تبلیغات
دنیای فوتبال - پست های مقاله و تحلیل

منوی اصلی

  صفحه نخست
انجمنهای تخصصی
ایمیل به مدیر
اتاق چت وبلاگ
موتور جستجوی وبلاگ
درج در عـلاقه مندیـها
تبدیل به صفحه خانگی
ذخیره کردن این صفحه
خروج از وبلاگ

نویسندگان سایت

 

موضوع مطالب

 

دوستان

 
عکس/فیلم/بازی/نرم افزار/داستان/شعر عاشقونه/ترفند / فوتبال/هک

سایت مسخره ی علی کریمی

حوری حوری العین زنان مومن بهشتی

زمان پخش فوتبال های اروپا

باشگاه هواداران منچستر یونایتد

مرجع جدیدترین آهنگ ها

دنیای کامپیوتر

همه چیز در مورد کامپیوتر و اینترنت

وبلاگ هواداران بایرن مونیخ

دختری اهل فوتبال

کانون جک و لطیفه های جدید

وبلاگ هواداران تیم پرسپولیس تهران

آموزش افسونگری

عاشقی،علمی و...

مینا از همه چیز برای شما می گوید

اخبار و اطلاعات تاپ ورزشی


آرشیو سایت

 

دلیل بازگرداندن پروین از سوى انصارى فرد چه بود؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 خبر استعفاى على پروین از سرمربیگرى پرسپولیس و بازگشت او به فاصله حدود ۴۰ ساعت به این تیم آن هم بعد از جمله تاریخى«دیگر مرا در آزادى نخواهید دید» در واقع یكى از كانون هاى خبرى و به جرأت مى توان گفت مهم ترین اتفاق فوتبال ایران طى روزهاى آغازین هفته جارى بود.
آنهایى كه جریانات ورزشى را با دقت بیشترى نسبت به بقیه تعقیب مى كنند و حافظه كمى تا قسمتى بهتر از دیگران دارند، از شروع مدیریت محمدحسن انصارى فرد در باشگاه پرسپولیس منتظر علنى شدن اختلافات بین او و شخص على پروین بودند. سوابق گذشته و همچنین آشنایى با دیدگاه هاى انصارى فرد در زمینه مسائل مربوط به تیم فوتبال پرسپولیس باعث شده بود كه هر آن منتظر این جرقه باشند.

عدم موفقیت پروین در سال هاى اخیر هم باعث تقویت این باور شده بود و بحث حضور یك سرمربى مطرح خارجى كه با آمدن شنول گونش به تهران شكل بسیار جدى ترى به خود گرفت تا خیلى ها عملاً تقابل مدیرعامل و مدیر فنى تیم را احساس كنند. شكست مقابل فجر سپاسى و استعفاى على پروین هم به نظر مى رسید كه انصارى فرد را براى اجراى این برنامه یارى بیشترى كرده است. پذیرش استعفاى پروین هم محتمل بود ولى از ظهر روز یكشنبه قضیه شكل دیگرى به خود گرفت. انصارى فرد با پروین ملاقات كرده و وى را قانع كرد كه همچنان به كار خود در پرسپولیس ادامه دهد و عصر همان روز با بازگشت پروین بر سر تمرینات به همراه مدیرعامل فعلاً قضیه استعفاى او منتفى شد و این علامت سؤال در ذهن آنهایى كه بر باور جدایى پروین از نیمكت پرسپولیس بوده و آن را به نفع تیم پرطرفدار تهرانى مى دانستند شكل گرفت كه چرا انصارى فرد از این فرصت استفاده نكرد تا تغییرات لازم در كادر فنى پرسپولیس را شكل دهد؟ در پاسخ به این سؤال دو جواب متفاوت جود دارد كه به واقع باید آنها را دو نظریه مختلف دانست.
۱- انصارى فرد هنوز نهال مدیریت خود را آنقدر محكم و ریشه دار نمى بیند كه بتواند جدایى پروین و تبعات آن را تحمل كند. تجربه جدایى یكساله پروین در سال دوم مدیریت اكبر غمخوار و حاشیه هاى فراوانى كه پس از این مسأله گربیان پرسپولیس را گرفت و تبدیل به یك بحران شد، باعث شده كه فعلاً انصارى فرد در مورد ترك تیم از سوى پروین آن هم به حالت قهر و دلخورى كاملاً دست به عصا حركت كند.
۲- پرسپولیس قصد دارد یك سرمربى خارجى جذب كند و در این راه هم كاملاً مصمم است. حال ممكن است این شخص شنول گونش باشد یا هر فرد دیگرى ولى در اصل قضیه تفاوتى ایجاد نمى كند ولى تا این انتخاب صورت نگرفته جدایى پروین به صلاح پرسپولیس نخواهد بود چون در این مدت كوتاه هیچ كس به جاى كادر فنى فعلى قبول مسؤولیت نمى كند كه براى یك، دو یا چند بازى به صورت موقت پرسپولیس را هدایت كند و به همین دلیل هم فعلاً بر ابقاى پروین اتفاق نظرى بین تمام اعضاى هیأت مدیره و شخص مدیرعامل وجود دارد.
با تمام این تفاصیل و با وجود بازگشت پروین به پرسپولیس به نظر مى رسد كه فرضیه دوم بیشتر به حقیقت نزدیك باشد چون در روز شنبه و پس از اعلام رسمى جدایى پروین، حتى از سوى باشگاه صحبت هایى پیرامون همایش تجلیل و قدردانى از پروین مطرح شد و حتى زمان اواخر دى ماه جارى و مكان آن هم سالن همایش هاى صدا و سیما تعیین شد ولى در حال حاضر شرایط ترك یكباره تیم از سوى پروین وجود ندارد و تا زمان حضور سرمربى خارجى بهترین و كم حاشیه ترین گزینه ممكن شخص پروین است. موردى كه حتى در صحبت هاى خود پروین در كارگران هم كاملاً هویدا بود.«من تا حضور سرمربى خارجى هستم و بعد مى روم روى سكوها»!


نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

چه كردی با خودت سلطان؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 

همه چیز از سال ۱۹۹۳شروع شد. آن روزهایی كه تیم ملی در رسیدن به جام جهانی در مسابقات مقدماتی قطر ناكام ماند،گرچه که سالی پیشتر در مسابقات جام ملتهای آسیای ۹۲ هیروشیما هم با حذف در همان مرحله اول ناکامیهای پروین شروع شده بود!

 شاید بدترین دوران زندگی پروین تا قبل از سال 1384 همان زمان بود. پروین در سال 1367 فوتبال را كنار گذاشت. خودش می گوید: "آن روز وقتی گفتم دیگر بازی نمی كنم كمتر كسی باورش شد! اما دیدید و دیدند كه این كار را كردم!" آری، علی پروین این بار هم  بسان سال 67 و با همان لحن اعلام کرد برای همیشه مربیگری را كنار گذاشته است اما گویا دیگر مثل ماجرای دست های یا علی ای که بارها با افراد متفاوت در این سالها بسته و فردایش خلف وعده کرده ،این بار هم بر سر حرفی که زد ایستادگی نمی کند....(اشاره به قرارهای همکاری پروین در این سالها با مدیران عامل مختلف از عابدینی گرفته و در فاصله چند روز بعد با رقیبانش میرزایی و محلوجی و تنها چندی بعد با عباس انصاری فر و قس علی هذا)...

 آری...مربی 59 ساله پرسپولیس كه یكی از اسطوره های بزرگ فوتبال ایران به حساب می آید(بی انصافی است اگر بگوییم می آمد!) می خواست )برای همیشه پرسپولیس را ترك کند ولی  ای کاش برای او این خواستن ،واقعی بود تا همراه با توانستن باشد .ای کاش او پیش از آنکه آش اینچنین شور شود ی خواست که برود تا همیشه یك سلطان واقعی باقی بماند. افسوس که باید از پروین بپرسیم، چه كردی با خودت سلطان؟

سابقه ملی در دوران بازیگری

پروین بیشترین سابقه را در بستن بازوبند کاپیتانی تیم ملی را داشت و از این حیث کاپیتان ترین مرد فوتیال ایران بود، اما این رکورد را عابدزاده در سال 77 شکست. رکورد 82 بازی او برای تیم ملی را هم علی دائی در سال 78 شکست (علی دائی دارای رکورد بیش از صد بازی ملی است ) ولی پروین همچنان در سطح مربیگری آمار بیشترین تعداد مربیگری را برای تیم ملی فوتبال کشور مان دارد.



اولین بازی ملی علی پروین در سال 1349 و در برابر پاكستان بود. او تا سال 1358 پیراهن تیم ملی را بر تن كرد و در این مدت 82 بازی برای تیم ملی كشورش انجام داد. او 13 گل برای تیم ملی به ثمر رساند و 38 بار بازوبند كاپیتانی را نیز بر بازو بست. آخرین بازی او در سال 1358 و در برابر سنگاپور بود.

علی پروین در رده باشگاهی و مربیگری نیز افتخارات بسیار زیادی دارد. اما به همین افتخارات ملی بسنده می كنیم. اگر برخی از افتخارات علی پروین را نوشتیم تنها دلیلش این بود كه از او بپرسیم، آقای پروین چرا با خودت چنین كردی؟ علی پروین امروز در حالی پرسپولیس را ترك گفت كه هواداران این تیم كه در سالیان نه چندان دور با ورودش، ورزشگاهها را با نوای پروین - پروین پر می كردند، خواستار جدایی او شدند. علی پروین می توانست با خاطره ای خوش و با یك ركورد رویایی برای همیشه مربیگری را در تیم پرسپولیس كنار بگذارد تا برای همیشه نامش به نیكی در تاریخ فوتبال ایران یاد شود. اما سلطان، چه كردی با خودت؟

اعتراف می كنیم وقتی چهره غمگین او را دیدیم، ناخودآگاه اشك در چشمانمان حلقه زد. این بار اسطوره خودش را فنا كرد. زمانی بود كه می گفتیم و می گفتند، اسطوره كشی در رگ ماست، در خون ما جریان دارد، اما این بار او با دستان خودش كارنامه خویش را خدشه دار كرد. كار به جایی رسید كه انجمن هواداران پرسپولیس برای رفتن او امضا جمع کردند و چه چیزی برای پروین می تواند از این تلخ تر باشد؟

"اگر می شد همه را اخراج می كردم و 11 بازیكن امید را جای این بی معرفت ها می گذاشتم!" این یكی از آخرین جملات غم آلود علی پروین بود. جملاتی که به سختی از دهان او خارج می شد. سالهای سال بود که علی پروین را به خاطر ابهت بالایش می شناختند، اما امروز علی پروین را در جایگاه یک شخص معمولی می بینیم. آقای پروین، ای اسطوره فوتبال ایران، چه کردی با خودت؟

بارها و بارها و بارها، قبل از شروع فصل با زبان بی زبانی، کارشناسان دلسوز به زبان التماس و خواهش به علی پروین توصیه کردند که فکری به حال تیمش بکند که آخر و عاقبت خوبی در انتظارش نخواهد نبود! چقدر گفتیم و چقدر گفتند، اما کو گوش شنوا؟ براستی  آقای پروین چرا؟ آقای پروین چرا؟ 

حیف و صدها افسوس که سلطان قصه ما از خواندن عاقبت سلاطین داستانها درس نگرفت و  قدر خویش را ندانست و پیش از آنکه سرنوشت همان سلاطین برایش رقم نخورد نرفت تا بالاخره دیگران بخواهند که بیرونش کنند...حال امروز یا فردا چه فرقی می کند؟ !


نوشته شده در دوشنبه 12 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

قدر خودت را بدان پسر! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 

خیلی ها اعتقاد دارند كه او آماده ترین بازیكن این روزهای لیگ برتر است. از عادل فردوسی پور گرفته تا حاج رضایی، او را با زیدان مقایسه می كنند. مجتبی جباری این روزها خودش را در دل همه جا كرده است. از هواداران استقلال گرفته تا كارشناسان و مربیان تیم های دیگر. اگر با یك فلاش بك به سال قبل برگردیم، یاد جنجال های مدیریتی بین دو باشگاه استقلال و ابومسلم می افتیم. زمانی كه استقلالی ها می گفتند كه جباری بازیكن ما است و باشگاه ابومسلم عكس این مساله را بیان می كرد. حال پی می بریم كه چرا مسولان استقلال تهران تا به این حد بر روی مجتبی جباری نظر داشتند. باید به مسولان باشگاه استقلال تهران برای ساختن چنین بازیكنی و كشف او در تیم های پایه قدر دانی كرد. مجتبی جباری می تواند مرد اول كمربند میانی تیم ملی ایران در جام جهانی باشد. فیزیک عالی، هوش بالا، سرعت تصمیم گیری مثال زدنی و ... همه و همه جباری را تبدیل به یک بازیکن ((با کلاس)) کرده است.

سالها بود چشممان دنبال یك بازیكن با سبك بازی جباری بود. بازیكنی كه در زمین فكر و ذهنش از بدنش بیشتر خسته شود. بازیكنی كه توپ را بدواند نه توپ او را. بازیكنی كه هوش بالایی داشته باشد. و امروز خرسندیم كه چنین بازیكنی در فوتبال كشورمان متولد شده است. جباری با دیسیپلین بازی می كند و قدرت ((انعطاف فكری)) بالایی دارد. او نشان داده كه می تواند تصمیمش را بگیرد و آن را در عرض چند ثانیه عملی كند. كاری كه اكثر بازیكنان میانی در فوتبال ایران از انجامش عاجزند. او پس از بازگشتش از دوران مصدومیت خیلی سریع توانست خودش را در تیم استقلال مطرح كند. او ژنرال میانه میدان استقلال است. ژنرالی كه استقلال سالها از نداشتنش ضربه خورده است.

 شاید آخرین بازیكنی كه توانسته بود خیال مربیان باشگاه بزرگ استقلال را از بابت میانه میدان راحت كند، امیر قلعه نویی بود. او هم در سالهای نه چندان دور، در میانه میدان استقلال غوغا می كرد. قلعه نویی امروز شاگردی را دارد كه او را یاد دوران جوانی اش می اندازد...و چه زیباست كه ژنرال محبوب آبیها می تواند از تجربیاتش برای مجتبی جباری دوست داشتنی بگوید. اگر جباری را هر روز بهتر از دیروز می بینیم، اگر مجتبی را هر دقیقه مفید تر از دقیقه قبل مشاهده می كنیم، باید این مساله را درك كنیم كه امیر قلعه نویی نقش بزرگی در روند صعودی مجتبی جباری داشته و خواهد داشت.

قدرت تصمیم گیری بالای جباری موجبات تحسین كارشناسان را فراهم آورده است. بارها و بارها در بازیهای استقلال، در میانه میدان این جباری است كه با تصمیم گیری صحیح باعث می شود تا تیمش در شرایط بهتری قرار بگیرد.
((پاسهای بدون نقص)) مجبتی بارها تماشاگر را ذوق زده كرده است. در همین بازی استقلال - صبا باتری، جباری توانست بارها و بارها با پاسهای خوبش هم تیمی هایش را در موقعیت های خوب و در فضای عالی قرار دهد.
((سانتر)) های جوان رعنای استقلال با قدرت بالا و دقت مثال زدنی روی سر بازیكنان می نشیند. كما اینكه سانتر زیبای جباری بود كه گل اول اسقلال را رقم زد.
((دید وسیع)) ژنرال میانه میدان آبی پوشان پایتخت، ما را به این فكر فرو می برد كه چرا امثال باید افسوس خورد که امثال  جباری كمتر در فوتبال ایران متولد می شوند.

جباری در یك لحظه فضای خالی را پیدا می كند، تصمیم می گیرد، و تصمیمش را عملی می كند. همین مساله باعث شده است كه سبك بازی او با دیگران از زمین تا آسمان متفاوت باشد.
او علاوه بر اینها، از ((تکنیک)) بالایی برخوردار است و در زمان لازم می تواند از آن استفاده کند. یکی از خصوصیت های کمیاب جباری، استفاده صحیح و به موقع او از تکنیکش است. او اضافه کاری نمی کند و توپ را نه برای خود، بلکه برای تیمش به حرکت در می آورد.

به همه این موارد ((فیزیک)) مناسب را هم اضافه کنید تا به این مساله که او یک بازیکن کامل است پی ببرید!

از تمام این فاكتورها كه بگذریم، جباری حرفه ای فكر می كند، بازی می كند و حتی زندگی می كند. مصاحبه های این بازیكن استثنایی فوتبال ایران را اگر خوانده باشید به این قضیه پی می برید كه او عجولانه صحبت نمی كند و همیشه منطق را بر احساس ترجیح داده است.

اولیایی در مورد جباری می گوید: "سعی می كنیم تا او را برای مدت طولانی حفظ نماییم. مدت ها به دنبال چنین بازیكن با كلاسی بوده ایم و به این راحتی ها او را از دست نخواهیم داد."... و این یعنی جباری توانسته نه تنها كادر فنی باشگاه، بلكه مدیران را نیز راضی كند.

در یك نگاه كلی، می توان بیان كرد، مجتبی جباری فراتر از فوتبال ایران است. او می تواند با ادامه همین روند رویایی خود در مدت كوتاهی، به بهترین تیمهای اروپایی نقل مكان كند و بازیكن فیكس تیم ملی ایران در جام جهانی باشد.

برانکو در مورد جباری می گوید: "جباری بازیکن فوق العاده ای است و اگر همین روند را ادامه دهد به یک بازیکن تاریخی تبدیل می شود. من بازیهای او را دنبال می کنم و مطمئنم که او پتانسیل بازی در تیم ملی را دارد."

...و چه زیباست اگر جباری با سن و سال کمش بتواند در جام جهانی آلمان بدرخشد و به زیدان بگوید که من هم هستم! بی دلیل نیست که رسانه های ورزشی ژاپن قبل از بازی آخر در مرحله مقدماتی جام جهانی به جباری لقب زیدان آسیا دادند. این در حالی بود که جباری در آن روزها هنوز جباری امروز نشده بود.

آفرین به مجتبی جباری كه از هفته دهم تا به امروز ستاره بی چون و چرای تیمش بوده است. شاید تا سالها، ستاره ای چون او متولد نشود.
پس قدر خودت را بدان پسر!


نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1384 و ساعت 06:01 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آیا مرد سوم، بارسا را قهرمان اروپا می كند؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 

اگر قرار باشد فرانك رایكارد اتوبیوگرافیش را بنویسد، باید مثل رمانهای گراهام گرین و اورسن ولز اسم آن را مرد سوم بگذارد.
رایكارد در سال 1949 در بدترین شرایط اقتصادی و خانوادگی به دنیا آمد.او در سال 2003 به بارسایی پیوست كه وضعیت مناسبی نداشت و از سال 1999 هیچ جامی كسب نكرده بود.او همواره به عنوان مرد سوم مثلث طلایی هلند در دهه ی 80 شناخته می شد.مثلثی متشكل از رود گولیت، ماركو فن باستن و فرانك رایكارد كه 2 بازیكن دیگر از او شهرت بیشتری داشتند ولی همیشه از رایكارد به عنوان مكمل آنها یاد می شد.میلان با این 3 ستاره ی هلندی در اواخر دهه ی 80 بهترین فوتبال را ارائه می داد. فوتبالی كه خیلی ها آن را با رئال دهه های 50 و 60 مقایسه می كنند.

رایكارد به عنوان بازیكن عناوین زیادی به دست آورد. هفت مدال بیشتر از رود گولیت و 4 مدال بیشتر از فن باستن و در كنار كرویف پر افتخارترین بازیكن فوتبال هلند به حساب می آید. او یك بازیكن در خدمت تیم، باهوش ،خونسرد و جنگنده بود. رایكارد از اینكه از گولیت و فن باستن بیشتر صحبت می كنند گلایه ای ندارد و می گوید: "اصلاَ ناراحت نمی شدم. از خودم راضی بودم و این خیلی مهم است. همیشه نفر اول و دوم بودن مطرح بوده.اگر نفر دوم از كارش راضی باشد، شانس زیادی برای رسیدن به نفر اول دارد چون بدون فراز و نشیب به كارش ادامه داده. ولی اگر نتواند با این قضیه كنار بیاید، خیلی زود از خاطر همه كنار خواهد رفت.در زندگی هم همینجور است.باید به توانایی های خودتان ایمان داشته باشید و از آن راضی باشید.دلیلی ندارد برای نظر مردم زندگی كنید." 


رایكارد همیشه روحیه ی جنگجویی داشته " به عنوان یك حرفه ای باید بیشتر یاد بگیرم. اما از بچگی همیشه برنده بودم.این را همسایه های سابق آمستردام ما می دانند. در فوتبال خیابانی خشونت جزئی از فوتبال بود. از چنین فوتبالی مهره هایی چون داویدز،ملچیوت و فن پرسی به جهان فوتبال معرفی شدند.. قسمتی از فوتبال خیابانی بازی تك به تك بود.من همیشه با جنگندگی میخواستم با قویترین مرد مبارزه كنم.همیشه بعد از اتمام بازی در زمین می ماندم و جنگ واقعی نفر به نفر را انجام می دادم.فوتبال برایم تمام زندگی ام بود"

رایكارد فوتبال تهاجمی را می پسندد درست مثل الگویش یوهان كرویف كه حتی از مورینیو به دلیل ارائه ی فوتبال تدافعی انتقاد كرده است. رایكارد می گوید: "ارائه ی یك بازی تدافعی كار آسانی است. شما بدون بازیكن با استعداد هم می توانید این نوع فوتبال را ارائه دهید ولی ارائه ی فوتبال تهاجمی نیاز به بازیكنانی طراز اول و در عین حال باهوش نیاز دارید"

اما رایكارد در شرایطی به بارسا پیوست كه تیم شرایط مناسب روحی نداشت. " وقتی به بارسا آمدم، مشخص بود كه باید به آنها یاد بدهم بارسا یك تیم ناكام نیست.بازیكنان بارسا به خاطر نتایج ضعیفی كه چند سال قبل گرفته بودند ، به لحاظ روحی شرایط ایده آلی نداشتند. حال تیم شرایطش كاملاَ تغییر كرده و هوادارنش به آن افتخار می كنند"

در تابستان 2003 با انتخاب خوان لاپورتا به عنوان رییس باشگاه بارسلونا بزرگانی مثل گاس هیدینك و رونالد كومان برای پذیرفتن سرمربیگری بارسا با او به توافق نرسیدند .آنها حقوق پیشنهادی لاپورتا را پایین تلقی كردند.

اما رایكارد به عنوان سرمربی این تیم پذیرفته شد. او ابتدا نتایج خوبی نمی گرفت و مورد انتقاد قرار گرفته بود.ولی لاپورتا به او اعتقاد داشت و رفته رفته اوضاع رو به راه شد.بارسلونا قهرمانی لالیگا را به دست آورد و از آن مهمتر قادر به ارائه ی بازی تماشاگر پسند شد. درخشش خیره كننده ی رونالدینیو، اضافه شدن اتوئو و دكو ظرافت خاصی به بازی بارسلونا بخشیده است.جسارت رایكارد هم در این راستا نقش مهمی ایفا كرد . رایكارد در فصل قبل لیگ قهرمانان در برابر چلسی با بدشانسی مواجه شد و از گردونه مسابقات كنار رفت. رایكارد می گوید: " سال گذشته ما اشتباهات بیشتری از چلسی در كارهای دفاعی انجام دادیم و تاوانش را هم دادیم.در این فصل بین لالیگا و لیگ قهرمانان اولویتی قائل نمی شویم و سعیمان بر این است در هر دو رویداد موفق ظاهر شویم."
رایكارد در این فصل با انتقاداتی هم روبه رو شد ولی شانس آنها این بود كه در اوائل فصل افت آنها با افت رئال مادرید نیز همراه بود.البته سیستم چرخشی رایكارد از سوی بزرگان این تیم نیز پذیرفته نشد.اتوئو هر بار در قبال تعریفی از خود واكنش نشان می دهد و دكو هنوز با این روش كنار نیامده است. این تیم درون دروازه ویكتور والدز را دارد كه هنوز دروازه بان مطمئنی نشده است و در خط دفاع كارلوس پویول مستحكم ترین عنصر است ولی هنوز خط دفاع بارسا به استحكام لازم نرسیده است و این تیم باید فكری به حال خط دفاعی اش بكند.
اگر رونالدینیو،اتوئو،دكو و ژولی تا پایان فصل در همین میزان آمادگی بمانند، بارسا می تواند هم در لیگ قهرمانان كه شروع خوبی داشته و هم در لالیگا مدعی شماره ی 1 كسب عنوان قهرمانی باشد.


نوشته شده در یکشنبه 4 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

فوتبال ملی و کنکاش بر مسائل آن - 1 ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 

در حالیکه کمتر از شش ماه به آغاز مرحله نهایی مسابقات جام جهانی 2006 آلمان باقی مانده است، این مسابقات از ابعاد گوناگون مورد بحث و بررسی کارشناسان امر قرار گرفته و فراخور موضوعات مربوطه هر کارشناس مطالبی را مورد توجه خود و مخاطبین خویش قرار داده و در آن باره به تبادل آراء و عقاید و بیان نظرات می پردازند. از این دست می توان به وجود مسائل ریز و درشت سیاسی مرتبط با این مقوله ورزشی تا بحث تورهای مسافرتی این فستیوال جهانی نظری افکند که این روزها در کوی و برزن، صفحات رنگین روزنامه ها و آگهی های پر زرق و برق صدا و سیما، چشم و گوش هر مشتاق و غیر مشتاقی را به خود خیره می نماید !

...امٌا به نظر میرسد در میان این همه بحثهای کارشناسی، کمتر به موضوعات فنی پیرامون فوتبال ملی پرداخته می شود یا اگر هم اشاراتی به آن می گردد، تنها در حیطه بحث قرعه کشی این مسابقات و قرار گرفتن تیم هایی در گروه ایران و یافتن تیمهایی در حد و اندازۀ تیمهای همگروه ایران برای برگزاری بازی های تدارکاتی خلاصه می گردد.


از طرفی با داغ تر شدن تنور مسابقات لیگ برتر و لیگ دسته 1 کشور، پابرجا بودن مشکلات عدیدۀ دو باشگاه پرسپولیس و استقلال در فواصل زمانی مختلف و به انحای گوناگون ( از برکنار شدن هیات مدیره قدیم و تشکیل یک هیات مدیرۀ جدید و تعیین مدیر عامل گرفته تا تهدیدهای جور و واجور در صورت پرداخت نشدن حق و حقوق بازیکنان) و همچنین مسائل داوری فوتبال و چه و چه و چه، فوتبال ملی را به سمتی برده است که نظرات عامه مردم، به طور غالب،قالبی احساسی به خود گرفته، تا جاییکه در یک نظرسنجی ساده در برنامه تخصصی و پر بینندۀ 90، نزدیک به 50% بینندگان این برنامه، تیم ایران را قدرت دوم این گروه انتخاب کرده اند و تیم ملی را بعنوان یکی از تیمهای صعود کننده به مرحله یک شانزدهم نهایی مسابقات معرفی می کنند.
اگر چه در نگاه اوّل نتایج این نظرسنجی بسیار خوشایند به نظر می رسد (که در واقع، آرزوی هر ایرانی پاک سرشتی نیز جز این نیست)، امّا اگر بخواهیم با دیدی واقع گرایانه و مستند با مساله روبرو شویم، حاصل کار با روندی که هم اینک در فوتبال ملی ما جاری است (بطوریکه حاشیه آن، چند برابر متن غوغا با خود بهمراه دارد)، یقیناً هیچ تطابقی با آمال و آرزوهای ما ندارد و بقول معروف بدور از هیچ تعارف و حب و بغضی، مصداق این کلامیم که: ((این ره که می رویم، به ترکستان است))!
لذا از این پس کوشش می گردد که بطور مستمر، با ارائۀ مطالبی درخور، به مسائلی عینی و ملموس که سد راه ترقی و تعالی فوتبال ملی ما است پرداخته شود و در حد بضاعت علمی و فنی راه کارهایی نیز رائه گردد تا شاید بتوان از این مجال، گامی هر چند بسیار کوچک و ابتدایی، در راه حرکتی منظم و بدور از جنجالها و احساسات معمول، در فضایی آکنده از شور و شعور ملی، بسوی جهانی شدن فوتبال مان برداشته شود.


نوشته شده در یکشنبه 4 دی 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

تفكری دیگر! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
ورود شنول گنش سرمربی موفق تیم ملی تركیه در جام جهانی 2002-- كه او هم بسان همین برانكو خودمان چپ و راست از سوی روزنامه نگاران! و منتقدان كشورش مورد آماج نیش ها و كنایه ها قرار گرفته بود و سپس تیمش را به جایگاه سوم دنیا رساند-- حال با حصول هر نتیجه ای چه توافق با پرسپولیس و چه عدم تفاهم طرفین رخدادی ویژه و حایز اهمیت است.انصاری فرد كه همواره او را در جایگاه كارشناسی بی نهایت منطقی و بی غرض می شناختیم حال با هدایت در چنین تیمی نوید روزهای خوش را نه تنها به طرفداران این تیم بلكه به بقیه علاقمندان فوتبال ایران هدیه می دهد.اینكه او در سخنان آغازینش صریحا اعلام كرده بود كه قصد دارد با همكاری با یك مربی برجسته و صاحب اعتبار احترام از دست رفته این تیم را كه بدست  مردان تاریخ گذشته ای چون محمود خوردبین--بله!نام او اول بیاید بهتر است-- و علی پروین سالهای سال حول یك دایره بدور خویش می چرخید را دوباره به این تیم بازگرداند.

هر چند من نگارنده قلبا بعنوان یك نویسنده فوتبال كه علاقه ای به باشگاه پرسپولیس ندارد آرزو می كنم این مذاكرات هر چه سریعتر به همكاری طرفین ختم گردد، اما اگر چنین شد باید نحوه برخورد با چنین مربی مستقل-حرفه ای و نسبتا دیكتاتوری را آموخت.

به هر حال بهتر است هر چه سریعتر این سیل مهار ناشدنی ورود مربیان كروات و صرب به فوتبالمان مهار شود.هر چند نمی توان از خدمات مردانی چون چیرو بلاژویچ-برانكو-وینگو و بوناچیچ به فوتبال ایران غافل شد اما شرایط عمومی این فوتبال چنین تغییرات روحی و دیدگاهی را می طلبد..


نوشته شده در شنبه 3 دی 1384 و ساعت 09:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

باقری راه خداداد را می رود یا... ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
قریبا همه مسئله دعوت کریم باقری به تیم ملی را فراموش کرده بودند و پس از گذشت چهارسال از آخرین بازی او برای تیم ملی کمتر کسی جایی برای او دربین ملی پوشان متصور بود اما شماره  « ۶ »  سابق تیم ملی آنقدر برای پرسپولیس خوب بازی کرد که بار دیگر باور کنیم مشکلات تیم ملی با وجود او تا حدود زیادی مرتفع می گردد. در روزهایی که خط دفاع تیم ملی از آسیب پذیر ترین نقاط ما محسوب می شود بازی های بدون نقص کریم باقری در خط دفاع پرسپولیس ما را امیدوار کرد که در جام جهانی آلمان باز هم یک بازیکن به تعبیری تمام شده ناجی خط دفاع ما خواهد شد. همان طور که در فرانسه وجود نادر محمد خانی که بسیاری حتی نام او را فراموش کرده بودند سبب شد گل های همیشگی را در جام جهانی دریافت نکنیم، کریم باقری هم می تواند در آلمان پاشنه آشیل ما را محکم کند.

در چند روز اخیر پیرامون دعوت باقری به تیم ملی جوی به راه افتاده است که ما را به یاد یک سال قبل زمانی که بر اضافه شدن خداد عزیزی به جمع ملی پوشان پافشاری می شد می اندازد. در آن روز ها عزیزی در پاس به آن حد خوب کار کرد که همه را متقاعد کند هنوز پتانسیل بازی در تیم ملی را دارد. به همین خاطر بر سر این موضوع آنقدر بر برانکو فشار آمد که پروفسور مجبور شود به او فکر کند. ایوانکویچ در اولین اظهار نظر های خود پیرامون دعوت عزیزی به تیم ملی گفت: عزیزی بازیکن بزرگی است که نمی تواند روی نیمکت بنشیند. در مقابل این حرف همه از عزیزی انتظار داشتند که او نیمکت نشینی تیم ملی را برای خود افتخار بداند که خداداد هم بدون معطلی همین واکنش را از خود نشان داد تا راه بهانه گیری بر برانکو را ببندد. در واقع برانکو ابتدا از عزیزی یک سند ضمانت گرفت و بعد او را به تیم ملی دعوت کرد تا عزیزی هر چند در یک صحنه ، برای تیم ملی مفید باشد. بی شک گل سوم ما به قطر که سد راه صعود ما به جام جهانی را شکست بدون وجود عزیزی امکان پذیر نبود. عزیزی برای برانکو مفید بود همانطور که قرار است باقری برای تیم ملی مفید باشد.
برانکو که پروژه دعوت عزیزی را با موفقیت پشت سر گذاشت این بار همین برنامه را در راه دعوت باقری به تیم ملی پیاده می کند و این را از روی مصاحبه اش که گفته بود: باقری را دعوت نمی کنم چون بازیکن بزرگی است می توان به راحتی درک کرد. هر چند واکنش باقری نسبت به صحبت های برانکو تا حدودی متفاوت تر از عزیزی بود و گفت: اگر قرار بر 10 دقیقه بازی کردن من است بهتر است دعوت نشوم اما او به طور صریح عدم مخالفت خود را با نیمکت نشینی اعلام کرد تا دست برانکو برای دعوت او باز بماند.
باقری که تجربه یک جام جهانی را دارد می تواند مهره قابل اتکایی برای تیم ما در خط مهمی چون دفاع در میدان های آلمان باشد. حداقل تجربه به ما ثابت می کند ، برانکو که از عزیزی و هاشمیان در زمان مناسب در تیم ملی استفاده کرد از باقری نیز استفاده خواهد کرد.
در جای دیگری گفته بودیم لیگ برتر امسال ما از مهمترین لیگ های ماست که باید از دل آن تیم حاضر در جام جهانی را بسازیم. اینکه این لیگ تاکنون این وظیفه را به خوبی انجام داده است یا خیر خود بحث دیگری است اما این لیگ توانایی ساختن و آماده کردن باقری های دیگری را دارد.


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

شاید پرتغال را ببریم! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

دیگر همه می دانند که رقابت‌های جام‌جهانی 2006 آلمان شب گذشته در لایپزیك آلمان قرعه كشی شد و تیم‌ملی ایران در گروه D با تیم‌های مكزیك، پرتغال و آنگولا‌ همگروه شد.

در مورد این قرعه کشی من قبول ندارم كه ایران در یك گروه آسان قرار گرفته است، گروه ما متوسط است و در دو حالت ممكن است كه بازی‌های سخت و یا آسانی را پیش رو داشته باشیم. اگر بازی اول ما با آنگولا برگزار می‌شد شرایط برای صعود به مراتب آسان‌تر بود، ولی همانطور كه گفتم شانس صعود ایران كم نیست. اگر از دو بازی اول یك امتیاز هم بگیریم با بردن آنگولا شانس صعود خواهیم داشت.

رقابت‌های جام‌جهانی به هیچ عنوان قابل پیش بینی نیست و بازهم شاهد اتفاقات جالبی خواهیم بود.

شاید ما در بازی دوم پرتغال را شكست بدهیم و شاید مكزیك از انگلستان، آلمان و حتی هلند هم قوی‌تر باشد ولی رویارویی با تیم‌های پر آوازه و مطرح جهان جذابیت‌های خاص خودش را دارد و بهتر بود كه ما با برزیل، آرژانتین، فرانسه، انگلیس یا ایتالیا همگروه می‌شدیم.

 در خصوص گروه آلمانهم باید گفت آنها مثل همیشه با خوش شانسی مواجه شدند ولی قرعه كشی مسابقات مورد خاصی نداشت و در سلامت كامل برگزار شد.

براساس پیش بینی‌ها شانس برزیل برای قهرمانی بسیار زیاد است ولی من فكر نمیكنم این تیم قهرمان شود.


نوشته شده در دوشنبه 21 آذر 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

ایران سه بازی دشوار را پیش رو دارد ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

«شكست حریفان غیرممكن نیست» 
 تیم ملی در جام جهانی سه بازی بسیار دشوار را پیش رو خواهد داشت اما قطعا شكست دادن این تیم‌ها غیر ممكن نیست.

در خصوص قرعه كشی جام جهانی و حضور ایران در گروه D این مسابقات باید گفت: تیم ملی در جام جهانی سه بازی بسیار دشوار را پیش رو خواهد داشت و بدون شك هر سه حریف ما تیم‌های قدرتمندی محسوب می‌شوند، با این وجود شكست این تیم‌ها غیر ممكن نیست و می‌توانیم از عهده این كار بزرگ برآییم. 

در فوتبال هیچ چیز غیر ممكن نیست و ما نیز می‌توانیم با یك برنامه ریزی منطقی از این سه بازی سربلند خارج شویم ، مربیان تیم ملی باید از فرصت باقی مانده تا آغاز جام جهانی بهترین استفاده را برده و توان تیمی‌ ما را افزایش دهند‌، مصاف با پرتغال و مكزیك بسیار دشوار است اما در مقایسه با سایر تیم‌های بزرگ در گروه آسان تری قرار داریم.

پرتغال نایب قهرمان اروپاست و همیشه بازی‌های زیبا و هجومی‌ را به نمایش می‌گذارد ، ما باید برای این دیدار تدابیر ویژه‌ای را در نظر گرفته و با برنامه ریزی و تاكتیك‌های مناسب به مصاف این تیم برویم. آنگولا نیز مانند تمام ‌تیم‌های آفریقای با قدرت جسمانی بالایی در میدان حاضر می‌شود و ممكن است همانند سنگال شگفتی ساز مسابقات لقب بگیرد. آنگولا تیم مرموزی است و به هیچ وجه نباید آن‌ها دست كم گرفت. مكزیك با درخشش در جام كنفدراسیون‌ها و عملكردی كه در چند سال گذشته داشته اكنون به عنوان سرگروه جام جهانی معرفی شده است.

انجام بازی‌های تداركاتی با تیم‌های بزرگ را راه موفقیت تیم ملی در جام جهانی می دانم! اگر می‌خواهیم در جام جهانی به موفقیت دست پیدا كنیم، باید با تیم‌های درجه یك اروپا و آمریكای جنوبی بازی كنیم. تیم ملی در جام جهانی با سه سبك مختلف فوتبال دنیا رو به رو خواهد شد و مسلما انتخاب حریفان تداركاتی ما نیاز به به تفكر و تدابیر ویژه‌ای دارد. این انتخاب باید مبتنی بر سبك و شیوه‌ی بازی حریفان ما در جام جهانی باشد و تنها در این صورت است كه می‌توانیم به صعود از گروه خود امیدوار باشیم.


نوشته شده در دوشنبه 21 آذر 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

از این گروه صعود می کنیم,اگر بخواهیم... ¦ مقاله و تحلیل ,
 

زمانی که تیم ملی ایران با پیروزی بر بحرین صعود خود را به جام جهانی قطعی کرد نوشتیم از امروز باید فرانسه را کلاس درس آلمان کنیم و از تجربیات هشت سال قبل خود نهایت استفاده را ببریم تا تیم موفقی را در آلمان داشته باشیم. هشت سال پیش زمانی که با آن وضعیت دراماتیک به جام جهانی رسیدیم، کار را تمام شده پنداشتیم و قصد کردیم که به فرانسه برویم تا فقط در جام جهانی بوده باشیم. به همین خاطر زمانی که نام ایران به همراه یوگسلاوی ، آلمان و آمریکا از گلدان بیرون آمد؛ هیچکس در حضور ژرمن ها که قهرمانی ملت های اروپا آن زمان را در یدک می کشیدند و صرب ها که خود را برزیل اروپا می پنداشتند اجازه فکر صعود را به خود نمی داد و تنها بازی آبرومندانه و دریافت گل کمتر نهایت آرزوی هر فوتبال دوست ایرانی بود.
اما بازی با آمریکا به علت رابطه سیاسی خاص دو طرف تفاوت عمده ای داشت چراکه همه ایرانی ها از این بازی فقط پیروزی می خواستند. مردم ایران در تمام مصاحبه های خود اعلام می کردند که از هر تیمی خواستید ببازید اما فقط آمریکا را شکست دهید. و این مساله آنقدر تکرار شد که زمانی ملی پوشان کشورمان در شب 31 خرداد 1377 مقابل آمریکا قرار گرفتند به تنها چیزی که می اندیشیدند پیروزی بود. بر موفقیت در این بازی تا آن حد توسط مردم، مطبوعات و ...تاکید شد که پسران آریایی فقط و فقط با هدف برد به میدان رفتند و با رسیدن به همین هدف زمین را ترک کردند. در صورتی که اگر این تفکر برتری طلبی از لحظه بعد از قرعه کشی به بازیکنان تزریق می شد پیروزی برابر دو حریف دیگر هم دور از دسترس نبود.

در بازی اول ،بعد از گذشت 15 دقیقه از بازی ایران و یوگسلاوی، بازیکنان تیم ما تازه باور کردند که به طرف دروازه یوگسلاوی هم می توان حمله کرد اما رسیدن به این باور خیلی دیر شده بود، چراکه بازیکنان ما هرگز نتوانستند دستپاچگی را در زدن ضربه های آخر خود حذف کنند تا  شاهد باشیم توپ های آنها راهی به دروازه متزلزل یوگسلاوی پیدا نکند. دستپاچگی ای که به خاطر همان حس برتری طلبی در بازی دوم برابر آمریکا خیلی کمتر دیده شد.
در بازی برابر آلمان هم تیم ما تنها به نام حریف باخت و اگر ترس از نام آلمان نبود شاید شگفتی دیگری در جام جهانی 98 رقم می خورد. اما افسوس که حس برتری طلبی در تیم ما در بازی مقابل آلمان جایی نداشت تا مربی ما به بازیکنان بگوید: کمتر گل بخورید تا سرافرازانه به کشور بازگردیم! در صورتی که اگر خواسته مردم تنها به بازی با آمریکا منوط نمی شد و در دو بازی دیگر ما هم وجود داشت شاید وضعیت نتیجه های تیم ایران در فرانسه متفاوت تر از آنچه که شاهد بودیم ثبت می شد. بازی خوب تیم ما برابر یوگسلاوی و آلمان نشان داد اگر می خواستیم برنده باشیم، می توانستیم...!
اکنون پس از هشت سال باید از آن روزها درس بگیریم و از همین امروز حس پیروزی طلبی را به تیم تزریق کنیم. خوشبختانه در گروهی قرار داریم که امکان صعود از آن وجود دارد. هرچند اگر در گروه 1 یا 7 بودیم خیلی مطمئن تر می شد تا در این زمینه صحبت کرد اما همگروهی با تیم های مکزیک ، آنگولا و پرتغال می تواند فرصتی برای صعود ما باشد به شرط آنکه باور کنیم می توانیم در جمع تیم های صدر نشین گروه باشیم.

...و این باور را باید همان مردم ، روزنامه ها و مسئولانی که برد مقابل آمریکا را رقم زدند، در بین بازیکنان ایجاد کنند.
وفاق و همدلی رمز پیروزی ما خواهد بود. این نه یک شعار که واقعیتی مسلم است. بحث هایی مثل نشستن مربی ایرانی بر روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی و یا به صورت مستمر ضعیف خواندن بازی های تیم ملی بدون بیان ایرادات و راه های رفع آن و نهایتا درخواست اخراج مربی که یک جام جهانی موفق را در کارنامه دارد و احتمال موفقیت با او چندان هم کم نیست همه و همه سدی خواهند شد بر شگفتی سازی ما در جام جهانی.
رسالت جامعه مطبوعاتی ما و ورزشی نویسان در مدت شش ماه اخیر بسیار سنگین است و تیتر زدن ها و مطلب نوشتن ها در این مدت کار بسیار حساسی است که سرنوشت ما را تا حدود زیادی در جام جهانی رقم خواهد زد. امیدواریم جامعه مطبوعاتی ما راه درست را انتخاب کند و زمینه را برای حضور موفق در آلمان مهیا کند.
ما می توانیم در جام جهانی این دوره موفق باشیم چراکه پتانسیل آن را داریم. صعود از گروه چهار جام جهانی حداقل موفقیت ماست. این را باور کنیم....


نوشته شده در دوشنبه 21 آذر 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

.....مناظره (4) ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

سخن را بار دیگر به تیم ملی بر می گردانیم و سعی داریم بحثی در مورد راه حل بهینه برای تیم ملی داشته باشیم !

۱/ گله ای مطرح می شود که چرا حمایت از برانکو را دوستی خاله خرسه  می دانیم ؟ شاید اگر نگاهی به تیترهای مصاحبه های برانکو بیاندازد می فهمیم که این روزها برانکو علیه تمامی باورهای خود اقدام می کند او به دنبال بازی تدارکاتی بیشتر است (البته فعلا در حد حرف) و معتقد به حضور بازیکنان تازه در تیم ملی است و عنوان می دارد که جای هیچ بازیکنی در تر کیب تیم ملی قطعی نیست !امیدواریم که این حرفها فقط در حد صحبتهای دلخوش کننده نباشد اما برانکو تغییر کرده است زیرا با انتقاد رو برو شد و آن به به و چه چه گفتن ها و دو ران ماه عسل گونه رفتار ی با او تمام شد و به همین دلیل بود که آن دو ستی ها را خاله خرسی گونه نامیدیم !
2/ در مورد برانکو و همکارانش نخست از انتقادهای اصلی متوجه به او صحبت کردیم و اعلام کردیم زمانی انتقاد از برانکو شروع شد که از یکنواختی بازیهای تیم ملی گفتیم از همکارانش نام بردیم و ضرورت تغییر این همکاران را به او یاد آور شدیم ولی وقتی دیدیم که برانکو کما کان خود را علامه دهر می داند ،تصمیم گرفتیم به ضرورت تغییر نگرش او یا تغییر فیزیکی او در این اواخر بیشتر بگوییم و معتقدیم اگر برانکو اینقدر ضعیف است که نتواند همکاران خود را انتخاب کند چرا نباید مورد انتقاد قرار گیرد ؟

مدافعان ابقای  برانکو معتقدند مدیر فنی انتخاب داد کان است و برانکو حق اظهار نظر ندارد !!می گوییم این سیستم اشتباه گزینش مدیر فنی در تیم ملی به برانکو ربطی ندارد اما تحمیل مردان نا کار آمدی نظیر فرکی و سجادی هم به برانکو ربط ندارد ؟ چرا سیمو ئز در تیم امید می تواند کمک مربی و مربی در وازه بانها و بدن ساز از برزیل بیاورد در تیم جوانان هم مربی برزیلی می تواند همکاران با دانش بیاورد ولی برانکو بخاطر تمکین و بلی قربان گوئی و حفظ موقعیت شغلی خود باید تیم ما را با یک کادر فنی ضعیف راهی رقابتهای جام جهانی کند ؟
3/ به نظر مدافعان روشهای برانکو برانکو مربی خوبی برای تیم ملی ایران است زیرا ارزان است!؟ آیا تیم ملی ایران باید ضعیفتر از ساحل عاج تدارک ببیند که با هنری میشل مربی معروف فرانسوی که با تیمهای فرانسه و کامرون و مراکش به جام جهانی رفته است ؟ ساحل عاج بیشتر از ایران برای تیم ملی فوتبالش خرج می کند ؟ اگر جواب به این سوال آری است وای بر ما و یا چرا تونس با روژه لومه در جام جهانی حاضر می شود ؟آیا تونس بیش از ما برای تیم ملی فوتبالش خرج می کند ؟ و از سو ی دیگر فیفا برای تدارک تیمهای فوتبال در جام جهانی به این تیمها کمک مالی می کند چرا این کمک مالی به تیم ملی تزریق نمی شود ؟برای استخدام مربی بزرگ خارجی نمی توان از کمک های اسپانسر ها استفاده کرد ؟(همانطور که دادکان بارها از آوردن ول به فوتبال صحبت کرده و جدای از آن سازمان هم برای آوردن مربی خارجی در دفعات  پیشین آمادگی خود را اعلام کرده است)ملت ایران آمادگی دارند که برای ارتقای شرایط تیم ملی ایران هم برای استخدام مربی برای تیم ملی و هم برای انجام بازیهای تدار کاتی به تیم ملی کمک کنند ولی از آنها خواسته نشده است !مسلما با جواب صحیح به این سوالها به این نتیجه می رسیم که ارزان بودن برانکو برای فوتبال ما مزیتی نیست و ضعفهای او را نمی پوشاند

4/در مورد داستان ایویچ باید گفت حق با همکار عزیزم جناب موتمنی است ،اما اخراج ایویچ تنها مربوط به روزنامه ها نبود !در اخراج ایویچ بسیاری از مشاورین صفائی نظیر امین بخش و امیر آصفی و نو آموز و دوستی ایشان با طالبی هم در این اخراج موثر بود و بخاطر داریم در همان زمان ایویچ به حضور طالبی اعتراض داشت و در گیریهای او با فدراسیون و استقلال طلبی او از عوامل مهم اخراج ایویچ بود !حتی نگارنده به خاطر حضور امین بخش در کنار زمین در جریان بازیهای تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران در تبریز با کویت مقاله انتقاد آمیزی در روزنامه ابرار ورزشی نوشت و  از دخالت آقایان در کار ایویچ گله ها کرد!

اما در مورد بلاژویچ! او زمانی  از فوتبال ملی ما رفت که قرار دادش تمام شد...

 همه بخاطر دارند که نظر اکثریت جامعه فوتبال حفظ بلاژویچ بود .حتی خود چیرو وعده بازگشت به ایران را داد اما عواملی نظیر بیماری او و فکر ریاست جمهوری و شاید بی انگیزگیش باعث شد که او به ایران بر نگردد.

پس بر خلاف نظر ایمان عزیز این نظریه که چون ایران  پول ندارد پس لیاقت داشتن مربی بزرگ ندارد نمی تواند زیاد منطقی باشد.


5/در مورد انتخاب بازیکنان معتقدیم این نگرش که چون تیم ما علی دائی و هاشمیان را دارد پس نمی توان هر گز آنها را بر روی نیمکت نشاند و بازیکنانی نظیر سامره و کاظمیان ... را در تر کیب گذاشت نمی تواند صحیح باشد! فرض کنیم تیم ملی ما در جام جهانی با تیمهائی هم گروه شد که صاحب قدرت فیزیکی زیاد و قد بلند در خط دفاعی خود بود آیا باز هم باید با علی دائی و هاشمیان وارد زمین شد و اقدام به سانتر نمود ؟در تمام تیمهای فوتبال دنیا از بازیکنانی با قدرت بدنی بالا یا اصطلاحا فیزیکی و بازیکنان تکنیکی تو اما استفاده می کنند بعنوان مثال در بازی اخیر تیم انگلستان و آرژانتین شاهد بودیم زمانی که پیتر کراچ بازیکن بلند قامت و فیزیکی و گل نزن لیورپول وارد شد این بازیکن توانست موقعیت گل برای اوون پدید آورد در تیم ملی ما چون همواره یکنواخت بازی می کنیم (چرا؟) از بازیکنان یکسان استفاده می شود ولی با دعوت و استفاده از مردانی نظیر سامره و کاظمیان و اکبر پور ... می توان خط حمله موثری داشت!

 در مورد مجیدی معتقدیم که مشکل او یک مشکل مدیریتی است و همین فرهاد مجیدی در بازی ایران و اردن در چار چوب بازیهای انتخابی برای جام ملتهای آسیا که تیم در غیاب دائی مصدوم به میدان رفت یکی از بهترین ها بود!(اگر چه که بازی را واگذار کردیم اما او بهترین بازیکن زمین بود) فرهاد مجیدی مورد توجه مربیانی نظیر ایویچ بود که در آخرین لحظه حذف شد و بلاژویچ هم در آن زمان به مجیدی اعتقاد داشت! مجیدی بازیکن موثری است که می تواند تنوع در خط حمله ما ببخشد... اگر مدیریت انسانی و روانشناسی در نزد مدیران فوتبال باشد (که متاسفانه کمتر بوده است) ما هم می توانیم از او استفاده کنیم.

 در تیم فرانسه دو منش با آنلکا مشکل داشت اما با مدیریت صحیح به تیم بازگشت آن هم در حالی که تیم ملی فرانسه هم ترزگه و هم آنری هم سیسه و هم ویلتورد را دارد.

 آ یا دومنش اشتباه می کند ؟مشکلات دو منش با روبرت پیرس هم در حال حل شدن است... اگر مشکلات مدیریتی فوتبال ما نه  به برانکو و نه به مدیر تحمیلی فنی او مربوط نباشد پس به چه شخصی مربوط است ؟ در مورد پاشازاده عنوان می شود چون آدامیر واکر در رقابتهای لیگ اتریش در رده های پایین جدول است پس نباید به تیم ملی دعوت شود !!اگر این دلیل موجه باشد پس چون مسینا هم در رده های پایین است نباید رحمان رضائی را به تیم ملی دعوت کنیم ؟

...و از طرف دیگر چرا نوید کیا که یک ذخیره نشین در تیم دسته دومی!!!بوخوم است به تیم ملی دعوت می شود ؟ می گویند چون برانکو دو سال پیش برانکو از بازی پاشازاده در استقلال خوشش نمی آمد پس امروز هم نباید او را دعوت کند !

آیا این دلیل منطقی است آن هم در حالی که در منطقه دفاعی با مشکلات بی شماری مواجه هستیم.

از سوی دیگر باوجود داشتن معضلات عدیده در خط میانی  نه به مبعلی علاقمند هستیم و نه نکونام در شرایط خوبی است !

6/ تقویت کادر فنی ایران باوجود نکات بسیار نیاز به سر مایه گزاری ای ندارد که خار ج از عرف کشور ما باشد .ساختمان فوتبال ایران با یک نواختی و به قول آن ضرب المثل قدیمی آفتابه خرج لحیم کردن ها(!) به سامانی نمی رسد .

 7 ماه زمان زیادی برای فوتبال پر احساس ماست .فوتبال ما در زمانهای بسیار کوتاه دست به کارهای بزرگ زده است! اصولا ملت ایران همواره در دوران پر فشار دست به کارهای بزرگی زده اند و این نکته بارها در فوتبالمان و دیگر مسائل زندگی و اجتماعی ،خود را نشان داده است.

 شوک به تیم ملی در فاصله 7 ماه به جام جهانی به هیچ عنوان تهدیدی برای تیم ملی نیست ...


نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 08:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برانكو فرشته یا شیطان ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 چهره برانكو ایوانكوویچ مربى تیم ملى فوتبال ایران مردى را مى ماند كه به مرگ محكوم شده و انگار همین امروز و فردا است كه اعدام شود. بله او سیماى مردى را ندارد كه تیم تحت اداره اش به دومین تیم صعود كننده به دور پایانى جام جهانى ۲۰۰۶ بدل شده است.
ایوانكوویچ خسته و رنگ پریده و عصبى نشان مى دهد و از آرامشى كه در دوران اولیه كارش داشت خبرى نیست.
بد نیست یادآورى كنیم كه ایران تحت رهبرى میروسلاو بلاژویچ (و با كمك مربى برانكو) به دور پایانى جام ۲۰۰۲ نرسید اما چیرو هنوز زنده است! با این اوصاف لابد دلایلى وجود دارد كه ایوانكوویچ را به رغم رساندن ایران به دور پایانى جام ۲۰۰۶ به دشمن شماره یك نزد مردم بدل كرده است.
عملیات نابودسازى ایوانكوویچ، فقط ۴۸ ساعت بعد از این كه ایران ۱ بر صفر بر بحرین پیروز و صاحب مجوز حضور در دور پایانى جام شد، آغاز گشت. از نظر مردم پیروزى با حداقل اختلاف در برابر كره شمالى و بحرین دلایلى براى شروع این مبارزه بود.
اتهام ایوانكوویچ این بود كه تیمش را بیش از حد دفاعى كرده است و حتى در برابر رقباى ضعیف نیز چنین مى كند.
رسانه هاى ایران نیز او را بیش از حد «نتیجه مدار» توصیف مى كردند و كار به جایى كشید كه او را احمق نیز خواندند. كافى است به هر یك از روزنامه هاى ورزشى پرشمار ایران نگاهى بیندازید و این موج و رویكرد را در آن ببینید. او از دید این رسانه ها مردى است كه فوتبال زیبا را به بهانه كسب نتایج كشته است.

• تاریخ چه مى گوید
ایران در سال ۲۰۰۰ میروسلاو بلاژویچ را استخدام كرد تا با او راه صعود به دور پایانى جام جهانى ۲۰۰۲ را هموار كند. نفرات و تیمى كه چیرو جور كرد همین حالا نیز استخوان بندى تیم و تكیه گاه دستیار او ایوانكوویچ است. شمارى از آنها عبارتند از:
ابراهیم میرزاپور، رحمان رضایى، یحیى گل محمدى، مهدى مهدوى كیا، جواد نكونام، على كریمى، على دایى و وحید هاشمیان و حتى نیكبخت واحدى. ایران، از دور اول مقدماتى و در رقابت با تیم هاى ضعیف گوام و تاجیكستان به راحتى عبور كرد اما در دور بعدى (اصلى) با عربستان، عراق، بحرین و تایلند هم گروه شد. آنچه الان بیش از هر چیزى به یادمان مانده است این است كه ایران در حساس ترین و آخرین مقطع ۱-۳ به بحرین باخت و قادر به صعود مستقیم نشد و به مرحله پلى آف ارجاع و آنجا حذف شد. با این حال نمى شد از خاطر برد كه تیم ملى تحت رهبرى بلاژویچ خوب و زیبا و رو به جلو بازى مى كرد و این به كلى در تضاد با نمایش هایى بود كه از تیم ایوانكوویچ در دور مقدماتى جام ۲۰۰۶ دیده ایم. اما برخى نتایج چیز هاى خاصى را به ما مى گویند. این نتایج را مرور كنید.
* دور مقدماتى جام ۲۰۰۲: تایلند با ایران (صفر- صفر).
* مقدماتى ۲۰۰۶: كره شمالى با ایران (۲ بر صفر به نفع ایران)
* مقدماتى ۲۰۰۲: ایران با تایلند (۱ بر صفر به سود ایران)
* مقدماتى ۲۰۰۶: ایران با كره شمالى (۱ بر صفر به نفع ایران)
*مقدماتى ۲۰۰۲: بحرین با ایران (۱-۳ به سود بحرین)
* مقدماتى ۲۰۰۶: بحرین با ایران (صفر- صفر مساوى)
* مقدماتى ۲۰۰۲: ایران با بحرین (صفر- صفر)
* مقدماتى ۲۰۰۶: ایران با بحرین (۱ بر صفر به سود ایران)
بله، درست فهمیدید. تیم دفاعى كسالت بار و منفى برانكو از تیم بسیار جذاب و مدرن و تهاجمى چیرو بهتر نتیجه گرفته است.
این بار در پیونگ یانگ یك بازى كنترلى ارائه دادیم و ۲ بر صفر بردیم و ۴ سال پیش در بانكوك خوش اقبال بودیم كه به نتیجه مساوى رسیدیم.
در سال ۲۰۰۱ از بحرین مجموعاً یك امتیاز گرفتیم و امسال ۴ پوئن.
• علامت هاى سئوال
پس این اتهام كه برانكو دارد تیم ملى و بازى هاى تهاجمى را مى كشد از كجا مى آید؟ نتایج قبلى مى گویند كه اصولاً بازى تهاجمى اى وجود نداشته است كه ایوانكوویچ بخواهد با سیستم هاى انتخابى اش آنها را بكشد. نتایج كار در دوران چیرو عمدتاً مى گویند كه بازى تهاجمى خاصى به اجرا درنمى آمده و یا اگر اجرا مى شده ثمر نمى داده است.
بله، تیم آن دوران، تیم بى ثباتى بود كه عربستان را برد، اما از عهده زدن یك گل به تیم بحرین در تهران برنیامد.
• نتایج منفى
به محض شروع تداركات تیم ملى براى حضور در دور پایانى جام جهانى ،۲۰۰۶ فشار بر روى ایوانكوویچ فزونى گرفت. دلیل روشن بود. تیم غیر تهاجمى بازى مى كرد و بد هم نتیجه مى گرفت. تیم ملى در آخرین بازى اش در دور مقدماتى كه دیدار بى تاثیرى بود، به ژاپن باخت و سپس در چند مسابقه متوالى اغلب نتایج نامساعدى گرفت كه عبارت بودند از:
كوئینز پارك رنجرز ۳- ایران صفر
ایران ۴- لیبى صفر
كره جنوبى ۲- ایران صفر
ایران یك- تیم دوم مقدونیه ۲
ایران۲- توگو صفر
بدتر از نتایج، شیوه بازى ایران بود كه اغلب راكد و فاقد هیجان نشان مى داد، اما اگر فقط به نتایج استناد كنیم، نباید ناامید شویم زیرا تیم ملى ایران قبل از جام ملت هاى آسیا ۱۹۹۶ نیز در یك بازى دوستانه در تهران به تركمنستان باخت. اما همان تیم به امارات رفت و كره جنوبى و عربستان را به توپ بست و فقط با ضربات پنالتى در دیدار مجدد با عربستان در نیمه نهایى ناكام گشت و قهرمان نشد.
تداركات و نتایج بازى هاى دوستانه ایران در راه شركت در جام جهانى ۱۹۹۸ هم اغلب درخشان نبود. در آن پیكار ها ایران ۳ بار باخت، ۲ بار مساوى كرد و فقط یك بار پیروز شد.
هرچه بود تومیسلاو ایویچ مربى وقت ایران پس از شكست ۱-۷ در برابر تركیبى از ذخیره ها و فیكس هاى تیم رم در خاك ایتالیا بركنار شد و جایش را به جلال طالبى داد.
اما چنان تیمى به موفق ترین آسیایى جام جهانى ۹۸ بدل شد و آمریكا را شكست داد و البته نقش تداركات و كار هاى ایویچ در شكل گیرى و ثمر دادن آن تیم غیر قابل انكار بود.
• متهم
ایوانكوویچ متهم به این است كه فقط به نتیجه فكر مى كند اما وقتى یك مربى معمولاً خوب نتیجه مى گیرد نمى توان او را محكوم كرد. او از فوریه ۲۰۰۲ سرمربى ایران شد و در همان بازى نخست در تهران ۲-۳ به اسلواكى باخت.
اما او تا به حال كلاً در ۵۶ دیدار ایران را رهبرى كرده و این نتایج را بر جاى نهاده است:
۳۴ برد، ۱۴ تساوى و ۸ شكست.
این آمار براى هر مربى اى در هر رده اى درخشان است. شكست ها از این قرار بوده اند:
* ایران ۲- اسلواكى ۳ (دوستانه)
* اردن یك- ایران صفر (بازى هاى غرب آسیا)
* كویت ۳- ایران یك (دوستانه)
* ایران صفر- اردن یك (مقدماتى جام جهانى)
*ایران صفر- آلمان ۲ (دوستانه)
*ژاپن ۲- ایران یك (مقدماتى جام جهانى)
* كره جنوبى ۲- ایران صفر (دوستانه)
* ایران یك- تیم دوم مقدونیه ۲ (دوستانه)
۵ شكست از باخت هاى فوق در دیدار هاى تداركاتى كه نتایج آن اهمیتى ندارد، به دست آمده اند.
با این حساب ایوانكوویچ در مسابقات رسمى فقط ۳ شكست داشته است.
• ... و ضعف ها
بله ركورد هاى فوق خوب است اما نمى توان ضعف هاى او را به عنوان یك سرمربى و تصمیم گیرنده اصلى در تیم ملى یك كشور نادیده گرفت.
او فاقد كلاس، دانش و اعتبار امثال فابیو كاپلو، الكس فرگوسن، خوزه مورینیو و آرسن ونگر است و باید اعتراف كرد كه پست رهبرى تیم ملى ایران اولین شغل بزرگ وى محسوب مى شده است. با این حال باید پرسید: دستاورد هاى او چیست، كوتاهى هاى او كدام است؟
یكى از ایراد هاى عمده اى كه به وى مى گیرند این است كه چرا این همه از همان چهره هاى آشنا و تكرارى و نفرات قلیلى سود مى جوید و عده اى همیشه در تیم او هستند؟
جواب هرچه باشد قهرمانى تیم ملى امید با هدایت او در بازى هاى آسیایى ۲۰۰۲ بوسان جاى وى را در فوتبال ایران تثبیت كرد. او در شرایطى كره جنوبى را در سئول برد كه آن تیم ۵ تن از اعضاى حاضر در جام جهانى ۲۰۰۲ (و صاحب رتبه چهارم دنیا) را در تركیب خود داشت و كویت هم تسلیم ایران شد. از ۱۸ بازیكنى كه در بوسان افتخار ساز شدند، ۱۱ تا هنوز در تركیب ایران مطرح و حاضرند.
با این حساب مى توان دو جور نتیجه گرفت:
۱- او در بوسان تیمى را ساخت كه پایه گذار آینده شد.
۲- او آنقدر محتاط است كه حاضر نیست به تركیب تیمش دست بزند.
ولى حقیقت هرچه باشد به سبب اجراى سیستم فوق تیم ایران به تعداد قلیلى بازیكن كلیدى متكى است و اگر ۵ ، ۶ مهره خاص در تیم برانكو نباشند، تیم وى فلج مى شود و به علاوه این تیم بیش از حد به كار هاى فردى همان نفرات محتاج است. در این سیستم نیمكت نشینان اغلب قادر به ایفاى نقش مشابه با نفرات ثابت نیستند. به عنوان مثال دو دروازه بان ذخیره ایران همیشه روى نیمكت نشسته اند و هیچ شانسى به آنها داده نمى شود. و برخى پست ها مثل همان پست دروازه بانى و مدافع چپ میرزاپور و ستار زارع گزینش هاى بحث برانگیزى هستند. در كادر فنى نیز نفراتى در كنار ایوانكوویچ هستند كه اعتراض هایى را برانگیخته اند و از آن جمله اند، فركى، سجادى و فخر الدین بگوویچ و هیچ كس اثر وجودى آنها را در تیم حس نمى كند.
اما برانكو توانسته است عمدتاً تداومى را به تیم ملى ایران ببخشد كه در دوره كار بلاژویچ دیده نمى شد. پیشتر و حتى در دوره كار پورحیدرى و مایلى كهن تیم ایران سوار بر موج احساسات بازى مى كرد اما حالا منطقى است.
با اوصاف فوق حفظ ایوانكوویچ الزامى است زیرا فدراسیون فوتبال ایران نمى تواند در مدت كوتاه باقى مانده تا جام جهانى مربى خارجى اى را بیاورد كه بتواند بسیار برتر از او ظاهر شود و تنها چیزى كه مى ماند، یك مربى وطنى است. اصولاً وقتى هم براى شروع مجدد از نقطه صفر وجود ندارد و نمى توان مربى اى را آورد كه بتواند همان احاطه و اشرافى را بر كار به دست آورد كه اینك برانكو دارد.
چلسى دو هفته پیش دو بازى متوالى اش را باخت. آیا این بدان معنا است كه سران این باشگاه انگلیسى باید بهترین مربى كنونى جهان (خوزه مورینیو) را اخراج كنند؟


نوشته شده در شنبه 12 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

.... و اینك مناظره(3) ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

در مقاله ای كه همكار عزیزمان آقای تورج عاطف در قبال مناظره نوشته بودند نكات جالبی به چشم آمد كه ذیلا به پاسخ آن پرداخته می شود:

ایشان ابتدا تعریف نگارنده را از انتقاد و نه فشار را پذیرفتند و بر مبنای همین حسن نیت تك تك موارد ذكر شده را به مناظره می نشینیم.

1 / ابتدا این ایراد از برانكو گرفته می شود كه به چه عنوان كادر فنی تیم ملی را تقویت نمی كند. باید اذعان كرد كه در مقالات قبلی اشاره شد كه كادر فنی احتیاج به تقویت دارد و نه آنكه برانكو را به كل از تیم ملی كنار بگذاریم. اگر بنا به كنار گذاشتن برانكو باشد دیگر چه لزومی به اضافه كردن دستیار برای اوست؟ خیلی وقتها افراد در محیطی كه قرار دارند نمی توانند به خوبی تصمیم بگیرند و اطرافیان آنها به دلیل زاویه ی بازتری كه نسبت به خود شخص دارند تصمیم بهتری می توانند بگیرند. البته باید این نكته را در نظر داشت كه دستیار برانكو باید وی را قبول داشته باشد و به اصطلاح خواهان خالی كردن زیر پای او نباشد. اما نکته ای  را نباید از خاطر ببریم!مربی ای که همه او را آرام،متین و حتی شخصی که یک تیتر یک هم نمی دهد می شناختیم چه شد که امروز او را منفعل،خودخواه،مخالف با روزنامه نگاران و ..می شناسیم؟ باور کنیم حتی اگر آرامترین شخص روی زمین هم باشیم اگر مدام عاملی جهت نابودی(در اینجا برکناری) شما اقدام کند، شما هم منفعل خواهید شو و اقدام به مقابله خواهید کرد!برانکو بی شک خود هم می داند کادر فنی تیم ملی نیاز به تقویت دارد (هم او بود که اول بار نام افشین قطبی را برای تقویت کادر فنی مطرح کرد)اما اینکه عواملی جهت فشار به او وارد شدند و مدام همچون مته بر مغز او فشار آوردند که باید و حتما باید فلان و بهمان شخص در کنار شما باشد باعث شد برانکو منفعل عمل کند و قید تقویت کادر فنی را بزند.(این نکته در مورد افزودن بعضی بازیکنان به فهرست تیم ملی نیز صدق می کند که در ادامه به آن می پردازیم) .اما نکته دیگری که موجب واهمه برانکو از تقویت کادر فنی می شود همان بلایی است که پیش از جام جهانی ۹۸ بر سر ایویچ آمد.مضاف بر اینکه او به فرهنگ حاکم بر فوتبال ما کاملا آشنا شده است و با مشاهده(به عنوان مثال)نمونه هایی مانند پرسپولیس در فصلهای اخیر این نکته را فرا گرفته است که اگر تیم نتیجه بگیرد همه منتقدان آن را به نام همان عامل توصیه شده از طرف خودشان  حساب می کنند و اگر تیم نتیجه نگیرد حتما مقصر برانکوست(نقل به مضمون یکی از مصاحبه های تلویزیونی برانکو)
نکته:انتخاب و یا عدم انتخاب شاهرخی بستگی به شخص دكتر دادكان رییس فدراسیون دارد زیرا پست شاهرخی از برانكو بالاتر است و برانكو نمی تواند مافوق خود را تغییر دهد.

2 / به برانكو در مورد عدم انتخاب دایره ای وسیع تر از بازیكنان از سوی منتقدان ایراد گرفته می شود تا جاییکه با مقدار زیادی بی انصافی عنوان می شود شاهد "هیچ" گونه هماهنگی و پیشرفت در تیم ملی نبوده ایم، ولی با این حال عنوان از سوی منتقدان عنوان می شود "در طول بازیهای مقدماتی جام جهانی و حتی بعد از آن هرگز آن مثلث آتشین سمت راست ما در رقابتهای جام ملتهای آسیا شکل نگرفته است !واقعا چرا؟ "

 باید توجه داشت كه ابتدا آن مثل سمت راست آتشین را نیز برانكو ترتیب داده بود كه كعبی-كریمی و مهدوی كیا با همكاری یكدیگر و البته با درایت برانكو آن راست ویرانگر را راه انداخته بودند ولی آیا هیچ گاه توجه شد سیستم تیم ملی از 1-3-2-4 و یا 3-4-3 به 2-4-4 لوزی تغییر یافت؟؟ آیا نقش بازیكنان در پست مهاجم كاذب 2 طرف یك سانتر فوروارد با نقش 2 بالهای كناری یكسان است ؟؟ آیا نقشی كه مهدی مهدوی كیا در سیستم 3 فوروارد داشت همان نقشی است كه به عنوان یك بال راست در سیستم 4 نفره ی میانی داراست؟؟ مگر همین منتقدان امروزی برانكو نبودند كه از بازی كردن تیم با 1 فوروارد ناراحت بودند ؟؟ چه شد كه حالا كه تیم ملی با 2 فوروارد بازی می كند ولی در عوض هافبكهای كناری قدرت نفوذ كمتری دارند، به این سیستم ایراد گرفته می شود؟؟
هنگامی كه سوال پرسیده می شود چرا از پاشازاده استفاده نمی شود و اینكه آیا برانكو یك بازی از او را دیده است باید عنوان كرد مربیگری امری است سلیقه ای و یك مربی با توجه به نیاز خود بازیكنان مورد نظر را به تیم ملی دعوت می كند. مورد بعدی اینكه آیا واقعاَ تصور می كنیم مهدی پاشازاده از بدو تولد در اتریش بازی می كرده است؟ آیا به یاد نداریم 2 فصل پیش از استقلال به اتریش رفت و در آن زمان برانكو هدایت تیم ملی را بر عهده داشت؟؟ پس چطور عنوان می كنیم برانكو شاهد حتی یك بازی هم از پاشازاده نبوده است؟؟
مهدی پاشازاده در تیمی بازی می كند كه هم اكنون در انتهای جدول ماكس بوندسلیگا قرار گرفته است و مسلماَ تیمی كه در انتهای جدول لیگ درجه 2 اروپا قرار می گیرد بازیكنان آن چنان شاخص و با كیفیتی ندارد كه بتوان صرفاَ به خاطر بازی كردن پاشازاده دم از آمادگی این بازیكن زد.

در مورد عدم دعوت سامره و مجیدی باید گفت همچنان معتقدیم سطح لیگ امارات از نظر كیفی بسیار پایین است و اگر تیمی نظیر العین 9 بار "دوری الامارات" را برده است و در آسیا نیز درخشان ظاهر شده است نشان دهنده ی تفاوت فاحش باشگاه العین با سایر باشگاهها نظیر الوحده،الجزیره،الاهلی،الوصل،الشباب،الشارقه(که در ایران با تلفظ انگلیسی اش الشارجه خطاب می شود)  و الشعب است. اصولاَ كلاس باشگاه داری و میزان تمول این باشگاه نسبت به سایر باشگاههای اماراتی تفاوت دارد و به صرف قهرمان و نایب قهرمان شدن این تیم در دو دوره از 3 دوره ی لیگ قهرمانان نمی توان سطح لیگ امارات را بالا دانست و به همین بهانه درخشش مجیدی و سامره را همچون چماقی بر سر برانكو بكوبیم.
حضور علی كریمی در تیم ملی با توجه به سطح فوتبالی كه ارائه می داد بود ،همانطور که به زعم بسیاری از كارشناسان اماراتی نظیر عبدالله حمدون، فواد بو شقر و ... سطح فوتبل وی بی شک بالاتر از امارات و حتی آسیا بود و دعوت كریمی به دلیل استثنا بودن وی  و نه بخاطر درخشش او در لیگ نه چندان سطح بالای امارات بود.
در مورد فرهاد مجیدی هم باید عنوان كرد در وهله ی نخست باید بازیكن و مربی احترام متقابل را نسبت به یكدیگر برخوردار باشند و هر دو یكدیگر را قبول داشته باشند. تقصیر برانكو چیست آقای فرهاد خان مجیدی طاقت نیمكت نشینی دایی،هاشمیان،عنایتی و برهانی را ندارد؟؟ تقصیر برانكو چیست وقتی در جام ملتهای غرب آسیا(پیش از رقابتهای چین 2004) در برابر سوریه و لبنان بیش از انگشتان یك دست موقعیت خراب می كند ؟؟ 
وقتی بازیكنی عنوان می كند " امیدوارم تیم ملی موفق باشد و برانكو به خاك سیاه بنشیند" و یا " حالم از دیدن برانكو به هم می خورد" و مسائلی نظیر این، آیا فرهاد مجیدی به محض دعوت مجدد پای به اردوی تیم ملی خواهد گذاشت؟؟ آیا فرهاد مجیدی طاقت نیمكت نشینی خواهد داشت و به قبای ایشان بر نخواهد خورد که ذخیره ی مهاجمین آماده نظیر دایی،هاشمیان،عنایتی و برهانی شود ؟؟ تازه به فرض اگر که دعوت بشود ،رویش می شود در چشمان همان شخصی نگاه کند که حالش از دیدنش به هم می خورده است؟
قیاسی كه انجام شد متاسفانه قیاسی است مع الفارق !! زیدان،ماكه له له و تورام هر 3 از بازیهای ملی خداحافظی كرده بودند و هیچكدام به دلیل اختلاف و یا توهین به دومنش از تیم ملی كنار گذاشته نشدند تا با مدیریت وی به تیم ملی باز گردند. آنها و دومنش وقتی احساس كردند حضورشان به تیم ملی فرانسه كمك خواهد كرد به تیم ملی بازگشتند ولی فی الواقع حضور مجیدی غیر از بحران سازی چه كمكی به تیم ملی خواهد كرد؟؟ اگر بنا به دعوت فرهاد مجیدی است، چرا نیاییم روی سیاوش اكبرپور كه در همین لیگ ایران می درخشد سرمایه گذاری کنیم كه بر حسب اتفاق از فرهاد مجیدی هم كم سن و سال تر است و هم كم ادعا تر !!

آیا هیچگاه به پست بازی عنایتی،كاظمیان و مبعلی دقت كرده ایم؟ غیر از مبعلی كه به اعتقاد نگارنده نیز باید در تیم ملی فیكس بازی كند، آیا مربی ای  راضی می شود وحید هاشمیان و یا دایی نیمكت نشین شوند و عنایتی بازی كند؟؟ آیا راضی می شود مهدوی كیا و حتی كعبی بروی نیمكت بنشینند و كاظمیان بازی كند؟؟ حتی برای مبعلی هم آیا  جایی پیدا می كند؟؟ مگر بیش از 11 نفر می توان در فوتبال به میدان فرستاد؟


3 / در مورد برانكو كه عنوان شد با وی به قهرمانی بوسان 2002 و سومی چین 2004 رسیدیم، این عناوین به این دلیل مطرح شد كه اثبات كنیم برانكو توانایی كار كردن با تیم ملی و نتیجه گرفتن را دارد به شرط آنكه همچون آن دو تورنومنت از حمایت های  مطبوعات و مردم ایران برخوردار باشد و عدم دعوت از فلان بازیكن را به عنوان سلاح برای تخریب وی به كار نبریم.

در مورد صعود به جام جهانی باید عنوان كرد در 4 سال پیش كره و ژاپن هم حضور نداشتند و چه بسا اگر آن تیمها حضور داشتند حتی به دیدارهای پلی آف مقابل امارات و ایرلند نمی رسیدیم !! در این دوره نیز تفاوتی كه داشت این بود كه 8 تیم به دور نهایی رسیدند حال آنكه در دوره های قبل 10 تیم می رسیدند و مسلماَ برای كم كردن این 2 تیم باید در مرحله ی نخست انتخابی رقابتها فشرده تر و سخت تر می شد. همان طور كه دیدیم ایران به همران قطر و اردن در گروهی سخت قرار گرفتند و چین نیز در مرحله ی نخست به دلیل عدم توفق برابر كویت به مرحله ی دوم نرسید. پس گذشتن از مرحله ی اول به مراتب سخت تر از مرحله ی دوم بود كه البته برانكو در هر دو مرحله موفق بود و تیم را به جام جهانی رهسپار كرد.

راه حل این نیست!
در مورد راه حل باید پرسید تنها راه حل پیش رو تعویض برانكو است؟؟ آیا در صورت تعویض مربی شوك ناشی از این تعویض ممكن نیست منجر به مرگ تیم شود؟ همانطور که وقتی پای صحبت تک تک اجزای این تیم یعنی بازیکنان در محافل خصوصی می نشینیم همگی متفق القول معتقدند استرس ناشی از حضور مربی جدید در حکم سم در وجودشان آزارشان می دهد!
8 سال پیش نیز 10 روز مانده به تیم ملی شوك!!!! وارد كردیم كه به گفته ی خیلی از منتقدان آن زمان می توانستیم در صورت حضور یك مربی بزرگ خارجی نظیر ایویچ حد اقل با 1 باخت فرانسه را ترك كنیم.آیا این شوك نمی تواند نتیجه ی عكس داشته باشد؟؟

اما مهمترین قضیه:

آیا برای در اختیار گرفتن یك مربی بزرگ و با دانش خارجی بودجه ی كافی در اختیار فدراسیون فوتبال قرار داده می شود ؟؟ ضرب المثلی است كه می گوید: "هر چقدر پول بدی همانقدر آش می خوری"(گرچه همین پولی هم که فدراسیون در می آورد روی زحمات و حاصل رایزنیهای مسوولانش هست وگرنه بودجه ای که بایسته و شایسته فوتبال است در اختیار این فدراسیون قرار نمی گیرد)!
آیا مردم ایران دوست ندارند افرادی نظیر لیپی،هیتسفیلد،كاپلو و .... بروی نیمكت تیم ملی بنشینند؟؟؟ ولی باید با واقعیات زندگی كرد و نه با رویا ها !! باید میزان بودجه ای كه در اختیار فدراسیون فوتبال قرار داده می شود را نگاه كنیم و سپس خواهان مربی بزرگ باشیم !!

آیا یک مربی بزرگ می تواند در عرض کمتر از 7 ماه با جو فوتبال ایران کنار بیاید و از آن مهمتر پاسخگوی انتقادات سلیقه ای خیلی از ما روزنامه نگاران شود؟؟ مگر بلاژویچ مربی تیم سوم دنیا نبود ؟؟ چه بلایی سر او در روز آخر در برنامه ی 90 آوردیم که او از ایران رفت و پشت سرش را نیز نگاه نکرد ؟؟ آیا ما لیاقت داشتن مربیانی نظیر رایکارد.فن باستن.هیتسفیلد.کاپلو.ساچی و .... راداریم؟؟؟ آیا می توانیم با اخلاق حرفه ای آنها حرفه ای برخورد بکنیم؟؟

آیا وقتی پول به میزان كافی برای تخریب و یا استخدام معماری جدید نداریم، نباید به فكر مرمت خانه باشیم؟؟ نباید با خرج كمتر كیفیت بالاتر را بخواهیم؟؟
با این میزان پولی كه در اختیار فدراسیون داده شده است، بهترین مربی كه می تواند در ایران كار كند برانكو ایوانكویچ است كه علاوه بر هزینه ی كمتری كه دارد، دانش كافی و از همه مهمتر شناخت كافی از فوتبال ایران و جو آن را دارد.

منتقدان معتقدند حمایت ازبرانکو حمایتی خاله خرسه گونه است!سوال می کنیم چه حمایتی خاله خرسه گونه است؟؟ آن حمایتی که از بیخ و بن بخواهیم نیمکت را عوض کنیم و یا اینکه آن نیمکت را هرس بکنیم؟؟ آیا باید آنقدر به هر دلیلی از برانکو انتقاد بکنیم و او را تحت فشار قرار دهیم تا انتقادات به دور از غرض ورزی و البته به جا هم در لابه لای انتقادهای آن چنانی پنهان شود؟؟

بیایید جور دیگر ببینیم که فردا برای افسوس دیر است...همان فردایی که امروز آمده و ما از رفتن امثال ایویچ و بلاژویچ افسوس می خوریم..


نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

برانکو ریسک میکند یا ما؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
  این روزها انتقاد از برانکو بسیار فراوان است ! اگر نگاهی به لیست منتقدان مربی تیم ملی داشته باشیم در می یابیم که بسیاری ازاین منتقدان همان مشوقان دیروز بودند اما برانکو این هنر را نداشت که آنان را حفظ کند! ترس و احتیاط بیش از اندازه روز به روز فاصله بین تشویق تا انتقاد را کمتر و کمتر کرد!
اما طی این مدت چه شد که شاهد این استحاله بودیم؟در این مدت بازیهایی که زشت بود و برانکو از آن به زیبایی یاد می کرد  با نتایج در خور توجهی همراه شد تا همین نتیجه گیری بهترین بهانه برای ادامه و حضور برانکو محسوب شود غافل از آنکه در این میان برانکو دلیل و عامل اصلی بقایش یعنی حامیانش را از دست داد!
او تیم ملی را ولو به عنوان تیم دوم گروه رهسپار جام جهانی کرده است و از این رو طاقت کوچکترین انتقادی را نداشته و ندارد ((همانطور که انتظار داشت ما محمد نصرتی را به پاس گل صعود به جام جهانی تا ابدالدهر ستایش کنیم و به خاطر اشتباهات فاحشش خم به ابرو نیاوریم!)) اما مشکلات برانکو از کجا شروع شد؟ 

بعد از برد مقابل بحرین کم کمک مشکلات سر باز کرد. بازیهای زشت( و زیبا از دید برانکو!) همچنان مهمان ما ماند و در عوض نتایج خوب با تیم برانکو قهر کرد! باختهای پشت سر هم به کوئینز پارک رنجرز ، ژاپن ، کره و دست آخر تیم دوم کشور درجه چندم مقدونیه همگی دست بر دست هم نهادند تا مصونیت آهنین(كه نشات گرفته از كمیت بودند نه كیفیت) مربی تیم ملی از بین برود!
هدایت یکی از تیمهای حاضر در جام جهانی از افتخارات بزرگ عالم مربی گری محسوب می شود ومطمئن باشید که هیچ مربی در هیچ کجای جهان یافت نمی شود که به سادگی از این افتخار بگذرد!((همانطور كه اصغر شرفی عنوان داشت اقای "اوفارل" التماس حشمت خان را میكرد تا در جام جهانی ارژانتین حتی به عنوان دستیار حضور داشته باشد!))
از همین روست که معتقدیم اگر فدراسیون فوتبال بخواهد باب مذاکره با هریک از مربیان برتر فوتبال را برای تصدی گری این پست باز کند مطمئنآ کاندیداهای متعددی هواخواه تکیه زدن بر این پست خطیر خواهند بود. پس باید حواس مربی تیم ملی بیشتر از اینها جمع باشد!( شاید به برانکو نگفته باشند که محمد دادکان در زمان شاهرخی گفت: تا زمانی که من رییس فدراسیون باشم مربی تیم ملی ایرانیست اما چند ماه از این حرف نگذشته بود که دادکان حرفش را عوض کرد! بنابراین برانکو نمی تواند به روی قول دادکان مبنی بر حضور قطعی ایشان در جام جهانی حساب کند!)
برانکو باید از دایره تکرار خویش پای را به بیرون بگذارد و دنیا را با ریسک بیشتری تجربه کند! اگر او چنین نکندفوتبال ایران مجبور است که ریسک کند و شخص دیگری را به روی کار بیاورد!
مشکلات ما در تیم ملی لاینحل نیست اما اگر قرار باشد باز هم یک سری بازیکن امتحان پس داده را در همان پستهای قدیمی بگماریم به طور قطع این مشکلات به صورت مزمن وبال گردن ما خواهد ماند!
هر وقت به مربی تیم ملی اشاره می کنیم که چرا باید یک بازیکن راست پا آن هم با كیفیت پایین در سمت چپ انجام وظیفه کند ایشان مرتب از ما سوال می کنند که شما کدام چپ پای خوب را سراغ دارید؟
نه اقای برانکو !شما سوال ما را نباید با سوال جواب بدهید! این مربی تیم ملی است که باید با درایت و تیزبینیش آن چپ پا را پیدا کند! ما اهل مشاوره هستیم اما می دانیم که مرغ شما از حیث پا همچنان در مضیغه است!
ما هرچه بگوئیم که علی انصاریان این روزها در حد تیم ملی می پرد شما باز چشمتان به ساقهای فلان بازیکن است تا شاید سوتیهای ویرانگرش کاهش یابد!
ما هر چه می گوییم باید به اقای گل لیگ بیشتر بها بدهیم شما باز می فرمائید من بازیکنانم رابرای خط حمله انتخاب کرده ام و نمی توانم آنان را عوض کنم حتی اگر آنان بد بازی کنند هم در انتخاب شما خللی وارد نمیشود!

و این می شود که طرفداران دیروز منتقدان امروز می شوند!
اقای برانکو اینکه شما نمی خواهید تیم ملی را از دل لیگ بیرون بکشید امری کاملا آزادانه و اختیاری است! بله شما می توانید فلان لژیونر را که ماهی یک بار هم وارد زمین نمی شود به تیم ملی بیاورید و باز ی بدهید اما اگر قرار شد از همین لیگ خودمان بازیکن انتخاب کنید بهتر است یک مقدار بیشتر چشمهایتان راباز کنید و بازیکنان لایق را ببینید!

مساله بر سر انتخاب یکی دو بازیکن نیست بلکه ما دوست داریم شما نگاهتان را وسیع تر کنید!

هفت ماه به جام جهانی مانده و می شود بازیکنان بیشتری را امتحان کرد! دامنه دید خود را افزایش دهید و دیگران را هم  بیازمایید شاید خدایی ناکرده بهتر از دیگران جواب دادند!
به عنایتی بهای بیشتری بدهید شاید فردا روزی که دو فوروارد دلخواه شما راه دروازه را گم کردند او بدادتان برسد! فاصله میرزا پور را با دیگر رقیبان کمتر کنید چرا که اگر ابراهیم در اوج نباشد خدا باید به داد ما برسد!
آقای برانکو 7 ماه باقی مانده و شما بهترین نفری هستید که می تواند برانکو را نجات بدهد! باور کنید منتقدان امروز همان کسانی هستند که فدراسیون دادکان را مجبور کردند شما را بازگرداند پس واداراشان نسازید تا آلتر ناتیو های دیگری را فریاد بزنند!
بسیاری دوست دارند مربی تیم ملی ما در آلمان شما باشید(البته با دیدگاه جدیدتر و بهتر!) اما نمی دانیم آیا برانكو به برانكو رحم می كند یا خیر؟!


نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر 1384 و ساعت 12:11 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

...و اینک مناظره ! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

مدتهاست که علاقه مندان به تیم ملی به دو گروه عمده تقسیم شده اند!

گروه اول هواداران برانکو  هستند که وی را بهترین گزینه  برای تیم ملی جهت حضور در جام جهانی (در حال حاضرو  با توجه به تمامی جوانب) می دانند و گروه دوم منتقدان وی هستند که سطح آگاهی وی را در حد معلم کلاس اول می دانند! معلمی که گرچه همه به وی مدیونیم اما بی شک دیگر نمی تواند جوابگوی ما در سطوح بالاتر همچون مقطع دبیرستان و دانشگاه  باشد!

در این بین پارس فوتبال دات کام به عنوان اولین سایت تخصصی فوتبال و پرمخاطب ترین رسانه ورزشی در عرصه وب همچون همیشه  پیرو خط مشی راهبردی اش مبنی بر تضارب آرا در محدوده اخلاق بارها اجازه انتشار تحلیلهای هر دو گروه را داده است  که بی شک  همین آزادی بیان موجب آن گردیده تا از هر طیفی  خواننده ی مطالب این وبسایت داشته باشیم.

اما پس از تحلیلهای پراکنده ای که در مقوله اخیر- استمرار حضور برانکو در تیم ملی یا انقطاع قرارداد وی-روی خروجی پارس فوتبال رفت به پیشنهاد دو تن از کارشناسان ارزشمند این رسانه جتاب آقای تورج عاطف(به عنوان نماینده منتقدان برانکو) و آقای ایمان موتمنی(به عنوان نماینده موافقان حضور برانکو) قرار مناظره ای رودر رو گذلشته شد تا باشد در پس این مناظره و در پایان شاهد تعامل بیشتر و وحدت رویه در مورد برخوردهای رفتاری با تیم ملی باشیم!

بدیهی است آن دسته از شما مخاطبان محترم که هرکدام از یکی از دوگروه نامبرده شده هستید می توانید با ارسال ایمیل به این دو کارشناس محترم اینان را در داشتن مناظره ای اصولی و پرمایه تر همراهی نمایید!

در آغاز ایمان موتمنی مناظره را اینگونه با طرح سوالی شروع می کند:

لازمه پیشبرد و پیشرفت در اهداف فراهم کردن تمهیدات موفقیت است!بی شک یکی از اصولی ترین این مهم فراهم آوردن شرایط آرامش و دور نگاه داشتن گروه کاری- در اینجا تیم فوتبال-از استرس و هرگونه فشار استرس زاست!

  نخست باید دید تعریف ما از فشار چیست؟؟

مراد از فشار در پروسه اخیر و در مورد تیم ملی اینست که به قدری یك سرمربی موفق را محدود بكنیم و از هر كار او ایراد بگیریم كه در نهایت خواستار تخریب به قیمت بركناری اش باشیم.
همواره باید در نظر گرفت انتقاد كردن با فشار وارد كردن متفاوت است. هنگامی كه انتقاد می كنیم، معمولاَ آن را با چاشنی پیشنهاد هم همراه می كنیم. ولی نخست باید دانست از یك سرمربی چه می خواهیم؟؟
برانكو در 4 سال حضورش در ایران قهرمان بازیهای آسیایی بوسان 2002، قهرمانی جام بین قاره ای، سومی رقابتهای جام ملتهای آسیا در چین 2004 و از همه مهمتر صعود همراه با تیم ملی ایران را در كارنامه ی خود دارد.
هنوز از یاد نبرده ایم تیم ملی ایران در مسابقات جام ملتهای آسیا با بدشانسی به فینال راه نیافت و در همه ی بازیها (به جز بازی با عمان) بازی قابل قبولی از خود به نمایش گذاشت و بدون شكست سوم آسیا شد.
هنگامی كه تیم ملی پس از جام ملتهای آسیا مجددا وارد كارزار مسابقات مقدماتی جام جهانی شد،  با اردن در امان دیدار كرد. دیداری كه با توجه به شکست ایران در دور رفت از حساسیت بالایی برخوردار بود ،  به حدی كه ولیعهد اردن را هم به ورزشگاه كشانده بود. در آن دیدار به روی تیزهوشی برانكو و دانستن چگونگی استفاده از بازیكنانش به پیروزی رسیدیم و حال می بینیم آن پیروزی را خیلی از همكارانمان به حساب فشارهایشان برای حضور مجدد خداداد عزیزی(كه در آن دیدار هیچ كاره بود) و وحید هاشمیان، به پای خود نوشته اند و اندكی برای برانكو امتیازی قائل نیستند. سپس به مصاف قطر رفتیم كه این بار هم با تعویض های به موقع برانكو  و  به بازی آوردن خداداد و مبعلی تیم ملی ایران به دور دوم انتخابی راه یافت.

اما از شروع تا پایان دور دوم رقابتهای مقدماتی جام جهانی همواره بار سنگین انتقادات بر دوش برانكو سنگینی می كرد. فراموش نكردیم 4 سال پیش در حالی كه كره و ژاپن در مقدماتی حضور نداشتند و شانس صعود ایران بسیار می رفت، تیم ملی ایران در روز آخر مغلوب بحرین شد و دوباره وارد ماراتونی شد كه این بار بر خلاف مرتبه ی قبل از آن به عنوان پیروز بیرون نیامد و به خط پایان آن ماراتن نرسید.
هنگامی كه صحبت از اعمال نفوذ بحرین در فیفا می شود و اینكه شاید تیم ملی ایران هم قربانی این اعمال نفوذ می شد، آیا نباید به این مطلب ایمان آورد كه برانكو تیم را با هدف 3 امتیازها به مسابقات می فرستاد كه در 4 تای آن موفق بود تا جواز حضور در جام جهانی را به راحتی كسب كند. آیا نباید همین صعود راحت را به حساب برانكو گذاشت؟؟ آیا انصاف است كه صعود را به حساب گروه بندی و تعداد تیمهای صعود كننده بگذاریم؟؟ مگر 4 و 8 سال پیش ما كار راحتی نداشتیم؟؟ 8 سال پیش تا روز آخر صدرنشین بودیم كه با باخت مقابل قطر با مربیگری محمد مایلی كهن وارد ماراتنی شدیم كه در آخر با معجزه به خط پایان آن رسیدیم. 4 سال پیش هم در غیاب کره و ژاپن مجدداَ تا روز آخر صدرنشین بودیم و از عربستان سعودی در مجموع دو بازی 4 امتیاز گرفتیم ولی در آخر به خاطر جوسازیهای مطبوعات و البته عدم متانت و سیاست بلوامدارانه  بلاژویچ به بحرین باختیم و در پایان با عدم توفق بر ایرلند این بار در این ماراتن به خط پایان نرسیدیم !

کدام نا عدالتی؟

منتقدان برانکو سخن از  ناعدالتی در مورد انتخاب بازیکنان تیم ملی می زنند!جدای از این مهم که بی شک این جزئی از نخستین حقوق حقه یک سرمربی است که بازیکنانش را بر اساس برنامه هایش برگزیند می پرسیم آیا مهدی پاشازاده كه در تیم آخر لیگ درجه ی 2 اروپا به نام اتریش بازی می كند، لیاقت بیشتری از نكونام و یا حتی علوی در پوشیدن پیراهن تیم ملی دارد؟ آیا مهدی پاشازاده آماده است؟ آیا مهدی پاشازاده را صرفاَ باید به خاطر بازیهای درخشانش در جام جهانی 1998 به تیم ملی دعوت كرد؟؟ وقتی خبرنگاران پارس فوتبال در اتریش صحیت از آمادگی نه چندان مناسب پاشازاده می کنند، چه اصراری است که وی را دعوت کنیم؟ آن هم  در حالی كه همگی از آمادگی نكونام،علوی و حتی آندو تیموریان مطلع هستیم !!
آیا علی سامره شایسته تر از برهانی،عنایتی،دایی و وحید هاشمیان است؟ آیا می دانیم سطح فوتبال امارات به چه حدی است كه سامره در آن درخشش نه چندان پر تلالویی دارد؟

مرمت به جای تخریب

اگر دوست داریم فوتبال ملی موفق شود، آیا بهتر نیست به جای حذف برانكو كه عیار خود را بارها به اثبات رسانیده است، كمك بكنیم تا تیم ملی در كنار برانكو موفق باشد؟؟ آیا با پاك كردن صورت مساله می توان مساله ای به خوبی مسئله ی اول مطرح کرد؟
ساختمانهای 4،5 سال ساخت هم بعد از طی مدت، تخریب نمی شوند و آنها را مرمت می كنند زیرا هزینه ی مرمت كردن به مراتب پایین تر از هزینه ی تخریب و ساختن از اول است !!

دنیزلی در تیم ملی


در خصوص حضور دنیزلی در تیم ملی ایران ذكر چند نكته مهم است :

1- آیا میزان بودجه ای كه فدراسیون فوتبال برای مربیگری تیم ملی اختصاص می دهد همخوان با میزان رقم قرارداد مصطفی دنیزلی(گرانترین مربی تاریخ ایران) هست یا خیر؟؟

2- در صورت حل شدن مشكل اول، آیا مصطفی دنیزلی وقت كافی را برای هماهنگی با تیم خواهد داشت؟ آن هم با علم به اینکه تنها  2 شب فیفا و برگزاری تنها 2 مسابقه ی تداركاتی برای شناخت بازیكنان و مشخص كردن عیار تیم ملی تا پیش از پایان فصل لیگهای اروپایی  را پیش روداریم ! آیا مصطفی دنیزلی كه در جهان به واسطه ی مربیگری تیم ملی تركیه طی سالهای 96 تا 2000 و راهیابی این تیم به یك چهارم نهایی یورو 2000 شناخته شده است، توانایی ایجاد شوك بزرگ در تیم ملی را دارد؟ آیا كار كردن او در پاس كه تیمی است بدون حاشیه با كار كردن در تیم ملی ایران كه همه ی مطبوعات و مردم روی آن حساسیت ویژه ای دارند یكسان است؟؟
به وضوح دیدیم هنگامی كه 2 هفته كل ایران روی پاس زوم كرده بود و از این تیم انتظار نتیجه گیری داشت، در العین با هوش بالای دنیزلی و بازی خوب شاگردانش با تساوی با گل به تهران بازگشت ولی ناگهان در تهران هنگامی كه 3-1 پیش بود در عرض كمتر از 2 دقیقه بر اثر تعویض های اشتباه بازی را به العین واگذار كرد تا آنها با تساوی 3-3 به دور نیمه نهایی برسند. (مشابه این وضعیت در جریان هفته های گذشته  لیگ برتر نیز مشاهده شد)

اگر طاق منزل ما به هر دلیلی چكه بكند، آن منزل را تخریب می كنیم و یا آن را مرمت می كنیم؟
نگارنده هم این مطلب را قبول دارد كه تیم ملی كنونی ما نه زیبا بازی می كند و نه نتیجه ی لازم را می گیرد، ولی این امر را باور دارد كه برانكو هنوز برای این فوتبال كوچك نشده است.
اصولاَ گویا  ما انسانهایی تنوع طلب هستیم كه در صورت امكان هر روز چهره ی خود را نیز تغییر می دادیم. هنگامی كه برانكو 4 سال با تیم ملی كار كرد و نتایج خود را گرفت، آن را به سبب تكراری شدنش در حد و اندازه های تیم ملی نمی دانیم در حالی كه این خود برانكو بود كه با نتایج مناسب  تیم را حتی تا رده ی 15 جدول فیفا هم رساند !بی شک این خود وی بود که سطح توقع ما را به جایی رساند که فقط با برد راضی نمی شدیم و انتظار داشتن تیمی در اندازه های برزیل در ذهنمان مجسم شد! اما حالا ما به آن حدی رسیدیم كه نمك می خوریم و نمكدان می شكنیم.
مشخص است كه تیم ملی در روی نیمكت نیاز به تقویت دارد. هنگامی كه بحث حضور افشین قطبی اولین بار با پیشنهاد خود برانکو بر سر زبانها افتاد، همگی به توانایی های او ایمان داشتند و در پس آن حضور یك آنالیزور را برای تیم ملی لازم می دانستند و معتقد بودند وی در كنار برانكو تیم را راهی جام جهانی كنند، اما فشارهایی که به برانکو در این زمینه وارد شد وی را وارد فاز انفعالی کرد تا در عمل وی حتی به پیشنهاد خوئ نیز وقعی نگذارد!
اما سوال اینست: «چه شد به یكباره برانكو برای نیمكت تیم ملی كوچك شد و گزینه های داخلی و خارجی مطرح شدند؟؟ »

گزینه های پیش رو

اما بی شک برای خروج از این بن بست دو طرف باید تعامل داشته باشند.بدین شرح که منتقدان با حذف قید اخراج  از عناوین مطالبشان شرایط بازگشت ایوانکوویچ به روزهای وقار را فراهم کنند و برانکو نیز با درک اهمیت زمان و مکان و خارج کردن ذهنیت ترس از تکرار پیاده شدن سناریوی طالبی - ایویچ از عناصر موثر داخلی جهت تقویت کادر فنی سود ببرد!بی شک  امثال جلالی،محصص،اقبالی ، چراغپور و ... هیچ گاه به  فکر  نشستن به جای برانکو در صدد تهیه و اجرای سناریویی شبیه به آنچه در سال ۹۸ در ترکیب کادرفنی ایران رخ داد نخواهند بود.


نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

نود و یک دنیا سانسور! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

برنامه نود را همه با عادل فردوسی پور می شناسیم . عادل فردوسی پور با جسارت مثال زدنی و اطلاعات و دانش خوب خود برنامه ای ساخته است که دوشنبه شب ها دوستداران فوتبال را مجذوب خود می کند . اما نود در هفته گذشته شاید متفاوت تر از همیشه بود. حمایت  عادل فردوسی پور از کادر فنی مهمترین نکته ای بود که برخی از اوقات حتی توی ذوق می زد!

مهمانان این هفته نود ، دو تن از خوشنام ترین و موفق ترین مربی های لیگ برتر بودند . رسول کربکندی که چند سالی است ذوب آهن را به یک تیم صاحب سبک تبدیل کرده است و بیژن ذوالفقار نسبی که اینروزها تیم نچندان پر مهره اش برخلاف آنچه همگان از دکتر انتظار دارند ؛ هجومی و موفق ظاهر می شود و اما عادل فردوسی پور با دعوت از این دو مربی موفق و خوشنام و مقبول جامعه فوتبال ، تا جایی که جا داشت کوشید تا از این دو مربی موفق تاییده ایی برای کادر فنی تیم ملی بگیرد !

در این بین وقتی  تلاشهای غیر مستقیم عادل برای رسیدن به این مهم  جواب نداد ؛ صراحتا از کربکندی پرسید " ولی کلا شما موافق آقای برانکو هستید ؟ " !

 همین نحوه  پرسیدن عادل خان هم جای سوال دارد و به اصطلاح حرف توی دهان مخاطب می گذارد . البته رسول کربکندی با درایت تمام پاسخ داد: " من موافق تغییر افکار برانکو هستم " . اما داستان به اینجا ختم نشد ، عادل فردوسی پور فیلم کوتاهی از پیشینه برانکو در تیم ملی نمایش داد که ایکاش اینکار را نمی کرد . سانسور شدن حقایق و گزینشی پخش شدن حوادث یکی دوسال گذشته به بدترین شکل ممکن توی ذوق میزد . اصلا اشاره نشد که در جام ملتهای آسیا با دومساوی و تنها یک برد از گروه صعود کردیم و اصلا هم یاد آوری نشد که تیم ایران که همیشه یکی از با اخلاق ترین تیمهای هر تورنمتی بوده است در این مسابقات به یکباره مبدل شد به تیمی که در هر بازی یک اخراجی و چندین و چند اخطاری برجا می گذاشت . عادل فردوسی پور فراموش کرد بگوید که گذشتن از حرکت زشت و زننده بداوی و رضایی به قیمت حضور قدرتمدانه در ادامه مسابقات تنها از عهده یک مربی غیر حرفه ای و نتیجه گرا  بر می آمد . قسمت اسفناک قضیه جایی بود که در فلاش بک گزینشی نمایش داده شده  باخت به اردن تهران به شکل عجیبی سانسور شده بود و به یکباره مسابقه برگشت ایران و اردن پخش شد . پنداری همه مشکلات باید مستور می شدند که شدند و جناب فردوسی پور وقتی از بازیهای خوب ایران می گفتند فراموش کردند اشاره ای هم به این بکنند که اگر اردن به شیوه مرسوم اعراب ( وقت کشی و عصبانی کردن بازیکنان ما ) روی می آورد تیم برانکو ماهها قبل از کوران مسابقات مقدماتی جام جهانی حذف شده بود .

 ایشان از پیروزی مقابل ژاپن گفتند و از باختن در مسابقه برگشت چیزی نگفتند . از بازی خوب ایران در مقابل ژاپن و بردن این تیم در تهران گفتند و نگفتند که در این بازی بدتر از هر زمان دیگری علی اصغری بازی کردیم . گویی عادل هم بردن به هر قیمتی را می پسندد و نمی خواهد بپذیرد  تیمی که اعضایش ( 11 نفر ثابت ) بیش از 3 سال است کنار هم بازی می کنند و در زمین مسابقه عاجز از تکرار یک حرکت تمرین شده هستند به احتمال قریب به یقین مشکل حادی در کادر فنی خویش دارد .

 ایشان از صعود ساده ایران به جام جهانی گفتند و اصلا اشاره نکردند که تقریبا از هشت تیم حاضر در دور نهایی چهار تیم به جام جهانی صعود می کردند . مگر در آسیا چند تیم بهتر از تیم ایران وجود دارد ؟ اصولا آقای برانکو که شیفته رنکینگ هستند می دانند که ما سالهاست که در بدترین شکلش تیم سوم آسیا هستیم ؟ آیا قرار گرفتن تیمی که همواره اول تا سوم است میان جهار تیم منتخب شق القمر است ؟ بی شک فراری دادن تماشاگران از استادیوم ها شق القمریست که برانکو انجام داده است . کسی می داند دو بازی آخر تیم ملی چند تماشاگر داشت ؟البته آقای فردوسی پور به شکل هوشمندانه ای از عبارت " اولین تیم صعود کننده به جام جهانی " استفاده کردند و نفرمودند که ما تیم دوم گروه خود شدیم .
جناب فردوسی پور  برانکو درست مصداق معلم کلاس اول را دارد . خیلی مهربان است ، خیلی هم زحمت می کشد اما تاریخ مصرفش محدود به همان دوره دبستان است . همه ما تا ابد مدیون معلم کلاس اول خود خواهیم بود و هرچه در آینده شدیم را مرهون زحمات ایشان خواهیم دانست اما با دانش معلم کلاس اول به جنگ دروس دبیرستانی و دانشگاهی رفتن اشتباه محض است . تیم ملی ایران البته دانشگاهی نشده است اما از مقطعی هم که دانش برانکو جوابگوی آن باشد کاملا عبور کرده است . برانکویی که باخت به کره را با رنکینگ کره در جام جهانی توجیه می کند و اصلا هم به رنکینگ تیم کویین پارک رنجرز در لیگ برتر انگلستان نگاه نمی کند ( کویین پارک رنجرز 3  -ایران 0) و اصلا هم نمی خواهد بفهمد که کسی به نتایج اعتراض ندارد و مشکل سبک بازی کردن تیم ملی است .سبکی که بی شباهت به تیم سلطان سرخها نیست . منتها نه برانکو بخت و اقبال سلطان را دارد و نه در تیمش از اوت دستی های علیزاده خبری هست . با این سبک بازی سردرگم و گره خورده فاتح فینال جام جهانی شدن هم لطفی ندارد .


نوشته شده در یکشنبه 29 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آبروی ایرانی! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 
 در طی چند روز گذشته شاهد بازی های دوستانه فوتبال در نقاط مختلف جهان بودیم.
بدون در نظر گرفتن نتایج حاصل شده در این بازی ها ،تلاش همه تیم ها(خصوصا تیم های حاضر در دور نهایی جام جهانی آلمان )برای هما هنگی بیشتر بین نفرات و البته پیدا كردن تركیب نهایی تیم  نكته قابل توجهی به نظر میرسید.در این بین بازی زیبای بین تیم های انگلیس و آرژانتین كه هر دو از تیم های قدرتمند دنیا به حساب می آیند ما را به این فكر فرو برد كه آیا تیم ملی كشورمان در صورت همگروه شدن با یكی از این دو تیم (و یا تیم هایی چون برزیل ، هلند ،ایتالیاو...) حرفی برای گفتن خواهد داشت؟
با این روندی كه تیم ملی فوتبال كشورمان در فاصله نه چندان طولانی تا آغاز این رقابت ها در پیش گرفته است به سختی می توان انتظارات مردم (كه البته اكنون اغلب با رشد فوتبال به سطح بالایی از درك فوتبالی رسیده اند) از تیمی با این همه بازیكن حاضر در سطح اول فوتبال دنیا را برآورده كرد.


این در حالی است كه سایر تیم های آسیایی تدارك وسیعی برای حضوری مقتدرانه تر از دوره های قبلبرای این رقابت ها درنظرگرفته اند كه آخرین آنها رقابت  كره جنوبی با سوئد و صربستان و مونته نگرو بر می گردد.
بر كسی پوشیده نیست كه تیم ایران با توجه به پتانسیل موجود توانایی صعود از دور اول رقابت ها
را دارد كه این خود به عنوان اولین گام درجهت اثبات بیش از پیش توانایی های بازیكنان ایرانی به جهان امری مهم تلقی میشود
اما....
اما این روزها فوتبال ایران دوران بدی را پشت سر می گذارد .نتایج ضعیف (و البته بازی نه چندان زیبا ) تیم ملی فوتبال و دوستداران فوتبال را مقابل هم قرار داده است .

آقای رئیس و تعدادی از اهالی فدراسیون فوتبال از سویی و مردم و رسانه ها از سویی دیگر هر كدام دارویی برای دوای این درد پیشنهاد می كنند كه البته همه از سر وظیفه و یا علاقه به فوتبال به دنبال مفری برای خروج از بحرانند .
رها شدن هر چه سریعتر از این وضعیت می تواند روح تازه ای در این تیم سردرگم بدمد و همه ی مارا به حفظ آبروی فوتبال ایران در جام جهانی امیدوارتر كند .

بزرگراهی که می بایست برای رهایی از این بحران بدان پناه برد بی شک باید دوطرفه باشد.

از یک سو انتقادات از حالت هجمه خارج شود تا برانکو از فشار حاصل از آن به شخصیتی منفعل بدل نشود و از سوی دیگر برانکو و فدراسیون باید ادبیات و رفتار خود را در قبال رسانه ها و مردم -  به عنوان وامداران و سرمایه های اصلی این فوتبال - تغییر دهند.

امید که چنین باشد...


نوشته شده در پنجشنبه 26 آبان 1384 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

بازی‌های تداركاتی را بیهوده از دست ندهیم ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

تركیب تیم ملی نیاز به تغییر مداوم ندارد
برانكو روحیه‌ی بازیكنان را بازگرداند

باید از بازی‌های تداركاتی بهترین استفاده را ببریم.بی‌تردید تیم‌هایی كه در حال حاضر در تورنمنت تهران حضور دارند، بهترین حریفانی نبودند كه می‌توانستیم به مصاف آنها برویم و تصور می‌كنم باید از این پس در روزهای فیفا استفاده بهتری از دیدارهای تداركاتی داشته باشیم.  با نظر گروهی كه معتقدند باید در دیدارهای تداركاتی تركیب‌های مختلفی را آزمایش كنیم مخالف هستم، چرا كه در فرصت هفت ماهه‌ی مانده به جام جهانی سرمربی باید تركیب مورد نظر خود را كه قصد دارد در جام جهانی استفاده كند در بازی‌های تداركاتی به كار گیرد تا آنها به طور كامل با یكدیگر و قالب تیمی هماهنگ شوند.

بهتر بود برانكو در دیدار با مقدونیه از ابتدا تركیبی از با تجربه‌ها و نفرات جوان‌تر را به میدان فرستاده و سپس سایر نفرات اصلی را جایگزین می‌كرد، در هر صورت تغییر مداوم در تركیب به ضرر تیم ملی است.  باید از تعویض‌هایمان به بهترین نحو استفاده كنیم، چرا كه انجام تعویض در زمان‌های پایانی و مواقعی كه كار از كار گذشته است بی‌حاصل خواهد بود.

برانكو باید هر چه سریع‌تر روحیه‌ی از دست رفته‌ی بازیكنان را بازگرداند و آنها را برای بازی‌های آینده آماده سازد، نكته‌ی دیگر آن كه سرمربی تیم ملی باید روش بازی تیم را بر اساس قابلیت‌های بازیكنان نظر گیرد، به عنوان نمونه در بارسلونا كه بازیكنان تكنیكی بسیاری دارد بر روی حفظ توپ و كار تكنیكی تاكید می‌شود اما در تیم‌ ما دو، سه مهره تكنیكی هستند و سایرین نفرات قدرتی و یا موقعیت طلب هستند، بنابراین باید با توجه به این توانایی‌ها روش بازی تیم را پیش برد، در دیدار برابر مقدونیه به هیچ عنوان از ضربات ایستگاهی و ارسال‌های بلند بر روی دروازه استفاده نكردیم و به حریف اجازه دادیم تا به راحتی در مقابل دروازه به دفاع بپردازد. بازیكنان ما باید با روش‌های مختلف، تیم حریف را از حالت دفاعی بیرون آورده و بازیكنان را در پشت خط دفاعی صاحب فرصت می‌كردند اقدامی كه طی نود دقیقه به آن توجهی نشد.

روش بازی تیم ایران بسیار در بازی با مقدونیه قابل پیش بینی شده و نیز با وجود آن كه یك تیم درجه دوم اروپایی بود اما بسیار با درایت و با هوش، حركات بازیكنان ما را پیش بینی كرده بودند.

 شاید در بازی برابر توگو با گل‌های فراوان نیز پیروز شویم اما باید در آینده حریفان تداركاتی بزرگ‌تر كه محك جدی برای تیم ملی باشند را انتخاب كنیم.

 


نوشته شده در یکشنبه 22 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

جنگ اصلی در میانه‌ی میدان بود ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

«مسایل حاشیه‌ای روی داربی تاثیرگذار بود» 
 مسایل حاشیه‌ای بر روی داربی پنجاه و نهم تاثیرگذار بود. 
همانگونه كه انتظار می‌رفت دیدار پرسپولیس و استقلال تحت تاثیر فشارهای جانبی قرار گرفت و این موضوع سبب شد تا دو تیم بازی روان و خوبی انجام ندهند.
پرسپولیس در مجموع نسبت به بازی‌های گذشته چندان بد نبود و در صورتی كه در ضد حملات گرفتار نمی‌شد شاید می‌توانست برابر استقلال به تساوی دست پیدا كند. تیم استقلال از نظر كنترل هیجانات خطا و استرس ضعیف‌تر از پرسپولیس بود و به همین دلیل تعداد خطاهای این تیم بیشتر از حریف بود.

 بیشتر زمان بازی صرف اعلام خطا و زدن ضربه خطا می‌شد كه این موضوع از جذابیت بازی كاسته بود. توجه استقلالی‌ها به حركت در عمق بود و خیلی دیر از این حالت بیرون آمدند. به شكلی كه تا دقیقه‌ی چهل نتوانستند حمله‌ی مفیدی به دروازه‌ی پرسپولیس انجام دهند.

 جنگ اصلی در میانه‌ی میدان بود. آنجا هر اشتباهی كه رخ می‌داد به حمله‌ای برای حریف تبدیل می‌شد. كاظمیان و علیزاده از طرف پرسپولیس حملاتی را انجام دادند اما آنها به شكلی كه از عنایتی حمایت می‌شد حمایت نمی‌شدند.
انسجام پرسپولیس بهتر از حریف بود اما در مجموع استقلال در نیمه‌ی دوم بهتر بازی كرد و خطرات بیشتری را در محوطه‌ی جریمه‌ی حریف ایجاد كرد. در صحنه‌ی گل استقلال اشتباه بازیكنان پرسپولیس فرصت عالی را در ضد حمله برای فرزاد مجیدی فراهم كرد كه این بازیكن بهترین تصمیم را گرفت و با یك پاس خوب توپ را در اختیار عنایتی قرار داد. 

شیوه‌ی هر دو تیم بیشتر تمركز بازی در میانه‌ی زمین بود و سپس دو هافبك كناری كار حمله به دروازه را بر عهده داشتند. امیر آبادی و مجیدی در استقلال به خوبی در حمله شركت می‌كردند و سپس خود را به دفاع می‌رساندند اما معدنچی و شیث رضایی تعلل داشتند كه پرسپولیس از همین منطقه آسیب پذیر شد. 
پرسپولیس در این دیدار صاحب خطاهای بسیاری شد اما نتوانست از آنها استفاده كند به نظر می‌رسد، پرسپولیس باید بر روی تاكتیك‌های تیمی تمركز بیشتری داشته باشد.


نوشته شده در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

داربی همیشه داربی است! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 این واقعیتی انكار ناپذیر است كه نبرد دو تیم استقلال و پرسپولیس نمك بازیهای لیگ برتر است. حتی اگر این دو تیم خواسته و نا خواسته از جایگاه اصلی خود دور شده باشندو این مسائل كه این بازی هم مثل بازیهای دیگر 3 امتیاز دارد و ... فقط در حد یك حرف بوده و خواهد بود!

 حساب داربی با بازیهای دیگر جداست و پیروزی در این بازی برای هر یك از دو تیم سرخابی یك سكوی پرتاپ برای آنها خواهد بود و برای گواه حساسیت این دیدار همین  بس که پیش از هیچ دیدار دیگری رییس سازمان برای دوتیم میهمانی ترتیب نمی دهد!
قلعه نویی و پروین به این موضوع كاملا واقفند كه در این دیدار حق اشتباه ندارند و باید با تمام قوا به مصاف حریف خود بروند.

پرسپولیس از سریال باخت های قبلی دست برداشته و بازی به بازی معقول تر قدم بر می دارد ولی استقلال پس از چند هفته تركتازی به موانعی برخورده است تا شتاب و حركت اولیه خود را كندتر از حریف ببیند اما به جرات می توان‌ گفت هیچ كدام از این پیش داوری ها درباره این بازی قابل اعتنا نیست.
ژنرال و سلطان می دانند كه فقط پیروزی در این دیدار می تواند مرهمی باشد بر خاطر هوادارانی كه رفته رفته دل از قهرمانی تیمشان شسته اند.
قلعه نویی امسال تیم خوبی ساخته كه فوتبال زیبا و تماشاگر پسندی را ارائه می كنند اما پسران آبی در این فصل خیلی پرنوسان بازی می كنند. استقلالیها در یك دیدار حریف را به توپ می بندند ولی دربازی دیگری حتی در حد یك تیم لیگ برتری هم ظاهر نمی شوند.
از نقطه قوت تیم ژنرال در این فصل به خط حمله این تیم می توان اشاره كرد كه اكبرپور و عنایتی یك زوج رویایی را تشكیل داده اند (که البته در این چند دیدار اخیر در امر گلزنی موفق نبوده اند) همین طور قلعه نویی از بابت دروزه بان هم خیالش كاملآ راحت است چون دروازه بان آمادهای به نام طالبلو را دارد كه اگر اغراق نباشد بهترین دروازه بان لیگ تاكنون بوده است (قابل توجه آقای برانكو)
بودن گزینه مناسب دیگری به نام رحمتی باعث می شود كهخیال قلعه نویی  از بابت دروازه بان درداربی راحت باشد.
اما سرخپوشان که در این فصل پر از نقاط ضعف هستند در خط حمله  مهره ای به نام  علی علیزاده را دارند که در این فصل موثرترین سرباز ارتش سرخ بوده است! هم او  كه پرتابهای اوتش نفسها را در سینه حریف و این بار استقلال حبس خواهد كرد . مسلما استقلالیها هم روی این مسائل باید یك فكر اساسی بكنند و گرنه...
این بازی برای خیلیها حكم شام آخر را دارد چون باخت به حریف مقابل تنها ضرر و زیان سه امتیاز را ندارد و این باخت بر خلاف باخت های قبلی پذیرفتنی نیست و از این جهت می توان این دیدار را یكی از حساس ترین دیدارهای این دو تیم قلمداد كرد.
به هر حال باید منتظر ماند و دید كه در دوئل سلطان و ژنرال چه كسی پیروز می شود؟


نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

پروین و ابهام در مورد شماره یک! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

دروازه بان پرسپولیس در داربی 59 تهران چه كسی است؟
در بازی پرسپولیس و صباباتری هیچ كس فكرش را نمی كرد كه فرشید كریمی جانشین محمد محمدی در درون دروازه پرسپولیس شود اما پس از اینكه كریمی در طول 90 دقیقه بازی 3، 4 موقعیت گلزنی ار بازیكنان صباباتری گرفت خیلی ها گفتند اگر محمدی در دروازه بود پرسپولیس بیشتر از 2 گل دریافت می كردبا این وجود اگر به دو گلی كه كریمی در برابر صباباتری دریافت كرد به خوبی توجه كنیم می توان گفت او بر روی هر 2 گل جایگیری خوبی نداشت. او روی گل اول صباباتری كه با ضربه سنگین سهراب بختیاری زاده وارد دروازه شد جایگیری خوبی نداشت و چند قدم جلوتر از خط دروازه ایستاده بود. روی گل دوم هم او می توانست بهتر از این كار كند چونكه ضربه فنی علی دایی با اختلاف میلیمتری از بین دست و بدن او وارد دروازه شد. البته در ادامه بازی فرشید كریمی دو سه بار شوتهای از راه دور بازیكنان صباباتری را دفع كرد.

اگر خاطرتان باشد در بازی پرسپولیس و شهید قندی یزد در جام صلح و دوستی فرشید كریمی یك گل از راه دور را دریافت كرد كه آن هم به جاگیری بد او بر می گردد. فرشید كریمی در هفته اول لیگ برتر هم در درون دروازه پرسپولیس ایستاد كه در همان بازی 2 گل هم دریافت كرد كه گل اول را به جرات می توان گفت كه هر دروازه بانی نمی توانست آن توپ را بیرون نگه دارد اما روی گل دوم فجرسپاسی شیراز كریمی باز هم جایگیری خوبی نداشت و حدودا 2 متر و نیم از خط دروازه اش جلوتر بود.
پس از آن كریمی در برابر ذوب آهن هم در درون دروازه قرمزپوشان قرار گرفت كه در دقایق آغازین این بازی و مخصوصا پس از گل پرسپولیس او خیلی زیر فشار حملات ذوب آهن بود و تا دقیقه 35 ، چهار موقعیت گلزنی را از مهاجمان و هاقبكهای حریف گرفت و لی در نیمه دوم كریمی یك گل دریافت كرد و جالب اینکه او روی این گل هم چند متری جلو بود و جایگیری خوبی نداشت تا مشخص شود كه مشكل اصلی فرشید كریمی جایگیری بد اوست.

داوود فنایی دیگر دروازه بان پرسپولیس است كه واقعا حق او هم در فوتبال ایران ضایع شده است. فنایی در بازی پرسپولیس و پاس در جام صلح و دوستی تهران در تركیب اصلی تیمش بود و توانست در این بازی دروازه اش را بسته نگه دارد. او در درقایق 42 و 56 ضربات فنی و محكم عیسی ترائوره و كیانوش رحمتی را با دو عكس العمل زیبا دفع كرد تا ما را یاد روزهای اوجش بیندازد!
اما در پایان به محمد محمدی می رسیم كه بهترین نمایش را در این دو فصل در میان گزینه های دروازه بانی پرسپولیس اکران کرده است و گزاف نیست اگر بگوییم حق هو اوست تا دروازه بان اول پرسپولیس تهران باشد. اولین باری كه محمدی در درون دروازه پرسپولیس قرارگرفت به دیدارهفته دوم پرسپولیس در برابر سایپا بر میگردد كه او در این بازی دروازه خود را بسته نگه داشت. او در این دیدار یك اشتباه داشت كه انصاریان آن اشتباه را با كاری صحیح و درست جبران كرد. در هفته چهارم پرسپولیس میهمان شموشك در نوشهر بود كه محمدی در این بازی 2 گل دریافت كرد كه یكی از آنها از روی نقطه پنالتی وارد دروازه او شد. روی گل اول شموشك وقتی توپ وارد محوطه جریمه شد تورا آنتونیو اجازه داد تا بازیكن صاحب توپ هر كاری دلش می خواهد بكند و روی خطای پنالتی هم تورا آنتونیو پیراهن بازیكن حریف را كشید و سپس او را متوقف كرد، وقتی ضربه پنالتی زده شد محمدی خوب تشخیص داد اما توپ از زیر دست او وارد دروازه پرسپولیس شد.

البته محمدی بدشانس بود كه داور خطای پنالتی بر روی اردلان آشتیانی را در دقیقه 88  اعلام نكرد تا دو گلی كه او دریافت كرد بیشتر به چشم بیاید. در بازی بعدی پرسپولیس برابر شهید قندی محمدی عالی كار كرد و او توانست برای دومین بار در طول 3 بازی دروازه اش را بسته نگه دارد. او در این دیدار مهاجمان برزیلی قندی و همچنین علی جعفری را بارها ناكام كرد تا یكی از دلایل برد پرسپولیس در برابر شهید قندی یزد در ورزشگاه آزادی تهران باشد. در بازی بعدی محمدی در برابر فولاد یك بار دروازه اش باز شد و آن هم بر روی اشتباه خودش بود كه دروازه را خیلی زود خالی گذاشت و بیرون آمد. در بازی برابر برق شیراز هم محمد محمدی دروازه بان پرسپولیس در دروازه بود كه او در این بازی هم عالی كرد و دروازه اش را بسته نگه داشت تا در پنجمین حضورش در دروازه پرسپولیس برای سومین بار دروازه اش را بسته نگه دارد و نشان دهد كه او هنوز هم دروازه بان اول پرسپولیس تهران است. 

داربی ۵۹ در راه است و باید منتظر ماند و دیدعلی پروین  از بین گزینه های پیش رو یعنی محمد محمدی و فرشید كریمی چه كسی را در درون دروازه پرسپولیس  قرار خواهد داد؟

آیا پروین كسی را كه 60٪ بازیهایش گلی دریافت نكرده ( محمدی ) را در دروازه می گذارد یا كسی را در درون دروازه قرار خواهد داد كه آمار می گوید هر 60 دقیقه یك گل می خورد ( كریمی ).




نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

چرا استقلال یك هفته خوب یك هفته بد...! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

استقلال یك هفته پیروز می شود؛ یك هفته می بازد؛ و یك هفته هم به مساوی می رسد و... این شیوه یك خط در میان باعث كلافه شدن مربیان و حتی هواداران این تیم پرطرفدار تهرانی شده است. استقلال در هفته اول لیگ برتر 4 بار دروازه صباباتری را در هم كوبیده ؛ در هفته دوم چنان سردرگم در برابر پاس ظاهر شد كه هیچ نشانی از هفته اول نداشت اما همین تیم بدون تاكتیك هفته دوم؛ درست یك هفته بعد در انزلی انچنان شاگردان نصرت ایراندوست را به بند كشید كه اگر عنایتی قدر فرصت ها را می دانست شاید تعداد گلهای زده استقلال از انگشتان یك دست هم تجاوز پیدا می كرد؛ اگر چه مدافعان متزلزل این تیم در دقایق پایانی راه را برای مهاجمان سفید پوش بازگذاشته بودند اما به هر صورت آبی پوشان پایتخت به سه گل و سه امتیاز به خانه برگشتند تا خود را آماده دیدار با ابومسلم كنند !

 
با آنكه تصور می رفت استقلال با شرایط خاص و در حضور آن همه تماشاگر مشتاق ابومسلم را هم ناكام به مشهد بفرستنداینگونه نشد و تاكتیكهای اكبر میثاقیان هیچ راهی را برای امیر قلعه نویی و شاگردانش نگذاشت تا باز هم این تیم فقط به یك امتیاز اكتفا كنند وطی چهار بازی 5 امتیاز حساس را از دست بدهند!
استقلالیها در طی هفته های پنجم و ششم عالی ظاهر شدند و استقلال اهواز را در اهواز با نتیجه 2-0 و راه آهن را با نتیجه یكطرفه 3-0 مغلوب كردند و به صدر جدول صعود كردند.
ولی یاران ژنرال به یكباره دچار افت وحشتناكی شدند و طی یك بازی انتقاد آمیز در اصفهان نتیجه را به سپاهانیها واگذار كردند و دست خالی از اصفهان برگشتند تا خود را برای بازی با فجرسپاسی آماده كنند.
در دیدار با فجر انگار ابر و مه و خورشید دست به دست هم داده بود تا استقلال به برتری نرسد  و به صدر جدول تکیه نزنند. در آخرین بازی هم استقلالیها باز هم به نتیجه نرسیدند و مقابل سایپا به تساوی صفر بر صفر بسنده کردند.
استقلال در حال حاضر 270 دقیقه است كه گل نزده است كه این موضوع در آستانه داربی موضوع نگران كننده ای برای شاگردان ژنرال خواهد بود. 
اگر شرایط استقلال به همین صورت باشد و ما شاهد یک استقلال پر فراز و نشیب باشیم شاید  امسال هم خبری از تحقق برنامه ای که قلعه نویی وعده آن را در پایان این فصل داده است،نداشته باشیم و قهرمانی این تیم فقط در حد یك تصور یا یك رویا باشد.

ژنرال  باید تلاش کند که از پسران آبی مرد بسازد تا حتی دستان پشت پرده ای که سخن از آنان می راند کاری از پیش نبرند!


نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1384 و ساعت 12:11 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

چه كسى استقلال را متوقف خواهد كرد؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 «آقایان» همچنان مشغولند. این یكى از پرمصرف ترین واژه ها در ورزش ایران است. «آقایان» هر كارى كه بخواهند مى كنند. «آقایان» عامل شكست ها و پیروزى ها هستند. آیا آنها از كهكشانى دیگر آمده اند؟ آیا آنها موجوداتى با نیروهاى ماورایى هستند؟
آخرین كسى كه پاى «آقایان» را به وسط ماجرا كشیده، امیر قلعه نویى است. او كه تیم اش زیباترین بازى ممكن را انجام داده و با اشتباهات داور به حق اش نرسیده، حرف هایى مى زند كه بوى كهنگى اش تند و دل آزار است. «آقایان نمى خواستند ما برنده شویم»، «آقایان سه فصل است كه نمى گذارند ما قهرمان شویم»، «آقایان مى خواهند ریشه استقلال را بزنند» و اگر بپرسى این آقایان، این نیروهاى مخوفى كه مى توانند همه نقشه هایشان را عملى كنند چه كسانى هستند، قلعه نویى پاسخ مى دهد: «نمى دانم! اگر مى دانستم كه اسمشان را مى گفتم» و این یعنى دیدن سرنوشت در دست موجودات موهومى كه هیچ كس به آنها دسترسى ندارد و توان بى حد و حصرشان بر كسى روشن نیست.
كسانى كه استقلال را از امتیاز محروم كرده اند چند نفر از ابوالبشرند.

 در رداى داورى كه یك استادیوم مى تواند علیه شان شعار بدهد و یك برنامه نود مى تواند با چند جمله تبرئه شان كند. آنها كه سرمربى استقلال را از نشستن روى نیمكت محروم كرده اند هم اعضاى یك كمیته انضباطى هستند كه همه شان چهره هایى شناخته شده دارند و نشانى شان به سهولت در دسترس است.
پس نیت قلعه نویى از دادن این آدرس بى نشان از این «آقایان» مجهول الهویه چه كسى است؟
مورینیو همیشه مى گوید: «اگر تمام توجهات به من باشد آن وقت تیم ام به بهترین شكل مى تواند بازى اش را بكند». او در این كار، در این جلب توجه استادى زبردست است كه به شیطان درس مى دهد. همچون سیاهچاله اى تمام حاشیه ها را به سوى خود مى كشد و فلاش دوربین ها را به خود مى خواند تا تیم اش سبكبارترین تیم دنیا باشد و بتواند اعجازى كند كه یكى، دو سالى است آغاز كرده است. این كارى است كه شاید در حوالى ما پروین هم در آن دستى چیره داشت.
اگرچه به شیوه اى بدوى و به روشى ناخودآگاه اما او هم یك تنه مى توانست بار همه توجهات و نگاه ها را به دوش بكشد تا تیم اش سال ها قهرمانى بیاورد، بى آنكه كمترین نشانى از یك تیم بزرگ و باطراوت داشته باشد و بى آنكه نیازى به «تاكتیك» و «استراتژى» و این قبیل تزها احساس كند _ اگرچه این حرف ها مربوط به اواخر دهه هفتاد است، چه پرسپولیسى كه از دهه شصت مى شناسیم، تیمى دیگرگونه بود _ و حالا هم شاید اگر پرسپولیس با همان ولخرجى ها و با همان ستاره ها كه باید داشته باشد نمى تواند مثل گذشته تیم ها را یكى یكى قربانى كند و امتیازها را به جیب بزند، شاید از همین است كه پروین دیگر آنقدر جذبه ندارد كه فشار را از تیم اش به توانیر منتقل كند. دیگر آنقدر محبوب نیست كه یك تنه ورزشگاه را به نفع خودش و تیم اش به آتش بكشد.
و حالا این قلعه نویى است كه تیم اش لذتبخش ترین بازى لیگ را به نمایش مى گذارد و خودش و حرف هایش نمى توانند كمكى بیش از این به تیم بكنند. او اگرنه به اندازه آن تیم پرانرژى و پراشتها ولى در حد خود مى توانست چهره اى زیبا ارایه كند و خود را مردى در حد مربیگرى این تیم بزرگ نشان بدهد ولى بهانه جویى هاى قلعه نویى _ اگرچه از سر استیصال _ هیچ در اندازه سرمربى تیمى نیست كه بازیهایش، هواداران را از لذت سیراب كند.اگر كسى جسارت ندارد از مخالفانش نام ببرد و اگر توانایى این را دارد كه حرفش را در زمین فوتبال بزند، چه بهتر كه این «آقایان» و این خیالات را براى تیم ها و مربیان ضعیف و محقر بگذارد. حیف از استقلال است كه در اوج بازیهایش با این حرف ها حواس همه را به جایى دیگر، به جایى ناكجا پرتاب كند.آنجا را نگاه كنید. به زمین چمن. این تیم عالى بازى مى كند. اگر خودش خودش را متوقف نكند، هیچ كس دیگر هم نخواهد توانست. «آقایان» هم نخواهند توانست. همین!


نوشته شده در شنبه 7 آبان 1384 و ساعت 01:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آقای ضیایی! خسته نباشید بابت این امتیازات ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

از هر كسی كه گوشه چشمی به فوتبال ایرانی داشته باشد سراغ پرمهره ترین تیم باشگاهی را بگیرید اگر صباباتری را به عنوان پرمهره ترین تیم لیگ معرفی نكند حتمآ بین سه تیم متمول از نظر بازیكن نامی از صبا به میان خواهد آورد.
در واقع حضور نفرات اسم و رسمداری چون علی دایی؛ یحیی گل محمدی؛ سهراب بختیاری زاده؛ محمد نوازی؛ امیرحسین یوسفی؛ یدا... اكبری و ... چهره یك مدعی را از این تیم تداعی می كند.
كسب جام حذفی فصل گذشته و برتری مقتدرانه مقابل فولاد در مسابقه سوپر جام كشور آن هم با 4 گل نوید یك فصل رویایی را برای باتری سازان را می داد اما شكست 4-1 شروع فصل مقابل استقلال و سنگ اندازی بعضی از مردان ویژه ذهنیت ها رانسبت به مجید جلالی سرمربی این تیم منفی كرد و در حالی كه جلالی از دو مسابقه بعدی 4 امتیاز گرفته بود با اتهام بازی تدافعی در مشهد كاری كردند كه مجید كامپیوتر عطای كار در این تیم را به لقایش ببخشد.
محمد حسین ضیایی مردی كه قرار بوده مدیر فنی صبا باشدو جلالی در چیدمان مهره هایش با او مشورت كند در نقش سرمربی این تیم قرار گرفت.


با استدلال مدیران صباباتری حتمآ ضیایی بهتراز مجید جلالی بود و باید بهتر از او نتیجه می كرفت ولی شروع وحشتناك ضیایی با باخت سنكین مقابل استقلل اهواز در خانه و باخت برابر راه آهن در اكباتان وضعیت تیم را به حدی خراب كرد كه صبا در همسایگی تیمهای فانوس به دست جدول قرارگرفت. برد مقابل سپاهان اندكی اوضاع را سر و سامان داد ولی از بازی بعد باز هم همان آش و همان كاسه شد.
دو تساوی دیگر باعث شد كه مجموع امتیازات كسب شده توسط ضیایی در 5 مسابقه تنها به عدد 5 برسد.
این میانگین از آمار جلالی بركنار شده توسط صبایی ها هم ضعیف تر است ولی مدیران محترم صبا اصلا به روی مباركشان نمی آورند و خبری از مؤاخذه ضیایی نیست كه چرا در دو هفته دو تساوی متوالی مقابل فجرسپاسی و سایپا را در كمال خوش شانسی به دست می آورد (هر كدام از این تیمها مقابل صبا یك پنالتی را از دست داده اند) آیا غیر از این است كه صبایی ها بابت كفران نعمت آغاز فصل خویش تقاص پس می دهند؟ آیا آنها به این نمی اندیشند كه چه ظلمی در حق جلالی و تیم خود روا داشته اند؟
مجید جلالی كه دو جام قهرمانی را در طول 4ماه حضورش در صبا كسب كرده بود صرفا با یك باخت و اتهام بازی تدافعی بودن از كار بركنار شد (مجبور به استعفا شد) ولی حال كه این تیم از از 4 مسابقه خود در تهران فقط 4 امتیاز گرفته كسی ضیایی و كادر فنی تیم را مورد بازخواست قرار نمی دهد.
اگر صبر مدیران صبا برای جلالی كم بود چطور شده برای ضیایی و نتایجش خم به ابرو نمی آورند؟
آیا واقعا حق صبا با این همه بازیكنان سرشناس؛ توانا و پشتوانه مالی مناسب حضور در رده های یازدهم و دوازدهم جدول رده بندی است؟
آیا صبایی ها برای ضیایی هم مدیر فنی تعیین می كنند كه برای مهره چینی با او مشورت كند؟


نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

استقلال محتاج به نان شبی با نام مهاجم سوم ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

استقلال فوق العاده بازی می کند. در این مساله هیچ شكی وجود ندارد. استقلالی ها لا اقل تا امروز یكی از تیمهایی هستند كه زیباترین بازیها را ارایه می دهدند. آنها در مقابل فجر حتی تحسین مربی حریف خود را هم برانگیختند  اما در این میان اتفاقی رقم خورد كه لازم است برای ژنرال استقلال آن را بنویسیم !

قلعه نویی آن روزها كه داشت بازیكن می گرفت در برخی پست ها افراط كرد و در برخی از آنها تفریط!
به عنوان مثال استقلال در درون دروازه احتیاج به تغییری نداشت و تركیب تاپالوویچ و طالبلو برای آبی ها جواب داده بود اما استقلال و امیر قلعه نویی روی اضافه كردن رحمتی و خروج تاپالوویچ اصرار كردند آن هم در حالی كه در همان روزها استقلال به یك مهاجم سوم ششدانگ احتیاج داشت تا تنها با دو مهاجم وارد لیگ نشوند.

زوج طلایی استقلال (عنایتی- اكبرپور) نیاز به نیروی پشتیبان داشت اما استقلال با این بی تفاوتی نسبت به آن دست و پای خود را بست تا قدرت تغییر در این خط را نداشته باشند.
در طول لیگ هم محرومیت به وجود می آید و هم مصدومیت كه البته  فعلآ هیچكدام از این اتفاقات برای استقلالیها به وقوع نپیوسته است اما گزینه سومی وجود دارد با این مضمون ((برخی مواقع پای مهاجمان قفل می شود)) و این قفل شدن در بازی با فجر به وجود آمد كه اگر استقلال گزینه ای برای تعویض كردن یا اضافه كردن مهاجمان خود داشت شاید می توانست به جای یك امتیاز ؛ سه امتیاز به حساب خود واریز كند كه نكرد.
استقلال در روزی كه دو بار به تیر زد و دو گل صحیح زد كه مورد قبول واقع نشد(در نیمه اول) و چندین تك به تك و دروازه خالی را از دست داد می توانست در نیمه دوم با افزودن یك مهاجم دیگر برابر فجری كه به طرزی بی سابقه به دروازی خودی چسبیده بود و هیچ خطری را متوجه دروازه استقلال نمی كرد همه چیز را عوص كند كه نكرد! آن وقت ها طی روزهایی كه استقلال سبد سبد با ریسك های اولیایی می توانست مهاجم بگیرد راه به اشتباه طی شد تا مقابل فجر كار گره بخورد و استقلال دو امتیاز حساس را از دست بدهد.
البته انصافا استقلال بدشانس بود و شاید این بدشانسی دیگر تكرار نشود اما حیف از استقلال ژنرال كه این همه زیبا بازی می كند اما به خاطر یك اشتباه ساده نتواند به آنچه كه لیاقتش را دارد برسد.
به هر حال همین الان هم دیر نشده است(البته بر طبق قوانین از جمع بازیکنان لیگی که امکان این امر نیست) استقلال یك مهاجم سوم نیاز دارد كه باید آن را به تركیب خود اضافه كند چون آنها هنوز امتیازات زیادی را نسبت به رقبای خود از دست نداده اند و فرصت جبران فراوانی دارند. باید دید استقلال چقدر این حرف ها را جدی می گیرد و چه زمانی نسبت به رفع آن اقدام می كند.


نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

از ادووكات تا پرفسور ما! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 
ادووكات:«هنگامی كه توانستید تیمی مثل ایران را با 4 بازیكن زیر 20 سال شكست دهید آن موقع است كه باید به آینده بسیار امیدوار بود.»

برانكو:«ما در این بازی نشان دادیم كه به راحتی شكست نمی خوریم.هدف ما صعود به دور دوم جام جهانی است.»
در بازی های دوستانه بی شك نتیجه ای كه بر روی تابلو ثبت می شود بی ارزش ترین قسمت بازی است و مربیان دو تیم به دنبال آزمودن بازیكنانی جدید تر و یا سیستمی متفاوت هستند تا با جمع بندی كه بدست می آورند بهترین بازیكنان را در بهترین تركیب ممكن راهی مسابقات جام جهانی كنند. دیك ادووكات و برانكو ایوانكوویچ به عنوان سر مربی دو تیم از پرقدرت ترین تیم های آسیا در بازی اخیر به دنبال همین اهداف بودند ولی باید دید كه هر كدام چقدر از این فرصت استفاده كرده اند:
ادووكات برای بازی برابر ایران در خط میانی جوانگرایی را در دستور كار خود قرار داد و تمامی بازیكنانی كه در تركیب اولیه برای خط میانی به میدان فرستاده شدند از دسته جوانانی بودند كه در مسابقات مقدماتی كمتر فرصت عرض اندام پیدا كرده بودند و برای خودنمایی آن هم در برابر رقیب دیرینه (ایران) سرشار از انگیزه و روحیه بودند.در تعویض ها نیز دیك ادووكات دو بازیكن بسیار جوان را به میدان فرستاد و تعویض سومش نیز یك جوان با تجربه بود كه به میدان آمد! چنین مربی بی شك اگر از نظر نتیجه روی اسكوربورد با شكست روبرو می شد در حقیقت برنده بود و آزمون هایی كه لازم می دانست را از بازیكنانش گرفته بود٬ یا ستاره ای جدید پیدا كرده است و یا حداقل اینكه جوانانش آنقدر بد بازی كرده اند كه دفعه بعد وقت خود را حرام تست كردن آنان نمی كند.
اما سرمربی تیم ملی ایران همان بازیكنانی كه بیش از یك سال است در كنار هم بازی می كنند را در قالب همان 1-2-4-3 تدافعی و محافظه كارانه اش به میدان فرستاد.

در دقیقه صفر بازی هر كسی نگاه به تركیب تیم ملی ایران می كرد شاید به برانكو حق می داد كه تدافعی بازی كند و با كسب حداقل یك مساوی سعی در بستن دهان منتقدان داشته باشد.اما این قصه وقتی پر غصه تر می شود كه می بینیم بعد از گل زود هنگامی كه تیم خورد برانكو باز هم حاضر نشد خود را از پیله ترسی كه دور خود تنیده خارج كند و تیم ملی ایران 67 دقیقه با یك مهاجم بازی می كند و چقدر هم بد بازی می كند! در تعویض ها هم هیچ چیز خاصی وجود نداشت و بسیار بی هدف و نابجا تعویض ها صورت می گرفت.آمدن كعبی به جای نصرتی قابل پیش بینی بود اما سوال ما از آقای پرفسور این است كه از این دو چه می خواستی؟!آیا می خواستید كعبی و نصرتی را امتحان كنید؟!آیا بهتر نبود كه یكی از مدافعین موفق این هفته های لیگ برتر را به جای نصرتی بی روحیه به سئول می بردید؟ تعویض دوم برانكو ورود برهانی به میدان بود.تیمی كه در ابتدای بازی گل خورده است باید 67 دقیقه تنها با یك مهاجم سرگردان بازی كند؟!آرش برهانی كه بارها امتحان خود را پس داده است! چرا فرصت دوباره ای به امثال عنایتی داده نمی شود...اینكه برهانی باید بار ها و بارها مورد آزمون قرار بگیرد و رضا عنایتی تنها یك بار این فرصت را داشته باشد تا خود را نشان دهد چیزی جز تبعیض است؟ و مهمتر از همه تعویض سوم است.ورود آندو تیموریان در دقیقه 90 بازی چه معنی می دهد؟! نكند كه می خواستید نتیجه 1-0 باخته را حفظ كنید و با این تعویض قصد اتلاف وقت داشته اید؟(هرچند كه قبل از اینكه تابلوی تعویض بالا برود گل دوم را هم خوردیم) و اینگونه است كه حتی اگر نتیجه اسكوربورد در پایان برد ما را نشان می داد شما شكست خورده بودید پرفسور عزیز!
بهانه های بعد از بازی به واقع كه عذر بد تر از گناه بود.می گویید:«بازیكنان كره ای كریمی را گرفته بودند و این برنامه ما را به هم زد!» از مربی در سطح جام جهانی انتظار داریم تدبیری برای این پیش بینی كرده باشید كه اگر كریمی را گرفتند چه كنید!
می گویید:«دایی و مهدوی كیا نبودند.» 8 ماه تا آغاز بازی های آلمان وقت باقی است و از كجا می دانید كه دایی و مهدوی كیا در آن زمان همراه ما هستند؟! آیا می توانید آینده را پیش بینی كنید؟!

...و صحبت پایانی ما با آقای دادكان است: زیكو٬ ادووكات٬فیلیپ تروسیه٬ جو بونفرر و گاس هیدینك را تك تك در یك كفه ترازو قرار دهید و تمامی ویچ هایی كه در حال حاضر و سابق بر این در ایران كار می كردند را در سوی دیگر! نتیجه را لازم نیست برای ما بگویید همین كه خود به آن پی ببرید كافی است!




نوشته شده در دوشنبه 25 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

بیچاره این مردم ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 یكی از ویژگیهای فوتبالفارسی این است كه هر كجا كه قافیه تنگ آید پای مردم را به میان می كشند! نگاهی به اظهار نظر شخصیتهای فوتبال بكنید

!برانكو می گوید مردم از تیم ملی خود راضی هستند... از برانكو می پرسیم كدام مردم از این تیم ملی و سیستمی كه بر آن حاكم هستند راضی هستند؟ منظور شما از مردم چه كسانی هستند ؟ از بین فوتبال دوستان و كارشناسان فوتبال ایران كدامیك بر روندی كه این چند ماهه بر فوتبال ملی می گذرد راضی هستند؟ بازی در برابر كره جنوبی و ژاپن و لیبی و كوپپیز پارك رنجرز چه كسی را راضی كرده است؟

بازی در برابر بحرین و كره شمالی بغیر از نتیجه چه كسانی را راضی كرده است ؟ تیم ملی ما با این سیستمی كه در انتخاب نفرات دارد و با این كادر فنی كه بر روی نیمكت است و این برنامه تداركاتی چه كسانی را راضی می تواند بكند؟ شاید بغیر از چلنگر و شاهرخی و سجادی و فركی و بگوویچ و دادكان دیگر هیچ كس در جلوی چشمان برانكو مردم نیستند؟از رضایت مردم تنها برانكو خرج نمی كند این لفظ مردم را بارها از زبان علی پروین هم شنیده ایم او هر كس كه طرفدار اوست را جز مردم می داند او هم خود را نماینده مردم می دانست و می داند و همان عنادی كه شاهرخی و دادكان و برانكو ....با مردم را دارند او هم انجام داده است !مگر پروین معتقد نبود طرفداران علی پروین تنها مردم هستند ؟ مگر به كسانی كه به كارگران می رفتند را پرسپولیسیها اصیل نمی دانست ؟ مگر به مانند برانكو نگفت هیچ كس حق ندارد از همكاران بی هنرش انتقاد كنند و هر كس كه انتقاد كند جزء مردم نیست؟

اعتراضهای مردم واقعی را هم برانكو شنیده است و هم پروین ولی آقایان به مانند آن مردی هستند كه به جنگل رفته بود تا جنگل را ببیند! وقتی از او پرسیدند جنگل را چگونه می بینی ؟ گفت این درختها نمی گذارند من جنگل را ببینم!

 پروین و برانكو آنقدر غرق خود و خواسته های خود هستند كه نمی خواهند ببینند و كسی كه نمی خواهد ببیند پس نمی بیند و در این وسط این مردم هستند كه اسیر ملعبه این عده شده اند.



نوشته شده در دوشنبه 25 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

پروین و خطیب هواداران را بازی می دهند؟ ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 با شروع فصل جدید و با شروع حقارت بار پرسپولیس در این رقابت ها و ادامه این روند ضعیف امروز می بینیم كه بحرانی ترین شرایط به وجود آمده و جمع و جور كردن این شرایط به نظر می رسد كه حتی برای پروین هم مشكلی لا ینحل شده  است.در شرایطی كه زوبلی برای توجیه اشتباهات وجود ندارد به نظر شما آیا به وسط كشیدن موضوعی فرعی نمی تواند ذره ای از تقصیرات جریان مشغول به كار در پرسپولیس را بكاهد ؟
این كه در شرایط كنونی بحث مشكلات مادی را كه همواره در چند سال اخیر با نتایج خوب و بد این تیم همراهشان بوده؛به میان بیاوریم هوادران زیادی را با سوالاتی روبرو كرده مثل اینكه مگر همین پرسپولیس با مشكلات عدیده مادی در لیگ80 به قهرمانی نرسید؟حقیقت امر اینست كه به نظر می رسد پروین و خطیب با مصاحبه های خود اذهان عمومی را به فرع ماجرا سوق می دهند .

نمی دانیم پروین فهم مردم را در چه حد تصور کرده كه در تلویزیون می گوید ما در روزنامه ها نظرات آقای خطیب را خوانده ا یم و آینده ماجرا را نمی دانیم .در حالی كه باید بداند همه از تفاهمی كه میان او و خطیب برقرار است باخبرند و قبول این مطالب قدری برایشان دشوار است.در هر حال ضعف فنی پرسپولیس بنا به خواست مسوولان این تیم تا زمان رفع این مشكلات زیر سایه مشكلات مادی خواهد بود و احیای دوباره پرسپولیس بنا به نظر پروین و شرکا وابسته به حل این مشكلات مادی است .بدین ترتیب ادامه این روند كنونی تا مشخص شدن هیات مدیره جدید و البته مدیر عامل جدید كمترین فشار را روی پروین و گروهش در پی خواهد داشت.


نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

چیدمان بازیكنان نیاز به تغییر دارد ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

«انتقاد بی‌اندازه از نصرتی صحیح نیست»
«فاصله‌ی كریمی با دروازه زیاد بود»

تیم ملی ایران نیاز به تغییراتی در نوع چینش بازیكنان دارد.  در نیمه‌ی نخست این دیدار نقاط ضعفی داشتیم كه در نیمه‌ی دوم این شرایط به مراتب بهتر شد و بازیكنان سرعت مناسب‌تری پیدا كردند.
پس از این بازی انتقاداتی از محمد نصرتی صورت گرفت كه با آن موافق نیستم چرا كه نصرتی نیز مانند دیگر بازیكنان روزهای بد و خوب دارد، البته اگر نصرتی به عنوان لیبرو یارگیر مورد استفاده قرار گیرد توانایی‌های بیشتری نشان می‌دهد، چرا كه وی چرخش و چابكی لازم برای حضور در پست دفاع كناری را ندارد بلكه یك بازیكن یارگیر و سرزن خوب است. 
پس از هر شكست به دنبال مقصر هستیم اما این عمل درست نیست و نباید یك بازیكن را چنین تحت فشار گذاشت.

بازیكنان ایران تاب و توان بازی با سرعت كره‌ای‌ها در حفظ توپ و ضد حمله را نداشتند و تنها پس از تغییراتی كه در نیمه‌ی دوم صورت گرفت تیم ایران توانست اندكی شرایط را تغییر دهد. 
در بازی با تك مهاجم باید از دفاع‌های كناری و هافبك‌ها در حمله استفاده شود كه چنین موضوعی در تیم ایران دیده نشد، البته با حضور برهانی تحرك و حفظ توپ در تیم پیشرفت كرد. 
كره‌ای‌ها با شناخت از كریمی و نكونام آنها را از كار انداخته بودند و از طرفی نیاز به یك مهاجم دوم در پشت هاشمیان كه به طور مرتب جایش را با وی تغییر دهد احساس می‌شد، محرم نویدكیا و زندی نیز بسیار عقب بازی می‌كردند و حركت رو به جلویی از آنها دیده نشد. 
علی كریمی در نیمه‌ی زمین حریف كارآیی بهتری دارد .كریمی تحت تاثیر نوع بازی كه در بایرن مونیخ از وی انتظار می‌رود فاصله‌اش را با دروازه زیاد كرده بود اما در تیم ملی ایران شرایط متفاوت است چرا كه بدین ترتیب كریمی زهر گلزنی خود را از دست می‌دهد، ضمن آن كه ما در جلوی كریمی بازیكنانی چون نفرات بایرن را در اختیار نداریم. 
به نظر می‌رسد روش بازی 2 ـ 4 ـ 4 یا 3 ـ 3 ـ 4 بتواند نتایج بهتری از 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 برای تیم ملی داشته باشد چرا كه این روش با ایجاد چهار خط نوعی تداخل وظیفه را در كار بازیكنان موجب می‌شود. 

به نظر می‌رسد  سرعت پاسكاری و تهاجم ایران در نیمه‌ی دوم دچار افت شد ! به نظر می‌آمد حضور بازیكنانی چون برهانی، تیموریان، اكبرپور و منیعی در بازی می‌توانست راهگشا باشد و در واقع باید از فاصله زمانی باقی مانده تا جام جهانی برای افزایش تجربه این نفرات جوان استفاده كنیم چرا كه در فاصله‌ی زمانی نزدیك به جام جهانی دیگر این فرصت از دست رفته است.


نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

اسكان آقای فدراسیون در كوچه علی چپ! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 در تمام کشورهایی که فوتبال در انها رواج دارد ، در پایان هر فصل برای « شاخص ترین » بازیکنان لیگ ، جوایز و تندیسهای زیبا و قابل توجهی در نظر گرفته می شود ، شاخص ترینها مانند : بهترین بازیکن لیگ ، پدیده لیگ ، اقای گل لیگ و ... که به نحوی قابل تحسین ، از چنین چهره هایی « تجلیل » به عمل می اید . البته این نوع انتخاب ها ظاهرا جنبه تشریفاتی دارند ، اما در عمل باعث افزایش انگیزه کل بازیکنان حاضر در لیگ یک کشور می شود که در نتیجه سطح « کیفی » لیگ افزایش می یابد . اما ...
اما متاسفانه در فوتبال ما که نیمه حرفه ای هم نیست ! برای بهترینهای لیگ حرفه ای (!) کوچکترین اهمیتی قائل نمی شوند . در فوتبال ما بهترین بازیکن لیگ را فقط گزارشگران فوتبال معرفی می کنند ! که عموما برخواسته از علایق شخصی انها می باشد . در فوتبال ما هر کسی به زعم خودش بهترین را انتخاب می کند ... مثلا هنوز کسی نمی داند که پدیده لیگ سال گذشته ما چه کسی بود ! سپهر حیدری ، مهرداد اولادی ، فرشید طالبی ، مجتبی جباری ، حمیدرضا زوهانی ، اندو تیموریان و یا افراد دیگر ...

...و هنوز مشخص نشده که بهترین بازیکن فصل پیش چه کسی بود !! ایمان مبعلی ، رضا عنایتی ، جواد کاظمیان ، ارمناک پطروسیان ، علی دایی یا « چه کسی »؟

هر فردی بنا به علایق شخصی خودش در محافل عمومی فردی را معرفی می کند !! در حالی که در تمام دنیا چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد ، چرا که این نوع مراسم جزو کارهای پیش پا افتاده و ساده فوتبال یک کشور است . به راستی ، رضا عنایتی که پس از سالها به رکورد فرشاد پیوس دست یافت ، شایسته تقدیر نبود ؟ ایمان مبعلی که سهم به سزایی در قهرمانی فولاد داشت ارزش تقدیر نداشت ؟ میان ان همه جوانهایی که در طول لیگ درخشیدند ، حتی از یک نفرشان هم نباید تقدیر و تشکر کرد ؟ با این اوصاف فوتبال ما نیمه حرفه ای هم نمی تواند باشد !
رضا عنایتی مدتهاست که در مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خود بارها و بارها از فدراسیون انتقاد کرده و از انگیزه های کشته شده و حس و حال بی رمق خود گفته ... و جالب این است که فدراسیون کوچکترین قدم مثبتی هم در جهت تقدیر از آقای گل فصل گذشته بر نمی دارد !و حتی در قبال انتقادهای عنایتی عکس العملی هم نشان نمی دهند ! همین که آقای فدراسیون عکس العملی در قبال عنایتی نشان نمی دهد نشانگر این است که فدراسیون نشین ها حق را به او داده اند . حال این سوال به وجود می اید که چرا آقای فدراسیون خود را به کوچه علی چپ زده است و هیچ اقدامی نمی کند ؟ آیا انجام چنین کارهایی به ضرر فوتبال ماست ؟ ‌آیا انجام چنین کارهایی مستلزم هزینه های فراوانی است ؟ یا شاید هم از دیدگاه فدراسیون ، بازیکنان لیگ ما ارزش تقدیر ندارند !؟
متاسفانه شخص فدراسیون از زیر بار " پیش پا افتاده ترین " کارهای فوتبال کشورهای « حرفه ای » و « نیمه حرفه ای » و حتی « کاملا آماتور » دنیا هم شانه خالی می کند !! که این امر مایه تاسف است .
ما از فدراسیون به عنوان متولی فوتبال این مرز و بوم انتظار داریم حداقل به حرمت « نام » حرفه ای  که به این لیگ خورده است ، حرکتی کند و از همین امروز اعلام کند که برای شاخص ترینهای لیگ امسال برنامه دارد ، تا شاید برای بازیکنان لیگ انگیزه ای مضاعف ایجاد شود . فوتبال ما صدقه سر همین بازیکنان و مدد مردم این سرزمین جهانی شد ، قدر این بازیکنان را باید دانست ، و تحت هیچ شرایطی نباید اجازه داد که انها در این فوتبال هرز شوند ... فوتبال ما معضلات فراوانی دارد ! نگذاریم که این اعمال ساده هم تبدیل به معضلی دیگر شوند . 


نوشته شده در یکشنبه 17 مهر 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

انقلاب سرخ! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

پرسپولیس هم به سان شموشك فصل قبل٬ نتوانست بیشتر از 5 هفته ابراهیمی را تحمل كند!
به هر چیزی میتوان تشبیهش كرد: انقلاب ٬ رنسانس٬ نقطه عطف و...
مهم نیست كه مجید جلالی ٬ پرسپولیس را قهرمان كند! مهم نیست كه در این تیم به یكباره معجزه رخ دهد! بلكه مهم ان است كه پرسپولیس وارد فاز جدیدی از دوران حیات خود شده است!
مجید جلالی از یك حیث به اشمیت و سوبل تشابه دارد :
هر سه آنان با توجه به شرایط اضطراری پرسپولیس توسط شخص پروین انتخاب شدند! اما فرق مجید خان با ان دو ژرمن در این است كه او شرایط را می دانست و آمد!
پروین بعد از اینكه كارش با اشمیت و سوبل تمام شد اذعان به این امر نمود كه: این دو را به پرسپولیس قالب كرده اند! اما در مورد جلالی هرگز نمی تواند چنین ادبیاتی را به كار ببرد! این مرد انتخاب مستقیم خود سلطان است!

كارنامه جلالی در این دو فصل گویای خیلی از مسائل بود ٬ با این پیش زمینه می شود حدس زد كه دكترین برخورد سلطان با جلالی با ان دو مربی قبلی كاملا متمایز است!
جلالی از معدود مربیان ایرانی است كه هیچ رابطه ای با سنت و فوتبال دیمی ندارد! اگر بگذارند به طور قطع طی یك برنامه بلند مدت می تواند هواداران بی شمار قرمز دوست را از شر(( مسكنهای كدئین دار)) برهاند!
علی پروین امروز تا مرز هو شدن در استادیوم پیش رفته است! همان شخصی كه تا 6 سال قبل كمتر ژورنالیستی جرات انتقاد از او را داشت و هم او که هر گاه پرسپولیس بد بازی كرد امثال حلالی و عبدیبه جایش هو شدند بی آنكه گزندی به تخت و تاج سلطان برسد!
اما امروز دیگر شرایط به كل متفاوت است. سلطان  شکسته شدن همان تاج و تخت افسانه ای و دست نیافتنی را لمس کرده است(كار از شنیدن گذشته است)!
از همین رو طی یك تصمیم درست و منطقی پرسپولیس را دست یك مربی كاردان و معلم سپرد!(( دیگر امثال یحیی و جباری مجبور نیستند كه برای فرار از پرسپولیس علی اصغری ٬ به سایر تیمها كوچ كنند! ))
شاید یك مقدار برای قهرمانی دیر شده باشد اما امیدواریم كه لا اقل آقای جلالی ٬كیفیت (همان گمشده فوتبال ما!) را به ارتش سرخ بازگرداند.
پرسپولیس استعدادش را دارد كه زیبا بازی كند٬این تیم محتاج یك معمار است تا بتواند با این مصالح گرانقدر قصری شكوهمند بسازد! متاسفانه تا دیروز سعی بر آن بود كه عوض قصری مدرن و زیبا٬ آلونكی سنتی و آلاچیقی محقر ساخته شود! البته گله ای نیست از دست معمارش٬ چرا كه او ذاتآ قصر ساز نبود!
آقای پروین؛ جلالی نه اشمیت است كه عمله فرضش كنید و نه مثل سوبل است كه بگذارد هر كسی در كارش دخالت كند! شما به او قول داده اید كه اختیار تام داشته باشد مبادا فردا روزی باز هم فیلتان یاد هندوستان كند و بعداز اخراج جلالی بفرمائید:
این هم از كامپیوتر و علم روز!خودم لخت می شوم و ... 


نوشته شده در شنبه 16 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

زمین و آسمان به هم رسیدند! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 «پروین و جلالی با تفاوت هایی از زمین تا آسمان كنار هم خواهند نشست...»

سرانجام مجید جلالی با وجود تكذیب كردن های گذشته، اعلام كرد با پروین به توافق رسیده و قراردادی یك ساله با این تیم بسته است.
بی شك جلالی یكی از بهترین و علمی ترین مربی های حال حاضر ایران است كه دلیل بی تیم بودنش هم لجاجت های دو طرفه بین او و سران صباباتری بود وگرنه به دست آوردن او به این راحتی ها نیست و در واقع او برخلاف بسیاری دیگر از هم صنفانش از طیف آن مربیانی است که بر سر خواستنشان دعواست!
...اما او امروز به تیمی می پیوندد كه مدیر عامل ندارد! جایگاه سر مربی یا مدیر فنی هنوز برای این تیم مشخص نیست و با توجه به صحبت كاشانی بدون سر مربی است! (كاشانی زمانی كه پروین با توجه به نداشتن مدرك A نمی توانست روی نیمكت به عنوان سرمربی بنشیند این مطلب را گفت) كه البته با توجه به 5 بازی پرسپولیس در لیگ جدید باید بر روی سخن این پیرمرد با سیاست صحه گذاشت زیرا این تیم پرسپولیس هیچ شباهتی به تیمی صاحب مربی(یا فردی برای ایجاد هماهنگی) ندارد و به نظر می رسد این 11 بایكن پرسپولیس تا به حال كنار هم بازی یا تمرین نكرده اند و حتی اگر بدون مربی به حال خود گذاشته شوند، نمایش بهتری داشته باشند!

پذیرفتن مسوولیت تیمی این چنین، از سوی جلالی- كه كار در كنار ضیایی را به دلیل دخالت های سران صاباتری نپذیرفت- دراین شرایط و با در نظر آوردن کاریزما ، اتوریته و البته ادبیات خاص سلطانی‌ای که از پروین در نحوه تیم داری سراغ داریم به نظر بسیار عجیب می آید .

البته شاید در نظر اول پیوستن جلالی به پرسپولیس در ذهنمان آغاز و زندگی ای دوباره برای این تیم تداعی كند اما ...

اما با اندكی نگاه به گذشته و سابقه پروین و شیوه های رفتاری - اخلاقی اش باید دل بسوزانیم برای جلالی و عاقبتش در پرسپولیس. با شنیدن خبر پیوستنش به پرسپولیس ترس این كه او هم مثل باقی فقط و فقط تبدیل به سپر بلا در هنگام شكست و هیچ كاره در زمان برد بشود، ما را در مورد آینده او و تیم جدیدش نگران كرد.
ترس از اینكه او هم مثل باقی با سلام و صلوات و با نام و موفقیت های گذشته بیاید و با تخریب شدن شخصیتش و از بین رفتن سابقه درخشانش، این تیم را ترك گوید، نمی گذارد این وصال را میمون شماریم و خوشحال شویم.
مسلمآ در آینده‌ای نه چندان دور نه یک بار که بارها شاهد نگاشته شدن مطالبی با عنوان: "آشپز كه دو تا شد، ..." در وصف حال پرسپولیس پروین و جلالی در مطبوعات خواهیم بود! چون این دو افكاری كاملآ متفاوت دارند و تا امروز در فوتبال دو روش مختلف را پیشه كرده اند. همان طور كه پروین تا به حال عبارت هایی چون آنالیز تیم حریف، بازی روی زمین، بازی تك ضرب و ... را به طور كامل درك و اجرا نكرده است؛ جلالی هم با بازی صرفآ غیرتمندانه، حبس در رختكن بعد از هر شكست، نداشتن آشنایی قبلی از تیم حریف، ریختن توپ از هر نقطه زمین روی دروازه(شیوه ای با عنوان با مسمای علی اصغری) و ... آشنا نیست!
از پروین که درست در روز قبل از این اتفاق در مصاحبه با شبکه خبر با گفتن جملاتی دال بر اینکه" پروین و جایگاهش حتی با چندین و چند باخت هیچ گاه خراب نمی شود " و از سلطانی كه ادعا دارد كسی نمی تواند تاج و تختش را بگیرد، بعید است كه اختیار تام به كسی بدهد حتی اگر جلالی بعد از جلسه با پروین اینگونه باور کند که آری، او در راه سنگلاخی‌ای که پیش رو دارد اختیار تام دارد.

... و مسلما ندادن اختیار تام برابر است با دخالت پروین در كار جلالی و تلاش برای در هم آمیختن دو تفكر مختلف و مخالف كه در پایان به نابودی پرسپولیس می انجامد.

مطمئنآ آن قدر دیر نشده تا حرف های پروین در ابتدای فصل گذشته در خصوص سوبل و قهرمانی را فراموش كرده باشیم. سوبل را پروین شخصآ، بدون اعمال نظر كسی و حتی فارغ از فشار مطبوعات و منتقدان انتخاب كرد و بعد از چند هفته همان جمله تكراری: "خودم لخت می شوم از فردا تمرین می دهم!" تیتر مشترک جراید شد.
سوبل حتی شرایط بهتری نسبت به جلالی داشت مثلآ او از ابتدای فصل همراه پرسپولیس بود. اما جلالی نه در انتخاب بازیكنان تاثیری داشته، نه در نوع تمرینات و بدنسازی و نه در تمرینات آمادگی پیش از فصل. او امروز پرسپولیس را با 2 شكست، 2 تساوی و فقط 1 برد و با خرواری از حاشیه ها و بی نظمی ها و البته انتظارات بالای هوادارن پرسپولیس تحویل می گیرد.

سوبل به جرم صحبت كردن با بازیكنان در تمرینات متهم شد، پس باید هنوز كار جلالی شروع نشده، به پروین یادآوری كنیم كه جلالی به جلسات توضیح تاكتیك و آنالیز تیم حریف و جلسات طولانی پیش از آغاز تمرینات شهرت دارد، آیا این حقوق برای او محفوظ خواهد ماند؟ یا از جلالی انتظار دارید در پرسپولیس بر خلاف آنچه بدان شهره است بدون برگزاری کلاسهای تئوری تنها تمریناتی همچون تمرینات ابراهیمی را پیاده کند؟


دیدن آینده در آینه گذشته!

با در نظر گرفتن شرایط امروز پرسپولیس و با از نظر گذراندن آنچه بر این تیم تا كنون گذشته، به این نتیجه می رسیم كه هر مربی‌ای در هر سطحی كه باشد، موفق یا ناموفق، بعد از مدت كوتاهی باید پرسپولیس را ترك گوید و جایش را به فرد یا افرادی كه خود را صاحب بلامنازع پرسپولیس می دانند، بسپرد تا دوباره این دور باطل ادامه یابد و هیچ كس فرصت كافی برای كار و ارائه توانایی‌اش نداشته باشد، جز امتحان پس داده ها و آن ها كه بارها و بارها در این راه آزمایش شده اند (یا در واقع خود را آزمایش كرده اند).
پس با این حال نمی توان آینده درخشانی را برای جلالی پیش بینی كرد و او باید از همین امروز برای حمله های افرادی خاص و سرانجام بركنار شدنش در اوج تخریب شخصیتش باشد.

در پایان باید گفت قصد نداریم بدبین باشیم و از همین ابتدا آیه یاس بخوانیم، اما از سویی دیگر این قضیه بار ها تكرار شده و افرادی با نام و موفقیت آمده اند و با از دست دادن هر آنچه داشته اند، این تیم را ترك گفتند پس نمی خواهیم مثل سال های گذشته به بازی گرفته شویم و با حرف های شیرین آغاز كار یا با نام افراد، فریب بخوریم و نمی خواهیم از بخش پایانی یك فیلم تكراری غافلگیر شویم، به همین دلیل از همین امروز از بدنامشدن و زیر پا گذاشته شدن دانش جلالی و خراب شدن كاملش در پرسپولیس می ترسیم!

تکمله: البته در ذكر مطالب بالا فقط به چالش میان پروین و جلالی پرداختیم و نقش تعیین كننده(!) افرادی مثل ابراهیمی یا فرزین را نادیده گرفتیم وگرنه معلوم نیست آن ها تا كجا موفق شوند دامنه این اختلافات و تفاوت ها را ادامه دهند.


نوشته شده در شنبه 16 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

استقلال و یك دنیا جذابیت! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 در روزهایی كه پرسپولیس در انتهای جدول دست و پا می زند و هواداران این تیم حالا در شش و بش این هستند که بالاخره آیا جلالی می آید که  انقلابی کارساز بعد از حضورش ایجاد کندتاابرهای سیاه از آسمان تاریک تیم محبوبشان کنار برود  یا اینکه خبری از آمدن او نخواهد بود،استقلال در آن سو با برنامه ریزی صحیح و با بازیهای جذاب خود هوادارانش را به آسمانی آبی و صاف برده است. استقلال نه تنها در حال حاضر صدرنشین لیگ برتر ایران محسوب می شود بلكه با بازیهای زیبای خود نشان داد كه می توانهم روان بازی کرد و هم برد.

اما به واقع  کدامین دلایل باعث موفقیت استقلالی که از لحاظ مشکلات مالی با رقیب دیرینه اش فصل مشترک دارد شده است؟

 در ماه های اخیر، كادر فنی و مدیریتی استقلال با یك برنامه ریزی دقیق و با دیسیپلین خاص تیم را اداره كرده اند. استقلال امروز بدون شك تیمی است كه فوتبال را زیبا بازی می كند و هر فوتبالدوستی را به وجد می آورد.

خط دفاع دیگر پاشنه آشیل نیست!

در فصل نقل و انتقالات خیلی ها قلعه نویی را زیر انتقادهای شدید خود بردند. آنها اعتقاد داشتند كه ژنرال پسران آبی پایتخت هیچ فكری برای خط دفاعی خود نكرده است. اما استقلال نه تنها در فصل جدید، یكی از بهترین خطوط دفاعی چند سال اخیر را دارد، بلكه با وجود محمود فكری در پست مدافع آخر، استقلال 3 بازی متوالی است كه گلی دریافت نكرده است. 6 بازی و 4
گل خورده آمار بسیار خوبی برای تیم استقلال است. قلعه نویی توانسته روند رو به رشدی را در خط دفاعی تیمش ایجاد كند و اگر همین روند ادامه پیدا كند، چه بسا در انتهای فصل آمار گل های خورده استقلال عنوان برترین خط دفاعی را نصیب این تیم کند. آنچه در خط دفاعی استقلال دیده می شود هماهنگی و دقت لازم است که طی آن فكری مانند یك رهبر واقعی دو مدافع جلو زن و جوان تیم را راهبری می کند.

بازی تركیبی!
وقتی پیمان یوسفی در نیمه اول بازی استقلال و راه آهن به وجد می آید و مدام در مورد حركات تركیبی شاگردان قلعه نویی صحبت می كند، می توان متوجه شد كه در تیم استقلال تغییر و تحولاتی بنیادین به نمایش عموم درآمده است. بازی زمینی، تك ضرب، متفكرانه و سرعتی استقلال در بازیهای اخیر این تیم به وضوح قابل مشاهده است. تركیب سازی های فراوان و ایجاد مثلث و تکرار مکرر حرکات اورلپ و اینتر لپ ، استقلال نوینی را به معرض نمایش هوادارانش درآورده است.


خط آتش!

استقلال دو بازیكن در صدر جدول گلزنان دارد. سیاوش اكبرپور( که با دعوت به تیم ملی به حقش رسید) و رضا عنایتی(که به دلایل مختلف هنوز به حقش نرسیده است) دو مهاجم آماده این روزهای استقلال، تن هر خط دفاعی را به لرزه در می آورند. عنایتی و اكبرپور به قدری با یكدیگر هماهنگ  شده اند كه یاد ترکیب طلایی کول و یورک در نوک پیکان منچستر یونایتد در سال ۹۹  را در اذهان تازه می کند! در زمانی كه نیكبخت نیز به این تركیب اضافه می شود، استقلال می تواند به راحتی هرچه تمام تر به گل برسد. بی شکدر راه رسیدن چنین هماهنگی بدون گفتگویی ، قلعه نویی  نقش اول را بازی کرده است. آفرین به امیر قلعه نویی!

تغییر و تحولات تاكتیكی!

استقلال در این فصل و از جمع 12 گلی كه به ثمر رسانده است، فقط دو گلش را از راه هوایی زده است كه البته فقط یكی از آنها توسط سیاوش اكبرپور با ضربه سر به ثمر رسید! این تغییر و تحول در  استقلال را می توان نوعی معجزه نامید. این روزها استقلال برای رسیدن به گل فقط از یك حربه استفاده نمی كند. عمق دفاع حریف، جناحین، شوت از راه دور، ضربات ایستگاهی و راه های دیگر در این تیم پر طرفدار پایتخت برای رسیدن به گل بارها مورد استفاده قرار می گیرد.


دورازه بانان آماده!

هم وحید طالب لو و هم سید مهدی رحمتی، به نوعی دو دروازه بان آماده محسوب می شوند. قلعه نویی از سیستم چرخشی استفاده نمی كند و این نیز نكته مثبتی در استقلال محسوب می شود. داشتن دو دروازه بان آمده نعمت بزرگی است كه استقلال از آن بهره مند است. 


فلاش بك:

استقلال هنوز هم نقاط ضعفی دارد ولی آنچه كه در این تیم دیده نمایانتر است روند رو به رشدی است كه پیش گرفته شده است. بازی زیبا در موازات نتیجه ایده آل توانسته تا به امروز استقلال را به بالای جدول لیگ برتر برساند. هنوز فرصت زیادی تا پایان لیگ برتر مانده است و بازیكنان استقلال، اگر می خواهند قهرمان شوند، کار سختی پیش رو دارند اما بدون توجه به هر نتیجه ای که در پایان فصل  برای استقلال ثبت خواهد شد در كل باید به امیر قلعه نویی این مربی خوب فوتبال ایران، برای ساختن چنین تیمی تبریك گفت. تمام این مسائل بارور کننده این باور است که واقعا برنامه 3 ساله ای است برای پیشرفت استقلال در نزد کادر فنی استقلال وجود داشته است..




نوشته شده در شنبه 16 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

آزمونی برای جلالی ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

 مجید جلالی به سمت سر مربیگری پرسپولیس منصوب شد.تا اینگونه به  نظر برسد كه پروین هم سر انجام اعتراف كرده است  كه درد پرسپولیس بی دانشی كادر فنی پرسپولیس بوده است.

 امیدواریم با انتصاب جلالی دیگر شاهد بازی دیمی از سوی بازیكنان این تیم نباشیم اما نكته جالب كمك مربیان جلالی هستندو قلیچ و كماسی و استیلی كما كان به او كمك می كنند ؟آیا این انتخاب با خود جلالی بوده است ؟از دیگر نكات اعطای  سمت مشاور به ابراهیمی است براستی جلالی هر گز می تواند نیاز به مشورت ابراهیمی داشته باشد ؟

 جلالی از نسل مربیان آكادمیك است او با آمار و تحلیل و استدلال بیشتر آشنایی دارد و این فاكتورها به مانند كیمیا برای بازیكنان پرسپولیس است كه بجز بازی دیمی و ناسزا و بازی علی اصغری هیچ نشنیده اند!

 آیا جلالی می تواند در پرسپولیس موفق شود؟برای جواب به این سوال باید فهمید كه جلالی تا چه اندازه به پروین اجازه دخالت می دهد ؟ جلالی بعلت دخالت مدیریت در حوزه مربیگری عطای مربیگری در پاس و صبا باطری را به لقایش بخشید آیا جلالی در پرسپولیس هم به همین گونه رفتار خواهد كرد ؟جواب مثبت به این سوال می تواند به گونه ای دیگر جلالی را به ما  بشناساند! امیدواریم پرسپولیس با جلالی موفق شود اگر پرسپولیس با جلالی به موفقیت برسد آنگاه می توان امیدوار بود كه بساط لمپنیسم در پرسپولیس بر چیده شود .

جلالی بارها نشان داده است كه می تواند از بازیكنان تحت رهبریش مهره های كار آمدی بسازد. در پرسپولیس بازیكنان مستعد به وفور پیدا می شود .

از طرف دیگر می دانیم كه جلالی در پرسپولیس نه بازیكنانش را خود انتخاب كرده و نه در شرلیط مناسب سكان دار این تیم شده است از این رو فاكتور وقت و زمان برای جلالی حکم کیمیا دارد.

 باید به او فرصت داد .باید در سال نخست تنها توقع بازی مناسب از تیم پرسپولیس به رهبری جلالی داشت. لیگ هنوز تمام نشده است و جام جذفی هم در راه است پرسپولیس هنوز وقت دارد به شر ط آن كه تغییرات اساسی در تفكرات سلطان و ملازمین ركابش بوجود آمده باشد .


نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر 1384 و ساعت 06:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

مشكل همچنان باقیست!!! ¦ مقاله و تحلیل ,
 

 

بالاخره شاخ غول شكست و چشممان به جمال برد پرسپولیس روشن شد! قبل از این بازی اقای پروین عنوان نموده بودند؛ كه اگر نتیجه نگیریم پی میبرم كه اشكال كار از كادر فنی است!
عجیب است كه ایشان تا به حال متوجه چنین امری نشده اند و در خیال خود ان نتایج وبازیهای اسفبار مقصر دیگری دارد! برد مقابل شهید قتدی فرقش با مساوی در مقابل سایپا چه بود؟ همان تاكتیك بی تاكتیكی و همان ارسالهای بی هدف باز هم مد نظر بازیكنان پرسپولیس بود كه یكی از انان به صورت كاملا تصادفی وارد دروازه یزدیها شد! به همین سادگی! مطمئن باشید كه با این برد پرسپولیس هنوز تیم نشده است! ((چرا كه منزل تیم شدن از راه دیگری میگذرد)) وقتی در تیمی بازیكنان تا سر حد جنون اجازه داشته باشند با یك توپ كلنجار بروند٬چه چیز ی می شود اسمش را گذاشت؟ ایا این دستور مربیان است؟ اگر دستور انان نیست چرا هرگز ما شاهد بر طرف شدن این معضل نیستیم؟؟؟

نه! به طور حتم دستور سلطان این است كه بروید در زمین و هر چه دارید رو كنید! در این جمله شك نكنید چون حامد كاویانپور دهها بار توپ را به یك شكل لو داد! او دستور دارد كه طبق غریزه اش باز ی كند(البته این غریزه را به صورت اكتسابی از این مكتب فرا گرفته است) و هیچ هراسی از لو دادن توپ ندارد! آیا این حامد به درد برانكو می خورد؟ بازیكنی كه حتما باید ده متری با توپ راه برود و چندین ضربه به پهلویش بزند ان وقت شاید رضایت بدهد كه توپ را به هم تیمیها اهدا كند! اما ای كاش این پایان كار بود ! حامد خان ما بعد از ان همه استخاره و شیرین كاری توپ را دو دستی به حریف اهداء می كند!
مهرداد اولادی هم چنین وضعیتی دارد! امروز سیاوش اكبر پور به سرعت در حال پیشرفت است اما مهرداد خان ماهمچنان اسیر سلمانی و ارایش موهایشان می باشند! پدیده لیگ به لطف هنر سلاطین و مربی وقت پرسپولیس با سرعت تمام در حال انقراض است! شما در این مجموعه مهرزاد معدنچی را هم اضافه كنید! او تازه كار است اما به امید خدا تا چند ماه دیگر در مكتب پروینیسم رشد و نمو پیدا میكند و مثل كاظمیان با توپ عهدی جاودانه می بندد! بله مشكل بزرگ پرسپولیس همین بی تاكتیكی است كه مستوجب آن می شود بازیكنان سعی كنند خودشان با رد كردن یك تیم سوپرمن زمین بشوند!
علی انصاریان(به سان كاپیتان بهروز) سابقا فقط از گوشه های زمین خودی ٬ توپ را بلند روانه دروازه حریف می كردند!(حیفمان آمد كه از كلمه سانتر استفاده كنم چون....) اما در ورژن جدید ایشان٬ كه به اهتمام ناصر خان شكل گرفته بارها مشاهده می كنیم كه از همان نواحی٬ شوتهای جالب و منحصر به فردی هم زده می شود! بیچاره حریفان پرسپولیس كه باید چه گلهای خارق العاده ای بخورند!
مشكل پرسپولیس مادامی كه این دستور از سوی كادر فنی صادر شود پا بر جاست! این تیم متاسفانه راه زیادی تا تیم شدن در پیش رو دارد یك برد خفیف كه با یك گل كاملا تصادفی حاصل شد هرگز متضمن آن نیست كه مشكلات بیكران این ـ سابقآ تیم ـ حل شده باشد! هفته بعد در اهواز بهتر می شود نتیجه این نوع فوتبال غریزی و بی هدف را دید!


نوشته شده در یکشنبه 10 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : Kourosh

نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]

 

 

لینکهای جالب

 

آخرین مطالب ارسالی

 

گلزنی دوباره ی زندی برای آلکی/بازتاب درخشش زندی در مطبوعات قبرسی
پیشنهاد 25 میلیون یورویی چلسی به روبینیو
در پی نظرخواهی از روزنامه نگاران ورزشی :ریبری بازیكن سال فوتبال آلمان شد
"رونالدو" در گفت‌وگو با روزنامه‌ی گاردین: روزی بدون عذاب وجدان با منچستر وداع می‌كنم
خولیو به روكه پیوست :"سانتـاكـروزهـا" در بلكبرن
با تمدید پیش از موعد قرارداد :"موتو" تا 2012 بنفش پوش می‌ماند
انتقاد "افشین قطبی" از مربیان تیم ملی: این برنامه‌ریزی‌ها را درك نمی‌كنم!
"خولیو باپتیستا" در رم؟ ساكی: او می‌تواند همه را شگفت‌زده كند
فان پرسی: به درستی در آرسنال هستم
از آتلتیكو مادرید به بنفیكا لیسبون : ادامه‌ی سفرهای اروپایی ریس
حیدرى: پیراهن تیم ملى را مى خواهم
دنبال حاشیه نیستم/باقرى: این چهره واقعى پرسپولیس نبود
عبدى: در پرسپولیس اسم ها بازى نمى كنند
قطبى درباره آنالیزورها تصمیم مى گیرد
باقرى به پاس مى رسد


جست و جو

 

نظر سنجی

 
قهرمان هشتمین دوره ی لیگ برتر.....؟








آمار وبلاگ

  امروز :
بازدید های امروز : بازدید
بازدید های دیروز : بازدید
كل مطالب : مطلب
كل نظرها : نظر
كل بازدید ها : بازدید
ایجاد صفحه : 0.125 ثانیه

صفحات سایت

 

1 2


پشتیبانی

  Hosted By Mihanblog
Designed By CruelBoys

www.Cruel-Boys.Com - The Professional Website For Download All Programme And Music
هر گونه کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد