سخن را بار دیگر به تیم ملی بر می گردانیم و سعی داریم بحثی در مورد راه حل بهینه برای تیم ملی داشته باشیم !
۱/ گله ای مطرح می شود که چرا حمایت از برانکو را دوستی خاله خرسه می دانیم ؟ شاید اگر نگاهی به تیترهای مصاحبه های برانکو بیاندازد می فهمیم که این روزها برانکو علیه تمامی باورهای خود اقدام می کند او به دنبال بازی تدارکاتی بیشتر است (البته فعلا در حد حرف) و معتقد به حضور بازیکنان تازه در تیم ملی است و عنوان می دارد که جای هیچ بازیکنی در تر کیب تیم ملی قطعی نیست !امیدواریم که این حرفها فقط در حد صحبتهای دلخوش کننده نباشد اما برانکو تغییر کرده است زیرا با انتقاد رو برو شد و آن به به و چه چه گفتن ها و دو ران ماه عسل گونه رفتار ی با او تمام شد و به همین دلیل بود که آن دو ستی ها را خاله خرسی گونه نامیدیم !
2/ در مورد برانکو و همکارانش نخست از انتقادهای اصلی متوجه به او صحبت کردیم و اعلام کردیم زمانی انتقاد از برانکو شروع شد که از یکنواختی بازیهای تیم ملی گفتیم از همکارانش نام بردیم و ضرورت تغییر این همکاران را به او یاد آور شدیم ولی وقتی دیدیم که برانکو کما کان خود را علامه دهر می داند ،تصمیم گرفتیم به ضرورت تغییر نگرش او یا تغییر فیزیکی او در این اواخر بیشتر بگوییم و معتقدیم اگر برانکو اینقدر ضعیف است که نتواند همکاران خود را انتخاب کند چرا نباید مورد انتقاد قرار گیرد ؟
مدافعان ابقای برانکو معتقدند مدیر فنی انتخاب داد کان است و برانکو حق اظهار نظر ندارد !!می گوییم این سیستم اشتباه گزینش مدیر فنی در تیم ملی به برانکو ربطی ندارد اما تحمیل مردان نا کار آمدی نظیر فرکی و سجادی هم به برانکو ربط ندارد ؟ چرا سیمو ئز در تیم امید می تواند کمک مربی و مربی در وازه بانها و بدن ساز از برزیل بیاورد در تیم جوانان هم مربی برزیلی می تواند همکاران با دانش بیاورد ولی برانکو بخاطر تمکین و بلی قربان گوئی و حفظ موقعیت شغلی خود باید تیم ما را با یک کادر فنی ضعیف راهی رقابتهای جام جهانی کند ؟
3/ به نظر مدافعان روشهای برانکو برانکو مربی خوبی برای تیم ملی ایران است زیرا ارزان است!؟ آیا تیم ملی ایران باید ضعیفتر از ساحل عاج تدارک ببیند که با هنری میشل مربی معروف فرانسوی که با تیمهای فرانسه و کامرون و مراکش به جام جهانی رفته است ؟ ساحل عاج بیشتر از ایران برای تیم ملی فوتبالش خرج می کند ؟ اگر جواب به این سوال آری است وای بر ما و یا چرا تونس با روژه لومه در جام جهانی حاضر می شود ؟آیا تونس بیش از ما برای تیم ملی فوتبالش خرج می کند ؟ و از سو ی دیگر فیفا برای تدارک تیمهای فوتبال در جام جهانی به این تیمها کمک مالی می کند چرا این کمک مالی به تیم ملی تزریق نمی شود ؟برای استخدام مربی بزرگ خارجی نمی توان از کمک های اسپانسر ها استفاده کرد ؟(همانطور که دادکان بارها از آوردن ول به فوتبال صحبت کرده و جدای از آن سازمان هم برای آوردن مربی خارجی در دفعات پیشین آمادگی خود را اعلام کرده است)ملت ایران آمادگی دارند که برای ارتقای شرایط تیم ملی ایران هم برای استخدام مربی برای تیم ملی و هم برای انجام بازیهای تدار کاتی به تیم ملی کمک کنند ولی از آنها خواسته نشده است !مسلما با جواب صحیح به این سوالها به این نتیجه می رسیم که ارزان بودن برانکو برای فوتبال ما مزیتی نیست و ضعفهای او را نمی پوشاند
4/در مورد داستان ایویچ باید گفت حق با همکار عزیزم جناب موتمنی است ،اما اخراج ایویچ تنها مربوط به روزنامه ها نبود !در اخراج ایویچ بسیاری از مشاورین صفائی نظیر امین بخش و امیر آصفی و نو آموز و دوستی ایشان با طالبی هم در این اخراج موثر بود و بخاطر داریم در همان زمان ایویچ به حضور طالبی اعتراض داشت و در گیریهای او با فدراسیون و استقلال طلبی او از عوامل مهم اخراج ایویچ بود !حتی نگارنده به خاطر حضور امین بخش در کنار زمین در جریان بازیهای تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران در تبریز با کویت مقاله انتقاد آمیزی در روزنامه ابرار ورزشی نوشت و از دخالت آقایان در کار ایویچ گله ها کرد!
اما در مورد بلاژویچ! او زمانی از فوتبال ملی ما رفت که قرار دادش تمام شد...
همه بخاطر دارند که نظر اکثریت جامعه فوتبال حفظ بلاژویچ بود .حتی خود چیرو وعده بازگشت به ایران را داد اما عواملی نظیر بیماری او و فکر ریاست جمهوری و شاید بی انگیزگیش باعث شد که او به ایران بر نگردد.
پس بر خلاف نظر ایمان عزیز این نظریه که چون ایران پول ندارد پس لیاقت داشتن مربی بزرگ ندارد نمی تواند زیاد منطقی باشد.
5/در مورد انتخاب بازیکنان معتقدیم این نگرش که چون تیم ما علی دائی و هاشمیان را دارد پس نمی توان هر گز آنها را بر روی نیمکت نشاند و بازیکنانی نظیر سامره و کاظمیان ... را در تر کیب گذاشت نمی تواند صحیح باشد! فرض کنیم تیم ملی ما در جام جهانی با تیمهائی هم گروه شد که صاحب قدرت فیزیکی زیاد و قد بلند در خط دفاعی خود بود آیا باز هم باید با علی دائی و هاشمیان وارد زمین شد و اقدام به سانتر نمود ؟در تمام تیمهای فوتبال دنیا از بازیکنانی با قدرت بدنی بالا یا اصطلاحا فیزیکی و بازیکنان تکنیکی تو اما استفاده می کنند بعنوان مثال در بازی اخیر تیم انگلستان و آرژانتین شاهد بودیم زمانی که پیتر کراچ بازیکن بلند قامت و فیزیکی و گل نزن لیورپول وارد شد این بازیکن توانست موقعیت گل برای اوون پدید آورد در تیم ملی ما چون همواره یکنواخت بازی می کنیم (چرا؟) از بازیکنان یکسان استفاده می شود ولی با دعوت و استفاده از مردانی نظیر سامره و کاظمیان و اکبر پور ... می توان خط حمله موثری داشت!
در مورد مجیدی معتقدیم که مشکل او یک مشکل مدیریتی است و همین فرهاد مجیدی در بازی ایران و اردن در چار چوب بازیهای انتخابی برای جام ملتهای آسیا که تیم در غیاب دائی مصدوم به میدان رفت یکی از بهترین ها بود!(اگر چه که بازی را واگذار کردیم اما او بهترین بازیکن زمین بود) فرهاد مجیدی مورد توجه مربیانی نظیر ایویچ بود که در آخرین لحظه حذف شد و بلاژویچ هم در آن زمان به مجیدی اعتقاد داشت! مجیدی بازیکن موثری است که می تواند تنوع در خط حمله ما ببخشد... اگر مدیریت انسانی و روانشناسی در نزد مدیران فوتبال باشد (که متاسفانه کمتر بوده است) ما هم می توانیم از او استفاده کنیم.
در تیم فرانسه دو منش با آنلکا مشکل داشت اما با مدیریت صحیح به تیم بازگشت آن هم در حالی که تیم ملی فرانسه هم ترزگه و هم آنری هم سیسه و هم ویلتورد را دارد.
آ یا دومنش اشتباه می کند ؟مشکلات دو منش با روبرت پیرس هم در حال حل شدن است... اگر مشکلات مدیریتی فوتبال ما نه به برانکو و نه به مدیر تحمیلی فنی او مربوط نباشد پس به چه شخصی مربوط است ؟ در مورد پاشازاده عنوان می شود چون آدامیر واکر در رقابتهای لیگ اتریش در رده های پایین جدول است پس نباید به تیم ملی دعوت شود !!اگر این دلیل موجه باشد پس چون مسینا هم در رده های پایین است نباید رحمان رضائی را به تیم ملی دعوت کنیم ؟
...و از طرف دیگر چرا نوید کیا که یک ذخیره نشین در تیم دسته دومی!!!بوخوم است به تیم ملی دعوت می شود ؟ می گویند چون برانکو دو سال پیش برانکو از بازی پاشازاده در استقلال خوشش نمی آمد پس امروز هم نباید او را دعوت کند !
آیا این دلیل منطقی است آن هم در حالی که در منطقه دفاعی با مشکلات بی شماری مواجه هستیم.
از سوی دیگر باوجود داشتن معضلات عدیده در خط میانی نه به مبعلی علاقمند هستیم و نه نکونام در شرایط خوبی است !
6/ تقویت کادر فنی ایران باوجود نکات بسیار نیاز به سر مایه گزاری ای ندارد که خار ج از عرف کشور ما باشد .ساختمان فوتبال ایران با یک نواختی و به قول آن ضرب المثل قدیمی آفتابه خرج لحیم کردن ها(!) به سامانی نمی رسد .
7 ماه زمان زیادی برای فوتبال پر احساس ماست .فوتبال ما در زمانهای بسیار کوتاه دست به کارهای بزرگ زده است! اصولا ملت ایران همواره در دوران پر فشار دست به کارهای بزرگی زده اند و این نکته بارها در فوتبالمان و دیگر مسائل زندگی و اجتماعی ،خود را نشان داده است.
شوک به تیم ملی در فاصله 7 ماه به جام جهانی به هیچ عنوان تهدیدی برای تیم ملی نیست ...
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1384 و ساعت 08:12 ق.ظ توسط : Kourosh
نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به
بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]