكارآمدی برانكو را متذكر می‌شوند و معتقدند، وی حتی لایق نشستن بر روی نیمكت تیم ملی هم نیست! 3 سال پیش در دفاع از برانكو، من را كوبیدند، حالا در تضاد با سیاست‌های برانكو، باز هم من را می‌كوبند.این مدارك را به زودی به اطلاع مردم می رسانیم.

(شهرام وزیری در میان اظهارات دادكان گفت: مخالفت با برانكو یعنی پاك كردن واقعیات فوتبال. مطبوعات ما متأسفانه برانكو را ترور شخصیتی می‌كنند.)

٭ بگذارید موضوع را عوض كنیم. شما اصلا رفیق هم دارید؟

- بله كه دارم. ما یك مجموعه‌ای از دوستان هستیم كه همگی فارغ‌التحصیل دبیرستان جعفری بودیم. از آن دوران تا به حال همچنان ارتباط خودمان را حفظ كردیم و گهگاهی جلسات مشتركی را برگزار می‌كنیم.

* شاخصه رفقای محمد دادكان چیست؟

- خوب ما قریب به 40 سال با هم بوده ایم . آنها همه راستگو هستند . ظاهر سازی نمی كنند.
٭ رفقای چهل ساله ؟ با حضور در فدراسیون، دوستانتان بیشتر شدند یا كمتر؟

- تغییر خاصی نبود. ولی دوستان واقعی ام گله‌مندتر شدند. وقتم كم شد و همین امر باعث دلخوری دوستانم شد.

٭ دوستانی كه در فوتبال بدست آوردید، كدامها بودند؟

- با حضورم در فدراسیون، دوستان بسیار صمیمی مثل تیمسار نوآموز، پهلوان،زمان آبادی، نبی، زادمهر،وزیری، معینی و خداداد داشتم كه حالا هم با هم هستیم.

٭ آقای دادكان! وقت می‌كنید به باغتان در دماوند هم بروید؟

- (با خنده) آدرس رو اشتباه گفتید تا از قیمت باغچه كم كنید؟ من یك باغچه در رودهن دارم كه هر وقت زمانی داشته باشم، سری به آن می‌زنم.

٭ كوه رفتن را بیشتر دوست دارید یا به دریا علاقمندید؟

- كوه را بیشتر می‌پسندم.


٭ یك ویژگی در بچه‌های تهران است، همگی به نوعی رفیق بازند – البته فقط رفقای قدیم و عاشق مادرشان؟

- بله، بچه تهران با عشق مادرش زندگی می‌كند.

* مثل پروین حرف می زنید!

- خوب عزیزترین فرد در زندگی من، مادرم است . اگر بخواهید كلمه‌ای پیدا كنید كه بتواند مادر را توصیف كند، قادر نیستید. مادر ایجاد روحیه و انگیزه برای ادامه زندگی است.

٭ مدیریت را دوست دارید یا ریاست؟

- با تعاریف مرسوم، مدیریت را دوست دارم و معتقدم مدیر خوبی هم بوده‌ام، چون توانسته‌ام فدراسیون را اداره كنم. به كار تشكیلاتی – سازمانی هم اعتقاد دارم.

* یعنی به تشكیلات اعتقاد دارید؟

- اعتقاد دارم.

*اهل مشورت هم هستید

- هستم

* در حوزه اختیارات رییس فدراسیون هم مشورت می گیرید؟

- نمی گیرم. آنجا كه قانون به خودم اختیار داده تعارف نمی كنم. خودم تصمیم می گیرم. مشخصا در برخی تصمیمات فردی رئیس فدراسیون، خودرأی هستم.

* پس اهل مشورت در جایی هستید كه قانون معین كرده

- این برداشت شماست

٭ با نایب رئیس، دبیر، هیأت رئیسه و سازمان لیگ چند وقت یك بار نشست دارید؟

- با نایب رئیس و دبیر، هر روز. با هیأت رئیسه هر ماه و با سازمان لیگ هم هر 15 روز یك بار جلسه داریم.

٭ عملكرد هیأت رئیسه فدراسیون را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

- كمك‌های فكری، اجتماعی، سیاسی و حتی اجرایی بسیاری از سوی هیأت رئیسه به من شده. همیشه یار ما بودند و هدفشان خدمت‌رسانی به فدراسیون بوده است. در ارتباطات برون مرزی و مشكلات داخلی و خارجی هم هرگونه كمكی می‌توانستند، به ما كرده‌اند. هیأت رئیسه یار ما بوده است نه بار ما. آقایان یعقوبی، شریعتمداری،آصفی و ...

٭ آقای دادكان، آیا اصلا خودتان را موظف به پاسخگویی به كسی می‌دانید؟

- ما فوق من سازمان ورزش است و همیشه خودم را پاسخگو به آنها دانسته‌ام. از هر جا هم كه حمایت شوم و هر كسی هم كه سفارش من را كرده باشد، باز هم خودم را به سازمان تربیت بدنی پاسخگو می‌دانم.

٭ ظاهرا 120 نفر كارمند هم دارید . كارمندان فدراسیون شما را دوست دارند؟

- از خودشان بپرسید. من نمی‌توانم پاسخگو باشم.

٭ اما شنیده‌ها حاكی از آن است كه با خرید زمین برای كارمندان فدراسیون،و پروژه پونك خیلی زیاد محبوب آنها شده‌اید؟

- بله، زمین‌های ویلایی مناسبی را در آبسرد دماوند برای كارمندان فدراسیون خریده‌ایم كه قرار است در كنار آن هم كمپ تیم‌های ملی را دایر كنیم. كارمندان فدراسیون مشغله‌های كاری فراوانی را در اینجا دارند. سعی كردیم تا با خرید زمین، سرمایه‌ای برای آینده‌شان فراهم كنیم.اما پروژه پونك از آن شایعه هاست كه فقط خودتان می دانید . اصلا ما در پونك كاری نداریم.

٭ هزینه‌های فدراسیون سرسام آور است. چگونه از عهده آن برآمدید؟

- (با خنده) منبع رفع هزینه‌های فدراسیون رمز و راز است.حتما به «شما» نمی گویم. فقط بدانید ما هر چه داریم از خودمان است. ما با دقت كار خودمان را از روز اول انجام داده‌ایم. به جرأت می‌توانم بگویم كه موفق‌ترین فدراسیون كشور هستیم. حتی فرانس بكن‌بائر با حضور در فدراسیون فوتبال از امكانات گسترده و وسیع فوتبال ایران تعجب كرد. از درآمدهای فدراسیون فرای استقلال و پرسپولیس ساختمان هم خریدیم، كه البته رسانه‌ها به جای تشویق این كار، تیترهای ضد فدراسیون و مربی تیم ملی زدند. نتیجه آن را هم می‌بینید. تیراژ این روزنامه‌ها آنقدر پایین است كه حتی هزینه‌های چاپ آن را نیز جبران نمی‌كند.

٭ مشكلات فدراسیون را تا آغاز جام جهانی، چه می‌دانید؟

- هیچ كشوری به اندازه ایران موانع برای رسیدن به موفقیت ندارد. گفتند هر هفته در ژاپن كارناوال شادی جام جهانی برگزار می‌شود و البته من هم جواب دادم: ما هم در ایران سه سال است كه هر روز به دادگاه می‌رویم.از كسی هم نمی ترسم. سه سال و سه ماه است كه رئیس فدراسیون هستم و در این مدت حدود 200 مانع بزرگ برای اداره این فدراسیون، بر سر راه ما قرار دارد.
در یك دیدار، هفت تماشاگر فوت می‌كند، من باید به دادگاه بروم. در مسابقات برون مرزی در كنار زمین تبلیغات شركت آبجوسازی قرار می‌دهند، من باید به دادگاه بروم. صنعت نفت و راه‌آهن به مشكل می‌خورند، باز هم من به دادگاه می‌روم. مجلس اعلام می‌كند كه به چه دلیل اردوی تیم ملی را در انگلیس تشكیل دادید، كم مانده كه آتش‌سوزی جنگل‌های مالزی در هنگام سفر ما به آن كشور هم به ما نسبت داده شود. مثلاً بگویند؛ چرا بادهای اندونزی را به سمت مالزی هدایت كردند؟
یك نكته جالب آنكه در همین گیر و دار، تحلیل یكی از روزنامه‌ها این بود كه چرا پیش‌بینی باد را نكرده بودید! ولی همین دوستان به این قضیه توجه نمی‌كنند كه برای حضور در مالزی هتل شش ستاره، هزینه پرواز و غذا بر عهده كشور عربستان بود.

٭ رویای شما در جام جهانی چیست؟

- امید تنها صحنه‌ای است كه خزان ندارد. ما با امید زندگی می‌كنیم و به همین دلیل امیدواریم كه با قرعه خوبی رروبرو شده و در مرحله بعد از گروه خود نیز صعود كنیم.

٭ در جام جهانی هم كنار نیمكت، ایستاده بازی را تماشا می‌كنید؟

- نه آنجا دیگر نمی شود، در جام جهانی به دلیل رعایت كردن مسائل مدیریتی نمی‌توانم در كنار بازیكنان مسابقه را تماشا كنم.هرچند هنگام حضور آقای خاتمی در ورزشگاه هم بیش از 40 دقیقه در جایگاه دوان نیاوردم . گفتم حاج آقا من دارم سكته می كنم بگذارید بروم سر تیمم.ایشان هم گفتند برو.

٭ در كدام دیدار بیشترین استرس را احساس كردید؟

- ایران و ژاپن در تهران. زیرا یقین داشتم با پیروزی در مقابل ژاپن به جام جهانی صعود می‌كنیم.

٭ آقای دادكان، شما مدرك دكترا دارید، تیم ملی ما را به جام جهانی برده‌اید و از رئیس جمهور نیز مدال لیاقت دریافت كرده‌اید. آیا با این تفاسیر، خدا را بیشتر شاكرید یا مشغله‌های زندگی، فرصت شكرگذاری را از شما هم گرفته است؟

- همیشه شاكر خدا هستم، اما متأسفم كه بگویم به دلیل همین مشغله‌ها، از ارتباطم كاسته شده است. نمی توانم كه دروغ بگویم.

٭ به بزرگترین آرزوی زندگیتان رسیده‌اید؟

- بزرگترین آرزوی من، خانواده خوب، تحصیلات عالی، خدمت به نظام و حضور در جام جهانی فوتبال بود، كه فكر می‌كنم به همه آنها رسیده‌ایم.

٭ آیا به فرود هم فكر كرده‌اید؟ هر صعودی یك فرود دارد.

- همیشه به فرود فكر می‌كنم و آمادگی آن را هم دارم. موقعیت اجتماعی روزی می‌آید و روزی هم باید منتظر رفتنش باشیم. من منتظر آن هستم.

٭ تا چه حد با ورود به فوتبال دچار سیاست شده اید؟

- در همه دنیا، فوتبال جذابیت‌های سیاسی را هم به دنبال دارد. در زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی پیشنهاد نمایندگی مجلس به من شد كه قبول نكردم. در خصوص راست و چپ، معتقدم هر كسی كه راست بگوید، راست است و هر كسی كه دروغ بگوید، نه راست است نه چپ.



٭ خودتان را لایق پست ریاست سازمان ورزش می‌دانید؟

- هیچگاه به سازمان فكر نمی‌كنم. (با خنده) كسی باید به سازمان تربیت بدنی برود كه لیاقت آن را داشته باشد. شما هم كه علاقمندی تان مشخص است!

٭ شما در زمان ریاست 3 رئیس گذشته سازمان ورزش، مسئولیت داشته‌اید. از میان هاشمی‌طباء، مهرعلیزاده و علی‌آبادی كدامیك را بهتر دیدید؟

- معتقدم همه مدیران این سازمان با قصد خدمت به سازمان آمدندو هر كدام به نوبه خود تلاش‌های زیادی كردند و اثرات مطلوبی را بر جای گذاشته و می‌گذارند. امیدوارم با رفتن آنها یاد و اثر آنها حفظ شود.


٭ از اقدامات جدید و در حال انجام فدراسیون، البته به جز تیم ملی، چه خبر؟

- زمین شماره 7 آزادی گرفته شده و آرزو دارم با تلاش‌های صورت گرفته یك هتل درجه 1 در این منطقه جهت آسایش ملی‌پوشان بسازیم. هزینه ساخت این هتل، پنج میلیارد ریال برآورد شده است. ضمن آنكه منابع بودجه‌ای آن تأمین شده است. همچنین ساخت و ساز اماكن ورزشی در بم كه آن هم با بودجه‌ای معادل پنج میلیارد ریال در حال انجام است تا مراحل پایانی خود را طی می‌كند. در یك اقدام جالب و اساسی، برای 30 استان هیأت‌های فوتبال با یك شكل و یك متراژ می‌سازیم. ما سیزده تیم فوتبال را مثل نوجوانان، جوانان، امید، فوتسال، بزرگسالان،
بانوان و ... را همزمان در اردو داریم كه جالب است بگویم تنها هزینه تغذیه این تیم‌ها، ماهیانه 10 میلیون تومان است. در زمینه جذب اسپانسر نیز به تازگی به جز ایرانول، با شركت پوما نیز قراردادی را منعقد كرده‌ایم. جالب است بدانید هفته گذشته در دیدار با مدیر عامل ایرانول، تقاضا كردم به جز آرم ایرانول كه بر روی پیراهن نقش می‌بندد، آرم یك شیر را نیز بر روی سینه‌های بازیكنان حك كنیم. مهندس بوساری در پاسخ به این درخواست گفت:‌این شیر به چه معناست؟ گفتم نماد بزرگی، اقتدار و عزت است. گفت آیا نوشته‌ای هم دارد؟ گفتم: نه. و بدین ترتیب اجازه استفاده از تبلیغات پوما را از مدیر عامل ایرانول گرفتیم!البته ایشان متوجه موضوع بودند.



٭ یك سؤال كلیشه‌ای كه احتمالاً جوابتان را حدس می‌زنیم. مربی تیم ملی در جام جهانی كیست؟

- جواب ما همان جواب همیشگی است. فدراسیون در این زمینه تصمیم گیرنده نهایی است.
ضمن احترام به نقادان واقعی، برانكو تا پایان جام جهانی سرمربی ماست و تا مسابقات آسیایی قطر نیز با ما قرارداد دارد. از عملكرد وی نیز رضایت كامل داریم.

٭ پرسپولیس چه شد؟

- پرسپولیس از ابتدای فصل تیم خوبی را آماده نكرد و به همین دلیل به مشكل برخورد. این تیم نیاز به یك تحول جدی در تیم فنی خود دارد. ضمن آنكه معتقدم آنهایی كه دایه‌های بهتر از مادر شده‌اند، به دنبال جایگاه برای خودشان هستند. در خصوص هیأت مدیره این تیم، شنیده‌ام كه چند عضو شورای شهر و همچنین اعضای سابق كابینه، به جای این تركیب به باشگاه می‌روند.اما تاكید دارم كه حرمت پروین باید حفظ شود.

* ماه رمضان بود و ما خوشبختانه فقط از هوای فدراسیون استفاده كردیم.

- (با خنده) بله لااقل بیایید با این لوح ها و تقدیرنامه ها از شما پذیرایی كنم. شاید كمی اهل انصاف شوید.




نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه با قلعه نویی: ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 خدارا شكر یك مرد پیدا شد!
بعد از انقلاب هیچ تیمی مانند استقلال زیبا بازی نكرده است!
به خدا واگذارشان كردیم!
برای ما فجر با پرسپولیس فرقی ندارد.

پس از پایان بازی استقلال - فجر سپاسی، اكثریت فوتبالدوستان می دانستند كه حق استقلال در این بازی عجیب ناحق شد. استقلال در این بازی و مخصوصا در نیمه اول موفق شد یك بازی زیبا و پر از هیجان را به نمایش بگذارد. ساعاتی پس از بازی با امیر قلعه نویی مربی جوان استقلال تهران تماس گرفتیم. گرچه فكرش را نمی كردیم در آن ساعت شب، ژنرال گوشی موبایلش روشن باشد!

- امیر خان بعد از چند روز كه استرس و حواشی بازی با فجر فروكش كرده می خواهیم بپرسیم كه به نظر شما  بازی چطور بود؟

بازی خوبی بود. از نظر نتیجه راضی نیستم، اما از نظر نوع بازی، فكر نمی كنم بعد از انقلاب هیچ تیمی اینقدر قشنگ و روان مثل استقلال این فصل بازی كرده باشد! بچه های تیم را ستایش می كنم كه از جان مایه گذاشتند.



- در شرایطی كه همه می دانیم افشاریان بابت اشتباهاتی كه در داوری این دیدار داشت محروم شده است می خواهیم باز هم نظرتان راجع به داوری را از زبان خودتان بشنویم؟

(خنده) پس از بازی آقای غیاثی آمد و گفت كه شرمنده ام هر دو گل شما صحیح بود ! باز خداراشكر یك مرد پیدا شد تا اعتراف كند كه حق استقلال خورده شده است! هر دو گل ما صحیح بود كه خب خودتان می دانید چه شد؟

-گویا  آقای افشاریان پس از بازی به خود شما هم  گفته بودند  قبول دارم كه اشتباه كردم و عذرخواهی كردنه بودند!

(خنده) برای ما عذرخواهی كه 2 امتیاز باقی مانده را بر نمی گرداند. ما واگذار كردیم به خدا.

- فجر سپاسی را چطور دیدید؟

به آقای پیروانی، این مرد زحمت كش فوتبال ایران تبریك می گویم كه با 4 تا جوان آمد و پا به پای ما بازی كرد. فجر سپاسی آینده درخشانی دارد.

- این درست كه حق استقلال مساوی نبود اما این باعث نمی شود كه بپرسیم چرا استقلال در نیمه دوم افت كرد؟

بچه ها به دلایل همان مشكلات نیمه اول، از نظر روحی تضعیف شده بودند. شما دیدید كه كاظمی توپ را از روی خط دروازه حریف به بیرون زد! ما بین دو نیمه خیلی صحبت كردیم، اما خب قسمت نبود به گل برسیم. باز هم می گویم از بازی بچه ها بسیار راضی ام و از همه آنها قدر دانی می كنم.

- دو هفته دیگر با پرسپولیس بازی خواهید كرد. نظرتان چیست؟

در حال حاضر فقط و فقط به بازی با سایپا فكر می كنیم. به بچه ها هم می گوییم كه هر تیمی باید حرفش را در داخل زمین بزند. فقط می دانم بازی قشنگی خواهد شد. انشاءلله پس از بازی با سایپا بیشتر در مورد بازی با پرسپولیس صحبت خواهیم كرد. ما از روز اول هم به بچه ها گفتیم، هر هفته برای ما حكم یك فینال را دارد. برای ما فجر با پرسپولیس فرقی ندارد. مهم 3 امتیاز است كه می خواهیم! 



- آقای قلعه نویی ممنون از اینكه این موقع شب و با وجود خستگی جواب ما را دادید!

خواهش می كنم. به همكاران سلام من را برسانید.




نوشته شده در سه شنبه 3 آبان 1384 و ساعت 06:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آقای پروین! التماس هم كردند، برنگرد ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

ناصر حجازی، سناریوی حذف اسطوره‌‏ها از فوتبال ایران را در مراحل پایانی دانست وتوهین به پروین و جایگاه وی را اهانت به یك عمر تلاش و كسب افتخار برای مملكت خواند.


ناصر حجازی، دروازه بان پیشین تیم های ملی فوتبال و استقلال تهران، در خصوص اتفاقات اخیر رخ داده برای علی پروین همتای محبوب خود در تیم پرسپولیس، جدایی احتمالی خود از استقلال اهواز و تشكیل تیم پیشكسوتان اظهار نظر كرد.
متن كامل اظهارات ناصر حجازی به شرح زیر است:
***سناریوی حذف اسطوره‌‏ها چند سال پیش نوشته شد
سناریوی خانه نشین كردن حجازی و پروین چندین سال پیش تهیه شد و در مقطعی در خصوص من به اجرا گذاشته شد تا از مملكت خودم به بنگلادش بروم و هفت سال در كشوری فعالیت كنم كه مردم آن به حالم گریستند؛ هیچ كس باور نمی كرد كه دروازه بان تیم ملی فوتبال ایران در كشورش جایی ندارد و باید در بنگلادش فعالیت كند، این سناریو مدتی مرا از گردونه فوتبال كشورم حذف كرد، اما من به واسطه علاقه ای كه برای فعالیت در فوتبال كشورم داشتم به شهرستان ها رفتم و در تیم های مختلف مشغول به كار شدم، اما پروین دوست نداشت از پرسپولیس جدا شده و در تیم دیگری فعالیت كند به همین خاطر در این تیم ماند و مدتی پیش طبق همان سناریو در مقطعی چهار ، پنج ساله از پرسپولیس كنار رفت.
*** می خواهند رابطه اسطوره‌‏ها و هواداران را خراب كنند
آنهایی كه قصد حذف نام پروین از فوتبال و شكستن جایگاه او را داشتند به عده ای كه محتاج نان شب‌‏ هستند و فرق بین نام پروین ، حجازی و غیره را نمی دانند را با پول خریده و آنها را در استادیوم وادار به اهانت و فحاشی به پروین كردند تا به اهدافشان برسند.
چرا هیچ یك از مقامات مسئول در این خصوص موضع گیری نكرد؟چرا هیچ كدام از اعضای فدراسیون فوتبال درباره توهین و پرتاب اشیای مختلف به پروین اقدام به تحقیق و تفحص برای یافتن عوامل اصلی این كار نكرد؟ اگر قرار بود اسطوره پرور باشند و از اسطوره هایشان به نحو احسن استفاده كنند؛ حداقل برای پروین و حجازی یك بازی خداحافظی برگزار می كردند، اما دیدیم كه هرگز این گونه نشد. این چه معنی می تواند داشته باشد؟ جز این كه برخی از محبوبیت من و پروین متضرر می شوند و می خواهند به هر نحوی این حس زیبای میان ما و هوادران استقلال و پرسپولیس را از بین ببرند.
*** در دنیا به اسطوره ها لقب "سِر" می دهند، در ایران فحش!
در آلمان، بكن باوئر را به عنوان سفیر فوتبال این كشور برای خوش آمدگویی به كشورهای راه یافته به جام جهانی به نقاط مختلف جهان می فرستند و به این طریق از اسطوره فوتبال خود قدردانی و آن را به دیگر كشورها معرفی می كنند، اما در ایران همواره یك غیر فوتبالی یا غیر ورزشی بر ورزشی و فوتبالی ارجح دانسته شده و ما كه خود را محق به برخورداری از چنین امتیازاتی می دانیم باید در حسرت حضور در یك دوره مسابقات المپیك آسیایی به عنوان نماد ورزش ایران، بسوزیم.
الگو سازی به این طریق را فقط در ایران می توان یافت و در هیچ كجای دنیا شبیه آن نیست در انگلیس به چارلتون لقب "سِر" می دهند كه یكی از القاب برجسته مملكتی است اما اینجا و در ایران به حجازی و پروین پیش چشم میلیون ها بیننده داخلی و خارجی فحاشی می‌‏كنند!
***اسطوره كشی را باب كرده ایم و با تیشه به ریشه خود می زنیم
یك نمونه واضح اتفاقات اخیر تیم پرسپولیس را می توان در باشگاه منچستر یونایتد مثال زد؛ آلكس فرگوسن در این تیم پس از 12 سال حضور و كسب افتخارات متعدد برای منچستری ها و هوادارانش یكی دو فصل است كه نتایج مطلوب را كسب نمی كند آیا منچستری ها به او فحاشی می كنند؟‌‏آیا به سوی او حبه قند و بطری آب می اندازند؟ این مرد سال ها باعث افتخار این باشگاه بوده است و حالا در مقطعی نتوانسته آن گونه كه باید و شاید نتیجه بگیرد، اما مردم منچستر و هواداران این تیم یك شبه تمام زحمات و افتخار آفرینی های او را به باد فراموشی نمی سپارند، آنها قدر ورزشی ها ، سیاسی ها و هنرمندان خود را می دانند و از اسطوره‌‏هایشان مجسمه می سازند، اما ما در قید حیات آنها اسطوره كشی را باب كرده ایم و نمی دانیم با تیشه به ریشه خود می زنیم!
*** به پروین توصیه می كنم هیچ وقت برنگردد
من توصیه می كنم پروین برنگردد، اگر دنبالش هم رفتند باز هم برنگردد. بهتر است مردم متوجه شوند كه پروین و حجازی یك روز و یك شبه اسطوره نشده اند. در هر مملكتی سال ها زمان لازم است تا اسطوره ای از میان میلیون ها انسان سر برآورد.
مردم آرژانتین سال ها انتظار كشیده اند تا مارادونا در كشورشان به اسطوره تبدیل شد و حالا او مایه افتخارشان است؛ یا در كشور برزیل با آن همه ستاره "پله" وجود دارد و بس.
جایگاه میشل پلاتینی در فرانسه آنجاست كه او را در راس یكی از كمیته های فوتبال قرار می دهند، اما اینجا كسی نیست كه این مسایل را درك كند و كسی هم نیست جلوی این رفتارها را بگیرد، كسی نیست تا حداقل مانع شكسته شدن جایگاه اسطوره ها شود.
*** فقط من می دانم در دل پروین چه گذشت
وقتی چشمان پروین را كه كاسه خون شده بود دیدم، او را درك كردم، شاید هیچ‌‏كس در ایران نتواند حس و حال او را به خوبی من درك كند.
در آن لحظاتی كه سرگرم پایین رفتن از پله های تونل دور زمین بود؛ من می دانستم توی دل پروین چه می گذرد! به اعتقاد من پروین تنها زمانی باید به فوتبال برگردد كه همه آنهایی كه به او توهین كرده اند از او عذرخواهی كنند، البته این كار هم غیر ممكن است چرا كه هرگز نمی توان آنهایی كه او را تحقیر كردند به اسم شناخت. انگار قدر ما را در خارج از ایران بیشتر می دانند،همین چند وقت پیش بود كه گروهی برای مصاحبه تلویزیونی با من از هلند به ایران آمده بودند.آخر من و پروین كه عمر نوح نداریم تا به امید آینده، آینده وآینده چشم بر درشتی مردم نسبت به خودمان ببندیم و دراندیشه مشاهده روزهای خوش قدر شناسی در سال های بعد بنشینیم.
*** علی دایی هم یك اسطوره تحقیر شده است
سناریوی محو اسطوره ها تنها شامل حال من و پروین نمی شود، وقتی علی دایی با طحال پاره برای كشورش بازی می‌‏كند و میان چهار، سر به هوا بلند شده و ضربه سر می زند و در استادیوم پیش چشم خودش در میانه زمین به او فحاشی می كنند؛ چه توقعی می توان داشت كه نسبت به ما برخوردی غیر از این نشود؟ به اعتقاد من او هم اسطوره فوتبال این مملكت است كسب عنوان آقای گلی جهان باعث افتخار است و او این كار را برای كشورش كرده است كشوری كه" این مردم" در آن زندگی می كنند، او این فرصت را داشت كه به خارج از ایران رفته و نام ایران را در دنیا بلند آوازه كند، اما ما نداشتیم یعنی این فرصت در اختیارمان قرار داده نشد، اما به هر شكل حرمت او هم باید حفظ شود.
***اهوازی ها از خدایشان است من برنگردم
در مورد بازگشت یا عدم بازگشتم به استقلال اهواز باید بگویم این طور كه از برخورد مسئولان این تیم مشاهده كرده ایم، گویی كه هیچ كدام از آنها از رفتن من ناراحت نیستند و بر عكس جشن گرفتند كه من به استقلال اهواز برنمی گردم حال اگر شفیع زاده می گوید ما منتظر حجازی هستیم این انتظار یعنی چه؟
هیچكدام از اعضای این تیم اعم از كادر مدیریتی یا فنی حتی یك تلفن خشك و خالی به من نكرد كه حالم را بپرسد آن وقت چطور می گویند ما منتظرش هستیم، منتظر چه چیزی هستید؟ اینكه من برگردم و با این طرز برخورد التماستان را بكنم، خیر.مگر من حسنعلی بقال هستم؟
سه ماه پیش و در صحبت هایم با شفیع زاده گفتم كه مشكل دارم و شاید به واسطه آن چنین مسایلی پیش بیاید، اما با این وجود هیچكس حالی از من نمی پرسد با این شرایط من هم به اهواز باز نمی گردم حتی اگر مشكلاتم در تهران كه هنوز هم پا برجاست به پایان برسد.
*** در تیم پیشكسوتان خاطرات زنده می شود
هنوز با تیم فوتبال پیشكسوتان تمرین نكرده ام، اما به این دلیل كه به غیر از دو "سانتی متر شكم"، هنوزاضافه وزن ندارم.
در اولین فرصت در تمرینات این تیم شركت خواهم كرد تا ضمن دیدار با دوستان قدیمی ام در مسابقات مختلف هم شركت كنیم، حضور در بانكوك كه من 5 بار در مسابقات مختلف درون دروازه تیم ملی در این شهر به میدان رفته ام بدون شك یاد آور خاطرات خوش گذشته و افتخارات پیشین خواهد بود.


نوشته شده در شنبه 30 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه ی كوتاه با افشین قطبی پس از شکست ایران از کره ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

كاوه محجوب: یك سایت فوتبال ایرانى در بخش نظرسنجى خود از كاربران اینترنتى پرسیده بود كه آیا اصولاً رفتن افشین قطبى به تیم كره كار درستى بوده یا نه؟ پاسخ دهندگان نظر متفاوتى داشتند، اما نكته قابل توجه تاسف همگى از این نكته بود كه او با تیم ایران نیست. با افشین ، دستیار گاس هیدینگ در جام جهانى ۲۰۰۲ كه دوباره به كره برگشته پس از بازى چهارشنبه گفت وگو كردیم.

•آقاى قطبى بازى را چگونه دیدید؟
توانایى هاى تكنیكى بازیكنان ایران مرا شگفت زده كرد. در نیمه اول كره بهتر بازى كرد و شانس هاى بیشترى براى گلزنى داشت اما در نیمه دوم ایران بازى را در اختیار گرفت و فرصت هایى نیز براى گلزنى به دست آورد. با این حال كره مجدداً و این بار روى یك ضدحمله گل دوم را هم به ثمر رساند.

•نظرتان در مورد گل هاى بازى چیست؟ یك گل به خودى و یك گل هم از ضعف مفرط مدافعان.
در اینگونه موقعیت ها نمى توان مدافعان را مقصر دانست. در صحنه گل اول توپ باید به راحتى دفع مى شد اما از روى بدشانسى ایران وارد دروازه شد.

•كار تیمى و برنامه هاى ایران را در این دیدار چگونه دیدید؟
بازیكنان ایران بسیار فیزیكى و قدرتمند هستند. از نظر فردى نیز هر كدام از آنها خطرى بالقوه به شمار مى آیند. بازیكنان ایران در زمان دفاع خیلى خوب میانه زمین را مى بستند و اما در هنگام حمله هاشمیان تنها بود و كسى نبود كه پاس خوبى به او برساند. زمانى كه برهانى به بازى آمد كار تهاجمى ایران بهتر شد و هاشمیان هم دیگر تنها نبود. غیبت مهدوى كیا نیز در این بازى كاملاً مشهود بود. تیم ایران با گل زودهنگامى كه دریافت كرد كارش كمى دشوار شد و از موقعیت هاى به دست آمده نیز نتوانست به خوبى استفاده كند. در فوتبال زمانى كه نمى توانید از فرصت هاى گلزنى خود استفاده كنید مطمئناً گل هاى بیشترى دریافت خواهید كرد. باید بگویم تیم ایران زمانى كه یك بر صفر عقب افتاد به خصوص در نیمه دوم بازى بسیار خوبى به نمایش گذاشت.

•این پیروزى براى كره جنوبى بسیار باارزش بود آن هم با بازیكنانى بسیار جوان.
بله درست است. كره بازیكنان جوان زیادى در تركیب خود داشت كه تنها یك هفته در كنار هم و با كادر مربیگرى جدید تمرین كرده بودند. با این حال توانستند ایران را شكست دهند. ما در خط دفاع یك مدافع بیست ساله داشتیم، در خط میانى نیز چهار هافبك بیست و سه ساله و حتى جوان تر به میدان فرستاده بودیم. در خط حمله نیز یك مهاجم بیست ساله را به میدان فرستاده بودیم. در مجموع پنج بازیكن زیر بیست و سه سال در تركیب اصلى خود داشتیم.

•نظر دیك ادووكات پس از بازى چه بود؟
ادووكات پیروزى بر ایران را نتیجه اى بسیار خوب قلمداد كرد. با بازى خوبى كه بازیكنان انجام دادند او به آینده امیدوارتر شد. این شروع خوبى براى مربیان جدید كره است. فراموش نكنیم بازیكنان كره تنها شش روز در كنار هم تمرین كردند و با توجه به پیروزى دو بر صفر مقابل تیمى قدرتمند مثل ایران نمى توان ایرادى به كادر فنى گرفت.

•...و حرف آخر؟
امیدوارم تیم ملى ایران در آلمان نتایج خوبی بگیرد.


نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نشستی با داریوش زهاب پیشکسوت گزارشگری ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

 بیش از 8 سال است که داریوش زهاب در تلویزیونهای ماهواره ای و رادیو برنامه ی ورزشی تهیّه می کند. فرصتی پیش آمد که این بار داریوش را در صندلی مصاحبه قرار دهیم.

کاوه محجوب(کاوه): آقای زهاب، از فرصتی که به ما دادید تا با هم درباره‌ی ورزش ایران و شخص شما گپی بزنیم متشکّرم. این بار شما درصندلی مصاحبه شونده نشسته اید و با هم مطالب متعدّدی را مورد بحث  قرار خواهیم داد.
داریوش زهاب (داریوش): من از این که این فرصت را در اختیارم گذاشتید تا با خوانندگان ارتباط برقرار کنم متشکّرم.

سالهای اولیّه
کاوه: از خودتان تعریف کنید. متولّد کجای ایران هستید و قدری از گذشته تان بگوئید.
داریوش: متولّد شهر ساری هستم. به خاطر شغل پدرم به شهرهای مختلف سفر می کردم. تحصیلات دبستان و دبیرستان را در همدان گذراندم و پس از اخذ دیپلم به تهران رفتم. در تهران به تحقیق و نوشتن درباره ی ورزش پرداختم و اولّین کار رسمی ورزشی ام ترجمه ی مقالات از انگلیسی به فارسی برای مجله ی "دنیای ورزش" بود. علاقه من به گویندگان در رادیو از آنجا آغاز شد که یک روز در استادیوم امجدیه مدّت کوتاهی نشسته و گزارش بازی برای آقای بِهمنش دادم. او از من خواست تا فردایش به رادیو تلویزیون بروم؛ امّا از آن ملاقات نتیجه ای حاصل نگردید.
از کودکی عاشق کُشتی و فوتبال بودم و حتّی در دبیرستان فنون کُشتی را به هم کلاسهایم درس می دادم. آن روزها کوشیدم تا با قوانین سایر ورزشها آشنا شوم و از طریق تلویزیون انگلیسی زبان تهران با ورزش بسکتبال و لیگ NBA و فوتبال آمریکائی نیز آشنا گشتم.
در تهران تحصیلاتم را در رشته ی حسابداری ادامه داده و لیسانسم را از مؤسّسه ی عالی حسابداری گرفتم. سپس به خدمت سربازی در نیروی هوائی رفتم و در سال 1978 میلادی به آمریکا آمدم تا فوق لیسانسم را بگیرم. در آن موقع ازدواج کرده بودم و به همراه دو فرزند خود به آمریکا آمدیم. در دانشگاه Lewis شیکاگو و Monterey Institute of Foreign Studies مشغول تحصیل شدم، امّا با آغاز جنگ با عراق تصمیم گرفتیم که به ایران بازگردیم و از دانشگاه بیرون آمدم. در نهایت در آمریکا ماندیم و در طّی این سالها در کمپانیهای مختلف در رشته ی حسابداری کار کرده ام.

 

کار در رادیو تلویزیون

کاوه: از آغاز کار ورزشی تان در ایران سخن گفتید. چگونه در آمریکا به کار ورزشی در رادیو تلویزیون پرداختی؟
داریوش: در بین سالهای 1980 تا 1994 , در ایران فوتبال و ورزش نقش کم رنگ تری را ایفا میکرد. در آن سالها من بیشتر به NBA (بسکتبال،) NFL (فوتبال آمریکائی،) بیس بال و بوکس توجّه داشتم. اوایل دهه ی 90 فوتبال در ایران دوباره به رشد پرداخت و با پیشرفت تکنولوژی و پدیده ی اینترنت دسترسی به اخبار ایران راحت تر گشت. در سال 1997 مقالات ورزشی برای چند روزنامه نوشتم و در سال 1999 به رادیوی AM670 در لوس آنچلس پیوستم.

کاوه: اولّین بازی فوتبال را که مستقیم گزارش کردی به یاد داری؟
داریوش: جالب است که بازی تیم ملّی ایران با تیم ملّی (ایالات متحدّه ی ) آمریکا بود. این بار در شهر پاسادینا در 16 ژانویه ی 2000 (میلادی) با حضور جمع کثیری از ایرانیهای مقیم جنوب کالیفرنیا انجام پذیرفت.

کاوه:... و چه جمعیّتی، و من هم در جمع آنها بودم و نزدیک به 50,000 نفر ایران را تشویق می کردیم. بعد چه شد؟
داریوش: با رادیو به همکاری ادامه دادم. در سال 2002 یک فصل کامل بازیهای بسکتال Lakers را بطور مستقیم در رادیو گزارش کردم. ضمن اینکه با چند ایستگاه تلویزیونی نیز همکاری می کردم. در این دوران با دوست خوبم آقای آل صفر نیز کار کردم. برنامه تلویزیونی "ورزش با داریوش" را 16 ماه پیش آغاز کردم و تاکنون بیش از 400 برنامه و 80 مصاحبه انجام داده ام و بدعت گذار برنامه ی شبانه ی ورزشی شدم.

کاوه: الگوی کار شما چه کسی بوده است؟
داریوش: بی شگ عطا بهمنش به عنوان یک استاد کامل و یک ژورنالیست تمام عیار ورزشی الگوی کار من بوده است. بزرگترین و بهترین گزارش کنندگان رادیو و تلویزیون فقط نتایج بازیها و آمار و ارقام را مطرح می کنند. آنها داستان ورزش را نقل کرده و از اتفّاقات پشت پرده سخن می گویند. بهمنش همیشه بهترین و دقیق ترین اطلّاعات را در اختیار شنوندگان و بینندگانش قرار می داد و پارامتر کاری او وسیعتر ازورزش بود و ورزش، به عنوان چاشنی کارش می بود. من هنوز با او در تماس هستم. همچنین آقایان روشن زاده، خدابخشیّان و ادیب در کارشان ماهر بودند.

کاوه: امروز از کار کدام گزارشگر لذّت می بری؟
داریوش: کار فردوسی پور را خیلی می پسندم. از نطر صدا قدری نقص دارد ولی از نقطه نظر اطّلاع رسانی در گزارش ورزشی و دقّت به جزئیّات کارش خیلی خوب است. هنگام مصاحبه آدم شجاعیست و سؤالهای خوبی از مخاطبینش می پرسد.

کاوه: به نظر شما کار اصلی یک گزارشگر ورزشی چیست؟
داریوش: تحقیق و گرد آوری اطلّاعات صحیح و انتقال آن به مردم با در نظر گرفتن سه اصل انتقال خوب مطالب، صداقت کار، و ایجاد هیجان.

کاوه: حال یک سؤال اخلاقی، فرض کُن از یک ماجرائی مطلّع شدی که اگر آن را گزارش کُنی به حیثیّت فوتبال ایران لطمه می زد، امّا ماجرا با اهمیّت بود. چه کار می کردی؟
داریوش: سؤال مشکلی است. ابتدا خبر را نگاه می داشتم و با در نظر گرفتن همه ی جوانب آن، در زمانی که کمترین لطمه را به فوتبال ما بزند منتقل می کردم. ما نباید به عنوان یک ژورنالیست جنجال آفرین باشیم و اگر شعله ای را بینیم هیزم زیرش نهیم. امّا وطیفه ی من به عنوان یک ژورنالیست انتقال اطلّاعات صحیح است.
اگر آدمی در کارش خیانت کُند، مشکلاتش زیاد می شود. قضاوت این که در چه زمان و به چه شکل خبر مطرح شود بسیار مهّم است. این ها همه اصل قضیّه هستند. آدمی باید باشرایط آشنا شود تا تصمیم بگیرد. من همه روزه با اطلّاعات فراوانی برخورد می کنم و آنها را محفوظ می دارم و یا در زمان مناسب مطرح می کنم. هیچ وقت با شتاب خبری را منتقل نکرده و اگر کرده ام اشتباه کرده ام. باید مزّه مزّه کرد و فکر کرد، و بهتر است که خبر کهنه شود تا صدمه نزند. به عنوان مثال قضیّه ی دوپینگ در فوتبال. هنوز فکر نمی کنم این اطلّاعات مستند هستند. بعضیها ممکن است معتقد باشند که افشای احتمالی این ماجرا به تیم ایران در جام جهانی صدمه بزند، ولی من معتقدم که سلامت ورزشی و ورزشکار ایرانی مهّمتر از جام جهانیست.

کاوه: با رادیو ورزشی FOX هم همکاری کردید. جریان آن چه بود؟
داریوش: آن روزها که بازیهای LAKERS را گزارش می کردم رسانه های ایرانی به این مسئله توجّه نکردند، امّا شبکه های ورزشی بزرگی مانند ESPNو FOX و کانالهای محلّی لوس آنجلسی برایشان جالب بود که گزارش فارسی بستکبال پخش می گردد. پس از آن FOX RADIO با من تماس گرفت و خواست که برنامه ی ویژه ی 15 دقیقه ای تحت عنوان "جمعه ی فارسی" به زبان انگلیسی درباره ی بسکتبال و LAKERS تهیّه کنم.

کُشتی
کاوه: از علاقه ات به کُشتی و اهمیّت این ورزش در ایران بگو.
داریوش: در ایران کُشتی فراتر از ورزش است. زمانهای قدیم در بازارچه ها پهلوانان حامی زنها و کودکان بودند. این بهلوان ها خصائل انسانی خاصّی داشته و فروتن بودند. مؤدّب بودندو کمک رسان بودند. خصلت پهلوانی با کُشتی گیری آمیخته است. مردم ما به این ورزش به عنوان یک ورزش مردمی و ریشه ای علاقه مند هستند. من در سالهای دبیرستان به هم کلاسیهایم روی چمن فنون کُشتی یاد می دادم. کُشتی گیران ما بیشتر از قشر پائین ها بودند، ولی با همه ی این سختی ها در میادین بین المللی افتخار آفریده اند و کُشتی پرافتخارترین ررشته ی ورزش ملّت ماست.

کاوه: حالا که از کُشتی گیری حرف زدیم، درباره ی مسابقات اخیر قهرمانی بوداپست بگو.
داریوش: برای این که تابوی حسّ مالکیّت ملّی را در هم بریزیم، بایستی از جائی شروع کنیم. در تاریخ کُشتی وقتی قهرمانی عضو تیم ملّی می شد دیگر در مسابقات انتخاباتی شرکت نمی کرد. کار فعلی فدراسیون کُشتی درست بود. من معتقدم که این تیم در سالهای آینده صد در صد بهتر خواهد شد. حالا بدعتی گذاشته شده که حتّی قهرمان جهان هم احساس خطر می کند وبیشتر در فُرم می ماند. در فَرَنگی دیدیم که سوریان قهرمان جهان چگونه حریفانش را درو کرد. بایستی که به جوانان اعتماد کرد.

:توضیح عکس بالا مربوط به شهریور امسال:ردیف بالا ایستاده از راست به چپ:جعفر نامدار،پرویز کوزه کنانی،محمود بیاتی،کنستانت دیویدخانیان،نادر افشار،افشین قطبی،محمد بیاتینشسته از راست به چپ:مجید زرین نام،احمد ادب خواه،حبیب روشن زاده،داریوش زهاب

توضیح عکس بالا مربوط به شهریور امسال:

ردیف بالا ایستاده از راست به چپ:جعفر نامدار،پرویز کوزه کنانی،محمود بیاتی،کنستانت دیویدخانیان،نادر افشار،افشین قطبی،محمد بیاتی

نشسته از راست به چپ:مجید زرین نام،احمد ادب خواه،حبیب روشن زاده،داریوش زهاب

پرسش و پاسخ
کاوه: به یک سری سؤال وجواب سریالی می رسیم. بهترین فوتبالیست تاریخ ایران کیست؟
داریوش: پرویز قلیچ خانی

کاوه: بهترین کُشتی گیر؟
داریوش: تَختی، حبیبی و موَحِّد

کاوه: بهترین ورزشکار تاریخ ایران؟
داریوش: عبدالله موَحِّد

کاوه: بهترین مربّی فوتبال ایران؟
داریوش: رایکوف که در دهه ی 70 در تاج و تیم ملّی کار کرد.

کاوه: بهترین مربّی ایرانی؟
داریوش: دهداری و مهاجرانی

کاوه: برانکو یا دنیزلی؟
داریوش: دنیزلی

کاوه: جلالی یا دنیزلی؟
داریوش: دنیزلی

کاوه: مصطفوی یا دادکان؟
داریوش: مصطفوی

کاوه: دادکان یا مایلی کُهَن؟
داریوش: مایلی کُهَن

کاوه: بهترین فوتبالیست جوان؟
داریوش: مبعلی و بُرهانی

کاوه: بهترین دروازه بان؟
داریوش: واعظی

کاوه: بهترین تیم فعلی لیگ ایران؟
داریوش: ذوب آهن

کاوه: با نامه ی جلالی به رئیس جمهور موافقی یا مخالف؟
داریوش: با نکاتش موافقم، ولی نامه را باید خطاب به مردم می نوشت.

کاوه: چه کسی بایستی در غیاب دایی کاپیتان تیم باشد؟
داریوش: مهدوی کیا

کاوه: بهترین بازیکن فعلی؟
داریوش: مهدوی کیا

کاوه: بهترین مصاحبه ای که داشتی؟
داریوش: با رایکوف، این اولّین مصاحبه ی یک ایرانی با وی پس از 30 سال بود.

کاوه: از کدام مصاحبه راضی نبودی؟
داریوش: با علی جبّاری. جبّاری به سؤالها خوب پاسخ داد، امّا هنگامیکه دیگران زنگ زدند، کار به جروبحث با یک مربّی سابق تیم ملّی کشید.

کاوه: نقش علی دائی در جام جهانی 2006؟
داریوش: او می بایستی در تیم ملّی باشد. شاید که او دیگر بازیکن 90 دقیقه نباشد، امّا بسیار مؤثر خواهد بود.

کاوه: نَظرَت درباره ی فصل پنجم لیگ برتر ایران چیست؟
داریوش: روند کار نوسان دارد. امیدوار می شوی، و نا ُامید می شوی. فوتبال منفی به خاطر موفقّیت تیم ملّی در گرفتن نتیجه رواج پیدا کرده است. مثلاً این نوع بازی را در بین ابومسلم و برق می بینیم. کمبودهای اساسی همچنان رواج دارد. کمبودهائی چون زمینِ بازی، امکانات باشگاهی، تقویم مرتّب، قراردادها با بازیکنان و متاسفّانه شتاب لازم در حلّ آنها نمی بینیم.

تیم ملّی
کاوه: نظَرَت در باره ی کمکهای برانکو چیست؟
داریوش: به برانکو احترام می گذارم و قبول دارم که بایستی به او این امکان را داد تا کمکهایش را خودش انتخاب کُند. امّا یک نگاه سطحی نشان می دهد که ما مربیّان بسیار بهتری در ایران داریم که می توانند به برانکو کمک کنند.

کاوه: مثلاً چه کسانی؟
داریوش: جلالی، کاظمی، کربکندی، احمدزاده، مایلی کهن، کریمی، حجازی، پورحیدری و طالبی در ایران، و قطبی در خارج از ایران.

کاوه: چرا فکر میکنی برانکو به قطبی برای کمک علاقه نداشت؟
داریوش: دوباره بگویم که این حَقِّ برانکو هست که کمکهایش را خودش انتخاب کند. امّا وقتی او در کنفرانس مطبوعاتی می گوید که از قطبی شناخت ندارد مایه ی تعجُّب است. ما با یک برانکوی تازه روبرو شده ایم که خیلی تغییر کرده است. انتخاب هومن افاضلی را که شناختی از او ندارم به هومن تبریک می گویم و آرزوی موفقّیت او و تیم مّلی کشورم را داردم.

کاوه: این روزها برانکو و هوادارانش بدنبال شکست پاس و دنیزلی در بازارهای باشگاه های آسیا بیشتر و بیشتر از بازی برای نتیجه و بدون زیبائی بازی دفاع می کنند.
داریوش: نُکته ی مهّمیست. ببینید، کجای دنیا سابقه داشته که کمک مربّی یک مربّی که تیمش شکست می خورد سر مربّی تیم می شود. این امر در ایران با برانکو اتفّاق افتاد. من از نظر تکنیکی برانکو را ارزیابی نمی کنم، امّا به عنوان یک تماشاگر و گزارشگر نظرم را بیان می کنم. تیم ما شکل خوبی در زمین ندارد. ما به جام جهانی راه پیدا کرده ایم، امّا اشاره به چند نکته ضروریست. برانکو و دوستدارانش می گویند چون دنیزلی به فُرم بازی توچُّه داشت شکست خورد. این بینش غلط است. تیم دنیزلی درست و منطقی بازی می کرد. تیم وی وقتی جلو بود نیز دفاع می کرد، ولی دفاع دنیزلی با برانکو متفاوت است.
دنیزلی یاد داده بود که با پاس دادن توپ را به جلو برده و دفاع شود، امّا تیم برانکو با زیر توپ زدن دفاع میکند و ما این را در بازیهای متعدّد دیده ایم. دنیزلی به شاگردانش درست بازی کردن را یاد داد و این ادعّا که این دلیل حذف شدن بوده بی انصافیست. ضرر فوتبال برانکو را اکنون در تیمهای باشگاهی می بینیم. ابومسلم مثال خوبیست. سال قبل بازیهای خوبی داشت، ولی امسال... یکی از ایرادات برانکو این است که دایره ی دور خود را محدود کرده است. ما در سالهای قبل روی دانش فنّی او و اینکه داخل زدوبندهای فوتبالمان نمی شود حساب می کردیم. ولی اکنون به نظر می رسد که وارد زد و بند ها شده و حتّی اگر قسّم بخورد که کسی در کارش دخالت نمی کند، کسی باور نخواهد کرد.

کاوه: آیا برانکو کار صحیحی هم کرده است؟
داریوش: مطمئناً، او دیسیپلین و ثبات به تیم آورده است. ممکن است که من با برخی از انتخاباتش و یا نحوه ی بازی اشکال داشته باشم، امّا بازیکنانی که او انتخاب می کند و به آنها وفادار هست به او احترام می گذارند. این خود موفقیّت بزرگ و مهمّی می باشد.

مشکلات تلویزیونّی
کاوه: از مشکلات تهیّه برنامه ی تلویزیونی در خارج از کشور بگو.
داریوش: بزرگترین مشکل ما عدم امکانات برای کار تولیدی است . تلویزیونهای خارج از کشور بیشتر ساعاتشان را به متخصّصین می فروشند تا بقای خود را تضمین نمایند و بهای اندکی به برنامه های ورزشی و تفریحی می دهند. تنگنای کار ما در این است که ما می خواهیم و توانائی آن را داریم که برنامه با کیفیّت بهتر ارائه دهیم، ولی متاسفّانه امکاناتش را نداریم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که برنامه ام را تعطیل کنم.

کاوه: ولی دوباره تصمیم گرفتی ادامه دهی.
داریوش: به طور موقّت و به سه دلیل. اوّل اینکه خیلی از بینندگان با من تماس گرفتند گه برنامه را تعطیل نکنیم. دوّم، صاحب تلویزیون در برنامه از من خواست که ادامه دهم تا راه حلّی پیدا کنیم و سوّم برخی بازرگانان تماس گرفته و قول حمایت با دادن آگهی دادند.

کاوه: در برنامه هایت ماجرای قربانیان استادیوم آزادی را زنده نگه داشتی، هدفت چه بود؟
داریوش: یکی از اهداف این برنامه ی ورزشی این بود که به معضلات و بی عدالتیها در ورزش توجّه خاصی کند. دیدید که چگونه از حضور زنان در ورزشگاه آزادی حمایت کردیم؛ با نفس وقوع فاجعه در پس از بازی با ژاپن جدلی ندارم، زیرا حادثه است، ولی اعمال پس از آن غم انگیز است. الان که با شما صحبت می کنم 194 روز از این قضیّه گذشته است. با توجه به سن و سال قربانیان حداقل 5 نفرشان نان آور خانه بودند. فدراسیون تربیت بدنی و ورزشگاه آزادی بایستی به سرعت به شرایط خانواده ها می رسیدند. چهار ماه پس از این ماجرا مجلس 170 میلیون تومان معیّن کرد تا به خانواده ها بدهند، امّا این پول هنوز تقسیم نشده است. گله ی بزرگ من از اعضای تیم ملّی و مربّی تیم است. آنها با فشار مطبوعات توجّه کوچکی به خانواده ها کردند، امّا این توجّه بسیار بسیار دیر و کوچک بود. فرهنگ ما فرهنگ احساسیست. شاید حضور بازیکنان 2 روز پس از این ماجرا می توانست مرهمی باشد. فوتبالیستهای بزرگ ما چون دائی، مهدوی کیا، هاشمیان و کریمی نیز کار خاصّی انجام ندادند. امیدوارم که دادگاه مقصّران را شناسائی و دستگیر کرده و پولها را بین بازماندگان تقسیم کند.

کاوه: با توجّه به این واقعیت که ایران با هیچ تیم آسیائی در جام جهانی هم گروه نخواهد شد، شما در رابطه با بازی ایران و کُره که این هفته انجام میگردد چه نظری دارید؟

داریوش: برای انجام هر بازی دوستانه و تدارکاتی باید دید هدف چیست و چه نتایجی را خواستار هستیم. به این امر واقفیم که در گروه بندی احتمالی جام جهانی ما با هیچ تیم آسیائی هم گروه نخواهیم شد. بنا براین از لحاظ شناخت سبک حریفان احتمالی، بازی با تیم مذکور فاقد ارزش و نتیجه است از سوی دیگر، ضرری که بازی به فوتبالمان می رساند تعطیل دوهفته ای لیگ برتر است، که با در نظر گرفتن تمام جوانب این بازی نهایتاً خیلی ثمربخش نمی باشد.

کاوه: با این همه شما شخصاً نتیچه ی این بازی را چه پیش بینی می نمائید؟

داریوش: کلید اصلی تیم ملّی ایران یعنی مهدوی کیا که مجروح شده، در این بازی شرکت نخواهد کرد. از سوی دیگر نیز از آنجا که بازیکنان تیم کره بایستی خودشان را به مربّیان جدیدشان ارائه دهند، بعلاوه ی آنکه به طریقی جویای انتقام گیری از شکست 4 بر 3 شان که نتیچه ی بازیمان در چین بود می باشند، پس ما فی البداهه می بایستی احتمال پیروزی کُره دراین را بازی در نظر داشته باشیم.

کاوه: متشکّر از این صحبت طولانی و با آرزوی موفقیّت در کارتان !
داریوش: من هم از شما و دوستانتان


نوشته شده در دوشنبه 18 مهر 1384 و ساعت 01:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مصاحبه اختصاصی با آرش کمانگیر فوتبال ایران ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

 برهانی:

نمی خواهم جام جهانی را از دست بدهم
تا آخر فوتبال قصد ازدواج ندارم
حق مربی است که با کاپیتان مشورت کند اما هیچ گاه ندیده ام که دایی خطی به مربی بدهد!
هیچ گاه قصد حاشیه سازی ندارم!
مطمئن باشید در جام جهانی برانکو مربی تیم ملی خواهد بود!

بعضی از انتقادات واقعااز روی بی منطقی است

تغییر مربی تیم ملی در این زمان بیشترین ضربه را به تیم ملی خواهد زد


از مدت ها قبل قصد داشتیم با آرش برهانی یک مصاحبه، متفاوت تر از همیشه داشته باشیم.با آرش از گذشته ها حرف بزنیم،از محله خواجو کرمان، و از آن کوچه و پس کوچه های خاکی که آرش و بچه محل های او با گذاشتن چهارتا پاره آجر وسط آن برای یک لحظه هم که شده احساس می کردند در یک ورزشگاه پر از تماشاگر توپ می زنند.می خواستیم با برهانی از بازیگوشی های دوران کودکی ، از آن روزهایی که دروازه بان تیم ملی نونهالان بود،از روزهای تنهایی در تهران و از افت و خیزهای فعلی او سخن بگوئیم.گرچه که آرش می توانست با قهرمانی به همراه پاس در لیگ قهرمانان بلیت خود را برای پرواز آلمان به همراه تیم ملی ok کند اما با تمام ناراحتی ها از حذف پاس باز هم می توانیم لبخند بزنیم زمانی که می بینیم شماره 10 پاس بازهم راه اوج را در پیش گرفته است و با به ثمر رساندن گل هایی تماشایی باز هم، همه ایرانیان را به آینده خود و خط حمله تیم ملی امیدوار کرده است.گفتگوی خواندنی ما را با ستاره فعلی ایران و شاید فردای جهان را بخوانید:
پارس فوتبال دات کام- آرش...قصد داشتیم این مصاحبه را متفاوت نسبت به همه گفتگوهای تو  آغاز کنیم اما داغ بازی با العین هنوز سینه ما را می سوزاند.به راستی چه شد که این اتفاق افتاد؟
(با یک آه حسرت بار و نگاهی سرشار از تاسف)چه بگویم...فقط باید قبول کنم که پیش آمده.فوتبال همین است، متاسفانه یکی از بدترین روزهایش نصیب ما شد.خوب...زندگی بعد از حذف ما هنوز ادامه دارد و ما باید خودمان را جمع و جور کنیم تا با قهرمانی در جام های بعد این حذف را فراموش کنیم.قصد ندارم به این بازی دیگر هیچ زمانی فکر کنم.
پارس فوتبال دات کام- شاید دیگر گفتن نداشته باشد ,اما فکر نمی کنی اگر دنیزلی در تعویض هایش کمی بیشتر تامل می کردالان شما در مرحله نیمه نهایی بودید؟
قصد ندارم برای این اتفاق دنبال مقصر باشم.چون تمام تیم مقصر بود.پیرامون کار مربی هم هیچ زمانی به خودم اجازه نمی دهم صحبت کنم.

پارس فوتبال دات کام- اما اگر رزاقی راد جای تو را در زمین می گرفت شاید اوضاع فرق می کرد؟
نه...فکر نمی کنم محسن بد بازی کرده باشد!

پارس فوتبال دات کام- برای اینکه مصاحبه کبود نشود از بحث بازی با العین خارج می شویم.از اولین تیم آرش برهانی شروع می کنیم یعنی تیم میلاد کرمان.تو در آن تیم دروازه بان بودی اما سر از خط حمله در آوردی علت این تغییر180 درجه ای در پستت چه بود؟
البته من در تیم میلاد و منتخب نونهالان کرمان دروازه بان خیلی بدی هم نبودم و در این تیم ها دروازه بان اول بودم که حتی به تیم ملی نونهالان هم دعوت شدم.اما زمانی که به سن نوجوانی رسیدم کم کم حس کردم از این پست زده شده ام تا جائیکه احساس می کردم در قفس هستم!خلاصه در یک بازی تصمیم گرفتم خودم را برای همیشه از پوشیدن دستکش خلاص کنم و پس از دریافت چند گل تابلو!مربی درد من را فهمید و از من پرسید کدام پست را دوست دارم که اینجوری به خط حمله رسیدم.

پارس فوتبال دات کام-چند گل تابلو؟تعریف کن ماجرا چه طور بود؟
من با مربی ترتیب یک بازی شرطی را گذاشتم و شرط کردم اگر در پنالتی هایی که می زند نتوانم حتی یک ضربه را بگیرم دیگر قید دروازه بانی را بزنم و بعد از آن بود که با دریافت عمدی گلها طبق توافقی که کرده بودیم، سر از خط حمله در آوردم.

پارس فوتبال دات کام- تو یکی از کسانی بودی که با بازی در منطقه ای مثل کرمان آن هم بدون هیچ سابقه ای در سطح اول فوتبال کشور به یکی از بزرگترین تیم های کشور رسیدی.تعریف کن که چطور به اینجا رسیدی؟
من بعد از اینکه از تیم میلاد به تیم جوانان شهرداری کرمان منتقل شدم نظر مساعد مربیان تیم بزرگسال را هم جلب کردم و در هر دو تیم مشغول بازی شدم.در سال 80 من تیم ملی جوانان دعوت شدم اما هیچ گاه در تمرینات به من توجهی نشد و من را درتمرینات هم در پست های غیر تخصصی مثل پیستون می گذاشتند و در آخر هم به جایگاه مناسبی در این تیم نرسیدم .اوضاع طوری بود که حس می کردم انگار مرا دعوت کرده اند که فقط اعلام کنند که ازهر استان حداقل یک نماینده در تیم ملی جوانان وجود دارد!اما این اولین تجربه مفید من از سطح اول فوتبال کشور بود که با آن تیم چهارم آسیا شدیم.پس از بازگشت به کرمان آقای حجازی و مایلی کهن چند بازی من در تیم بزرگسالان شهرداری را در جام حذفی دیدند و پیشنهاداتی از باشگاه سایپا و ذوب آهن برای من رسید.تقریبا به یکی از آرزوهای خودم که بازی در یک تیم لیگ برتری تهرانی بود رسیده بودم و با باشگاه سایپا به توافق هم رسیدم اما از آنجایی که سال بعد سرباز می شدم به توصیه برخی از دوستان به پاس منتقل شدم.

پارس فوتبال دات کام- زمانی که در سال 81 به پاس می رفتی از نام هایی مثل عزیزی ،خطیبی، اسماعیلی و بیاتی نیا هراس نداشتی؟
زمانی که با بزرگتر های پاس تمرین می کردم فقط به این فکر بودم تا فرصتی به دست بیاورم تا خودم را نشان دهم.در اولین بازی که برای تیم پاس در دقیقه 64 به میدان رفتم پاس بازی 1 بر 0 برده را به استقلال 3 بر 1 باخت.اگر قرار بود از این نام ها بترسم همان جا فوتبالم تمام می شد. همان سال با دعوت آقای مایلی کهن به تیم امید رفتم ودر همان اولین بازی که ایشان از من در برابر ازبکستان استفاده کرد با دو گلی که در پیروزی سه بر یک به ثمررساندم  بهترین بازیکن میدان شدم و آقای شاهرخی از روی همین ماجرا من رادر دیدار بعدی پاس پس از بازگشت به تهران در ترکیب تیم بزرگسالان پاس گذاشت.در واقع باید بگویم من مدیون آقای مایلی کهن هستم.در فرصت بعد که بدست آوردم دو پاس گل دادم تا دوباره اعتماد مربیان را جلب کنم و نهایتا از آنجاشروعی بود که اسمم در فوتبال سطح اول ایران  شناخته شد.

پارس فوتبال دات کام- زمانی که در تیم میلاد و یا شهرداری بودی دوست داشتی در تیم خاصی در تهران بازی کنی ؟
یک تیم خاص که نام آن را نمی گویم دوست داشتم اما هدفم این نبود که در آن بازی کنم.من قصد داشتم به تهران بیایم و در یک تیم لیگ برتری بازی کنم که خدا را شکر به آن رسیدم.اما این طور نبود که بخواهم در آن تیم که دوست دارم بازی کنم.(ما که فهمیدیم آن تیم کدام یک از دو قطب بود,خیلی ها هم می دانند اما مثلا خودمان را به کوچه علی چپ زدیم که رسم امانت داری حفظ شود)

پارس فوتبال دات کام- اکنون هم آن تیم را دوست داری؟
من باید حرفه ای فکر کنم، عشق علاقه به آن تیم به زمان کودکی برمی گشت.تا زمانی که در پاس بازی می کنم فقط همین تیم را دوست دارم.

پارس فوتبال دات کام- در اروپا چی؟به تیم خاصی فکر می کنی؟
رسیدن به یکی از پنج لیگ برتر اروپا آرزوی هر فوتبالیستی است.من هم دوست دارم به یکی از تیم های خوب اروپایی بروم البته فکر می کنم سبک بازی من بیشتر به فوتبال اسپانیا بخورد به همین خاطرخب طبیعی است که آرزو داشته باشم که از تیمی مثل رئال پیشنهاد داشته باشم!

پارس فوتبال دات کام- یکبار هم قول دادی که هیچ زمان به کشور های عربی نروی.هنوز قولت پا برجاست؟
صددرصد...من همیشه گفته ام فوتبال کشور های عربی جای پیشرفت نیست.اگر قرار بر پیشرفت باشد در لیگ برتر خودمان بیشتر پیشرفت می کنم.

پارس فوتبال دات کام-پس این پیشنهاد جدیدی که از القادسیه برایت آمده بود ماجرایش چه شد؟

اول بار  خبری روی سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا رفت که اشاره کرده بود  به توافق یک میلیون دلاری پاس و القادسیه کویت که  با توجه به تاثیر نامناسبی که اینگونه لیگها بر روی بازی بازیکنان قبلی ایرانی گذاشته  با صحبتهایی که انجام دادیم مساله منتفی شد.بارها گفته ام که لیگ های عربی جای پیشرفت نیست و به همین خاطر نظرم بیشتر با نرفتن به القادسیه بود.

 پارس فوتبال دات کام- قبل از شروع فصل هم چند پیشنهاد از تیم های آلمانی داشتی.
من همین 20 شهریور 23 سالم تمام شد وفکر می کنم هنوز جا برای پیشرفت زیاد داشته باشم اگر قرار بر رفتن به اروپا باشد بهتراست صبر کنم تا آنقدر خودم رادر فوتبال جهان بشناسانم که زمانی که به اروپا رفتم فیکس بازی کنم.خصوصا که جام جهانی هم نزدیک است و بازی مناسب در این مسابقات می تواند روی انتخاب من از سوی باشگاههای معتبر تاثیر مناسبی بگذارد و از آنطرف انتخاب نادرست در این زمان و افت و نیمکت نشینی احنمالی در آن تیم می تواند من را از جام جهان دورکند.

پارس فوتبال دات کام- یعنی خودت  هم امسال برای رفتن رضایت نداشتی؟
البته رضایت باشگاه هم شرط است در شرایط فعلی آن ها هم راضی به رفتن من نبودند.

پارس فوتبال دات کام- فرض کن الان به تیمی مثل بایرن مونیخ رفتی...در بازی های اول چه حس و حالی داری؟تحت تاثیر جو قرار می گیری و با چند تا توپ خراب کردن خودت را می بازی؟
من یک بار شرایط سخت را تجربه کردم.همانطور که اشاره شد زمانی که من از کرمان به پاس آمدم در این تیم 5 مهاجم ملی پوش بازی می کردند.حتی من بازی اول مقابل استقلال را هم همانطور که گفتم اصلا خوب نبودم اما خودم را نباختم.مطمئن باشید آنجا هم وضع همین طور خواهد بود و از کوچکترین فرصت نهایت استفاده را خواهم برد.

پارس فوتبال دات کام- به دوران کودکی آرش برمی گردیم.در خانه چند تا بچه بودید؟

(می خندد) تعدادش را نپرسید.فقط بدانید یک تیم فوتبال بودیم!!

پارس فوتبال دات کام-در این بین مطمئنیم که تو یکی  بچه آرامی نبودی!
اطمینانتان درست است...(خنده)

پارس فوتبال دات کام- همسایه ها هم از دست تو عاصی بودند؟
زمانی که ظهر ها ساعت 2 توی کوچه فوتبال بازی می کردیم و توپ را به در و دیوار می کوبیدیم خیلی شاکی می شدند.

پارس فوتبال دات کام- خانواده هم حتما با فوتبال تو مخالف بود؟
خیلی شدید...خصوصا که آنها فرهنگی بودند و این فوتبال روی تحصیلم اثر بدی گذاشته بود.البته پدرم در ظاهر خیلی مخالفت می کرد اما زمانی که برای من کفش و لباس ورزشی می خرید به نوعی مرا تشویق می کرد. اما بعد از اولین جامی که گرفتم مادرم هم نرم شد.

پارس فوتبال دات کام- روزهای اولی که به تهران آمدی احساس غربت نمی کردی؟
روزهای اول خیلی زیاد...واقعا تنها بودم اما دو تن از برادرانم به تهران آمدند والان با من زندگی می کنند.ضمن اینکه دوستان زیادی را هم در تهران دارم و این ها باعث می شود که دیگر مثل گذشته احساس غربت نکنم.

پارس فوتبال دات کام- اوقات بیکاری را خصوصا در روزهای اول چگونه سر می کردی؟
بعضی روزها بعد از دو نوبت تمرین آنقدر خسته بودم که فقط ترجیح می دادم استراحت کنم اما اگر وقت فراغتی هم باقی می ماند از همان روزها تا به امروز رابطه خوبی با تلویزیون داشته و دارم و فیلم نگاه می کنم.

پارس فوتبال دات کام- با کامپیوتر چه رابطه ای داری؟یادمان می آید که یکجا از قول تو تیتر زده بودند که چت هم می کنی اما بعد از آن شنیدیم که آرش برهانی گفته چت کار آدمهای بیکار است؟!
(خنده)نه...من از اول هم نگفته بودم که چت می کنم امااین طور برداشت شد.با کامپیوتر رابطه خوبی دارم. سایت های ورزشی را زیاد نگاه می کنم و عاشق گالری عکس های آنها هستم اما به چت چندان علاقه ای ندارم...البته الان که با توجه به فشردگی تمرینات کمتر فرصت می کنم.

پارس فوتبال دات کام- این سوال را از آن جهت پرسیدیم که بدانیم هیچ زمانی شده که آرش برهانی برای پیشرفت در بازی اش به دنبال تحقیق و مطالعه روی بازی بازیکنان برتر خارجی باشد؟
شده که مثلا یک مطلب در سایت رئال ببینمم و آن مطلب خیلی نظرم را جلب کرده باشد .قبل از این هم یکبار فیلمی از بازی و تکنیکهای رونالدو را گرفته ام که روی ان کار کرده ام.

پارس فوتبال دات کام-در جای دیگر گفته بودی که پلیس دریکی از خیابان های تهران قصد داشت تو را جریمه کند اما زمانی که تو را شناخت از این کار منصرف شد!؟
(خنده)نه...تکذیب می کنم...چون اصلا اهل خلاف نیستم.

پارس فوتبال دات کام- یعنی تا حالا اصلا جریمه نشده ای؟
حضورا نه....

پارس فوتبال دات کام- خلافی ماشینت را آخرین بار که گرفتی چقدر بود؟
126 هزار تومان!!

پارس فوتبال دات کام- پس خلاف هم می کنی...؟!
(خنده)نه...ماشین هم دست من و هم دست داداشم هست شاید آن زمان بیشتر جریمه می شویم.من اهل خلاف رانندگی نیستم.

پارس فوتبال دات کام- الان از لحاظ رفت و آمد در مکان های عمومی مشکلی نداری؟
نه...البته بعضی ها ممکن است مرا بشناسند اما مشکلی ندارم و خیلی عادی رفت و آمد می کنم.

پارس فوتبال دات کام- آرش قضیه ازدواج تو به کجا رسید؟ قبل از رفتن به امارات برای بازی با العین شایع شده بود که عقد کرده ای؟
نه اصلا...هنوز برنامه ای در این زمینه برای خودم ندارم و تا زمانی که فوتبالم تمام نشود دست به کاری نمی زنم.

پارس فوتبال دات کام-اما خبرنگاران پارس فوتبال در  کرمان خبر داده اند یکی از روزنامه های کرمانی از قول تو تیتر زده بوده  که اگر دختر خوبی باشد در خدمتم؟!
واقعا این را تیتر کردند؟(خنده)....نه قضیه چیز دیگری بود آنجا در مورد ازدواج من سوال کردند و گفتنند دخترهای خوبی آماده ازدواج سراغ دارند که من به شوخی گفتم اگر دختر خوبی دیدید من در خدمتم!اما این کاملا شوخی بود.

پارس فوتبال دات کام- در حال حاضر مطالعه هم داری؟
مطالعه درسی دارم .قصد دارم دیپلم بگیرم و به دانشگاه برسم !

پارس فوتبال دات کام-فقط مطالعه درسی؟

خب قطعا مطالعه غیر درسی هم دارم!

پارس فوتبال دات کام-خب آقای مطالعه!بگو ببینیم آخرین کتابی که خواندی چه بود ؟
شاهنامه!

پارس فوتبال دات کام-یعنی همه اش را خوانده ای؟(خنده)
(خنده)نه همه اش که..

پارس فوتبال دات کام-خب یک رمان که اخیرا خوانده ای را بگو.. 
آخرین کتابی که خواندم 20 کتاب در 1 کتاب بود که واقعا داستان های جالبی داشت.

پارس فوتبال دات کام-خب چند تا سوال درگوشی  و خصوصی!آرش برهانی ادوکلن خاصی استفاده می کند؟
بله!من همیشه Polo را ترجیح می دهم!

پارس فوتبال دات کام-لباس چطور؟دنبال مارک خاصی هستی؟
نه !در مورد پوشاک زیبایی اش و هماهنگ بودن با سلیقه ام اهمیت بیشتری تا نوع مارک و نام تولیدی اش دارد.

پارس فوتبال دات کام-اولین هدیه که گرفتی چه بود؟

یک دوچرخه بود که خب خیلی خوشحالم کرد.

پارس فوتبال دات کام- ...و آن آرش برهانی که آن روز با یک دوچرخه گل از گلش شکفت امروز چه وسیله نقلیه ای دارد؟

تویوتا کمری!

پارس فوتبال دات کام- اولین قراردادت را که با پاس بستی ماشین داشتی؟

اوائل نه!به همین جهت برای رفت و آمد به تمرین مشکل داشتم.اما بعد با پول قراردادم یک ۲۰۶ خریدم که ظرف چند روز برادرم چپش کرد!بعد از آن هم تا این اواخر یک زانتیا داشتم.

پارس فوتبال دات کام-اولین مبلغ پیش پرداخت قراردادت اصلا چقدر بود؟

۸ میلیون تومان بود که علاوه بر آن ماشین خدا بیامرز  یک خانه هم رهن کردم.

پارس فوتبال دات کام- الگوی خودت را در ایران وجهان چه کسانی قرار دادی؟
در جهان تیری آنری و در ایران همه را!

پارس فوتبال دات کام- دقیقا گلهایت که کپیه گلهای آنری به نظر می رسد!اما بین داخلی ها خب یکی را بگو!
همه را قبول دارم!

پارس فوتبال دات کام-یعنی همه مهاجمان ایرانی را به یک اندازه  دوست داری و همه الگوی تو هستند؟
بله همه را دوست دارم و همه الگو هستند!

پارس فوتبال دات کام-همه فهمیدند که داری تعارف می کنی!
(خنده)

پارس فوتبال دات کام-از لحاظ اخلاقی چطور؟کسی الگوی تو هست؟فقط لطفا یکی را بگو..
باز هم همه(خنده)اما به عنوان مثال آقایان گلمحمدی و ترابیان...

پارس فوتبال دات کام- یک گریز به استان خودت کرمان می زنیم و این استان را به عنوان مشت نمونه خروار به میان می آوریم.در استان کرمان هم مثل خیلی از استان های به جوانان بومی دیگر اعتماد ندارند , مثلا در همین تیم مس یا شهرداری اکثرا از غیر بومیهای نا آماده استفاده می کنند.
بله...من هم شنیدم که به بهانه حرفه ای شدن و اینکه دیگر در فوتبال مرز مطرح نیست 70 درصد تیمی مثل مس کرمان را غیر بومی کرده اند.اما به نظر من حرفه ای گری این نیست و اگر مسئولان تا این اندازه کوتاهی نمی کردند و همان جوانان بومی را پرورش می دادند نتیجه بهتری می گرفتند.اما حالا با توجه به این جذب گسترده بازیکنان مناطق دیگر خداکند تیم ها لااقل نتیجه بگیرند تا حداقل اقبال مردم شهرستان ها به فوتبال زیاد شودو تجربه بازیکنان بومی هم بالا برود.

پارس فوتبال دات کام- رسیدیم به سوالی که فقط خود آرش میتواند به آن جواب دهد.برهانی چه زمانی می خواهد ثبات بگیرد و این افت و خیز ها را تمام کند؟
من افت و خیز های خودم را قبول دارم اما این اتفاقی است که برای هر فوتبالیستی آن هم با سن و سال من رخ می دهد و من آن را طبیعی می دانم.

پارس فوتبال دات کام- بعد از بازی های العین هم نشان دادی باز هم راه صعود را در پیش گرفتی .اما نمی توانیم مطمئن باشیم برهانی همین روند را ادامه دهد!
مطمئن باشید دیگر دیگر قصد افت ندارم.

پارس فوتبال دات کام- همینجا می توانی قول هم بدهی؟
قول می دهم...

پارس فوتبال دات کام- به سراغ باشگاه پاس می رویم،تیم خیلی خوبی را داشتید که قهرمان آسیا نشد.
بله...تمام امکانات را برای قهرمانی داشتیم و بچه ها هم انگیزه کافی را برای فتح جام داشتند که متاسفانه آن اتفاقات بازی با العین پیش آمد و دست ما را از جام آسیا کوتاه کرد.اما سعی می کنیم در دو جام حذفی و لیگ برتر دیگر این اشتباهات را تکرار نکنیم تا با فتح آن ها قدرت واقعی خودمان را نشان دهیم.

پارس فوتبال دات کام- اما از کجا معلوم که ماجرای پارسال پاس تکرار نشود؟پاس سال پیش خیلی حاشیه داشت،از اخراج مربی و بازیکن گرفته تا نهایتا ششم شدن تیم قهرمان.
اتفاقات سال پیش برای هر تیمی ممکن بود رخ دهد و من آن ها را حاشیه نمی دانم

پارس فوتبال دات کام -یعنی تا به حال نشده که در این تیم به قول تو بی حاشیه بازیکنی علیه مربی حرفی بزند؟
البته ممکن است چند بازیکن علیه مربی حرف بزنند اما من به شخصه ندیدم که بازیکن خاصی علیه مربی حرفی بزند!اگر هم صحبتی می شود از طرف ذخیره هاست که خب در تمام دنیا اینجور گلایه ها طبیعی است.

پارس فوتبال دات کام-اما پارسال خداداد حرفهایی علیه جلالی زد که جلالی بعد ها آنها را باعث اخراجش دانست!
راجع به این مساله نظری ندارم که این قضیه(اخراج جلالی به واسطه انتقادات خداداد)تا چه حد مستند است ،اما همانطور که گفتم به شخصه تا به امروز با چشمان خود در تمرینات ندیدم که کسی علیه مربی حرفی بزند !آقای خداداد هم این حرفها را در مطبوعات عنوان کرد و در تمرینات چیزی نمی گفت.

پارس فوتبال دات کام- در کنار کدام مهاجم راحت تر بازی می کنی؟
با همه راحتم و سعی می کنم با هرکس که کنارم بازی می کند هماهنگ شوم.

پارس فوتبال دات کام- باز هم که تعارف کردی!خب حالا بگو از بین سه مربی که با تو بیشتر کار کرده اند یعنی برانکو،دینزلی و جلالی با کدام مربی راحت تر بودی؟کدامیک در کلاس بالاتری قرار داشتند؟لابد باز همه!
دقیقا...هر مربی سبک خودش را دارد.با هر سه مربی راحت بودم و همه آن ها در پیشرفت من نقش داشته اند.

پارس فوتبال دات کام- فکر نمی کنی خیلی محافظه کارانه حرف می زنی؟این مصاحبه را که بخوانند همه می فهمند که چقدر تعارف می کنی!
قصد حاشیه سازی ندارم.

پارس فوتبال دات کام- انتقادات اخیر از برانکو را وارد می دانی؟
نه.فکر می کنم تیم در حال حاضر به حمایت بیشتر احتیاج داشته باشد.بعضی از انتقادات واقعااز روی بی منطقی است.

پارس فوتبال دات کام- چقدر احتمال می دهی دینزلی جای برانکو را بر روی نیمکت تیم ملی بگیرد؟
هیچ اندازه.برانکو تا به امروز با تیم عالی نتیجه گرفته است و دلیلی برای تغییرات وجود ندارد.جدای از آن هرگونه تغییر مربی در این فاصله با توجه به اینکه برای بازیکنان ایجاد استرس می کند و مربی جدید زمان زیادی می برد که مثل برانکو با تیم هماهنگ شود فقط به ضرر تیم ما تمام می شود.

پارس فوتبال دات کام- پس مطمئنی برانکو در جام جهانی با ما است؟
بله...مطمئنم.

پارس فوتبال دات کام- تو از اینکه به نوعی لژیونر ها سوگلی برانکو هستند ناراحت نیستی؟
نه...اول اینکه من سوگلی بودن لژیونر ها را قبول ندارم.این یک روند طبیعی در تمام جهان فوتبال است که مربی به بازیکنانی که در باشگاه های بهتر بازی می کنند علاقه بیشتری داشته باشد و کسی نباید از این قضیه دلگیر باشد.

پارس فوتبال دات کام-نگاه کن!الان می خواهیم سوالی بپرسیم که امیدواریم در آن تعارف نکنی!خاطرمان هست یکبار همکارانمان در پارس فوتبال مصاحبه ای با مبعلی  انجام دادند  که ایمان در آن هرگونه خط دادن دایی به مربیان تیم ملی را تکذیب کرده بود اما بعد از قضایای بازی صباباتری و فولاد و آن اخراج ایمان که به جهت خطا روی دایی صورت گرفت به طور غیر مستقیم ازطرف ایمان اعلام شد دایی در تیم ملی به برانکو خط می دهد و بعد از عدم دعوت مبعلی باز این شایعه دهان به دهان پیچید.نظر تو چیست؟باز تاکید می کنیم می خواهیم عین واقعیت را بگویی!اصلا اگر دلت می خواهد مثل آن  قضایایی که گفتی ننویسیم این ضبط صوت را خاموش می کنیم تا تو حد اقل واقعیت را برای ما روشن کنی!
ببینید!اصلا لازم نیست ضبط را خاموش کنید!من عین واقعیت را می گویم!به نظر من برانکو حق دارد از دایی به عنوان کاپیتان تیم مشورت بخواهد.همانطور که مثلا دنیزلی با نکونام یا قطعا ماگات با بالاک مشورت می کند.اصلا کاپیتان در حکم مربی در درون زمین است.خب برانکو هم ممکن است با دایی مشورت کند اما در این چند سال که در تیم ملی بودم ندیدم دایی به کسی خط بدهد که مثلا فلان بازیکن باید باشد یا نباشد!

پارس فوتبال دات کام-یعنی نشده که مثلا فلان بازیکن در تمرین با دایی سفت و سخت بازی کند و احیانا بدجور به پروپایش بپیچد و بعد از آن دیگر اثری از آثارش در تیم نباشد؟
نه به هیچ وجه!

پارس فوتبال دات کام-بازی با کره در پیش است و قرار است تا چند روز دیگر به مصاف کره ای برویم که قطبی را روی نیمکت دارد!نظرت راجع به این بازی چیست؟
فکر می کنم بازی خوبی از کار در بیاید.خصوصا اینکه بازیکنانی که پیش از این شانس زیادی برای حضور ثابت در تیم ملی را نداشتند در این بازی می توانند بادرخششان خود را به برانکو تحمیل کنند.

پارس فوتبال دات کام-الان انتقادی که می شود این است که بازی با یک تیم آسیایی برای آمادگی تیم ملی جهت حضور درجام جهانی نمی تواند مفید باشد!
ببینید!الان 9 ماه تا جام جهانی باقی مانده است و مربی حق دارد با ترتیب دادن چنین مسابقاتی ترکیب های مختلف را بیازماید.کره هم تیم خوبی است که آلمان را هم مغلوب کرده است و به نظر من می تواند بازی خوبی از کار در باید.

پارس فوتبال دات کام-نبود دایی و مهدوی کیا را چطور ارزیابی می کنی؟
هر دو از بازیکنان تاثیرگذار تیم ملی هستتند اما این یک دیدار تدارکاتی است و نبود این دو بازیکن می تواند انگیزه ای مضاعف برای بازیکنان جانشین و جوانتر باشد که بخواهند قابلیتهای خود را به برانکو ثابت کنند.

پارس فوتبال دات کام-فکر می کنی خودت فیکس باشی؟
بسته به نظر برانکوست اما فکر می کنم همین طور باشد و امیدوارم که بتوانم از این فرصت استفاده کنم.

پارس فوتبال دات کام- ...و در نهایت از آرش برهانی می پرسیم در جام جهانی بازی می کند؟
تمام تلاش خود را خواهم کرد. من اکنون پخته تر و با تجربه تر از قبل هستم و تا جام جهانی با تجربه تر هم خواهم شد.آلمان فرصت خوبی برای درخشش است که نمی خواهم آن را به راحتی از دست بدهم.

پارس فوتبال دات کام-ما هم امیدواریم که شاهد استمرار موفقیت هایت از همین بازی با کره تا خود جام جهانی و بعد از آن با حضور در یکی از تیمهای اسپانیا که دوست داری باشیم!
از شما ممنونم.

 


نوشته شده در یکشنبه 17 مهر 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برانكو :باید تیمهای اروپائی را زیر نظر داشت ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

 برانكو ایونكوویچ در آستانه بازی مقابل تیم ملی كره جنوبی از اهداف سفرش به اروپا می گوید.برانكو تحلیل بازیهای اروپایی را از اهداف اصلی خود می داند و می گوید شاید با هریك از تیمهای بزرگ اروپا در آلمان همگروه شویم

 آقای برانكو از سفری كه به اروپا كردید چه اهدافی داشتید ؟
هدف اصلی از سفر من به اروپا دیدن بازیهای تیمهای اروپا بود.چون به هرحال احتمال دارد ما با هریك از تیمهای بزرگ اروپا در جام جهانی هم گروه بشویم.رقابتهای مقدماتی جام جهانی هم محلی است كه هیچ مربی ریسك نمی كند و با تمام قوا و با كلیه بازیكنان اصلی خود به مصاف حریف می رود.پس بهترین جا برای تجزیه و تحلیل تیمها همین مسابقات است.اگر ما این بازیها را از دست بدهیم سپس در بازیهای دوستانه و تداركاتی هیچ چیزی عاید ما نمی شود چون مربی در آن بازیها اصلا دست خود را رو نمی كند و با تمام قوا ظاهر نمی شود.من بازی اسلوونی با نروژ و همچنین اسپانیا با صربستان را از نزدیك تماشا كردم و خب اطلاعات بسیار خوبی هم كسب كردم.به تماشای بازی بایرن با راپیدوین هم در بازی رفت رسیدم و آن بازی را از نزدیك دیدم و قرار است برای بازیهای آینده تیمها تحلیل گرانی را بفرستم كه اطلاعاتی را بریمان جمع آوری كنند.بازی انگلیس با لهستان و هلند مقابل چك از جمله بازیهائی است كه ما زیر نظر خواهیم داشت.بازیهای پلی آف را هم پیگیری می كنیم چون احتمال دارد هریك از تیمها رقیب ما در جام جهانی باشد.


در روزی كه بازیهای ملی انجام می شود و ما هم بازی داریم چند درصد احتمال دارد لژیونرها هم همراه تیم باشند ؟
باشگاه ها متعهد هستند در روزهائی كه از سوی فیفا روز بازی ملی اعلام شده لسا بازیكنان را در اختیار تیمهای ملی قرار بدهند.ما هم تمام تلاش خودمان را می كنیم كه بازیكنان لژیونر ما در بازیهای تداركتی همراه ما باشند تا به آمادگی مورد توجه دست پیدا كنیم !
از لژیونرها و علی دائی چه خبر ؟
مهدوی كیا متاسفانه حدود 4 سانت عضله دوقلویش دچار پارگی شده كه با استراحتی 15 روزه آنطور كه خودش می گفت می تواند دوباره تمرین را آغاز كند.علی دائی هم یك سری اصلاحات روی لیگامنت زانویش انجام داده است.امیدوارم هرچه سریعتر خوب شود.البته در بازیهای آینده تیم ملی از او استفاده نمی كنیم چون می خواهیم او كاملا آماده برگردد و هم در تیم باشگاهی و هم در تیم ملی كار را با سلامتی تمام آغاز كند.با كریمی هم دوبار همین امروز صحبت كردم.یك سرماخوردگی دارد و آنتی بیوتیك مصرف می كند.او هم معتقد است می تواند  در تمرینات  حاضر شود.
پس دائی بازی مقابل كره را از دست داد ؟
آره هم دائی و هم مهدی ( مهدوی كیا )
بقیه چطور می آیند ؟
انشاء الله
آقای برانكو قضیه جشنی كه برای شما در كرواسی برپا كرده بودند چه بود ؟
آن مراسم از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران بود.یك ضیافت شام در یكی از مجلل ترین هتل های زاگرب با حضور رئیس كمیته المپیك كرواسی ، دبیر كل فدراسیون فوتبال كرواسی ، شهردار زاگرب ، معاون اول وزیر علوم و پرورش ( آخه آنجا علوم و پرورش دارند ) ، مشاور ورزشی رئیس جمهور و معاون وزیر امور خارجه كرواسی.آنها به افتخار من و صعود تیم ملی ایران به جام جهانی این جشن را ترتیب داده بودند
در آنجا به شما پیشنهاد شهروند افتخاری ایران داده شد ؟
درسته !
...و شما قبول كردید ؟
البته باید هم قبول می كردم و واقعا افتخار می كنم
...و برای آخرین سوال بازی با برزیل ؟
هنوز هیچ چیزی مشخص نیست.رایزنی ها از سوی فدراسیون صورت گرفته.چون برزیل در ماه آبان سفری به امارات دارد و ما دیدیم بهرین فرصت است از آنها برای بازی در ایران دعوت كنیم اما هنوز مشخص نیست .
 


نوشته شده در سه شنبه 12 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

پاسخ مجید جلالی به دوستداران فوتبال: ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 

«اگر در روز بازی با العین یك مربی ایرانی روی نیمكت پاس بود الان از اعتبار او چیزی باقی مانده بود؟»
نامه‌ی بنده به رییس جمهور بازتاب‌های متفاوتی را در جامعه به همراه داشته است،
پس از انتشار این نامه، پست‌های الكترونیكی فراوانی برای من  ارسال شد .از اینرو با گزینش سوال‌های مشترك مردم، به شش پرسش آنها پاسخ گفته ام:

1- آیا می‌توان نامه‌ی شما به رییس جمهور را نوعی انحراف و ترقی خواهی عنوان كرد؟

به هیچ وجه این طور نیست، البته می‌دانم كه همیشه در كشورهای جهان سوم استعمار از طریق روشنفكری وابسته، استقلال خواهی را نوعی ضدترقی‌خواهی عنوان می‌كند. اما من فكر می‌كنم استقلال خواهی، عین ترقی‌خواهی است. وقتی شما وابسته نباشی و به خود متكی باشی، حالا می‌توانی در اتوبان ترقی قرار بگیری. از شما سوال می‌كنم كه اگر ما در كشور بیست مربی طراز اول داشته باشیم یا این كه هر ساله میلیاردها تومان صرف آوردن مربیان درجه چندم كنیم، كدام ما را به سمت ترقی و پیشرفت سوق می‌دهد؟

2- فكر نمی‌كنید كه نامه شما فوتبال ما را دچار آفتی كشنده‌تر از قبل كند، یعنی بستن مرزها و انزوا؟

باز بر می‌گردیم به حرف قبلی، ببینید تصمیم برای خود كفایی و مستقل بودن به معنی انزوا طلبی و ماندن در یك دایره بسته كوچك نیست. شما مطمئن باشید برای رسیدن به استقلال دست یافتن به علوم پیشرفته انكار ناپذیر است و برای رسیدن به این امر مهم باید ارتباطات را هر چه بیشتر و قویتر كرد. اما حرف این است كه ما می‌توانیم از طریق آوردن مدرسان برجسته و مربیان بزرگ و همین طور اعزام مربیان جوان و مستعد ارتباط را در جهتی سازماندهی كنیم كه منجر به بی نیازی ما شود، نه این كه به بهانه باز كردن مرزها و ارتباط بعد از بیش از پنجاه سال كه از تاریخ فوتبال این مملكت می‌گذرد، همیشه وابسته باشیم و فقط چون علی كریمی می‌تواند بیست دقیقه در بایرن مونیخ بازی كند جشن و پایكوبی راه بیندازیم. چرا ما نباید بعد از گذشت این همه سال صاحب بهترین مدیران، مربیان، داوران و بازیكنان باشیم؟

3- تا چه حد مطمئن هستید كه نامه شما فوتبال ایران را به نقطه بهتری برساند؟

این بستگی به اراده ملی جامعه فوتبال دارد، اگر تمامی عناصر فوتبال در كسب این استقلال با هم متحد شوند حالا مسوولین ما هم نسبت به این موضوع حساسیت متناسب با آن نشان می‌دهند و در آن صورت سیاستگذاری‌ها و برنامه ریزی در جهت پیشرفت و ترقی شتاب بسیار بیشتری می‌گیرد.

4- اگر شما از استقلال خواهی حرف می‌زنید چطور است كه خودتان در تیم صبا باتری از یك دروازه‌بان خارجی استفاده كردید؟

سوال بسیار خوبی است. دكتر شریعتی می‌گوید: «فلسفه كاری هر كس آن چیزی است كه عمل می‌كند نه آن چیزی كه می‌گوید.» عملكرد من در تیم صبا باتری كاملا منطبق بر آن چیزی بود كه می‌گویم. فصل قبل تیم صبا چهار بازیكن خارجی داشت ولی امسال فقط یكی دارد و این در حالی است كه ما برای پیشرفت و بهتر شدن در كوتاه مدت به این دروازه‌بان نیاز داشتیم ولی با آوردن یك مربی دروازه بانی خوب برای تیم بزرگسالان و همین طور یك مربی دروازه بانی خوب برای تیم امید و جذب سه دروازه بان جوان و بسیار مستعد بنام‌های اصغر كرم الهی، حبیب دهقان و مهدی اسلامی راه را برای جایگزین كردن آنها هموار ‌كردیم.

5- می‌گویند اگر تیم صبا صاحب مدیر فنی نمی‌شد و اگر شما از تیم صبا جدا نمی‌شدید آیا باز هم چنین نامه‌ای می‌نوشتید؟

از سوال شما خوشحالم، چون خیلی چیزها روشن می‌شود. این حرفهایی است كه مدتها فكر مرا مشغول كرده. طی یك ماه گذشته دوبار سعی كردم از طریق آقایان درودگر و احمد خداداد جلسه‌ای با آقای دادكان داشته و موضوع را با وی در میان بگذارم، ولی متاسفانه این امكان برای من فراهم نشد اگر امكان دارد مصاحبه من با روزنامه همشهری مورخه پنجشنبه ششم مرداد 1384 كه در صفحه هفده این روزنامه چاپ شده را مطالعه فرمایید یادتان باشد كه در آن تاریخ من در تیم صباباتری بوده و هیچ مشكلی هم نداشته‌ام.

6- این روزها در بعضی از نشریات نزدیك به باشگاه پاس صحبت از پاس جلالی و پاس دنیزلی می‌شود ممكن است فرق این دو را بیان كنید.

بله با دقت مشغول این كار هستم، برای این مقایسه جنبه‌های مختلفی از كار یك مربی را مورد نظر قرار داده‌ام و به صورت كاملا مستند و مستدل به زودی آن را منتشر خواهم كرد.

فقط یك جمله می‌گویم: در نظر بگیرید اگر یك مربی ایرانی در روز بازی با العین روی نیمكت پاس بود الان از اعتبار او در فوتبال این كشور چیزی باقی مانده بود؟


نوشته شده در سه شنبه 12 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

دایى: به نظر برانكو احترام مى گذارم ¦ مصاحبه و گفتگو ,
 

 
خیلى آرام و راحت صحبت مى كند، انگار هیچ اتفاقى نیفتاده. در شرایطى كه بعد از حضور ۳۰ دقیقه اى مقابل راه آهن خیلى ها نام او را جزو نفرات اصلى تیم ملى مى دانستند، على دایى هیچ جایى در لیست برانكو نداشت.
خودش مى گوید به نظر سرمربى تیم ملى احترام مى گذارد.
نام شما در لیست تیم ملى نبود؟
< خب؛ مربى تیم ملى تصمیم گرفته نباشم.
البته شاید این قضیه با مصدومیت شما بى ربط نباشد.
< همه چیز بستگى به نظر سرمربى دارد.
من كه نمى توانم چیزى بگویم. از این مسأله ناراحت نیستید؟
< اصلاً. من به نظر سرمربى تیم ملى احترام مى گذارم.
یعنى نظر دیگرى ندارید؟
< نه! باید به مربى حق داد. قطعاً او بازیكن هایى را كه صلاح بداند دعوت مى كند. من هم در این زمینه به او حق مى دهم.
بازى با سپاهان درتركیب هستید؟
< به امید خدا.
فكر مى كنید در غیاب تان تیم ملى چه نتیجه اى بگیرد؟
< برایشان آرزوى موفقیت مى كنم.
 

 

لینکهای جالب

 

آخرین مطالب ارسالی

 

گلزنی دوباره ی زندی برای آلکی/بازتاب درخشش زندی در مطبوعات قبرسی
پیشنهاد 25 میلیون یورویی چلسی به روبینیو
در پی نظرخواهی از روزنامه نگاران ورزشی :ریبری بازیكن سال فوتبال آلمان شد
"رونالدو" در گفت‌وگو با روزنامه‌ی گاردین: روزی بدون عذاب وجدان با منچستر وداع می‌كنم
خولیو به روكه پیوست :"سانتـاكـروزهـا" در بلكبرن
با تمدید پیش از موعد قرارداد :"موتو" تا 2012 بنفش پوش می‌ماند
انتقاد "افشین قطبی" از مربیان تیم ملی: این برنامه‌ریزی‌ها را درك نمی‌كنم!
"خولیو باپتیستا" در رم؟ ساكی: او می‌تواند همه را شگفت‌زده كند
فان پرسی: به درستی در آرسنال هستم
از آتلتیكو مادرید به بنفیكا لیسبون : ادامه‌ی سفرهای اروپایی ریس
حیدرى: پیراهن تیم ملى را مى خواهم
دنبال حاشیه نیستم/باقرى: این چهره واقعى پرسپولیس نبود
عبدى: در پرسپولیس اسم ها بازى نمى كنند
قطبى درباره آنالیزورها تصمیم مى گیرد
باقرى به پاس مى رسد


جست و جو

 

نظر سنجی

 
قهرمان هشتمین دوره ی لیگ برتر.....؟








آمار وبلاگ

  امروز :
بازدید های امروز : بازدید
بازدید های دیروز : بازدید
كل مطالب : مطلب
كل نظرها : نظر
كل بازدید ها : بازدید
ایجاد صفحه : 0.125 ثانیه

صفحات سایت

 


پشتیبانی

  Hosted By Mihanblog
Designed By CruelBoys

www.Cruel-Boys.Com - The Professional Website For Download All Programme And Music
هر گونه کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد